The Outpost

The Outpost

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 2

Maelezo ya toleo

TheOutpost-S02-1080p-Blu-Ray iMovie-DL-Exclusive
TheOutpost-S02-1080p-Blu-Ray iMovie-DL
TheOutpost-S02-1080p-Blu-Ray
TheOutpost-S02-All-Episode-1080p-Blu-Ray
TheOutpost-S02-Full-Episode-1080p-Blu-Ray
The-Outpost-S02-All-1080p-Blu-Ray
Maoni na feri3at
فقط با نسخه بلوری هماهنگ کردم

Lebo

Blu-ray
blu-ray
1080
Blu-Ray
Yamechapishwa tarehe: 2022-01-22
Upakuaji: 65
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

.اسم من تالون‌‍ه

،من آخرین سباه‌خون هستم .یا حداقل این طوری بهم گفتن

وقتی که اوریت درد، تمام .مردم من رو کشت

من نوک گوش‌های خودم رو بریدم تا بتونم .راحت همه‌ جا پنهان بشم

،یه موجود کوچیک درون من زندگی می‌کنه

.که توسط مادر در حال مرگم به من داده شد

که به من این قدرت رو می‌ده که دروازه‌ای به دنیاهای دیگه باز کنم

و موجودات قدرتمندی رو که بهشون .لوکیری می‌گن رو احضار کنم

ولی فقط زمانی می‌تونم اونا رو احضار کنم .که اسم‌شون رو بدونم

چیزی که ثابت کرده می‌تونه .خیلی سخت باشه

،حکام کمال‌گرا می‌خوان من رو بکشن

ولی من یه پناهگاه پیدا کردم ،در دورترین گوشه‌ی این قلمرو

.مکانی به‌نام پایگاه مرزی

...آنچه گذشت

.من سروان گرت اسپیرز هستم

فکر نکنم بتونم چند راند .با هم دووم بیاری

.گوئن

!زنده‌باد ملکه

!زنده‌باد ملکه

،من ارتشبد سدریک ویترز هستم .قاضیِ فعلی

ارتشبد ویترز پدر توئه؟

،اسمم جانزوئه .بهترین آبجوسازِ کشور هستم

،اگر خونت کالیپسوم داشته باشه ،همون تخم مگس

،و یه طاعون‌زا گازت بگیره

.اون تخم‌ها تبدیل به انگل میشن

.این وکس رکسیکان‌‍ه، کتاب اسامی

.فقط درگمن متوجه می‌شه

.من درگمنم

قول میدی خانواده‌مُ آزاد کنی؟

.بهت قول میدم

دارم یه تیم می‌چینم که .بریم دنبال دِرد

.امیدوارم پیداش کنی

.رد پاها تا خرابه‌ها میرن

اینجا کجاست؟

.قبلاً "دان اِبدین" بود

حکام کمال‌گرا که خانوادۀ سلطنتی ،رو برانداز کردن

.لُرد ابدین حاضر نشد بیعت کنه

،اونا هم دروازه‌های ملکشُ کندن

...قصرش رو سوزوندن

،و همه‌رو کشتن

.از جمله خودِ لرد ابدین

می‌خوان با ما هم همین‌کارو کنن؟

برای همینم نباید اجازه بدیم .دِرد به پایتخت برسه

متوجه‌ای؟ - .بله، قربان -

.خوبه

.گوش به زنگ باشید

.و هشیار

.اسب‌ها رو بذارید بمونن

.من نمیام تو، قربان

.دِرد اونجاست

ما که دو هفته دنبالش نکردیم

که همین‌طوری برگردیم و فرار کنیم

.چون جنابعالی از تاریکی می‌ترسی

...آره، ولی به‌نظر فکر خوبی نیست که

.باشه، باشه

.همین‌جا بمون و نگهبانی بده

!از هم جدا نشید !جدا نشید

...این به‌خاطر تالونه

.و ملکه‌ت...

:مترجمین « AbG سـروش » « Nora حسام‌الدین »

.این که همون اسمه

.چند روزه الان اینجاییم

واقعاً می‌خوای فقط همین اسمُ بهم بدی؟

،درگمن، میگن که چند صدتا

یا شایدم هزاران لوکیری .اون‌طرفِ دروازه وجود داره

پس اگه می‌خوام به گوئن کمک کنم ،که حکام کمال‌گرا رو شکست بده

باید دروازه رو باز کنم و همۀ شیاطین .رو به اسم به این قلمرو احضار کنم

.ببین، می‌دونم می‌تونی حرف بزنی .توضیح بده

چرا فقط همین اسمُ بهم دادی؟

.باشه

پس می‌خوای اول اینو احضار کنم؟

ایشالله که این اهریمن‌‍ه .از قبلی یکم مهربون‌تر باشه

.عقب وایسا

تالون؟

.یالا، تالون

.نفس عمیق بکش .تیر رو که رها می‌کنی بازدم کن

مردم من میگن که چیزی که ،متعلق به ما نیست رو بگیریم

.مخصوصاً زندگیِ موجودی رو

،نیازی نیست از این‌کار لذت ببری

.ولی باید غذا بخوریم

.ما فقط برای زنده‌موندن شکار می‌کنیم

.با فرمانِ من تیرو رها کنید

!هنوز نه

.داره دور میشه، تالون

!یه شکار بی‌نقص

رمیک" تا آخر زمستون" .سیر نگه‌مون می‌داره، تالون

.از همه‌جاش استفاده می‌کنیم

،و هر موقع که شکم خالی‌مونُ سیر کنه

زندگیش رو به یاد میاریم .و قدردانش خواهیم بود

خب؟

خب؟

گوش‌های نوک‌تیز هم که داشتی .همون‌قدر دوسِت داشتیم

مگه نه، مایرون؟

چی باعث شد نوک‌شون رو بکَنی؟

آره بده‌ش من. من کارشُ .برات تموم می‌کنم

.حالا برو یه لیوان آب برام بیار

یه آشپزیِ درست‌حسابی .انتظارمون رو می‌کشه

.باشه

.سلام علیکم

،این وحشی‌ها باهات چی‌کار کردن گوشات رو بُریدن؟

.کار خودمه - .شرم‌آوره -

.مایۀ خجالت مادرت میشی

.تو نه منو می‌شناسی، نه مادرمو

.ولی چرا جفت‌تونُ می‌شناسم

البته که بار آخری که دیدمت

.خیلی کوچولو بودی

چرا کشتی‌شون؟

.چندتا انسان معمولی بودن دیگه

.بیا. دوباره در کنار مردم خودت زندگی کن

.مردم من مُردن

مادرت آسترکینج رو .به تو سپرد

.که تو بدیش به من

.نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

.ما فقط برای زنده‌موندن شکار می‌کنیم

.اِکوندی لوکیریِ تو نیست .مال منه

تو قبلاً یکی شبیه به منو دیدی، مگه نه؟

با این علامت؟

.یه بار - کجاست؟ -

.مُرده

.وارلک برادرم بود

.و بعد بهم گفت که دوستم داره

در واقع بعد از وقتی .بود که جونشُ نجات دادم

ولی خب البته گمونم .اونم جون منو نجات داد

.بعدش منو بوسید

گفتش که صرفاً برای ،فراموشیِ دردم بود

ولی خب این اصلاً با عقل جور در میاد؟

،حالا اگه گرت بره پی کارش، خب

...شاید... اون شاید ممکنه عشقش از عشق خواهر برادری

...تغییر کنه به، می‌دونی

ولی کی می‌تونه با اون پسر خوش‌هیکل رقابت کنه؟

داری با یه طاعون‌زا صحبت می‌کنی؟

!جانزو

حالت خوبه؟ - .نایا"، بله. ببخشید، خوبم" -

.فقط یکم ترسوندیم

.واقعاً از ریخت و پاشِ اینجا شرمنده .والا خیلی مشغله دارم

دارم سعیمُ می‌کنم که .مشکل این طاعون‌زا رو کشف کنم

خوابیدی این چند روز؟

جانزو هر وقت مشکل طاعون .رو حل کرد می‌تونه بخوابه

".هر وقت جانزو مشکل طاعون رو حل کرد"

.ملت دارن جون‌شونُ از دست میدن - .خب، فکر کردم که حلش کرده بودی -

،اگر مردم کالیپسوم مصرف نکنن .تبدیل به طاعون‌زا هم نمی‌شن

خب، بله، اما بی‌خیالِ مصرف که نمی‌شن، مگه نه خنگ‌خدا؟

.اعتیاده

.مامان میگه آبجومون داره تموم میشه

می‌شه لطفاً انقدر همه‌تون نیاید تو کارم فضولی کنید؟

.همین‌طوری اومدم، جانزو .فضولی‌ای در کار نیست

.منم

مامان میگه باید تن لشتُ تکون بدی

.و یه‌بارم شده مفید واقع شی

!با شراب بیشتر

.با شراب بیشتر

.ممنونم، مانت

یه جنازۀ دیگه؟

می‌خوای برات سر به نیستش کنم؟

.آره. آره لطفاً

همون‌طور که می‌بینی خیلی کار دارم

...و زمان کمی برای انجام‌دادنش، پس

کمکی از دستم بر میاد، نایا؟

.ملکه رزموند می‌خواد باهات صحبت کنه

.باشه خب، یکمی سرم شلوغه

همین‌الان. در حال بازدید .از سربازان‌شون نزدیک قصر هستن

.بله حتماً. ممنون

ارتشبد ویترز، شما باید تلاش‌تون رو در

پیدا کردنِ هویت خائنی که

دِرد رو آزاد کرد .دو چندان کنید

تیم نگهبانی الانشم با هجوم این تعداد آدم

،به داخل پایگاه مرزی .به‌قدر کافی بیش از حد کار کرده

کی این پایگاه مرزی و مردمش رو مثل شما می‌شناسه، ارتشبد؟

از مخبرهاتون بخواید که اسامیِ افرادی که .شکی از وفاداری‌شون هست رو در بیارن

می‌خواید براتون جاسوسی کنم؟

.می‌خوام کسی که آزادش کرده رو پیدا کنی

نه که هیچ‌وقت خیلی ...نظر من رو می‌خواستی، ولی

.در هر حال می‌خوای نظرتُ بگی

.سربازاتون اصلاً زمان استراحت نداشتن

.خیلی خسته‌ن

می‌ترسن به‌خاطر توهین به گوش‌های ظریف ملکه

.ازتون درخواست کنن

هوم. حس خودتم همینه؟

من؟

.نه

،من هیچ‌وقت از توهین به کسی ترسی نداشتم

دیگه چه برسه دختر بچه‌ای .مثل شما اولیاء حضرت

،سر پست‌شون نگه‌شون می‌دارم، ارتشبد

چون اگه گرت تا حالا ،جلوش رو نگرفته باشه

سفیر دِرد یه‌راست میره پایتخت

.و با ارتش بزرگ حکام برمی‌گرده

و وقتیم حکام کمال‌گرا برسن اینجا سربازاتون بهشون ملحق میشن

اگر دلیلی برای دوست‌داشتن‌تون .بهشون ندید

.و نگرانم نباش، پسرم دِرد رو پیدا می‌کنه

ملکه‌ی من؟ - .آبجوساز -

.یک روز دیگه هم شب شد

در پروسۀ پیدا کردن علاجی برای طاعون‌زاها

به کجا رسیدی؟ - .تازه کارمُ شروع کردم -

و چندتا مورد آزمایشی آلوده‌شده‌ی دیگه

هم می‌خوام که به .تحقیقاتم ادامه بدم

هر چقدر جنازه بخوای .سربازام برات میارن

بنظر از وقتی که قانونی ،بر ضد کالیپسوم وضع کردم

.رایج‌تر هم همیشه شده

خب، هیچ‌چیز مثل لذت‌های ممنوعه .وسوسه‌انگیز نیست

هوم. بله، خب، جای این‌که برام توضیح بدی ،چرا داره از قوانینم سرپیچی می‌شه

More Farsi Persian subtitles for The Outpost

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left