Mistari 200 ya kwanza.
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
قتـــــــــــــــــل 3
:مترجم Highbury
.چهارشنبه، 9 نوامبر
تا به حال انتخابات ...تحت تاثیر بحران اقتصادی قرار گرفته
روز یکم
که آمارهای شاخص اخیر .امروز صبح شدیدتر هم شد
...کسر درآمد به رشد خودش ادامه میده
و تعدادی از شرکتهایی .که بسته شده بودند هنوز در اعتصاب هستند
...نخستوزیر به خوشبینی خودش ادامه میده و بر لزوم
کاهش هزینه در .تمام بخشهای جامعه تاکید میکنه
مسئله مهم امروز اینه که ...شاهدان ادعا میکنند که
نفت و شرکت کشتیسازی عظیم .زیلند" داره به آسیا میره"
این رویداد ممکنه پسرفتی .برای اقتصاد و دولت باشه
...اما تاکنون نخستوزیر و "زیلند" در این مورد اظهار نظری نکردن
.دنبال "سارا لوند" میگردم - .یه جایی همین اطرافه -
سارا لوند"؟" - .اون پشت رو امتحان کن -
ممکنه برای امشب شام بتونی بیای؟
نه، ترجیح میدم ببینمت .یکم حرف بزنیم و دوستدخترت رو ببینم
!میتونم خونه رو بهت نشون بدم - سارا لوند"؟" -
.باغ هنوز کارش تموم نشده .کلی درخت و بوته میخوام
پرورش گلوگیاه گفتش .که هنوزم قبل از اینکه یخبندون برسه میتونم بکارمشون
آره، پنج یا شش .میتونم زود برم
.فقط میخوام ببینمت .خیلی وقت که گذشته
عالیه، دوستدخترت چه شکلیه؟
.خیلی دوست دارم که زودتر تو و "ایوا" رو ببینم
.خداحافظ
.سلام "آسبین یانکر" هستم .بازرس جدید
.بهم گفتن که تو بهم یاد میدی کار چطوریه - .بله -
.یکم قهوه بیار .فکر کنم نون هم باشه
.واقعا دوست دارم کارمو شروع کنم .بقیه به نظر سرشون شلوغه
سالگرد 25سالگی کیه؟- .لوند" تبریک میگم" -
میخواستم زودتر بیام .اما به هر حال بعدا میبینمت
.همگی سرشون به بودجه گرمه، پس من مسئول این اتفاقم
."پلیس جدید "آسبین - ."یانکر" -
."فقط بهم بگین "یانکر - .خوبه که یه چهره جدید میبینم -
از بخش عملیات و برنامهریزی و تحلیل خبری هست؟ - .امروز تصمیمش گرفته میشه -
.رییس تصمیم رو میگیره - .بله، خب، تا جایی که من میدونم بله -
حالا که سابقه ...25سالگی در نیروی پلیس دارم
.بله، همینطور که میگی - .شاید تو هم بتونی بگیش -
...منو نمیشناسه و
.یکی شاید بهش برداشت اشتباه رو برسونه
کمک خیلی زیادی میشد .اگر با کلمات خوب بیانش میکردی
رییس میخواد در مراسم اهدای .دیپلم افتخاری شرکت کنه، سعی میکنم باهاش حرف بزنم
اما خودتو نشون بده .و تاثیر خوبی روش بذار
.باشه، این کار رو میکنم، ممنون
.هنوزم فکر میکنم تصمیم اشتباه رو گرفتی
.میدونم - .یونیفورم فراموشت نشه -
میشه بریم؟ - .بله-
.سالگردت رو بهت تبریک میگم
.عالیه - .ممنون -
خب میخوای در بخش عملیات برنامهریزی و تحلیل چه کار کنی؟
.چیزا رو برنامهریزی و تحلیل میکنی
.خیلی جالبه ."مراقب اون گل باش "لوند
بعضی بهش میگن بخش مبل راحتی، چون .یه جورایی کارش سبکه اما مطمئنم که اینطوری نیست
قبلا کجا بودی؟ - ."در "بلاژ -
منتظر بودم تا به اینجا منتقل بشم؟ - چرا؟ -
.چونکه میخوام یه تفاوتی ایجاد کنم - دنیا رو جای بهتری بکنی؟ -
مشکلیه؟ فکر میکنی زیادی جوونم، مگه نه؟
اشکالی نداره، اما از ...هر کسی که در مورد حقوق بازنشستگی و افزایش حقوق
.برای اینکه یه چیزی به خودشون برسه حرف میزنن بهترم .نیازی نیست نگران چیزی باشی
.عالیه
.اینجا محل جمعآوری زباله فلزیه .1000تن در هر هفته
توسط قطار یا کشتی .به خاور دور برای بازیافت برده میشه
جسد کجاست؟ - .همه جا، کموبیش -
مسئول جرثقیل وقتی .فهمیده این چیه، داشته از قهوه خفه میشده
.چنگک جسد رو به دو نیم کرده .تا الان هفت قسمتش رو پیدا کردیم
چرا جلوی بقیه جرثقیلها رو نگرفتین؟
.سرکارگر نمیتونه از پس توقف همهشون بربیاد .خیلی هم از اینجا دورن
هیچ کارت شناسایی نداره؟
.مرد، 45 تا 55 ساله .غیرممکنه که صورتش رو بشه تشخیص داد
اونا با بیخانمانها که آشغالها رو .زیرورو میکردن دردسر داشتن
.احتمالا یکی از هموناست
علت مرگ؟ - .جرمشناسی داره روش کار میکنه -
اما اینجا جای امنی نیست .که از مستی بیهوش بشی
و هیچ گزارشی از افراد گمشده یا شاهدی نیست؟
اونجا بندر صنعتی .با ورودی کانتینر شرکت "زیلند" ـه
.کسی چیزی گزارش نداده - .باشه -
.خب، فقط اومدم "آسبین" رو برسونم
از بخشهای قابل تشخیصش عکس بگیر .و با بیخانمانها مصاحبه کن
.البته، سالگردت مبارک - .ممنون -
.فکر نکنم بیخانمان بوده باشه
یه حلقه طلایی دستش بود ...و بعدش خالکوبهایی داره
به این نگاه کن، اگر همینطور افتاده ...پس چرا پوستش چروک خورده
.انگار که چندین ساعت تو اسکله افتاده بوده
و برشهای روی مچش .نمیتونن کار جرثقیل بوده باشن
.باشه، شنیدی چی گفت .با بیخانمانها شروع کن
از "زیلند" و افسر اسکله بپرس .که آیا ملوان گمشدهای دارن یا نه
کشتیها و بقیه اسکله چی؟
نه، اما اگر هوای تازه میخواستی .راحت باش و برو تو اسکله یه قدمی بزن
.روز خوبی داشته باشی - .تو هم همینطور -
برای این چقدر میخوای؟ - .ده تا برای یه دور آبجو -
آمادهس؟ - .داره بچهها میاره -
!امیلی"! زود باش" !دیرمون میشه
!"امیلی"
چرا دیگه حرف نمیزنه؟ - .خب، گذاشتی از پنجره بره بیرون -
وقتی از پنجره انداختیش بیرون، میشکنه .در موردش حرف زدیم
!پس اینجایی - کی میتونم یه گربه داشته باشم؟ -
داشتی چه کار میکردی؟ - .قول دادی بابا -
.واقعا؟ فکر نکنم
قول دادم تا با مامان .در مورد یه حیوون خونگی به جز گربه حرف بزنم
دوباره کفشهات خیس شدن؟ - .اشکالی نداره -
."نه، نداره "امیلی .دیرمون میشه
دیدمش. یکی داره .برای ملاقات امشب آماده میشه
به هیئت رییسه خبر دادم .که میخوای سریعتر یه جلسه تشکیل بشه
.راننده آمادهس - .برای "امیلی" کفشهای خشک پیدا کن -
.مادر بچهها همین الان زنگ زد .قرار ملاقات با مدرسه همین الانه
.ملاقات هیئت رییسه رو عقب میندازم - .باشه-
.عجله کنین، بچهها .من میبرمتون
.بیا "کارل"، مامان اینجاس
.سلام - تو اینجا چه کار میکنی؟ -
.فقط میخوام با بابا حرف بزنم - .بابا میخواد ازت یه چیزی بپرسه -
.بعدا از مامان میپرسم عزیزم - .نه، الان ازش بپرس بابا -
.سخنرانیم در تورنتو دوباره برنامهریزی شده .فردا دارم میرم
.پس باید دوباره برنامهریزیش کنم - .بله، پس منم جمعوجور میکنم -
اگر اولش ازت پرسیده بودم .میگفتی نه
."بیا "کارل
.برای زمین بازی ممنون .بچهها عاشقشن
.خوبه، دوست دارم در مورد "امیلی" حرف بزنم - بله، نگرانی؟ -
.بله، تمام هفته گذشته با من بود .به نظر خوشحال نمیاد
.نمیخواد کاری بکنه .فکر کنم یه چیزی رو داره پنهان میکنه
.وقتی در موردش ازش میپرسم، جواب نمیده اینجا چطوریه؟
.مدتی بود که یکم ساکت شده بود متوجه مشکلش شدی؟
.نه
و چیزی هم نگفته؟ - .نه -
.به نظر خوشحال میاد .گرفتن یه گربه خیلی بهش کمک کرد
چی؟ - ...هیچی مثل یه حیوون خونگی -
.کدوم گربه؟ "امیلی" حساسیت داره .نمیتونه نزدیک گربهها باشه
.به نظر میاد یه اشتباهی کردم
.این کارا رو هفته پیش کردیم .با دوربین تلفنش اینا رو گرفته
.بهش هیچ گربهای ندادم - پس اونا رو از کجا اورده؟ -
.اون 24 ساعت و هفت روز هفته زیر نظر منه .بهتره با مادرت صحبت کنه
بازم عکس دیگهای هست؟ - .بله -
راینهارت". کارمندای" .نخستوزیر برای این مقاله توضیح میخوان
.نخستوزیر میخواد رد بشه
بهشون بگو سرمون شلوغه. هیئت رییسه چی؟ - .آمادهس -
.اما یه چیز دیگه هم هست
.پلیس یه جسد در اسکله پیدا کرده .میخوان بپرسن که یکی از ماست یا نه
.امیدوارم نباشه - .داریم خدمهمونو بررسی میکنیم -
.ممنون .میبینمت
.متوجه نمیشم گفته که گربهشه؟
...خب اگر همین باشه - .بله، خب، مدتی پیش بود -
.و مطمئنم "امیلی" یه توضیحی داره .بذار تا بیرون راهنماییتون کنم
.رابرت" صبر کن" ...میخوام
.میخوام قبل از اینکه برم با "امیلی" حرف بزنم میتونم بچهها رو برسونم؟
.نیازی نیست. خودم ترتیبش رو میدم - .اما میخوام باهاش صحبت کنم -
.مشکلی نیست اگرم باشه حلش میکنم .سفر خوبی داشته باشی
...در دهه گذشته دولت جامعه ما رو
با سیاستی ریاضت داده که .فقط به نفع ثروتمندان بوده
و با این حال، روزنامه امروز ...بهمون میگه که حتی بخش تجاری
،که حزب نخستوزیر رو تغذیه میکنه .به این سیاست اعتماد کامل نداره
زیلند" بزرگترین شرکت دانمارک" ...داره به گروه شرکتهایی ملحق میشه
که ما رو تهدید به تحمیل هزینه .و انتقال کارگاهها به آسیا میکنن
.سیاست اقتصادیمون با "زیلند" مشهوره
بله، به خاطر اینکه چاپلوسیشونو میکنی .و بهشون روی نفت و مالیات تخفیف میدی
...اگر کسی داره چاپلوسی کسی رو میکنه
!اگر کسی داره چاپلوسی میکنه، تویی
تو و حزبت میخواین ما باور کنیم ...بحران تموم میشه
.اگر به تو رای بدیم .مشکل اینه که حقیقت نداره
میدونم که برای شما و خیلی .از مردم دانمارک سخته
...برای مدت خیلی زیادی در مورد کم کردن نیروی کار
ورشکستگیها، پساندازهای .خصوصی که دود میشن میرن هوا شنیدیم
...اگر میخواین که چشمبند ببندین
و مشکلات رو به بچههامون منتقل کنیم .پس به "اوسینگ" رای بدین
.اما اگر میخواین مسئولانه عمل کنین به من رای بدین
...آیا نخستوزیر میتونه ضمانت کنه
که این شایعات منجر به تخفیف بیشتر به "زیلند" نمیشه؟
اگر بخش تجاری شرایط منطقی داشته باشه .کارگاهها همینجا میمونن
.اما محدودیتهایی هست ."هر کسی باید کمک کنه از جمله "زیلند
بهت گفتم مانع این بشو .که در مورد مقاله حرف زده بشه
.مدام در مورد اون مقاله کوفتی حرف زد .زیلند" باید انکارش کنه"
.همه جا پیغام گذاشتم .فکر کنم یه چیزی شده
.نباید پیشنهادمون به حزب مرکزی رو آشفته کنه
.معامله باید انجام بشه
.داریم روش کار میکنیم .اما الان داریم میریم بیخانمانها رو ببینیم
.فقط از این کار عکس نمیخوام .میخوام با مردم حرف بزنم
.بدون عکس در بیخانمانها رای وجود نداره
.یه ثانیه
.همین الان تو تلویزیون دیدمت .اگر از یه حزب دیگه نبودم، بهت رای میدادم
.به هر حال این کار رو بکن - قبل از اینکه بری میبینمت؟ -
.مشکل میشه .باید با حزبت یه معاملهای بکنم
.به خاطر همین زنگ زدم .این گروه تو رو نخستوزیر میدونن
اما "زیلند" رو کنترل میکنی؟ - .کاملا -
.اوسینگ" داره تقلا میکنه" بعدا در امروز انکار میشه، کجایی؟
.در یه جلسه انتخاباتی - .بعدا بهت زنگ میزنم -
.ملاقات با بیخانمانها لغو شد .جنایتی در اسکله اتفاق افتاده
جنایت؟- .تهدید رو حس میکنن -
بخش ویژه همراه با .پلیس داره تحقیق میکنه
.ملاقات با بیخانمانها رو لغو نمیکنیم .برای "اوسینگ" یه بهانه میشه
اگر بخش ویژه چیز .قابل استنادی پیدا نکرد،همین امروز انجامش میدیم
.به برادرت میدم بررسیش کنه کی زنگ میزد؟
.دندونپزشکم .یه قرار رو فراموش کردم
بله، سلام؟- .یانکر" هستم، جرمشناسی قتل رو تایید میکنه" -
.با یه چکش میخکش زدن تو صورتش
.با فرمانده گروهت حرف بزن - .زیلند" رو بررسی کردیم" -
.هیچ فرد گمشدهای ندارن .یکی از بیخانمانها چیزی دیده
.همونجا بود .فکر کردم دارن یه فُک رو تعقیب میکنن
.با یه قایق سریع اونو تعقیب میکردن
...داشتن به سمت اسقاطخونه میرفتن که
"رادیو "لینگبی .یه پیام اضطراری رو در ساعت 2:30 دریافت کرد که قطع شد
No comments yet. Be the first to leave one.