Mistari 200 ya kwanza.
🌼 مهمونخونه عاشقونه 🌼
تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد
تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد
اومدین اینجا دنبال من مگه نه؟
!یالا دستگیرم کن
!اول شمشیرتو بذار زمین
منتظر چی هستی؟ باید بریم
برگردین به قصر- چشم-
باید بگیریمش
بین اونا محافظ هم فرار کرد
نمیتونیم تاخیر کنیم، اعلیحضرت منتظرن
ارباب
ما لی سول رو گرفتیم
میتونیم بعدا دنبال بقیه شون بریم
بیاین- چشم-
وای، خدایا
حالتون خوبه؟
نگران بودم نکنه چیزیتون بشه
ببخشید
همیشه نگرانتون میکنم
به نظر هونگ جو ترسیده
وای
جسد رو تو یکی از اتاق ها بذارین
اول باید هوا ریونگ رو دفن کنیم
منم قبر و تابوت رو آماده میکنم
منم کمک میکنم
یوها رو بردن؟
تو اون جنگل چی شد؟
ارباب جانگ دادگستری رو درگیر کرد
...اگه به خاطر یوها نبود
هیچکدوممون جون سالم به در نمیبردیم
که اینطور
حالا چیکار کنیم؟
من نجاتش میدم
به هر قیمتی شده
باید نجاتش بدم
چقدر حقیر
...چی در موردم فکر کردی
که گولم زدی؟
بانو
...شما نباید
لبخند میزدین و باهام شوخی میکردین
خبر نداشتم که نامزدم رو کشتی
...و به جوک ها
خندیدم
حالم رو بهم میزنی
...با اون دستایی که دستم رو میگرفتی
جون چند نفر رو گرفتی؟
معذرت میخوام
...هر حرفی هم بزنم برای
...تسکین قلبتون کافی نیست
چرا باید فقط بیگناه ها جونشون رو از دست بدن؟
درحالی که بقیه لیاقت مردن رو دارن؟
این چیه؟
موقع گشتن باغ گل ها اینو پیدا کردیم
میبینم برادرزاده ام بزرگ شده
حالا میبینم چرا نتونستم بشناسمت
چون چشمای خوبی نداری
چطور باید بکشمت؟
حتی فکرش هم منو به هیجان میاره
تا میتونی لذت ببر
...هیچی تا ابد نیست
حکومت تو هم همینطوره
هرچی میخوای حرف بزن
ولی بدون هیچوقت صدات رو کسی نمیشنوه
...ذره ذره گوشت از تنت جدا میکنم
تا کم کم روحت از بدنت جدا بشه
...طوری که حتی برادر طفلک منم
تو دنیای پس از مرگ نتونه صورت پسرش رو ببینه
چرا بازجویی اینقدر طول کشیده؟
دارن وارث تاج و تخت رو شکنجه میدن؟
وزیر شین، شما اینجا بودین؟
عالیجناب
نمیتونم این غم و ناامیدی رو تحمل کنم
عالیجناب- عالیجناب-
عالیجناب- عالیجناب-
وای
چی شده؟
نگران نباش
کانگ سان جاش امنه و سالمه
...منظورتون اینه
براش وقت خریدم، حالا باید فقط صبر کنیم
نوشیدنی رو قبول کن
نقش مهمی تو دستگیری لی سول ایفا کردی
خیلی زود ترفیع مقام پیدا میکنی
باعث افتخارمه، اعلیحضرت
...پس
...از کجا میدونستین
جونگ یوها پسر ولیعهده؟
خواجه اعظم اعتراف کرد
که اون پسر ولیعهده
...پس
فقط مونده اعدامش کنیم
...زهر خیلی حکم سبکیه
قطع سر هم خیلی ساده اس
نمیتونم بذارم تنها برادرزاده ام اینقدر کسل کننده بمیره
...پس شما
ایده ای دارین؟
شنیدم تو به اعلیحضرت گفتی که پسر ولیعهد کیه
همه این مدت باخبر بودی؟
اینقدر توهین آمیز برخورد نکنین
...مگه به شما
وعده ارتقا ندادن؟
...اعلیحضرت خبر دارن که
...لی سولی که پیدا کردی
تقلبیه؟
تقلبی؟
چه مزخرفی داری میگی؟
میتونم این مزخرفات رو به اعلیحضرت بگم؟
...اون کانگ سان
لی سولیه که دنبالشه؟
چی میخواین؟
بهم بگین
فقط دنبال یه چیزم
محافظ
اون کجاست؟
واقعا من خبر ندارم محافظ کجاست
داری صبرم رو لبریز میکنی
من نمیدونم کجاست
ولی معبدی که محافظ ها اونجا تعلیم میبینن رو میدونم کجاست
...ولی
...از کجا میدونی
که یوها تقلبیه؟
محافظ هیچوقت بدون اربابش فرار نمیکنه
غیر ممکنه
این وقت شب کجا میری؟
که وزیر شین رو ببینم
فکر میکنی سالم و سلامت باشه؟
...وقتی صبح شد وضعیتش رو بررسی کنین
هیچکس نمیدونه کِی قراره اعدام بشه
این همون لحظه ایه که پادشاه منتظرش بوده
عالیجناب- ...من نمیتونم-
بذارم یو ها به جای من زجر بِکشه
نمیتونستم خودم رو به خاطرش ببخشم
...هر چقدر هم که عجله داشته باشی
نباید شمشیرت رو فراموش کنی
برو جلو
منتظرت می مونم
باشه
زیاد طول نمی کشه
تمام شب رو همین جا میمونی؟
...به نظرم بهترین کار اینه
که دور بمونم
...اگه بگم میفهمم چه احساسی داری
مثل آدم های دو رو میشم
جایی میری؟
باهات میام
مجبور نیستی
...متاسفم که نتونستم
زودتر آزادت کنم
عالیجناب
حالا میتونی هر چی که قلبت میگه رو دنبال کنی
...تصمیم بگیر که می مونی
یا میری
...اگه قرار باشه توی محافظت کردن از شما شکست بخورم
زندگیم ارزشی داره؟
میتونی یو ها رو نجات بدی
باید حین انجام این کار ازتون محافظت کنم
امشب باید اینجا بمونی
وزیر جانگ ممکنه برگرده
...و دونستن این که اینجا هستی
خیالم رو راحت تر میکنه
صحیح و سالم بمون
...من اینجا منتظرت بودم
تا تو بیای
باغ گل ها هم خالی بود
وزیر شین کجاست؟
زندانه
...شنیدم که لی سول
دستگیر شده
هری بیشتر صبر کنیم شانسمون کمتر میشه
باید به زودی گروهی رو برای حمله به قصر آماده کنیم
...به من گفتن که
وزیر شین همه چی رو آماده کرده
...فرمانده آموزش نیروهای قصر
موافقت کرد که کودتا بیپونده
ولی از اون زمان اتفاق های زیادی افتاده
یه قرار ملاقات ترتیب بده
من راضیش میکنم
بسیار خوب
!ارباب- !ارباب-
شما کی هستین؟
محافظ وارث معزول کجاست؟
"محافظ؟"
نمیدونم درباره ی کی حرف میزنی
...قبل از اینکه همه رو بکشم
بهم بگو
...وقتی سوال همونه
جوابش چطوری عوض بشه؟
نه
اینجا هم دیگه امن نیست
...اگه پیدات کنن- پس چی؟-
باید خودمو نجات بدم؟
...وقتی یو ها رو میتونن هر لحظه اعدام کنن
و زندگی همه سر جاشه؟
شما باید از بقیه مراقبت کنین
برای حفظ امنیت اون ها باید هانیانگ رو ترک کنین
تو هم خانواده ی منی
نمیتونم این کار رو بکنم
لطفا دان او
No comments yet. Be the first to leave one.