Troll 2

Troll 2

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Troll 2 2025 12 02T07 00
Maoni na Don Milo

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2025-12-02
Upakuaji: 92
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‏‫"از خاک و سنگ ساخته شده."‬

‏‫"قلبی پوشیده از برف‬

‏‫و استخوانی یخی."‬

‏‫از اعماق کوهستان،‬ ‏‫ترول‌ها برخاستند.‬

‏‫برای مدتی طولانی،‬ ‏‫انسان‌ها و ترول‌ها در کنار هم‬

‏‫با صلح و احترام زندگی می‌کردند.‬

‏‫تا اینکه نظم نوین جهانی‬

‏‫اروپا را فرا گرفت.‬

‏‫در نروژ، پادشاهی جوان‬ ‏‫وظیفه مسیحی کردن کشور را بر عهده گرفت.‬

‏‫سنت اولاف.‬

‏‫دین جدید جایی برای‬ ‏‫باستانیان زمین نداشت.‬

‏‫از تاریکی امن‬ ‏‫جنگل‌ها و کوهستان‌ها،‬

‏‫او آن‌ها را به نور خورشید راند،‬

‏‫جایی که به سنگ تبدیل شدند.‬

‏‫با شمشیر و انجیل در دست،‬

‏‫اولاف کشور را از شر ترول‌ها پاک کرد.‬

‏‫و با ادامه کشتار،‬

‏‫ترول‌ها از نمادهای مقدس مسیحیت‬ ‏‫بیزار شدند.‬

‏‫عصر ترول‌ها‬

‏‫به پایان رسید.‬

‏‫او هیچ رحم و مروتی نشان نداد‬ ‏‫و همه آن‌ها را کشت، بزرگ و...‬

‏‫فکر کنم همین‌جا کافیه بچه‌ها.‬

‏‫اما مامان، بابا داره در مورد‬ ‏‫کشتار ترول‌ها به من میگه.‬

‏‫کشتار.‬

‏‫اما بابا،‬

‏‫چرا سنت اولاف اینقدر بدجنس بود؟‬

‏‫- ترول‌ها اول اونجا بودن!‬ ‏‫- دقیقاً.‬

‏‫چرا کسی به دادشون نرسید؟‬ ‏‫من اگه بودم کمکشون می‌کردم.‬

‏‫خوبه! اما کسی نبود که از‬ ‏‫سرسختی ذهن انسان‌ها نجاتشون بده.‬

‏‫خب، بهتره بری قبل از اینکه از خونه پرتت کنم بیرون، تیدمان.‬

‏‫ادامه دارد.‬

‏‫- شب بخیر، تینی.‬ ‏‫- شب بخیر، بیگ.‬

‏‫«کشتار ترول‌ها»؟‬

‏‫مسابقه غذا خوردن اشلاد‬ ‏‫با ترول بهتره؟‬

‏‫اینکه ترول شکم خودش رو پاره کنه‬ ‏‫و روده‌هاش بریزه بیرون؟‬

‏‫هی، حالت خوبه؟‬

‏‫حالت خوبه؟‬

‏‫نگران نباش. حالم خوبه.‬

‏‫مطمئنی؟‬

‏‫قول می‌دم.‬

‏‫هی، مامان؟‬

‏‫اون افسانه‬ ‏‫مراسم عروسی ترول‌ها رو می‌دونی؟‬

‏‫فکر می‌کنی واقعاً اولافِ بدجنس‬ ‏‫اون بالا دنبالشون کرده باشه؟‬

‏‫و برای همین مرده باشن؟‬

‏‫آره. خب، یه احتماله.‬

‏‫آره.‬

‏‫بیرون.‬

‏‫یه روز تو رو می‌بریم اونجا، نورا.‬

‏‫به دیوار ترول‌ها.‬

‏‫قول می‌دی؟‬

‏‫قول بده.‬

‏‫حالا برو بخواب.‬

‏‫خوابم نمیاد.‬

‏‫می‌تونی بخونی؟‬

‏‫خواهشاً.‬

‏‫وقتی مامان تروله اون‬

‏‫یازده ترول کوچولو رو خوابوند‬

‏‫و دم‌هاشون رو بست‬

‏‫یه لالایی آروم می‌خونه‬

‏‫برای یازده ترول کوچولوش‬

‏‫زیباترین کلماتی که بلده‬

‏‫۳۰ سال بعد‬

‏‫الو؟‬

‏‫نه!‬

‏‫نورا، صبر کن! منم!‬

‏‫منم!‬

‏‫آندریاس ایساکسن.‬

‏‫مدتی بود ندیده بودمت.‬

‏‫فقط من اینجام.‬

‏‫مهمان‌نوازی خاندانت موروثیه.‬

‏‫آره، من...‬

‏‫انتظار مهمون نداشتم.‬

‏‫چه...‬

‏‫چه کارا که...‬

‏‫نکردی‬

‏‫از آخرین بار؟‬

‏‫هی، منظورم این نیست که بی‌ادب باشم.‬

‏‫خوشحالم می‌بینمت، ولی اینجا چیکار می‌کنی؟‬

‏‫من...‬

‏‫در جستجوی آرامگاه سنت اولاف‬

‏‫داشتم فکر می‌کردم‬ ‏‫شاید بتونی در مورد چیزی به ما کمک کنی.‬

‏‫ما؟‬

‏‫آره، منظورم اینه که...‬

‏‫ربطی به امنیت ملی داره؟‬

‏‫نمی‌تونی بگی و باید ببرمت یه جای مخفی؟‬

‏‫- فکر کردم دیگه از اون کارها دست کشیدی.‬ ‏‫- آره، منم همینطور فکر می‌کردم.‬

‏‫اما درست وقتی فکر کردم بیرونم،‬

‏‫دوباره منو کشیدن تو.‬

‏‫خیلی چیزها عوض شده.‬

‏‫یه دولت جدید و...‬

‏‫کاخ اتهامات را رد کرد‬

‏‫...یه نخست‌وزیر جدید با...‬

‏‫مهم نیست کی سر کاره، همه‌شون یکی هستن.‬

‏‫خروج از کمیسیون ترول‌ها‬

‏‫حکم منع رفت و آمد از کاخ‬

‏‫یک مشت ذن‬

‏‫متاسفم که به خاطر هیچی خودتو به زحمت انداختی.‬

‏‫تو نمی‌دونی انتقاد یعنی چی‬

‏‫تا وقتی بچه‌های ۱۲ ساله تو تیک‌تاک مسخره‌ت نکنن.‬

‏‫- من... - نگران نباش.‬

‏‫دیدم که تقدیمش کردی به بابا.‬ ‏‫خیلی کار قشنگی بود.‬

‏‫او هم خوشش می‌آمد.‬

‏‫فکر می‌کنم‬

‏‫او از چیزی هم که می‌خواهم بهت نشان دهم، خوشش می‌آمد.‬

‏‫منظورت چیست؟‬

‏‫تو پیدا کرده‌ای‬

‏‫چیز دیگری را؟‬

‏‫لعنتی.‬

‏‫فقط یک تشریفات است.‬

‏‫می‌دانی که برای ساکت کردن من،‬ ‏‫بیشتر از چند برگه سند لازم است؟‬

‏‫بله.‬

‏‫اما اگر به کسی بگویی،‬

‏‫مردم قطعاً فکر می‌کنند‬ ‏‫که دیوانه شده‌ای.‬

‏‫متشکرم.‬

‏‫ترول کوچک مولی‬

‏‫ویمورک؟‬

‏‫نیروگاه ویمورک‬ ‏‫ریوکان‬

‏‫پروفسور سینکهول؟‬

‏‫بله، احتمالاً پروفسور مولر و وانگل را‬ ‏‫یادتان هست.‬

‏‫پروفسور تیدمن. به ویمورک خوش آمدید.‬

‏‫این حتماً کمی تکان‌دهنده است.‬

‏‫می‌توان گفت.‬

‏‫مایه تأسف است که دفعه قبل‬ ‏‫با بدبینی شروع کردیم، پروفسور.‬

‏‫در آن زمان، دولت مجوز امنیتی‬ ‏‫برای پروژه یوتون نداشت،‬

‏‫و اطلاعاتی که ما در اختیار داشتیم.‬

‏‫اما اسرار دیر یا زود لو می‌روند.‬

‏‫بله.‬

‏‫مثل ترول‌ها در آفتاب.‬

‏‫درباره چه حرف می‌زنی؟‬

‏‫همیشه کسی می‌دانسته است.‬

‏‫کتاب‌های تاریخ، عملیات خرابکاری‬ ‏‫متفقین در طول جنگ جهانی دوم را می‌گویند.‬

‏‫قهرمانان تله‌مارک.‬

‏‫رقابت برای ساخت اولین بمب اتمی.‬

‏‫عملیات آب سنگین برای برهم زدن‬ ‏‫نقشه‌های هیتلر.‬

‏‫پوششی برای هدف واقعی مأموریت.‬

‏‫نبرد، پروفسور تیدمن،‬ ‏‫هرگز درباره آب سنگین نبود.‬

‏‫مردمی که او را ۱۰۰ سال پیش پیدا کردند‬

‏‫نامش را یوتون گذاشتند،‬

‏‫به یاد ترول‌های اولیه در اساطیر.‬

‏‫اما‬

‏‫من او را‬

‏‫مگاترول صدا می‌کنم.‬

‏‫ما طبیعتاً اقداماتی انجام داده‌ایم‬

‏‫تا هرگونه تهدید امنیتی احتمالی را مهار کنیم.‬

‏‫چراغ‌های فرابنفش‬ ‏‫اطراف ترول نصب شده است.‬

‏‫به اندازه‌ای قوی که‬ ‏‫در یک لحظه آن را به سنگ تبدیل کند.‬

‏‫با الهام از‬ ‏‫راه حل خلاقانه‌تان در اسلو.‬

‏‫شماها چه کار می‌کنید؟‬

‏‫بازدیدکننده داریم؟‬

‏‫بله. این پروفسور است...‬

‏‫ماریون اورین رادانی‌ام.‬ ‏‫من سرپرست پروژه هستم.‬

‏‫- این... ‬ ‏‫- نورا تایدمَن افسانه‌ایه.‬

‏‫خوب می‌دانم شما کی هستید.‬

‏‫فکر کردم توافق کردیم‬

‏‫او را درگیر نکنیم.‬

‏‫اگر به زودی پیشرفتی نشون ندیم،‬

‏‫کل پروژه رو می‌بندن.‬

‏‫چه خبر شده؟‬

‏‫ببخشید. فارسیه.‬

‏‫من واحد اختیاری‌اش رو برداشتم.‬

‏‫پروفسور رادانی‬ ‏‫زیست‌شناس تکاملیه.‬

‏‫- اون رهبری این تحقیقات رو برای... ‬ ‏‫- دو سال گذشته برعهده داشته.‬

‏‫و آندریاس البته همه قهرمانی‌هاتون در اسلو رو برام تعریف کرده.‬

‏‫کاش نتیجه کمی فرق می‌کرد، شاید.‬

‏‫اینکه اینجا یک ترول هوشیار داشتیم‬ ‏‫جواب‌های زیادی بهمون می‌داد.‬

‏‫باشه، پس نمرده؟‬

‏‫نه. در خواب زمستونیه.‬

‏‫از وقتی اینجا پیداش شد.‬

‏‫تنها نشونه حیاتش نبضه.‬

‏‫یه جورایی قلبی داره.‬

‏‫اما داخلش بیشتر شبیه‬

‏‫کف جنگل می‌مونه تا هر حیوان دیگه‌ای که دیدیم.‬

‏‫آره، دی‌ان‌ای‌اش شباهت بیشتری به‬ ‏‫درخت کاج داره تا انسان.‬

‏‫خب، اونا طبیعتن.‬

‏‫چی گفتی؟‬

‏‫ترول‌ها طبیعتن.‬

‏‫«از خاک و سنگ ساخته شدن».‬

‏‫«قلبی پوشیده از برف و استخوانی یخی».‬

‏‫ترانه‌های کودکانه و خرافاته.‬

‏‫درسته. کارمون اینجا تموم شد؟‬

‏‫نه. هنوز همه‌چیو ندیدی.‬ ‏‫هنوز ندیدی...‬

‏‫بیا بریم.‬

‏‫به اتاق خفنا خوش اومدی.‬

‏‫نورا، سلام!‬

‏‫سیگی!‬

‏‫مال منه. منظورم مال خودمونه.‬

‏‫- وای!‬ ‏‫- ما که این چیزا رو نداشتیم.‬

‏‫ولی بعدش شد این چیزا.‬

‏‫آره، معلومه.‬

‏‫آره. که بعدش تبدیل شد‬ ‏‫به یه چیز کوچیک اینجا.‬

‏‫یه نیلبوگ کوچولو.‬

‏‫اگه پسر باشه، لئونارده.‬

‏‫و اگه دختر باشه، اوهورا.‬

‏‫تبریک می‌گم.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫اما من اینو نمی‌خواستم بهت نشون بدم.‬ ‏‫اینو نگاه کن.‬

‏‫اینجا متونی داریم‬ ‏‫که به لاتین، نروژی قدیم و سانسکریت نوشته شده.‬

‏‫رون‌هایی که به قبل از میلاد برمی‌گردن.‬

‏‫و همه درباره ترول‌هاست.‬

‏‫این رو ببین.‬

More Farsi Persian subtitles for Troll 2

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left