Mistari 200 ya kwanza.
ريز ريزت مي کنم
تو بايد بميري جايگاهت ُازت مي گيرم
درآرامش بمير؛اعليحضرت ملکه
چطور مي تونه به خاطر ِپسرش با من اين کار ُبکنه؟
من همينطوري کنار نمي کشم
اون ُمي ندازم بيرون و خودم زنش ميشم حالا مي بينين
اوه؛کارگردان عصر بخير
تلويزيون ها به شما مشکوک شدن
خجالت نمي کشه
."هي"جوران
از ديدنش لذت بردم خيلي جذاب بودي
اون عوضي ديگه کي بود؟
تموم شد واسه من ديگه همه چي تموم شد
کارم تمومه
آخه واسه چي فيلم گرفت؟
!نمي خواستم
!بهش گفتم نمي خوام
ما رو به خيانت متهم کن
يونگ هوا"؟"
اون زنيکه ي عوضي
"چرا با اون دختر ِاحمق ازدواج کردي؟"
"تو که دوستش نداري"
"نه.ولي پدرش ُدوست داشتم"
"پس چرا زيرآبش ُزدي؟"
"تو نبودي که تو شرکت زيرآبش ُزدي؟"
"شنيدم که تو زندان مرُده"
"دوستش داشتم؛ولي پدر ِواقعيم که نبود"
پسرت همه چيزت ُازت مي گيره
درست همون کاري که تو با پدرم کردي....
امروز واست يه نامه نوشتم
وقتي اومدي خونه؛نشونت ميدم
نامه؟واسه من؟
آره؛نمي دونم خوشت مياد يا نه ولي از صميم قلبم نوشتم
اون جونگ"؛فقط ده دقيقه صبر کن"
هوايونگ"کجاست؟" کدوم گوري رفته؟
بله بابايي
حالتون چطوره؟
"حالتون چطوره؟"
"خيلي بانمکي.چند سالته؟"
"پنج سالمه"
"اسمت چيه؟"
"جانگ اون جونگ"
....تو
.....تو بودي؟ پس تو
اون جونگ"؛ميشه تنهامون بذاري؟"
باشه
!بنگ
بابا،بهت شليک کردم
!بنگ!بنگ!بنگ
بابا؛کجا ميريم؟
! بمير!بمير! هرزه
! مي کشُمت
تمومش کن! ولش کن
فکر کردي داري چي کار مي کني؟
اين بين زن هاست.تو دخالت نکن
دهنت ُببند
چي؟
به چه جراتي امروز اين الم شنگه رو به پا کردي؟
مگه امروز چه روزيه؟
امروز روزي ِکه من؛"جانگ تائه ها" براي اولين بار پسرم ُببينم
روزيه که براي اولين بار پسرت ُمي بيني؟
اشتباه گفتي
امروز روزيه که کار ِمن به عنوان ِيه هنرپيشه تموم شد
اون کاري کرد که زندگيم به عنوان ِيه بازيگر تموم بشه
درباره ي چي حرف ميزني؟
مثل ِبچه ي آدميزاد حرف بزن ببينم چي ميگي
تو خيلي شيطان صفتي
تو بدترين زن ِدنيايي اين ُمي دونستي؟
اون نوار مون رو واسه يه روزنامه نگار فرستاده
! الان ديگه کارم تمومه
درباره ي چي حرف ميزني؟ من نوار ُپس دادم
"دادمش به"گانگو
من فرستادمش
.....چي؟ تو
بايد يه طوري جلوت ُمي گرفتم
خبُ؛نمي خوام اينقدر تو اين برنامه هاي مسخره شرکت کني
از کارت کناره گيري کن من تا آخر عمر نميذارم چيزي کم ُکسر داشته باشي
متاسفم
حالت خوبه؟
همون طور که گفتي؛ اين کار ُکردم تا گندکاري ُبپوشونم
راستي؛پسرم کجاست؟
پسرم کجاست؟
فکر کنم رفته تو اتاق
پايين نبود شايد رفته باشه بالا
!"اون جونگ"!"اون جونگ"
!"اون جونگ" هنوز نرفتي؟
"اون جونگ"! شايد رفته باشه اون پايين
"جانگ اون جونگ" !"اون جونگ"
چه سر ُصدايي
کيفم
لعنتي.تو خونه جاش گذاشتم
!"اون جونگ"
!"اون جونگ"!"اون جونگ"
"جانگ اون جونگ"
!"اون جونگ"
اون جونگ"؟"
"بابايي؛دلم برات تنگ شده"
"هر موقع دلم برات تنگ ميشه؛امپراطور ِپنگوئن ها رو مي کشِم؛بابا
"پنگوئن پدر؛بچه اش ُخيلي دوست داره"
"پدر ِمنم؛من ُدوست داره؛دوستت دارم بابايي"
"به زودي مي بينمت"اون جونگ"
واي؛چه احمقانه
چي شده؟
ارباب زاده گمُ شده
ارباب زاده؟ تا پيداش شد ؛فورا شد ارباب زاده
ولي دخترم ُبه اسمش صدا مي کني
......چون
چون چي؟ چي؟
الان ِوقت ِدعوا نيست بايد به پليس زنگ بزنم
به پليس زنگ بزني؟ واسه چي؟
اون از يه خانواده ي ثروتمنده شايد دزديده باشنش
دزديده باشن؟
الو؟زنگ زدم که گمُ شدن ِيه بچه رو گزارش بدم
بله.پنج سالشه
"بله.تو محله ي"سانگ بوکدونگ
!"اون جونگ"
پيداش نکردي؟
بيا بريم تو شايد کسي زنگ بزنه
واو؛همه ي اين ها مال ِمنه؟
واسم هديه گرفتي؟
!متشکرم
اون ُتو ليست گم شده ها ميذاريم
شايد گمُ شده باشه و يکي پيداش کنه بياين يکم صبر کنيم
بچه ي من گم شده و فقط شما دو نفر اومدين؟
همين الان به بالادستيت زنگ بزن بهشون بگو يه گروه پليس بفرستن
همه الان به خاطر ِالمپيک سر پسُت اند
.....شايد اگه پرونده ي آدم ربايي بود
چي؟
آدم ربايي؟
نه.ندزديدنش
به رئيس "سونگ"زنگ بزن
.....اين ساعت نمي تونيم باهاشون تماس بگيريم
! بهش زنگ بزن!زود باش زنگ بزن احمق
شامت ُ بخور
بابا تو نمي خواي با من شام بخوري؟
اينجا خونه ي کيه؛بابا؟
اونجا که قبلا بوديم ,خونه ي تو بود
مامان گفت از اون به بعد اونجا پيش ِتو زندگي مي کنيم
چرا واسه ديدنم نيومدي؟
خيلي منتظرت موندم
"خيلي منتظر موندم"
دلت واسم تنگ نشده بود؟
دلم واست تنگ شده بود
.....خيلي دلم تنگ شده بود
اونقدر که نه مي تونستم چيزي بخورم؛نه بخوابم.....
نمي تونستم هيچ کاري بکنم
مي دونستم
بخور
باشه
بعد از اين که غذات ُخوردي؛بريم خونه
باشه
مادرت حتما خيلي نگرانت شده
مي برمت خونه
باشه
اين ُبخور
پسر ِبانمکم
بابا؛يکي در ميزنه
تو غذات ُبخور
بيرون نيا
باشه،مي دونم
من يه عوضي ِغيرقابل ِاعتمادم
بهم مشت بزن
بيا بريم تو و با هم مشروب بخوريم
نه
باشه
مي دونستم که دوست نداري بيام
پس براي آخرين بار همين بيرون مشروب مي خورم
پيداش مي کنيم
صحيح و سالم برمي گرده
از اين به بعد تو مجله ي"دائه ها"کار مي کنم
من ديگه درجه سوم نيستم الان ديگه خبرنگار ِدرجه يکم...درجه يک
چطوري؟
خودم ُفروختم
من قلمم ُفروختم روح و اعتبارِحرفه ايم رو ؛
وجدانم رو ..... همه چيزم ُفروختم
و به رويام دست پيدا کردم چرا؟
چون من يه آشغالم؟
اگه اينطوري فکر مي کني خيلي احمقي
من زير دست ِسردبيرم؛
اونم زير دست ِ"جانگ تائه ها"ئه؛....
....و "جانگ تائه ها" هم زيردست ئه....
به هر حال؛يکي بالا دست ِاونه؛فهميدي؟
حقيقت؟ انتقام؟
اگه واقعا مي خواي انتقام بگيري !بنگ
بکشُش.تو تفنگ داري
اون مرد ِترسوييه؛خودت که مي دوني؟
براي اين که قضيه رو لاپوشوني کنه نوار ِويديوي رابطه ي نامشروعش ُبهم داد
فکر مي کني از پسش بربياي؟هان؟
نمي توني.نمي توني شکستش بدي
هرگز نمي توني شکستش بدي
نمي توني
بامنزل"جانگ"تماس گرفتيد
فعلا نمي تونم جواب بدم بعد از شنيدن صداي بوق؛پيغام بگذاريد
"پسرت پيش ِمنه؛دنبالش نگرد"
بابا
واقعا مي خوايم قطار سوار شيم؟
!واو!اين اولين بارمه.اي ول
ممنون
تموم شد
پخشش کن
No comments yet. Be the first to leave one.