In Treatment

In Treatment

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 4

Maelezo ya toleo

In Treatment S04E07 720p WEB h264-KOGi
Maoni na blue august

Lebo

web
1080
720p
720
Yamechapishwa tarehe: 2022-04-29
Upakuaji: 75
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫می‌تونید اینجا بذاریدش

‫ازتون ممنونم

‫آره...

‫لیلا - هفته دوم

‫خب، پنج‌تا چیزی که دوست داشتم...

‫یک سال پیش بهم می‌گفتن

‫یک، سلامت روانی شوخی‌بردار نیست

‫به اندازه سلامت جسمی رسیدگی لازم داره

‫دو، واقعا همه به روان‌درمانی نیاز دارن

‫برای همینه که الان من بیرون مطب روانشناسم هستم

‫- و کاری رو که باید... ‫- شما...

‫- می‌خوای بیای داخل یا... ‫- من...

‫اینم از دکتر تی خودمون!

‫به این روانشناس حرفه‌ای نگاه کنید

‫که خوشگله و از ملانین می‌درخشه

‫اوه

‫شرمنده. باید آدامسم رو تف کنم

‫دستمال اینجاست، سطل زباله هم اونجا

‫کل بسته رو بردار

‫فکر کنم بهتره برند دستمال کاغذی خودتو داشته باشی

‫حتما آدمایی که میان اینجا همش در حال گریه کردنن

‫از اونا که اسم و عکست روش چاپ شده

‫باحال میشه

‫فکر نکنم دلم بخواد مریضام بهم نگاه کنن و گریه کنن

‫بابام عکس خودشو رو همه وسایلش می‌زنه

‫دسته‌کلید، زیرلیوانی، اسپینر، برچسب سپر

‫بابا کوتاه بیا! آخ

‫- چی شده؟ ‫- اینو میگی؟ بانمکه، نه؟

‫عاشق سلام کیتی‌ام

‫خیلی دوست دارم یه روز برم ژاپن

‫- لیلا. داری می‌پیچونی ‫- چی رو؟

‫پیچوندن

‫ریشه لاتینش میشه در... شکل منفی...

‫و منحرف شده‌ی بدخلقی ‫- آفرین

‫آره. مامان‌بزرگ مجبورم کرد کلاس لاتین برم

‫یکی بهش گفته بود برای آزمون دانشگاه لازمه

‫پس الان زبونی رو بلدم

‫که هیچ احمقی حرف نمی‌زنه

‫انگار کم کلمات 12 قرن گذشته رو...

‫تمرین کردم. و طبیعتا...

‫- لیلا... ‫- منم گفتم...

‫بهتره تو دستور زبان بهتر از ریاضی کار کنم

‫خب، دیگه زیاده‌روی بود ولی مامان‌بزرگ...

‫باشه. قبول

‫تو بردی. تسلیم شدم

‫خوشحالم برگشتی

‫خب، چاره‌ای نبود

‫مامان‌بزرگه دیگه

‫خب، هفته پیش درمورد اعتمادسازی حرف زدیم

‫- آره. چیکار باید بکنم؟ ‫- هیچی

‫یا هرکاری دلت می‌خواد

‫ولی برای من

‫اگه به همدیگه اعتماد کنیم

‫من درمورد احساسم صادقانه حرف می‌زنم

‫پس تو هم همیشه می‌تونی به من اطمینان کنی

‫- باشه ‫- پس...

‫گرچه...

‫از جلسه قبلی یه فکر درگیرم کرده

‫و می‌خوام باهات مطرح کنم

‫وقتی تو آشپزخونه بودیم متوجه شدم که چقدر...

‫از صحبت درمورد سن دوست دخترت ناراحت شدی

‫میشه درمورد این موضوع حرف بزنیم؟

‫دوباره؟

‫یعنی، فکر می‌کنی من دارم ازش سؤاستفاده می‌کنم؟

‫می‌خوای پلیس خبر کنی

‫چون بهت گفتم از سکس خوشم میاد؟

‫من چنین حرفی نزدم لیلا

‫ولی هی داری تکرار می‌کنی که...

‫تو و کارا شبیه هم هستین

‫واقعا فکر می‌کنی حقیقت داره؟

‫بله

‫ولی اون 15‌ساله‌س و تو 18 سالته

‫تغییرات خیلی بزرگی تو این سنین اتفاق می‌افته

‫تو سن 15 سالگی نوسانات روحی کاملا طبیعیه

‫یک لحظه مقاومت

‫لحظه بعد نیازمند و بعدش معمولا...

‫تاکید زیاد روی سکس

‫ولی تو 18 سالگی خیلی از این چیزا

‫آروم گرفتن، و آدما به آینده‌شون...

‫- فکر می‌کنن ‫- آره، خب...

‫چرا اینا رو به من میگی؟

‫آینده‌ی تو رفتن به کالجه، درسته؟

‫دیدی؟ همینه

‫همین شونه بالا انداختن

‫هر دفعه که درمورد دانشگاه ‫حرف می‌زنیم اینکارو می‌کنی. چرا؟

‫خب...

‫فکر کنم...

‫حالا هرچی. یعنی، خودت می‌دونی...

‫جدیده دیگه، پس...

‫آمادگیشو داری؟

‫آره فکر کنم

‫چون بعضی وقتا که آدما حس می‌کنن آماده نیستن

‫پسرفت می‌کنن

‫نسخه‌ی جوون‌تر خودشون رو دوباره بازی می‌کنن

‫بله، خودم می‌دونم پسرفت چیه

‫ولی تو چطوری می‌خوای اونجا بشینی و نصیحتم کنی...

‫انگار که تو سن من آدم بهتری بودی؟ تلاش نکن

‫دهن مردم بازه

‫چی میگن؟

‫ام...

‫چرت و پرت

‫یه چیزی تو مایه‌های اینکه یه مدت...

‫می‌فرستنت اصلاح و تربیت و...

‫اینجور چیزا

‫خب، حالا می‌خوای بهم بگی، می‌دونی

‫چیکار کنم؟ ولم کن بابا

‫اگه چیزی هست که می‌خوای ازم بپرسی

‫من برای جواب دادن آماده‌م

‫خب، حتما

‫هرچی دلت می‌خواد بگو

‫وقتی بچه بودم اشتباهاتی کردم

‫سکس داشتم

‫تجربه‌هایی رو گذروندم

‫تجربه‌هایی که منو وارد بخشهای جدیدی از زندگی کرد

‫می‌دونستم. هیجان داشتم براش

‫بیشتر به خاطر این بود که بچه بودم

‫وقتی 15 سالم بود

‫حامله شدم

‫تا یه مدت درکی از شرایطم نداشتم

‫و تا مدتها بعد از فهمیدنش

‫در حال انکارش بودم

‫«غیرممکنه حامله باشم»

‫فکر می‌کردم اگه بهش اعتراف نکنم واقعیت پیدا نمی‌کنه، ولی...

‫واقعیت داشت

‫خب، چیکار کردی؟

‫خب یه جورایی، خودم کاری نکردم

‫پدر و مادرم متوجه شدن

‫و منو فرستادن یه جایی

‫تا باهاش کنار بیام

‫بابام...

‫ترتیب فرزندخوندگی رو داد

‫مطمئن شد که

‫بدون اینکه مادر بشم به زندگی...

‫سابقم برگردم

‫و من... نمی‌دونم اون تصمیم...

‫درست بود یا غلط، ولی اینو مطمئنم

‫دقیقا به یاد میارم چه حسی داشتم از اینکه بچه‌ بودم...

‫و وحشت‌زده

‫و تحت فشار از جانب والدینم

‫و اصلا علاقه‌ای به

‫زندگی که اونا برام می‌خواستن نداشتم

‫اوه...

‫می‌فهمم

‫- جدی میگم ‫- پس اگه زندگیت...

‫به اندازه زندگی من کنترل میشه

‫کمکی نمی‌تونم بکنم، ولی فکر کن شاید درمورد...

‫میزان فعالیت‌های جنسیت...

‫داری زیاده‌روی می‌کنی

‫شاید این یه امتحانه

‫تحریک

‫معادل کلمه‌ی انگیزش

‫یه احضار، یا یه رقابت

‫خب که چی؟ فکر می‌کنی من و کارا همینجوری میشینیم...

‫تمام مدت ناخنای همدیگه رو لاک می‌زنیم و...

‫- تخته بازی می‌کنیم؟ ‫- می‌کنین؟

‫فکر کنم واسه این چیزا یه کم...

‫پیر شدیم. یعنی، هیچکس قرار نیست...

‫بازداشتت کنه، ولی...

‫یه کم عجیبه

‫فکر می‌کنی به خاطر همین تو هم از کارا خوشت میاد؟

‫چون کمتر عجیبه

‫اگه نسخه‌ی کوچیکتر از خودت باشی؟

‫انقدر کوچیکش نکن. من عاشقشم

‫اینجاست که باید بپرسم چرا دوسش داری؟

‫اون بی‌گناهه.

‫انگار تو یه دوران دیگه بزرگ شده

‫پدر و مادرش خیلی سختگیر بودن

‫نه قند، نه...

‫نه کار با کامپیوتر، حتی تو طول قرنطینه

‫فقط یه تلفن داشت، تلفن سکه‌ای بود

‫- چه ترسناک ‫- آره، می‌بینی؟

‫خب شما دوتا چطوری می‌تونین...

‫تلفنی با هم حرف بزنین؟

‫سعی می‌کنیم

‫هروقت بتونیم. در حضور والدین

‫وقتی نتونین چی؟ ‫چطوری ارتباط برقرار می‌کنین؟

‫شاید احمقانه باشه، ولی...

‫داریم کلمات رمزی می‌سازیم

‫یه کد

‫آره. بهتر میشه وقتی بتونیم...

‫در حضور بقیه که به حرفامون گوش می‌کنن

‫- با هم راحت صحبت کنیم ‫- همم

‫وقتی که بتونیم...

‫راحت باشیم

‫ولی فعلا که نمی‌تونیم، پس...

‫به نظر میاد هر دوتون به شکلهای متفاوت توسط...

‫والدینتون حبس شدین

‫فهمیدم چرا به هم وابسته‌این

‫آره. چندبار تونستیم همدیگه رو...

‫بیرون شهر ببینیم

‫همینجوری می‌شینیم و...

‫شهر رو تماشا می‌کنیم و برای خودمون...

‫شعر و داستان می‌بافیم. ‫این دختر خیلی...

‫خلاقه دکتر تیلر

‫چندتا دفتر داره

‫پر از داستانهامون

‫و بعضی وقتا جالبه

‫و می‌میریم از خنده

‫تو بقیه مواقع، واقعا...

‫راه فرار زیاد داریم. ‫خیالپردازی می‌کنیم

More Farsi Persian subtitles for In Treatment

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left