Pride and Prejudice - First Season

Pride and Prejudice - First Season

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

Pride&prejudice 1995 Mini Bluray 720p
Maoni na Naser_69
مترجم : علی , Imdb-Dl هماهنگ با نسخهِ سایت

Lebo

BluRay
720p
720
Yamechapishwa tarehe: 2012-10-06
Upakuaji: 19
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

... تقديم به همه‌ي پارسي زبانان ... ايران سبز و ملت

:تهيــــه و تـــرجـــــــمه از .: A L I (RU-486) :.

«... غرور و تعصب ...» "بر اساس رماني از: "جين آستين

.منظره زيباييه - .نسبتن قشنگه، باهات موافقم -

.در مقابلِ «پمبرلي» چيزي نيست، ميدونم

.ولي من بايد يه جا زندگي کنم موافقت مي کني؟

.توي جامعه(ـِشون) بگردي، رفتاريهاي ناهنجاري رو ميبيني

منظورت اخلاق روستايي هاست؟ من فکر ميکنم که خيلي هم دوست داشتي اند

.پس بهتره بري بخريش - .مرسي ، حتما-

.بايد هرچه زودتر قراردادش رو ببندم

.من ميخوام اينو امروز بپوشم !نگاه کن ببين چکارش کردي

!مادر ، مادر

ليديا کلاه منو پاره کرده و ميگه .که براي کليسا ميپوشه. بهش بگو که اينجوري نکنه

من واسه برنامه هاي خودم بايد اونو سرکنم

.اين کلاهِ بهش نمياد ! اينقدر قشنگ نيست که با اين کلاه زيبا بشه

!نه، تو نبايد اونو داشته باشي - !ليديا"! "کيتي"! دخترا" -

ميشه لطفا اعصاب منو خُرد نکنيد؟ ."اجازه بده برداره ، "کيتي

ولي مال منه! شما بهش اجازه ميدي که .هرچيزي که مال منه رو برداره

اوه، ماها چه ـمون شده؟ جين"، "ليزي"، کجاييد شماها؟"

.اينجام، مامان - .اومدم، مامان -

!عزيزم! آقاي "بِنِت"! خبرهاي جالب

!پارک ندرفيلد» بالاخره اجاره رفت» - واقعن؟ -

.آره، راست ميگم من الان از خانم "لانگ" (سير تا پيازش رو) شنيدم

نميخواي بدوني که چه کسي اجاره اش کرده؟ - .توکه ميخواي بگي و منم براي شنيدنش اعتراضي ندارم -

به وسيله ي يه مرد جوان خيلي ثروتمند .از شمال انگلستان، اجاره شده

.يه مرد مجرد خيلي پولدار عزيزم

.او دوشنبه اومده بود که مِلک رو ببينه

اسمش "بينگلي"ِ .و روز عيد ميکاييل (29 سپتامبر) مالک خواهد شد

!و هرسال 5000 تا درآمدشه

!جون ميده براي دخترهاي ما - چطور؟ چجوري ميتونه روي آنها اثر بذاره؟ -

آقاي "بِنِت"، چرا اينقدر شما خنگي؟ ميدوني که .من به ازدواج او با يکي از اينا (دخترهاش) فکر مي کنم

يه مرد مجرد با يه ثروت خوب .حتما تو فکر يک همسر هست

بله، بايدم باشه! و کي بهتر از يکي از 5 تا دختر ما؟

!"ليديا"

!عجب جُکِ باحالي ميشه اگه منو انتخاب کنه- !يا منو -

پس اين نقشه خودش بوده بياد اينجا زندگي کنه؟ تا با يکي از دختراي ما ازدواج کنه؟

نقشه؟ چطور مي توني همچين مزخرفاتي بگي؟

.ولي احتمالش هست که عاشق يکي از اونا بشه

.بنابراين وقتي که اومد، تو مستقيمن بايد بري ديدنش- .نه، نه، من دليلي براي اين کار نمي بينم -

!"آقاي "بِنِت - .خودت با دخترا برو -

.حتي بهتر از اين ، آنها رو تنها بفرست - !خوشون تنها؟ -

.آره ديگه، چون خود تو هم مثل آنها خوشگلي .آقاي "بينگلي" بعيد نيست ازتو بيشتر خوشش بياد

... ليديا

!"هيل"

!"اوه ، "هيل

!هيل"، من خيلي پريشانم"

.آقاي "بِنِت" ميگه که وقتي آقاي "بينگلي" بيايد نميره عيادتش

نتونستي قانعش کني(براش دليل بياري)؟

.به جرات ميگم که همه چيز خوب ميشه - !نه، نخواهد شد -

.اون مصممه که همه ي مارو بدبخت کنه - .مامان، داره سر به سرت ميذاره -

.بابا به آقاي "بينگلي" زنگه ميزنه .او به هر همسايه ي جديد زنگ ميزنه

!جين"، چطوري ميتوني اينو بگي؟ شنيدي که چي گفت"

.ميدوني که پدرت يک اراده ي آهنين داره - .حق با تو ـه، عزيزم -

.بهت ميگم که چکار خواهم کرد ،بايد يه نامه به آقاي "بينگلي" بنويسم

بهش اطلاع بدم که من 5تا دختر دارم .و هرکدوم رو خواست مي تونه باهاش ازدواج کنه

،اينها هم مثل بقيه دخترها (احمق و خرفت اند. (چنگي به دل نميزنند

.البته، "ليزي" باهوش تر از خواهرهايش هست

ولي او شايد يه همسر خنگ رو ترجيح بده؛ .همونطور که مرداي قبل اون اين کارو کردن

خوب، نظرت چيه، بکنم؟ - ... نه! من جدا نميخوام که شما بنويسي مگه اينکه

!بخواهي از رنجاندن من ، واقعا لذت ببري

!اصلا به فکر اعصاب ضعيف من نيستي

.اشتباه ميکني درمورد من .من خيلي هواي اعصابت رو دارم

.آنها 20 ساله که دوستان قديمي من هستند

.تو نمي دوني که من چه غم و غصه اي مي خورم - ،خوب، اميدوارم که آنها تموم بشن -

و (سالهاي سال) زنده بموني تا ببيني .دسته دسته جوان هاي 5000 پوندي به اين حوالي ميايند

تازماني که تو نري آنها رو ببيني، اگه .20تا اينجوري هم بيان، هيچ فايده اي نداره

.بستگي داره عزيزم .وقتي 20 تا بودن، من يه ديدن همه شون مي رفتم

.ميبيني "جين"؟ اصلا ترغيب نميشه .او دوست داره همه ما را ويران کنه

!فقط اگه ما ميتونستيم يه پسر داشته باشيم

،بدشانسي، که راجبش حرف زده بوديم ،آمده که بردباري ما رو امتحان کنه

و ممکنه خودشو .به صورت (يه جور) "خير و برکت مخفي" نشون بده

!لورد، من خيلي گرسنمه

اگر ميتونستم يه مردي رو دوست داشته باشم که اونقدر منو دوست ميداشت که سالي 50 پوندم ميداد

.من خيلي راضي بودم

.موافقم

ولي (درعوض) همچين مردي به سختي پيدا ميشه

!و منم هيچوقت نميتونم عاشق مردي بشم که عقل نداره

."اوه، "ليزي

يک ازدواج... که يکي از طرفين نتونه عاشق ديگري باشه يا بهش احترم بزاره

.نميتونه مطبوع باشه... در هرکدوم از دو طرف

.همونجور که ما هرروز داريم اثباتش مي کنيم

.ولي گداها، ميدوني، نميتونن انتخاب کننده باشن

."ما خيلي هم فقير نيستم، "ليزي

با خصوصيت اخلاقي پدر که از خطوط خانم ها دوري ميکنه .ما فقط طلسم (زيبايي) خودمون رو داريم

.يکي از ماها، حداقل بايد به خوبي ازدواج کنه

،و از اونجايي که تو 5 برابر باقي ماها خوشگلي

،و مطبوع ترين حالت رو داري .اين وظيفه رو دوش تو هست تا آينده ي مارو هم بسازي

... "ولي، "ليزي

... من آرزو داشتم که

.من خيلي دوست دارم که... با عشق ازدواج کنم

.و خواهي کرد، من مطمئنم

فقط مواظب باش عاشق مردي بشي که . ثروت خوبي داشته باشه

.خوب، سعي خواهم کرد. براي خوشحال کردن تو

(تو چطور؟ (توچه ميکني؟

من تصميم گرفتم که تنها عميق ترين عشق .منو تحريک به ازدواج کنه

،پس... من آخر عاقبت من يه دختر ترشيده! خواهد بود

که به 10 تاي بچه ي تو ياد ميدم که بالشت ها رو .گلدوزي کنند و با وسيله هاشون خيلي بد بازي کنند

.شب بخير، مامان - .امشب سرم خيلي درد ميکنه -

منم گفتم، اگه اون آخرين مرد در «مريتون» هم باشه .باهاش نخواهم رقصيد

."شب بخير، "ليديا". شب بخير "کيتي - !"شب بخير "ليزي -

!"ليزي"

!صبرکن تا خبرهاي مارو بشنوي

!«آقاي "بينگلي" اومده «ندرفيلد - !آقاي "ويليلام لوکاس" بهش زنگ زد -

زحمت نکش. من مي خواستم به مامان بگم - .من تمايل ندارم بدونم -

چرا مراقب آقاي "بينگلي" هستيد؟ .ما که هيچوقت با ايشون آشنا نخواهيم شد

!ولي، مامان

!"تو را به خدا اينقدر سرفه نکن، "کيتي .کمي هم فکر اعصاب من باش

.من که براي تفريح خودم سرفه نمي کنم - .40تا خدمتکار، و او خيلي خوش قيافه اس -

!او گفته که عاشق رقصيدنه - !گفته که به مجلس رقص بعدي هم خواهد اومد -

!توي سالن ملاقات - !روز شنبه -

.با 6 تا خانم و 4 تا جنتلمن - .اون 12 تا خانم و 7 تا جنتلمن بود -

.چقدر خانم - !ليديا"، ازت خواهش ميکنم که بس کني" -

ما هيچوقت آقاي "بينگلي" رو نميشناسيم .و شنيدن اسمش منو آزار ميده

!ولي مامان - !من از آقاي "بينگلي" خسته شدم -

.متاسفم که چنين چيزي ميشنوم

،اگه امروز صبح اينو ميدونستم .امکان نداشت باهاش تماس بگيرم

تو بهش زنگ زدي؟

.متاسفم حالا هم ديگه نميتوانيم از زير آشنايي در برويم

.عزيزم آقاي "بِنِت"! تو چقدر خوبي

.خوب، خوب - دخترا، دخترا، اين يه پدر نمونه نيست؟ -

!حتي يک کلمه هم به ما نگفتي! چه شوخي جالبي

!و الان ديگه تو همش با آقاي "بينگلي" خواهي رقصيد

!اميدوارم که بنيه ي قوي داشته باشه

.و علاقه اي به خانم هاي جوان ابله

عزيزم آقاي "بِنِت"، هيچي نگفتي .ديگه نبايد منو برنجاني

.ببخشيد که شنيدم ."خوب ، "کيتي

.بنظرم الان ديگه هرچقدر دلت ميخواهد سرفه کن

آقاي "دارسي" به نطرت ما اينجا کاملا امنيت داريم؟

!"آقاي "بينگلي

اجازه بديد که مقدمتون رو به مجلس کوچکمان خوشامد بگم

.آقاي ويليام"، من از ديدنتون خيلي خوشحالم"

من چيزي رو بيشتر از .يک مجلس رقص روستايي دوست ندارم

آخر فهميديد اون دوتا خانوم کي هستن؟ - ."خواهراي آقاي "بينگلي -

يکي شون ."با اون آقاهه ازدواج کرده، آقاي "هرست

اون آقاي بلند تره؟ - .نه، اون يکيه -

!خيلي عاليه

.خيلي برازنده

به نظر من، بيشتر از اون چيزي که به نظر مياد !از خودشون متشکرن

!ليزي"! "جين"! بياين اينجا"

اون آقا رو ميبينيد؟ خانم "لوکاس" گفت که . قديميترين دوست آقاي "بينگلي"ِ

اسمش "دارسي" ـه و يک ثروت خيلي زياد .و وضعيت خيلي عالي توي «دربيشر» داره

!ثروت "بينگلي" پيش اون هيچه

!10.000تا سالانه! حداقلش

فکر نميکنيد که او مطبوع ترين مرديه که تاحالا ديدن ، دخترا؟

به نظرم بايد ببينيم اگه اينقدر ثروتمند نبود !باز هم اينقدر مطبوع بودش يا نه

!اوه "ليزي"! آنها دارن ميان !لبخند بزنين ، دخترا! لبخند

."خانم "بِنِت

.آقاي "بينگلي" مايل اند که با شما و دختراتون آشنا بشوند

.قربان، اين از لطف و مهرباني شماست

.اين "جين" هست، دختر بزرگم

.و "اليزابت". و "ماري" هم اونجا نشسته

،و "کيتي" و "ليديا"، دخترهاي کوچکترم .ميبينيد دارن اونجا ميرقصن

خود شما هم دوست داريد برقصيد ؟ - .چيزي رو بهتر از اين دوست ندارم، خانم -

،اگه دوشيزه "بِنِت" نامزد رقص کس ديگري نشده باشند

من مي تونم جسارت کنم و درخواست دو رقص بعدي رو (با ايشون) داشته باشم؟

.من نامزد رقص نشدم ، آقا - .خوبه -

.افتخار بزرگي به ما داديد، آقا ."از ايشون تشکر کن، "جين

.مادر :|

و شما، آقا؟ آيا شما هم دوست داريد برقصيد؟

،"اوه، منو ببخشيد.خانم "بِنِت مي تونم دوستم، آقاي "دارسي" رو معرفي کنم ؟

شما به «هرتفردشر» خيلي خوش آمديد .مطمئنم، قربان

اميدوارم شماهم مثل دوستتون اينجا آمديد مشتاق رقص باشيد؟

.متشکرم، بانو. من به ندرت مي رقصم

،بزاريد اين يکبار فرصتي خوبيه، آقا

چونکه من شرط ميبندم که شما ديگه به راحتي .اينجور موزيک زنده و اينجور پارتنراي قشنگ پيدا نمي کنيد

.خواهش ميکنم، منو ببخشيد ، بانو

خوبه والا! تاحالا همچين مرد مغرور نچسبي ديده بودين؟

.ممکنه صداتونو بشنوه - .برام مهم نيست -

و (اون وقت) رفيقش دوست داره که خيلي مطبوع .و همه چيزش دلربا باشه

اون کي هست که فکر ميکنه خودش تا اين حد بالاتر از هم گروه هاشه؟

افراد خيلي ثروتمند به خودشون اجازه ميدهند که هر جا رفتند، توهين و دلخوري ايجاد کنند

.ما (اصلا) نيازي به نظر مساعد ايشون نداريم - !نه، حقيقتا -

بالاخره شايد اون اينقدرا هم مطبوع نباشه؟

.نه که نيست! واقعا ناخوشاينده

مطمئنا هيچکدوم از اينها !راجع به آقاي "بينگلي" نيست

!نشونشون ميدم

،درمورد "کيتي" و "ليديا" فکر ميکنم .که اونها خيلي اشتياق به رقصيدن دارند

.من در يه مجلس رقص لذت کمي ميبرم

منم اگه پارتنرهايي . به مطبوعي "جين" داشتم، لذت ميبردم

.من معتقدم که تشويق حاضرين و انعکاس، خيلي مهم ترند

آره، وقتيکه ساير عوامل نباشند .درست است

."ما بايد بريم فيلسوف بشيم، "ماري

!بيا "دارسي"، بايد تو رو به رقص بکشانم

!مجبورم. خوشم نمياد همين طور عاطل وباطل اينجا بايستي

!بهتره بيايي برقصي

.اصلا و ابدن. توي جمع هاي مثل اين؟ غيرقابل تحمله

.خواهرهايت مشغول اند

.ميدوني که اذيتم ميکنه که با خانم هاي ديگر بلند بشم

!"اي خدا، "دارسي !پادشاه هم به اندازه تو سخت نميگيره

،راستش رو بخواي !من هيچوقت اين همه دختر مطبوع توي زندگي ام نديده بودم

.بعضي هاشون خيلي خيلي قشنگ اند

.تو داري با تنها دختر خوشگل اين سالن مي رقصي

.دارسي"، قشنگ ترين موجودي است که ديده ام"

!نگاه، نگاه کن

.يکي از خواهرهايش اونجاست .اون هم خيلي قشنگه

.با جرات ميگم خيلي هم مطبوعه

،متوسطه، بد نيست به نظرم .ولي اينقدر دلپذير نيست که مرا به وسوسه بيندازد

من دل و دماغ ندارم که به خانم هاي جواني توجه کنم .که بقيه به آنها اعتنايي نکرده اند

.برگرد پيش هم رقصت. از خنده هايش کيف کن .داري با من وقتت رو تلف ميکني

!جين" خيلي مقبول شده بود"

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left