Mistari 200 ya kwanza.
آنچه در «ویل ترنت» گذشت
ویل ترنت
ایوا
این شمارهمه، محض احتیاط اگه نداشتی یا لازمش داشتی یا هرچی
دارم واسه چند هفته میرم نیویورک
وقتی برگشتم بهت پیام میدم. شاید بتونیم دوباره تکرارش کنیم
قرار نیست همه چی انقدر جدی باشه
میدونی، موافقم. قرار نیست همه چی انقدر جدی باشه
یه نفر اخیراً اینو بهم گفت و اون... اون خانوم... حق با اونه
ایوا بود؟ منظور از «اون/ایشون/اون» ایوا بود؟
در ضمن، میدونستم باهاش خوابیدی. فقط بلدم سرم تو لاک خودم باشه
ادواردو، پیام رو بخون
پیام از طرف ایوا: «هی جذاب، برام یه سلفی بفرست.»
یه لحظه صبر کن
اوه، ویل، منظورش اونجور سلفیها نیست
اوه. ای وای. جدی؟
بعداً جوابشو میدم
پلیس آتلانتا، ایست
اشتباه گرفتید، من اون نیستم
از روی من بلند شو
من کاری نکردم. آره جون خودت؟
خب، من یه شاهد عینی دارم که تو رو موقع فرار از صحنه دیده
بازداشتی. - من نبودم. من نبودم
آروم باش
ایالت جورجیا در حال آمادهسازیه
تا حکم اعدام جرج لانگ، زندانی محکوم به مرگ رو تا کمتر از ده ساعت دیگه اجرا کنه
لانگ که همیشه بر بیگناهیاش پافشاری کرده، در پرونده قتل
توماس کلی، سازنده املاک آتلانتا و همسرش مارجری در سال ۲۰۱۰، گناهکار شناخته شد
لانگ که قبلاً به جرم سرقت مسلحانه زندانی شده بود
طی یه سرقت ناموفق ماشین، به خانواده کلی شلیک کرده بود
به بقیه خبرهای مهم هم میپردازیم
زود راه افتادم، ولی ترافیک آتلانتا انگار باهام سر لج داشت
عالی شدی
مرسی، تو هم همینطور
همه چی مرتبه؟ - البته
فقط از اینکه اینجایی خوشحالم. - آهان
خیلی خب. بریم خونهی تو
چی، همین الان؟ فکر کردم میریم شام بخوریم. جا رزرو کرده بودم
اوه، بیخیال ویل. دلم برات تنگ شده بود
در ضمن، آخرین باری که یه کار یهویی و بدون برنامهریزی کردی کی بود؟
اومم. دیشب
اسپاگتی رو بدون درپوش تو مایکروفر گرم کردم
عجب
فهمیدم چی میگی. اول شما بفرمایید
سری میزنیم به همکارمون ساندرا جونز در شهرستان کاب
که مشتاقه جزئیات بیشتری رو به اطلاعمون برسونه
خب، اوم، نیویورک چطور بود؟
عالی بود. یه لاته خریدم ۱۶ دلار
واو، قیمت مناسبی بوده، نه؟
آره دیگه. تو چطور؟
بتی یه شامپو جدید داره. بوی گریپفروت میده
برای یه کار یهویی چطوره، هان؟
خب، نمیخوای در مورد اون یارو که کلاه بیسبال سرشه و داره تعقیبمون میکنه چیزی بگی؟
روحمم خبر نداره. تا حالا ندیدمش
باشه، خودم آمارشو درمیارم
نه. تمام روزه که داره تعقیبم میکنه
باشه. اینجا بپیچ چپ. اوه
هی. این خانوم رو میبینی؟ تمایلی به شما نداره
هی، اونجوری که فکر میکنی نیست
اسمم برت فونتینـه. پلیس بازنشستهام. جیبم رو بگرد
اوه
بله
پلیس نیویورک؟ آتلانتا چیکار میکنی؟
چون دوستت یه چیزی از ران مافیتینو دزدیده
و ران مافیتینو منو استخدام کرده تا پسش بگیرم
من کسی به اسم ران مافیتینو نمیشناسم
اوه، و داری دروغ میگی، ایوا گرین
ران مافیتینو طراح دکوراسیونه و تو گلدانِ خاکسترش رو دزدیدی
خیلی خب. دیگه کسی اسم ران مافیتینو رو نیاره
تو یه گلدان خاکستر دزدیدی؟
خاکسترِ کی؟
میت لوف
همون خواننده؟ - خواننده و بازیگر
که به اسم ماروین لی ایدی هم شناخته میشه
و ران مافیتینو گلدان و خاکسترش رو تا نیمهشب میخواد، وگرنه عواقبش پای خودته
باشه، دیگه اسم و فامیل کامل نگید
ایوا، فقط گلدان این آقای محترم رو بهش پس بده. آره
به این سادگیها نیست
چرا به این سادگیها نیست؟
اوه، اوه. نکنه گلدان پیشت نیست؟
باشه، ببین. قضیه حله، خب؟
از اینجا به بعدش با من
گلدان رو براش پس میگیرم و اگه مشکلی داره
خود ران میتونه بیاد سراغ من
باشه. و اسم شما چیه؟
مامور ویژه، ویل ترنت
باشه، مامور ویژه ویل ترنت
به ران مافیتینو میگم که تو و ایوا گرین
فقط از اینجا برو
میتونم توضیح بدم. - هوممم
مشتاقم بشنوم
راه بیفت. خودتو جمع و جور کن
باشه. بریم
ببخشید، دنبال کارآگاه مایکل اورموود میگردم. خیلی فوریه
هی. همینجام. لازم نیست داد بزنی. کمکی از دستم برمیاد؟
شما افسر مسئول در پرونده جرج لانگ بودید
بله؟ ببخشید، شما کی هستید؟
جوآن درکسل. من عضو تیم حقوقی جرج هستم
بهشون بگو. دقیقاً همون چیزی رو که به من گفتی بهشون بگو
این چیه؟ چه خبره؟
منو یادت نمیاد؟
من... باید یادم بیاد؟
من شاهدم
من بهت گفتم جرج رو دیدم
ادامه بده. بهش بگو
دروغ گفتم
همهشو از خودم درآوردم. - صبر کن. الان داری چی میگی؟
جرج لانگ بیگناهه
نه ساعت تا مرگش مونده. باید جلوی اعدامش رو بگیریم
داری قضاوتم میکنی. حسش میکنم
فقط برام سوال پیش اومده، همین
ران مافیتینو منو استخدام کرد تا از جایی که تازه کارش رو توش تموم کرده بود عکس بگیرم
یارو یه کم مشکوکه. شاید باید پیشنهادش رو رد میکردم
ولی ۱۵۰۰ دلار پول بود. من کی باشم که بگم نه؟
بعدش میدونی چی شد؟ ران پولمو بالا کشید
پس طبیعتاً تو هم خاکستر میت لوف رو دزدیدی؟
باید حواسم به خودم میبود، باشه؟
۱۵۰۰ دلار پول زیادیه. پول اجارهست. تا حالا چیزی در مورد شورای حل اختلاف شنیدی؟
تو چیزی در مورد در لحظه زندگی کردن شنیدی؟
من اینم دیگه
شاید همیشه آسون نباشه ولی خیلی بیشتر خوش میگذره
تو مسئولیتپذیری. باوجدان و قابلپیشبینیای
اصلاً نمیدونی سگدو زدن واسه زندگی یعنی چی
باشه، یه لحظه وایسا. من تمام عمرم رو سگدو زدم
فرشهای دزدی رو از پشت ون فروختم
مدرسه رو با تقلب و دوز و کلک تموم کردم، و از همه مهمتر
عاشق میت لوفم. بدجوری طرفدارشم
جدی نمیگی. - کاملاً جدیام
میدونی چیه؟ کمکت میکنم
الان گلدان کجاست؟ - گذاشتمش گرو، پول گرفتم
عالیه. حداقل میدونیم کجاست
اول، یه عابربانک لازم داریم
ادواردو، میت لوف کیه؟
میت لوف یه خواننده بود که... - دروغ گفتی. میدونستم
یه آدم زبل میخوای؟ گیرت اومده. فقط سعی کن ازم عقب نمونی
آلبوم «خفاشی بیرون از جهنم» بیش از ۴۰ میلیون نسخه در سراسر جهان فروخته
و چهارمین آلبوم پرفروش تاریخ است. میت لوف
خب هریس، چرا نمیگی ۱۵ سال پیش واقعاً چه اتفاقی افتاد؟
رفته بودم غذای چینی بگیرم
داشتم برمیگشتم سمت ماشینم
که صدای شلیک گلوله رو از پارکینگ اون طرف خیابون شنیدم
داشتم سعی میکردم از اونجا بزنم بیرون که تو پیدات شد
و شروع کردی به سوال پرسیدن. - ازت پرسیدم چیزی دیدی یا نه
تو مشخصات جرج لانگ رو دادی
گفتی جوری از پارکینگ دوید بیرون که انگار داشت فرار میکرد
میدونم، من... دروغ گفتم
دیدمش
دیدمش ولی از پارکینگ خارج نمیشد
فقط داشت توی خیابون راه میرفت
آخه چرا این کارو کردی؟ چرا اینا رو از خودت درآوردی؟
داشت داد میزد، باشه؟ داشت
تو داشتی داد میزدی و اومدی تو صورتم، ترسناک بود
هی، هی! سعی نکن اینو بندازی گردن من، باشه؟
تو چند روز بعد از دستگیری جرج اومدی اینجا
شناساییاش کردی. چرا اون موقع چیزی نگفتی؟ هان؟
میدونم. هر روز بهش فکر میکنم، باشه؟
قضیه خیلی بزرگ شد
متاسفم! من فقط
میخوای یه کم قدم بزنی؟
نه، همینجا خوبم
خیلی خب، گوش کن. حتی اگه این یارو داره راست میگه
الان انقدر مسته که نمیشه ازش اظهارات گرفت
در ضمن، به نظر من کل این قضیه خیلی بوداره
از کجا معلوم بعد از اینکه چند پیک براش ریختی، این داستان رو سرهم نکرده باشه؟
این حرفت دقیقاً شبیه شیوههای پلیس آتلانتاست
هی، من فقط میگم یه دلیل بهم بده که چرا باید حرفشو باور کنم
چون جرج لانگ قراره توسط ایالت جورجیا به قتل برسه
متاسفم
متاسفم
هی. خیلی خب، یه لحظه صبر کن. بیا در موردش حرف بزنیم
شاهد اصلی دروغ گفته
میخوای چیکار کنی؟
هیچی. جرج لانگ توسط هیئت منصفه محکوم شده
سه بار درخواست تجدیدنظر داده. مشکل من نیست
آره، میدونم. در واقع کلی هم به نفع تو شد
کدوم گوری منظورت چیه؟ - من تحقیق کردم
دقیقاً بعد از محکومیت اون بود که به درجه کارآگاهی رسیدی
پیشرفت شغلیات رو مدیون اونی
خیلی خب، دیگه کافیه. کارمون تموم شد؟
حتماً. منم میرم یه درخواست تجدیدنظرِ لحظه آخری پر کنم
که احتمالاً سر از خردکنِ کاغذِ یه نفری درمیاره، ولی شما دوتا راحت بخوابید
سعی کنید تو راه خونه کسی رو زهرهترک نکنید
حالت خوبه؟
میخوام اون پروندههای لعنتی رو ببینم
خانومِ گلداندار. سلام
خوش برگشتی
یه اشتباه بزرگ کردم. زودتر اومدم
حواسم نبود. خیلی احمقم
اوه عزیزم، خودت رو سرزنش نکن. درستش میکنیم
دوستدخترم گلدانِ میت لوف رو بهتون فروخته و من باید پسش بخرم
ای کاش میشد
اون لامصب مثل قرقی از قفسه پرید و فروش رفت
فروختینش؟
آره دیگه. گذاشتمش تو سایت و یکی از مشتریهای همیشگی رو هوا زدش
از نیویورک هم زنگ میزدن
باورت نمیشه چه پولهایی واسه اون گلدان پیشنهاد میدادن
دلم میخواست پیش خودم نگهش دارم ولی خب، روزگار سخته دیگه
میتونید اسم کسی که گلدان رو خریده بهمون بگید؟
شرمنده عزیزم، نمیتونم این کارو بکنم
بذار یه سوال بپرسم، طرفداری؟
No comments yet. Be the first to leave one.