Mistari 200 ya kwanza.
.همهچي برعکس شده
...خانوادهي خوشبختمون
،اوني که من به خاطر دارم... .ديگه وجود نداره
مامان
بابا
لئو تولدت 25 سالگيت مبارک. بابا
.و اينها همش به 1 نفر ختم ميشه
...حذف کردنش
...حذف کردنِ مشکل...
ميتونم کمکتون کنم؟
اميدوارم
.دنبال بنجامين ميگردم
ببخشيد...جنابعالي کي باشين؟
.من داداششم
.:.جوينده ي طلا.:.
.:.Nashmil.:. هماهنگ سازي با نسخه وب:@kiarash2001 مترجـم: نــشــميــل
قبل از اينکه لئو برگرده چقدر شانس دارم يه تيکهي کوچيک کيک گيرم بياد؟
.هيچي گيرت نمياد
اي نامرد - بنجامين -
.يکي اومده ديدنت
کيرن
مامان ايشون برادرِ بنجامينه
ناتني
...اون...برادرِ ناتني منه
.ناتني.تني. همهش يه چيزه
.متاسفم يهويي اومدم
ميتونم قسم بخورم بهمون گفتي که .بنجامين تک فرزنده، مامان
.اوه، حتما اشتباه متوجه شدي
.از ديدنتون خوشحالم. من جوليا هستم
.کيرن. من هم از ديدنتون خوشحالم
خب، اوضاعت چطوره؟
همسرت ايشونه؟
...نه خيلي...
...جوليا
.ما هستيم که...داريم ازدواج ميکنيم
اوه، خب پس از ديدنتون .خوشحالترهم شدم
.تبريک ميگم
.ممنون
.کيرن براي مهموني يه ذره دير اومد بهش نگفتي بنجامين؟
خب ما...مدتي هست .همديگه رو نديديم
.يه مدتي" رو تعريف کن"
.کم و بيش، 17 سال
...خب، اينکه...اينکه .مال عهد عتيقِ
چي پيش اومد؟
...فقط
.يکي از همون چيزها...
.چقدر با جزئيات توضيح دادي
بيا. چرا يکم خلوت نکنيم؟
.يه گپ و گفتي داشته باشيم
.بغلش کن ديگه
... مرد بيچاره اين همه راه رو
بهنظر مياد از يه جاي .خيلي دور نسبت به کنت اومده باشه
.بايد آهنگ بخونيم
دلا، ميشه کمکم کني شمعها رو روشن کنم؟
...جدا ميخواي تظاهر کني
چيزي پيش نيومده اصلا؟...
.من چيزي رو تظاهر نميکنم
،صادقانه بگم مامان .هيچوقت نشنيدم از برادرش اسمي ببره
خب، چرا بايد بشنوي؟
تو به زور 2 کلمه با بنجامين .بگو بخند داري
در هر صورت، اين به سختي جزو .جذابترين ويژگيش محسوب ميشه
نصف عمرت رو با داداشت .حرف نزني
.يه جورايي...روانپريشانهست
.خانواده...هميشه برخورد باهاش راحت نيست
با مهارت جمعش کرد
.چرا اول فکر نميکني بعد دهندرازي کني؟
!اون مرد يه دروغگوئه، تموم شد رفت
پس راهحلت اينه، بذاري بري؟
ديگه خسته شدم چيزهايي رو به مامان بگم .که نميخواد بشنوه
خودم خانواده دارم که نگرانشون باشم
!خبر جديد، ماهم خانوادهات هستيم
هايدي: زودتر برگرد ديگه .ميخوام من رو بُکُني
!عمرا باور کني، اما...اوه
پاتريک ميره و تو هم دنبالش.خوبه
دو کلمه ست داداشي و .اونها کلماتي هستن که تو نميشناسي
عدم بودجهي کافي نميتونم از خير سواري مفت .به سمت خونه بگذرم
بگذريم. تو که نميخواي شبِ تولدترو
.با خواهر برادرِ اخلاق خشکِ پيرت بگذروني
.نه. راست ميگي .نميتونم به چيزي بدتر از اين فکر کنم
آره
.ميبينمت
!تولدت مبارک، لئو شيره
روندنش خوبه، مگه نه؟
.عاليه
اوه، هيچي نشده روش خط انداختي؟
.نه اون...کار پاتريک بود
خب همراه ناهار آخرين خز بازي
پسرکِ کنگر خور لنگر اندازمونرو .از دست دادي
داشتم فکر ميکردم تو، من
شام تولد بريم هتل بلوط
...مهمون من، تو هم نوشيدني ميريزي
.همه شاد و خوشحال...
.بهنظرم اينبار ديگه مچش رو گرفتيم بابا
.دوباره اينرو نميتونم بگم
.ديگه بيخيال بنجامين، بيخيال مادرت
..همهي اينها
.براي من خوب نيست
هنوز وقت هست جلوي اين ...عروسيرو بگيريم. ما ميتونيم
.ساکت باش لئو
.يادت باشه اينجا خونهي کيه
.شام دونفره، بهنظر عالي مياد
.فقط امشب نه
...حتما.هروقت شد. فقط
.پاتريک با يکي ديگه رابطه داره
پسر کو ندارد نشان از پدر، بهنظرم
.نه اون فرق داشت
،اون فقط بيحوصله يا حشري نشده بود .مثل گوه کاري داداش بزرگهام
.اون...گم شده بود
منظورم اينکه، تو کل زندگيترو کار ميکني
و همه چيزترو ميذاري رو دايره
.و بعدش يهو بووم، بازنشست ميشي
خب...همهي اون کارکردنها .کار درست انجام دادنها، ميشه هيچي
بنابراين وقتي چيز اشتباهي ...خودش رو نشون ميده
تو همين الان مادر منرو به عنوان چيز اشتباه" توصيف کردي؟"
.خب اون تو رو زاييده
که به عنوان يکي از جبران اشتباهات زيادش .درنظر ميگيرمش
.اما بعدش مادرپدرم رو از هم جدا کرد
که چقدرهم هردوشون بي نقص بودن درسته؟
بنابراين اگه بهخاطر جادو جنبل مادرم نبود
اونها هنوز باهم بودن؟
آره
.و لاو ميترکوندن
.هممون ميترکونديم
خب،ممکنه به زودي بتوني .تئوريت رو امتحان کني
.فقط اولش رو رو نکن .همه رو بگو ببينم
منظورت چيه؟
...منظورم اينکه
.اونها جدا جدا ميخوابن
بوسهي مرگ
.پس،شايد يه راهي باشه
.با يه کمکِ کوچيک
.به من نگاه نکن
متوجه هستي که اگه ...منافعمون باهم نباشه
هيچکدوم از اين...
جو مزخرفِ دروغين بچهي ناتني .وجود نخواهد داشت
...و ما ميتونيم... رابطهي بازتري داشته باشيم؟
تاريخ، مسير عجيبي براي .تکرار خودش داره
همون اشتباه دوباره و دوباره .تکرار ميشه
آخرسر به من خورد و تو جرياني گير کردم که نميخوام داخلش باشم
.با مردي که نميتونم بهش اعتماد کنم
...کيرن
اون قراره...تو... .هتل بلوط بمونه
.تو بهم گفتي تک فرزندي
و باعث شدي جلوي اونها
.جلوي همهي اونها وايسم و دروغ بگم
.مجبور نبودي
فکر ميکني بچههاي من به دلايل بيشتري نياز دارن تا ضد ما بشن؟
نه نه ببين ببين... ميدونم ...ميدونم که اونها نبايد
...ميدونم که اونها نبايد عليهمون بشن و من .و...و من ميتونم توضيح بدم
...اما..اول ، تو ...بايد باور کني من
.اين اندازهاش که ناراحتم ميکنه
چون چيز کوچيکي نيست، مگه نه؟
...اين چيزي نيست که من فقط بتونم ...اون
.اون خانوادهته .از گوشت و خونته
و اگه بتوني راجع به اون دروغ بگي .ميتوني راجع به هرچيزي دروغ بگي
...بايد اينرو درک کني
من...کل زندگيمرو سعي کردم ...تا ازش
از اون...از گذشته... فرار کنم
،و وقتي اومدم لندن معنيش اين بود .که ميتونم هرکسي که ميخوام باشم
!هر چيزي که ميخوام بگم
خب...فقط...آخرش اينطور شد که !شروع کردم به مردم آسونترين چيز رو گفتن
.که من تک فرزندم
...و هرچي بيشتر گفتمش، بيشتر
خب، از شکل و شمايل دروغ دراومد
.و فقط عادي شد
و...بعدش تورو ملاقات کردم و تو خيلي باهوش
.و...و...بافرهنگ بودي !و من فقط ميخواستم ادامه بدم
درسته.پس اين گردن منه ديگه؟
!نه نه نه! نيست
.تو...تو... درک نميکني
!نميتوني که...درک کني
،اون سطح... ننگ و عار رو
فقط ميخواد به پوستت چنگ بزنه
!تا وقتي که ديگه وجود خارجي نداري
من چارهاي نداشتم، باشه؟
.من من من، اينکار رو کردم تا نجات پيدا کنم
و اون چي ازت ميخواد؟
...فکر کنم ميخواد
فکر کنم ميخواد نشونم بده .که تغيير کرده
و تو خودت، چي ميخواي؟
...ميخوام .اينجوري نگاهم نکني
چجوري؟
.انگار...انگار چيزيرو شکستم
!ميتونم درستش کنم
...ميتونم درستش کنم. چون من نميذارم
!من نميذارم بري
ميفهمي؟ !من نميذارم بري
!چون تو...چون تو همهچيزي
تو همهچيزي! همهچيز
پس چرا به خطر انداختيش؟
چي اونقدر برات خجالت آور بود آخه؟
بنجامين؟
.باشه. نفس بکش
...نفست رو بده تو
.نفس بکش. چيزي نيست. چيزي نيست
.چيزي نيست
.نفس بکش. همينه
.همينه.ادامه بده
.مشکلي نيست. مشکلي نيست
واقعا نيست؟ واقعا نيست؟
No comments yet. Be the first to leave one.