Parallel Mothers

Parallel Mothers (Madres paralelas)

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Madres paralelas 2021 720p BrRip YIFY
Parallel Mothers 2021 1080p BluRay AAC5 1 x264
Parallel Mothers 2022 1080p Bluray DTS-HD MA 5 1 X264-EVO
Parallel Mothers 2022 1080p BluRay 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Parallel Mothers 2022 720p BluRay 800MB x264-GalaxyRG
Parallel Mothers 2022 720p BRRip AAC2 0 X 264-EVO
Parallel Mothers 2022 1080p BRRip DD5 1 X 264-EVO
Parallel Mothers 2022 BRRip XviD AC3-EVO
Maoni na Amir.Farahnak
█⫸ و امیر فرحناک | هماهنگ با بلوری sm محمدعلی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Lebo

BluRay
x264
720p
720
brrip
1080
TS
HD
XviD
AC3
Yamechapishwa tarehe: 2022-02-19
Upakuaji: 51
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫جهت اطلاع از جديدترين آدرس سايت ‫ديجي‌موويز را در شبکه‌هاي اجتماعي دنبال کنيد

می‌تونی لبخند بزنی؟

حالا صورتت رو شل کن اون طرف رو نگاه کن بعد برگرد سمت من

همین جوری

حالا آرنجت رو به میز تکیه بده

چونه... همین طوری خوبه

فشار نده و حالا اون سمت

خوبه

یه لبخند بزن

به من نگاه کن

حالا به دوربین نگاه کن

بیا - مرسی -

ببخشید. جَنیس، اون جمجه‌ها ضرورین؟

نمی‌دونم، بذار ببینم - باشه -

یه جا بشینیم؟ - حتماً -

داستان این جمجمه‌ها چیه؟

ازم خواستن یه عکاسی پرتره به سبک هملت، اینجوری، از یه اسکلت بکنم

به‌نظرم ژست انسان‌شناسانه و مناظره‌ای برای من خیلی ساده‌ست

ما از این کارها نمی‌کنیم - بهتر -

ویراستار بهم گفت یه سؤالی از من داشتی

آره. اگه وقت داشتی، بعد از عکاسی صحبت می‌کنیم

باشه، مشکلی نیست

می‌خواستم یه سوالی درمورد گور جمعی ازت بپرسم

اوه...‏

توضیح بده

‫اطرافِ روستای ما یه قبری هست که توش ‫۱۰ تا جسد دفن شده. یکیشون پدر پدربزرگمه

‫وقتی قانونِ حافظه تاریخی رسمی شد، ‫ قاضی مربوطه از این کار جلوگیری کرد

از اون زمان به بعد،‏ فقط جواب منفی شنیدیم

الان حتی بدتر هم شده، از کمک‌های مالی صرف نظر کردن

توی یه مصاحبه،‏ رئیس جمهور راخوی می‌گفت...‏

حتی یه یورو هم برای حافظه تاریخی هزینه نکرده

آره، خبرش رو خوندم - خیلی عجیبه -

برای همین می‌خواستم ازت یه مشورتی بگیرم - باشه -

داخل اتحادیهٔ حافظه تاریخی روستامون، اون طرفِ کوه‌ها...‏

ما داشتیم درمورد یه گودالی اطلاعات جمع می‌کردیم

می‌دونی کجا هستش؟ - آره، همه داخل روستا می‌دونن -

برای همینه که دست نخورده

مادربزرگم تمام سندها و نقشه‌های خودش رو واسم گذاشته

گودال اینجاست

پدر پدربزرگم رو به محض این که جنگ شروع شد، دستگیر کردن... همون هفته اول

از کجا از موقعیت گودال مطمئنی؟

یکی از قربانی‌ها که توسط فالانژها دفن شده بود...‏

این بود، مانوئل بلانکو تروخیلو

اون‌ها ولش کردن تا بمیره ولی فقط زخمی شده بود

اون شب از گودال بیرون اومد، خونه رفت و به همه درمورد این ماجرا گفت

قبل از این که مخفی بشه به خانواده‌ش گفت

که مابقی قربانی‌ها چه افرادی بودن و قبرشون کجا بود

پدرِ پدربزرگم معلم و عکاس بود

قبل از جنگ از تموم کسایی که کنارش می‌مردن عکس می‌گرفت

نیکاسیو سانز گارسیا، حامی دون کارلو

فاکُندو نونیو تومه

خوزه گوتیرز کاسترو و فرانسیسکو آلانسو گونزالز

گرگوریو سانچز مونیوز معروف به سگ صورت

سزار کروز آرانز. دخترش هنوز زنده‌ست. اسمش بریگیداست

تئوفیلو روبلس گارسیا

پپه مِدینا سانچز و بنیتو گارسیا رودریگز

مادربزرگم. اسم همه اونایی که با پدرش ناپدید شدن رو نوشت

توی دفترن، بعداً بهت نشون میدم

بعضی‌ از خانواده‌ها توی روستا زندگی می‌کنن بعضی‌ها نه. ولی بقیه توی روستای کناری هستن

تمام این اطلاعات ارزشمنده

با کمک انجمن روستا تونستیم به سختی طی این سال‌ها یه چیزهایی رو بدست بیاریم

می‌خوایم بدونیم که استخدام کردنِ تو برای کندن اون گودال چقدر هزینه برمی‌داره

من مجانی انجامش می‌دم ولی تنهایی نمی‌تونم - کل روستا کمکت می‌کنن -

مشکلی نیست، ولی من به افرادی که توی حفرهای باستان‌شناسی تخصص دارن، نیاز دارم

نه فقط یه مشت کارگر با بیل و کلنگ - حتماً -

در هر صورت، اگه کاری باشه کلِ روستا آمادهٔ کمکه

خب... الان دارم همینطوری یه چیزایی میگم

من عضو یه مؤسسهٔ خصوصی‌ توی نابارا...‏

به اسم برادِرهود برای بازسازیِ حافظه تاریخی‌ام

آره، می‌دونستم - جدی؟ -

آره ولی روم نشد بپرسم

بریزم؟

یه مؤسسهٔ علمی که کارش مطالعه روی ریشه‌های فرهنگیِ ناباراست

کارمون این نیست که مجدداً گودال‌ها رو حفر کنیم

ولی وضعیت جوری شد که قبلاً یک بار این کار رو کردیم

همه‌ش به زمان، مکان و اطلاعاتی که درمورد جنگ می‌تونیم بدست بیاریم بستگی داره

برای مثال این موضوع که تاریخ قبر برمی‌گرده به روزهای اولِ جنگ خودش یه نکته جالبیه

اون جوری که مادربزرگ و روستایی‌ها میگن، شبِ ۲۵‌ام جولای بود

می‌تونی پروژه رو به مؤسسهٔ ما برای بررسی ارائه بدی

از اون جایی که پر از جزئیاته، من باهاشون صحبت می‌کنم که حداقل درنظر بگیرنش

نمی‌تونم بگم که چقدر ازت ممنونم - البته، کار سریع پیش نمیره -

سال‌ها برای مؤسسه زمان می‌بره تا پروژه‌ای رو تایید کنه. ولی ارزشش رو داره

اوه، حتماً

واقعاً ازت ممنونم

امروز ساعت چهار میرم باید شوهرم رو ببرم دکتر

اوه، باشه. حالش چطوره؟

یکم ناخوشه

بیچاره

جانم؟ - سلام جنیس، حالت چطوره؟ -

سلام آرتورو

زنگ زدم بهت اطلاع بدم که مؤسسه پروژه به دستش رسید. بهت زنگ می‌زنن

من سه روز بعد از عکاسی فرستادمش

یه موضوع دیگه. تا یه هفتهٔ دیگه یه سر میام مادرید

گفتم شاید بتونیم همدیگه رو ببینیم، البته اگه تو بخوای

کِی دقیقاً؟ - چهارشنبهٔ -

بعدازظهر بیکارم

اوه، خوبه. چهارشنبه پس می‌بینمت

چهارشنبه می‌بینمت

با بینی نفس بکش

عمیق

اون کار رو نکن، بدتره

همین جوری

همین جوری

نترس، همه‌چیز درست می‌شه

خودت می‌فهمی

ازدواج کردی؟ - نه، تو چی؟ -

من؟ نه، نه...‏

پس دوتا مادرِ مجردیم

برای من اتفاقی بود ولی خیلی خوشحالم

برای من هم اتفاقی بود

برات ناراحت نیستم

من هستم

بیخیال، این حرف رو نزن خوب می‌شه. خودت متوجه می‌شی

تنها که نیستی؟

نه، با مادرم هستم

‫- خوبه ‫- ولی هنوز به این قضیه عادت نکرده

خب تو بهش عادت می‌کنی

آنا

سلام - مگه نباید استراحت کنی؟ -

راه رفتن براش خوبه باعث می‌شه زودتر بیاد بیرون

من جنیسم، هم اتاقیش - من تِرِسا هستم. مادر آنا -

اتاق کدوم سمته؟ - اونجاست -

بریم

باشه

آروم دراز بکش

با بابا صحبت کردم

نمی‌تونه بیاد - می‌دونستم -

واسمون آرزوی موفقیت کرد و گفت که سخت نگیری

باشه

سلام، من اومدم - سلام -

سلام عزیزم - حالت چطوره؟ -

درد داره؟ - خیلی -

قراره اپیدورال تزریق کنن

نمی‌تونم تا دیدنِ صورت کوچولوی سیسیلیا صبر کنم

منم همین طور

اگه مادربزرگت زنده بود، دلش خیلی می‌خواست که اینجا باشه

این آنا هستش و مادرش ترسا - سلام -

اِلنا رفیق صمیمی منه - خوشبختم -

شما هم خیلی نزدیکین به هم، مگه نه؟ - آره، خیلی -

می‌خوام فشار بدم

استراحت کن، نفس بکش آروم نفس بکش

نمی‌تونم - می‌تونی عزیزم، داری عالی پیش میری -

می‌تونم سرش رو ببینم

موهاش هم می‌بینم

مو هم داره؟ - چقدر نازه -

نگران نباش، داره بیرون میاد یه فشار دیگه بیاری بیرون میاد

بجنب، نفس بکش، نفس بکش

یک، دو، حالا محکم فشار بیار. یالا

فشار، فشار، فشار

عزیزم خودشه، محکم فشار بیار. محکم

این هم از شاهزاده خانومِت

سلام عشقم

کارت خیلی خوب بود

جونم، عزیزم...‏

بفرمایید

پرستار به من گفت که اینجایی - آنا -

بیا داخل. بشین

خوب شد دیدمت

حال کوچولو چطوره؟

خوبه، تحت مراقبته

فقط یه لحظه گذاشتن بغلش کنم

حس نفس کشیدنش روی سینه‌هات قشنگ نیست؟

نمی‌تونم تا برگردوندنش منتظر بمونم

واسه تو هم تحت مراقبته؟ - آره -

باید عادی باشه

دکتر گفت بچهٔ من مشکلِ سازگاری با زندگیِ خارج از رحم رو داشت

گفتیم بالاخره می‌تونیم یه زندگی تازه رو شروع کنیم. زندگی‌ای که منتظرشه

خارج از رحم

آره - معلوم شد که خبری نیست -

طفلکی خارج از رحم مشکل تنفسی داشت

بچهٔ تو چیشده بود؟ - ظاهراً قند خونش پایین بود -

بگذریم، گفتن چیز خاصی نیست - آره، دقیقاً -

شمارهٔ خودم رو برات می‌ذارم اگه خواستی زنگ بزن

جفتمون یه وضعیتی داریم می‌تونیم صحبت کنیم

کی بچه رو مرخص می‌کنی؟ - غروب... یا شب -

منم همون زمان میام

بذار ببینم...‏

این موبایل منه - حله -

برات شمارهٔ خونه هم گذاشتم

جانم؟

سلام، اجازه هست؟ - سلام، صبح بخیر -

سلام عسلم

تست بازیگری چطور بود؟ - اوه، عالی بود -

تازه تموم کردم

قرار بود نقش یکی از خانم‌های جوون رو بازی کنم

ولی از کارگردان خواستم که من رو برای نقش روزیتا امتحان کنه

بدون این که کسی بهم بگه،‏ خونه تنهایی تمرین کردمش

ولی دونا روزیتا شخصیتِ اوله - آره -

ازم خواست تست بازیگری اون رو بدم و از کارم راضی بود

بعد ازم خواست که نمایشنامهٔ سختِ سکانسِ پایانی رو بخونم

بهم چندتا نکتهٔ مفید گفت

و من هم، با اون شخصیتِ پژمرده و سردرگم، درجا متوجه‌ش شدم

خیلی خوبه، مامان

بهم چندتا سکانس دیگه هم داد تا بخونم و فردا قرار شد تست رو ادامه بدیم

یکم هول شدم ولی راضی بود

ماتش زده بود باید صورتش رو می‌دیدین

فکرش رو بکن اگه مجبورم می‌کرد دونا روزیتا رو بازی می‌کردم

تبریک می‌گم - ولی هنوز قطعی نشده -

برای اون نقش یه بازیگرِ دیگه دارن ولی چیزی جلوی رویا‌پردازی من رو نمی‌گیره

برات خوشحالم - مرسی عسلم -

More Farsi Persian subtitles for Parallel Mothers

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left