Murder Book

Murder Book

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

Murder Book S01E06 In the Line of Duty 720p AMZN WEB-DL DD 2 0 H 264-playWEB
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Murder Book 2014 زیرنویس فارسی سریال

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-02-13
Upakuaji: 4
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

در تقریباً هر اداره پلیسی

جایی هست که پرونده‌های راکد قتل دارن خاک می‌خورن

هر جعبه شامل کارهای ناتمام و مدارکه

مصاحبه‌هایی که توی پرونده مخصوص هر قتل ثبت شده

این پرونده‌ها مختومه نشدن، فقط به خواب رفتن

و هر کدوم منتظر سرنخ‌های جدید

و پلیسی هستن که حقیقت رو بیرون بکشه

و بالاخره قاتل رو به دست عدالت بسپاره

در حومه لوس‌آنجلس، در منطقه ال سگوندو

تقاطعی هست که خیلی معمولی به نظر میاد؛

یه چراغ راهنمایی قدیمی و عادی که ترافیک رو کنترل می‌کنه

و همه در امنیت هستن

اما چیزی که اکثر مردم نمی‌دونن

اینه که برای پلیس‌های کالیفرنیای جنوبی، اینجا یه مکان مقدسه

دهه‌ها پیش، مردی اینجا از چراغ قرمز رد شد

و زنجیره‌ای از اتفاقات مرگبار رو رقم زد

تیراندازی شده، تیراندازی شده

دو تا افسر تیر خوردن، تکرار می‌کنم، دو تا افسر افتادن

برای نزدیک به نیم قرن

قاتل متواری باقی موند

کارآگاه کریگ کلیری در کالیفرنیای جنوبی بزرگ شد

و از بچگی می‌خواست پلیس بشه

سال ۱۹۹۰، اون به یکی از بهترین‌های پلیس ال سگوندو تبدیل شد

هنوز خیلی مرتب نیست، عذر می‌خوام

اوه، مشکلی نیست

ممنون، لطف کردید

سال بعد ۱۱

اون کارآگاه ارشد دایره قتل شد

اون به سرسخت بودن معروفه؛

مصمم و با عطشِ واقعی برای دستگیری مجرما

برای همین وقتی یه روز صبح تلفنش زنگ می‌خوره، انگار دست تقدیره

کلیری هستم

از فرمانده کشیک وقت تماسی داشتم

که بهم گفت خانمی زنگ زده

و معتقده می‌دونه چه کسی مسئوله

قتل اون دو تا افسر در سال ۱۹۵۷ هست

اون دو افسر جان‌باخته در سال ۱۹۵۷؛

هیچ پلیسی نیست که به اینجا اومده باشه

و داستان اون‌ها رو ندونه

این داستان روی تک‌تک یونیفرم‌ها حک شده؛

فیلیپس و کرتیس

یاد اون‌ها در ستاره‌های روی نشان ما زنده نگه داشته شده

اگه به اون چهار تا ستاره روی نشان ما نگاه کنید

اونا نشانه چهار افسری هستن که در حین خدمت کشته شدن

دو تا از اون ستاره‌ها متعلق به فیلیپس و کرتیس هستن

پس هر کسی که اینجا کار می‌کنه فیلیپس و کرتیس رو می‌شناسه

می‌دونه کی و چطوری به قتل رسیدن

و حالا ستوان کریگ کلیری

اولین سرنخ جدید پرونده رو بعد از ۴۵ سال به دست آورده

اون بلافاصله کلانتری لوس‌آنجلس

و دفتر دادستانی رو برای کمک در تحقیقات وارد کار می‌کنه

کلیری به تیمی از پلیس‌ها و دادستان‌ها نیاز داره

که بچسبن به این پرونده و هرگز رهاش نکنن

وقتی یه مامور قانونِ یونیفرم‌پوش رو می‌کشی

کل سیستم با تمام قوا میاد سراغت

با هر چی که داره پیدات می‌کنه و دستگیر می‌شی

محاکمه خواهی شد؛

شاید فردا اتفاق نیفته، اما بالاخره می‌افته

چون ما هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شیم

قبل از پیگیری

سرنخ جدیدی که از تماس تلفنی به دست اومده

اونا باید پرونده رو زیر و رو کنن

کار رو با بررسی دقیق پرونده قتلِ ۴۵ ساله شروع می‌کنن

جعبه‌های متعددی از مدارک وجود داشت

که در طول سالیان طولانی جمع‌آوری شده بود

در تمام اون مدتی که تحقیقات در جریان بود

مثل این بود که وارد کپسول زمانِ یه جنایت بشی

خب، آره، تقریباً همینه

بیشترش نشستنه، اتفاق خاصی اینجا نمی‌افته

کمی بعد از نیمه‌شبه

دو افسر گشت، ریچارد فیلیپس و میلتون کرتیس

در شیفت شب مشغول کار هستن

همکار ارشد، دیک فیلیپس، کهنه سرباز نیروی هواییه

که در جنگ کره جنگیده بود

اون ۲۸ یا ۲۹ سالش بود

کمتر از دو سال بود

که در اداره پلیس خدمت می‌کرد؛

متاهل بود و سه تا بچه کوچیک داشت، خیلی کوچیک

اون یه تیرانداز فوق‌العاده بود

در تیم تیراندازی بود

که نماینده اداره پلیس بود

میلت کرتیس، تازه‌کارِ تیمه

اون اول به عنوان مربی اسلحه استخدام شده بود

و کمتر از سه هفته بود که سوار ماشین گشت می‌شد

افسر کرتیس ۲۵ ساله بود

متاهل بود و دو تا بچه کوچیک داشت

همه چیز براشون خوب پیش می‌رفت

هر دو عاشق حرفه‌شون بودن

تنها کاری بود که می‌خواستن انجام بدن

اونا در نبش خیابون

سپولودا و روزکرانز پارک کردن

بچه‌هام خوبن. شبِ آرومیه، همه چیز عادیه

در ال سگوندوی خواب‌آلود، این یعنی یه گوشه منتظر موندن

به امید گرفتن کسی که سرعت غیرمجاز می‌ره

یا از چراغ قرمز رد می‌شه

در اداره پلیس

افسر برنی بنگاسر پشت میز بی‌سیم نشسته

و واحدهای گشت رو زیر نظر داره

در یک شب عادی، دو تا ماشین بیرون داشتیم؛

یکی در جنوب شهر کار می‌کرد

و یکی در شمال شهر

بنگاسر جنوب شهر رو خوب می‌شناسه

اون همکار افسر فیلیپس بود

در همون ماشین گشت

تا سه هفته پیش که منتقل شد به بخش بی‌سیم

به نظرم دیک افسر پلیس فوق‌العاده‌ای بود

ما دوست داشتیم دیک فیلیپس رو "اوکی" صدا کنیم

چون یه مرد قدبلند و خوش‌تیپ بود

اولین باری که بنگاسر

اون شب صدای همکار قدیمی‌شو می‌شنوه

حدود ساعت یک بامداد بود

اوه، اینو ببین. خیلی خب، بریم بگیریمش

کرتیس، باید پلاک اون ماشین رو از طریق بی‌سیم چک کنی

بله قربان

گواهینامه و کارت ماشین

مرکز اعزام، افسر کرتیس، موضوع چیه؟

مرکز، لازم دارم که

یه پلاک رو برام استعلام کنی

بگو، گوش می‌دم

افسر کرتیس شماره پلاک این ماشین رو بهم داد

و ازم خواست کد ۲۸-29 (استعلام سرقتی بودن) رو روش اجرا کنم

که یعنی یا سرقتی بود یا تحت تعقیب

در حالی که فیلیپس داره جریمه می‌نویسه

یه واحد دیگه از پلیس ال سگوندو صحنه رو چک می‌کنه

فیلیپس بهشون اطلاع میده که همه چیز مرتبه

ثانیه بعد، جهنم به پا می‌شه ۶۰

افسر تیر خورده

فوراً به آمبولانس نیاز داریم

حدس زدم افسر فیلیپس باشه

شبیه صدای اون بود

سریعاً آمبولانس بفرستید

اون یکی ماشین گشت

که همین چند لحظه پیش رد شده بود

پیام کمک رو می‌شنوه و برمی‌گرده

تمام واحدها، تمام واحدها، افسر تیر خورده

یه افسر افتاده روی زمین

دو نفرن. دو تا افسر تیر خوردن

تمام واحدها رو بفرستید

اینجا بمون، مراقب صحنه باش

نمی‌تونن دور شده باشن. برو، برو، برو

فیلیپس! فیلیپس

به تمام واحدهای موجود نیاز داریم

یالا، طاقت بیار، پیش ما بمون

افسر کرتیس در جا کشته شده بود

و تا جایی که می‌دونم افسر فیلیپس

در راه بیمارستان جون سپرد

یکی از افسرهای

اون یکی تیم گشت ال سگوندو

برای پیدا کردن مظنون با سرعت می‌ره

ماشین مظنون رو در دید دارم

نبش خیابون‌های روزکرانز و فلورنوی

دریافت شد

تمام واحدهای موجود در شعاع ۱۰ مایلی

در راه هستن

قاتل ماشین رو رها کرده

و حالا پیاده‌ست، مسلح و مسلماً خطرناکه

پس تعقیب و گریز شروع می‌شه

طولی نکشید که پلیس‌ها از سراسر منطقه

برای کمک به ردزنی‌اش رسیدن

اون شب ال سگوندو حسابی شلوغ و پر از نور شده بود

ماشین‌ها به هر طرف می‌رفتن

پلیس‌ها به درها می‌کوبیدن، وارد حیاط‌ها می‌شدن

و تمام کارهایی رو که لازم بود انجام می‌دادن

تا این آدم رو پیدا کنن

کارآگاه‌ها ماشین قاتل رو بررسی می‌کنن

تا دنبال سرنخ بگردن

عقب ماشین سوراخ‌سوراخ شده

که ظاهراً توسط افسر فیلیپس انجام شده بود

اون بعد از اینکه تیر خورد و در حالی که داشت جون می‌داد

شش تا گلوله به سمت ماشین در حال فرار شلیک کرد

و سه بار بهش زد، که اگه واقعاً بهش فکر کنید

واقعاً حیرت‌انگیزه

در صندلی عقب

کارآگاه‌ها توده‌ای از جواهرات و لباس پیدا می‌کنن

دو تا کیف زنانه و یه رشته مروارید پیدا کردم

پس حداقل پای دو تا زن در میونه

تا اون موقع خبر این جنایت تکان‌دهنده

در تمام جامعه کوچیک ال سگوندو پیچیده بود

تقریباً سابقه نداشت

که اینجا مامورای قانون در حین خدمت کشته بشن

داریم درباره دوران "آزی و هریت" حرف می‌زنیم؛

زمانی که ظاهراً همه یه زندگی رویایی و بی‌نقص داشتن

همه قوانین رو رعایت می‌کردن

و وقتی کسی دو تا افسر پلیس رو به رگبار می‌بنده

مردم اون زمان واقعاً شوکه می‌شدن

تا ساعت ۲ صبح

مشخص شد که قاتل در تاریکی شب فرار کرده

کلافگی و ناامیدی باید اولین

حسی می‌بود که اون‌ها داشتن

چطور گذاشتیم این یارو فرار کنه؟

ما در عرض چند دقیقه رسیدیم اینجا

حتماً هنوز باید همین اطراف باشه

خب، چیزی شنیدی یا دیدی؟

اما وحشتِ اون شب هنوز تموم نشده بود

چهار مایل اون‌طرف‌تر در شهر هاتورن

یه تماس اضطراری دیگه دریافت می‌شه

مردی گزارش می‌ده که چهار تا نوجوان رو پیدا کرده

که با بدن‌های تقریباً برهنه در یه خیابان تاریک سرگردان بودن

گیج و منگ و لرزان از ترس

پلیس هاتورن به صحنه اعزام می‌شه

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left