Raja Shivaji

Raja Shivaji (राजा शिवाजी)

Pakua Manukuu ya Farsi/persian

Maelezo ya toleo

Raja Shivaji 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Maoni na Samurai_EP

Lebo

webdl
machine_translated
Yamechapishwa tarehe: 2026-08-01
Upakuaji: 4
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi/persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫نه جیجاو‬

‫لازم نیست این کار را بکنی.‬

‫ای الهه جاگادامبا، زاده نشده‌ها را متبرک کن!‬

‫مادر…‬

‫آیا اباصاحب خانه است؟‬

‫او دارد به دربار نظام می‌رود و وقتی برگشت، شما را خواهد دید.‬

‫لک‌های راجی!‬

‫دربار نظام، عزت و جلال شما را تحسین می‌کند.‬

‫از زمانی که به نظامشاهی پیوسته‌ای،‬

‫جنگجویان شجاع یا در برابر آن سر تعظیم فرود آورده‌اند یا در پناه آن پناه گرفته‌اند.‬

‫سبحان الله!‬

‫شجاعتی که شما و پسرانتان از خود نشان دادید، قابل توجه است.‬

‫شما مفتخرید به‬

‫رتبه سلطنتی، جایگاه والا و سرزمین‌های جدید.‬

‫لطفا قبول کنید.‬

‫به شما تبریک می‌گویم!‬

‫ درود بر لرد شیوا! ‬

‫ درود بر لرد شیوا! ‬

‫ درود بر لرد شیوا! ‬

‫اباصاحب!‬

‫سلام!‬

‫وقتی دشمن ما بودی،‬

‫قدرت تو یه کابوس بود.‬

‫حالا که رفیق شدی،‬

‫فکر اینکه به دشمن ملحق بشی حتی وحشتناک‌تره.‬

‫من نه آرزو دارم در ترس زندگی کنم و نه از خشم تو رنج ببرم.‬

‫ درود بر لرد شیوا... ‬

‫خصلتِ از پشت خنجر زدن امثالِ تو!‬

‫روزی که مراتاها به این حقیقت بیدار شوند‬

‫آغاز پایان تو را رقم خواهد زد!‬

‫سپیده دم مراتاها!‬

‫بریم ادامه بدیم؟‬

‫کجا ادامه دهیم؟‬

‫حملات بیشتری در پی خواهد داشت.‬

‫خون‌های بیشتری ریخته خواهد شد.‬

‫تعداد بیشتری از مردم ما قتل عام خواهند شد،‬

‫و اجساد آنها به اینجا بازگردانده خواهد شد .‬

‫پس چرا ادامه دهیم؟‬

‫بهتر است همین جا، روی گات‌های سوزان، منتظر بمانی.‬

‫من قطعاً از نظام توضیح خواهم خواست .‬

‫راجی، ما تابع نظام هستیم.‬

‫ستمدیدگان حق ندارند از حاکمان خود سوال کنند.‬

‫برای کسانی که خدمت می‌کنند، سپیده دم و غروب خورشید یکسان است.‬

‫به خاطر احترام به خودم، اغلب به این فکر کرده‌ام که‬

‫همه چیز را فدا کردن و سر به شورش برداشتن.‬

‫اما وقتش نیست، جیجا.‬

‫منتظر زمان مناسب هستم‬

‫منجر به آتش زدن هیزم در روستاها شده است.‬

‫فردا، روستاها به خاکستر تبدیل خواهند شد !‬

‫ آشوب، ویرانی و هرج و مرج همه جا ‬

‫ خدایا، ویرانی بزرگی در راه است ‬

‫ خانه‌ات ویران شده است ‬

‫ چقدر دیگر باید رنج بکشیم؟ ‬

‫ای پروردگار!‬

‫ مهادوا! ‬

‫ به قلب‌های رنج‌دیده و دعاهای ما پاسخ بده ‬

‫ برخیز و از خانه‌ات محافظت کن ‬

‫ای پروردگار!‬

‫ مهادوا! ‬

‫ به قلب‌های رنج‌دیده و دعاهای ما پاسخ بده ‬

‫ برخیز و از خانه‌ات محافظت کن ‬

‫مرگ بر پونا! مرگ بر پونا! پونا مرده است!‬

‫این مجازات اعمال می‌شود‬

‫به دلیل شورش شاهاجی راجه بوساله علیه عادلشاهی!‬

‫از این پس، استان‌های پونه و سوپه تحت حکومت عادلشاهی باقی خواهند ماند.‬

‫به دستور، یک گاوآهن که با الاغ کشیده می‌شود ، در سرزمین‌های نامقدس پونا رانده خواهد شد .‬

‫بدینوسیله پونا به عنوان سرزمین نامقدس اعلام می‌شود.‬

‫از این پس ، فعالیت‌های کشاورزی و اسکان در این منطقه ممنوع است.‬

‫برگزاری جشن‌ها و مراسم مذهبی غیرقانونی اعلام شد.‬

‫پونه مرده!‬

‫ درود بر لرد شیوا! ‬

‫ درود بر لرد شیوا! ‬

‫ درود بر لرد شیوا! ‬

‫پونه مرده!‬

‫مرگ بر پونا! مرگ بر پونا! پونا مرده است!‬

‫آیا می‌توانی ویرانی را ببینی؟‬

‫یا اینکه نشونت بدم؟‬

‫این نوه من است.‬

‫اینجا زمانی بهشت ​​او بود.‬

‫اینجا حیاط قشنگی داشت.‬

‫این پسر منه…‬

‫و این عروس من است.‬

‫من زمانی اینجا را خانه‌ام می‌نامیدم.‬

‫و این روستا، خانواده‌ی من.‬

‫آن روستا یک معبد از آنِ تو داشت.‬

‫اما امروز، متوجه شده‌ام‬

‫حتی شما هم نتوانستید به ما کمک کنید!‬

‫ما به سمت شما دویدیم، با این اعتماد که شما از جان ما محافظت خواهید کرد.‬

‫اما حتی تو هم اینجا در امان نبودی!‬

‫اوه، ماهادوا!‬

‫مگر نمی بینی غم و اندوه ما را؟‬

‫مگر می‌شود دعاهای بی‌دریغ ما را نشنوی؟‬

‫سرنوشت ما در دستان توست.‬

‫میشه به التماس عاجزانه ما جواب ندی؟‬

‫اوه، ماهادوا!‬

‫خدای من!‬

‫چقدر دیگه میخوای خونریزی ببینی؟‬

‫چقدر دیگه تخریب می خوای ببینی؟‬

‫ راجه... ‬

‫یا برای محافظت از ما بیایید،‬

‫یا ما را کاملاً نابود کن!‬

‫یا اعلام کن که نمی‌توانی از ما محافظت کنی،‬

‫یا وجودت را یک بار برای همیشه ثابت کن!‬

‫ای خداوند! ای ماهادوا!‬

‫ راجه... ‬

‫شامبو راجه! اسم شاهزاده محبوب ما چیست؟‬

‫شیواجی!‬

‫- درود بر الهه شیوای! - پیروزی از آن الهه مادر باد!‬

‫ راجه... ‬

‫ راجه... ‬

‫ راجه... ‬

‫برادر شامبو کجاست؟‬

‫برادر!‬

‫برادر، به چی نگاه می‌کنی؟‬

‫آن پرچم‌ها.‬

‫داداش، اون پرچم کیه؟‬

‫مغول‌ها.‬

‫و آن یکی؟‬

‫آن پرچم عادلشاهی است.‬

‫و این یکی مال ماست، درسته؟‬

‫نه. این یکی مال نظامشاهی است.‬

‫پرچم ما کجاست؟‬

‫ما پرچم نداریم.‬

‫همه آنها هر زمان که به نفعشان بود، به دنبال اتحاد با اباصاحب بودند.‬

‫اباصاحب ابتدا با مغول‌ها متحد شد،‬

‫سپس با عادلشاهی،‬

‫و حالا او با نظام‌هاست.‬

‫شیبا…‬

‫هر که پرچم را در دست دارد، بر سرزمین فرمانروایی می‌کند.‬

‫پس چرا ما پرچم خودمان را به اهتزاز در نمی‌آوریم؟‬

‫سواراجیا پیش‌نیاز داشتن پرچم خودتان است.‬

‫و پیش‌نیاز سواراجیا چیست؟‬

‫دو سال گذشته است.‬

‫رویای بزرگ من از تاج محل...‬

‫در امید منتظر است.‬

‫آیا میراث من داستانی ناتمام باقی خواهد ماند؟‬

‫انشالله که امپراتور همیشه سلامت و تندرست باشه.‬

‫رویای شما به حقیقت خواهد پیوست و میراث شما در اوج خود خواهد ایستاد.‬

‫شش ماه از محاصره قلعه ماهولی گذشته است .‬

‫نظامشاهی هیچ راهی برای پیشرفت ندارد.‬

‫شاهاجی نه شجاعت شورش دارد و نه ...‬

‫و نه توانایی مذاکره.‬

‫نظامشاهی تمام شد.‬

‫نظامشاهی مدت‌ها پیش سقوط می‌کرد،‬

‫اگر آن شاهجی بدبخت نبود.‬

‫همراه با نظامشاهی، شاهاجی نیز باید از بین برود.‬

‫اگر دعا به تنهایی می‌توانست بحرانی را حل کند،‬

‫ما هرگز در این شرایط قرار نمی‌گرفتیم .‬

‫مردان شجاعی که من گرد هم آوردم‬

‫بر اثر قحطی تلف شدند.‬

‫من شورشی شجاعانه به پا کردم،‬

‫اما از خیانت به مردم خودم دلسرد شدم .‬

‫یک توطئه مخفی برای به دست گرفتن کنترل نظامشاهی پشت سر من طراحی شده بود،‬

‫و حالا من در محاصره ایستاده‌ام!‬

‫خسوف داره از خورشید پیشی می‌گیره، جیجا.‬

‫اعلیحضرت! عادل شاه در دکن و مغول‌ها در شمال.‬

‫بین آنها، نظامشاهیِ در حال مرگ آرمیده است.‬

‫به محض اینکه نظامشاهی از بین برود،‬

‫هیچ چیز بین عادلشاهیان و مغولان حائل نخواهد شد.‬

‫عادلشاهی قادر به تحمل خشم ارتش مغول نیست.‬

‫ارتش مغول مثل یک مار پیتون است که هر چیزی را که سر راهش باشد، می‌بلعد.‬

‫مغول‌ها هرگز نمی‌توانند ما را تهدید کنند،‬

‫به دلیل حضور یک جنگجوی سرسخت در نظامشاهی.‬

‫شاهاجی راجه بوساله!‬

‫ما باید قبل از مغول‌ها با او متحد شویم ، پادشاه من!‬

‫من تایید می‌کنم!‬

‫من تایید نمی‌کنم!‬

‫من از اینکه رعیت عادل شاه شوم، امتناع می‌کنم.‬

‫من تایید می‌کنم!‬

‫با شاهاجی باید به عنوان وارث تعیین‌شده رفتار شود ، نه به عنوان یک رعیت.‬

‫تایید شد!‬

‫اما سرزمین اجدادی ما، پونا، باید بازگردانده شود.‬

‫تایید شد!‬

‫ارسال پیام به امپراتور شاه جهان‬

‫که شاهاجی بوساله قصد دارد به عادلشاهی خدمت کند.‬

‫من هرگز این را تأیید نمی‌کنم.‬

‫نظامشاهی توسط هر دوی ما تضعیف شده است.‬

‫حالا عادل شاه آرزو دارد که به تنهایی از شکار لذت ببرد.‬

‫بهش پیام بده.‬

‫هر دو نظامشاهی و شاهاجی نابود خواهند شد.‬

‫پنجاه هزار سکه طلا به امپراتور شاه جهان پیشکش کنید،‬

‫به شرطی که شاهجی راجه متحد ما باقی بماند.‬

‫نه ۵۰،۰۰۰. ۱۰۰،۰۰۰ سکه طلا مطالبه کنید.‬

‫عادل شاه می تواند شاهاجی را متحد خود داشته باشد…‬

‫اما شاهاجی پونا را به دست نخواهد آورد.‬

‫در مورد پونا هیچ مصالحه‌ای وجود ندارد!‬

‫من درخواست ۱۰۰۰۰۰ سکه طلا را می‌پذیرم،‬

‫به شرط اینکه شاهاجی پونا و وفاداریش به ما را حفظ کند.‬

‫۵۰۰۰۰۰ سکه طلا مطالبه کنید.‬

‫شاهاجی می‌تواند پونا را داشته باشد،‬

‫اما او نمی‌تواند آنجا اقامت کند.‬

‫پنج لک سکه طلا؟‬

‫من ۵۰۰۰۰۰ سکه طلا را تایید می‌کنم!‬

‫بعداً می‌توان به مراتاها رسیدگی کرد.‬

‫تکمیل تاج محل از اولویت بالایی برخوردار است.‬

‫بهتره شاهاجی رو از ساهیادریس دور نگه داریم.‬

‫سبحان الله!‬

‫دنیا شاید فراموش کند، اما من می‌دانم…‬

‫که ستون چهارم مقبره همسر شاه جهان‬

‫توسط اعلیحضرت اهدا شد.‬

Raja Shivaji subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left