Shutter Island

Shutter Island

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Shutter Island 2010 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Shutter Island 2010 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-29
பதிவிறக்கங்கள்: 129
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

خودتو جمع و جور کن، تدی. خودتو جمع و جور کن

فقط آبه

خیلی زیاده

خیلی

زود باش

حالت خوبه رئیس؟ آره، خوبم، فقط

فقط نمی‌تونم... حالم از این همه آب به هم می‌خوره

تو شریک جدید منی. درسته

بهترین راه برای آشنایی نبود، اونم وقتی سرم تا نیمه توی توالته

زیاد با اون تصویرِ «تدی دانیلز، مردِ افسانه‌ای» جور درنمیاد

اینو قبول دارم. افسانه‌ای؟

اصلاً شما اونجا تو پورتلند چه کوفتی می‌کشین؟

سیاتل. من از دفتر سیاتل اومدم

چند وقته توی «مارشال» هستی؟

چهار سال

پس می‌دونی چقدر دنیای کوچیکیه

معلومه

تو چی؟ کسی تو زندگیته؟ متاهلی؟

بودم

فوت کرد

یا خدا. من... نگران نباش، مهم نیست

وقتی سر کار بودم، توی آپارتمان آتیش‌سوزی شد

چهار نفر کشته شدن

دود باعث مرگش شد، نه آتیش. ببین، این نکته‌ مهمیه

متاسفم رئیس

اون سیگارهای لعنتی‌م کجاست؟

اوه، بیا، یکی از مال من رو بکش

قسم می‌خوردم قبل از اینکه سوار شم توی جیب کتم بودن

این کارمندای دولت آدم رو لخت می‌کنن

ممنون

قبل از اینکه راه بیفتی، اطلاعاتی درباره این آسایشگاه بهت دادن؟

فقط همین‌قدر می‌دونم که یه بیمارستان روانیه

برای مجرم‌های روانی

خب، اگه فقط یه مشت آدم بودن که این‌ور اون‌ور می‌دویدن و صدا می‌شنیدن

و دنبال پروانه می‌کردن، نیازی به ما نداشتن

داریم می‌ریم اونجا؟ آره

اون طرف جزیره صخره‌های عمودیه

که تا لب آب ادامه داره

اسکله تنها راه ورود و خروجه

به محض اینکه شما دوتا پیاده شین، ما راه می‌افتیم

ممنون می‌شم اگه یه کم عجله کنین

چرا؟ طوفان تو راهه

انگار تا حالا نشانِ مارشال ندیدی

آقایان، من مک‌فرسون، معاونِ زندان هستم

به جزیره‌ شاتر خوش اومدین

من شما رو تا «اَش‌کلیف» همراهی می‌کنم

آدم‌هات یه کم عصبی به نظر میان، آقای مک‌فرسون

جناب مارشال، الان همه‌مون همین‌طوریم

حصارهای برقی

از کجا فهمیدی؟

قبلاً مشابهش رو دیدم

بسیار خب. هر کمکی از دستمون بربیاد به شما آقایان می‌کنیم

اما در طول اقامتتون باید از پروتکل‌ها پیروی کنین

متوجه شدین؟

کاملاً

اون ساختمون آجری قرمز سمت راست، بخش A، بخش مرداست

بخش B، بخش زنا هم اون یکی سمت چپیه

بخش C هم اون ساختمون روی صخره‌هاست

یه قلعه‌ قدیمی مربوط به جنگ‌های داخلیه

خطرناک‌ترین بیمارها اونجا نگهداری می‌شن

ورود به بخش C ممنوعه

مگر با رضایت کتبی و حضور فیزیکیِ

هم من و هم دکتر کاولی

متوجه شدین؟

جوری رفتار می‌کنی که انگار دیوونگی واگیر داره

طبق این دستور، باید اسلحه‌هاتون رو تحویل بدین

آقای مک‌فرسون، ما مارشال‌های فدرال هستیم که رسماً منصوب شدیم

ما موظفیم همیشه اسلحه‌هامون همراهمون باشه

فرمان اجرایی شماره ۳۱۹ از قانون فدرالِ زندان‌ها

می‌گه وقتی داخل یک زندان هستین

مقامات اون موسسه حرف آخر رو می‌زنن

آقایان، شما با اسلحه از این دروازه رد نمی‌شین

خیلی خب. حالا که تشریفات اداری تموم شد، بیاین راه بیفتیم

نظرتون چیه بریم دکتر کاولی رو پیدا کنیم؟

کی فرار کرد؟ این زندانی رو می‌گم

متاسفانه دکتر کاولی باید در جریان انتون بذاره. این پروتکله

نگهبانای زندان توی یه بیمارستان روانی

اگه ناراحت نمی‌شی باید بگم که صحنه‌ عجیبیه

این تنها مرکز در نوع خودشه، نه فقط تو آمریکا، بلکه تو کل دنیا

ما فقط خطرناک‌ترین و آسیب‌دیده‌ترین بیمارها رو قبول می‌کنیم

اونایی که هیچ بیمارستان دیگه‌ای نمی‌تونه کنترلشون کنه

و همه‌ این‌ها به خاطر دکتر کاولیه

اون اینجا یه چیز واقعاً منحصر‌به‌فرد ساخته

اینجا بیمارستانیه برای آدمایی که جامعه معمولاً اونا رو درمان‌ناپذیر می‌دونه

شاگرد اولِ جانز هاپکینز و بعدش هاروارد بوده

کارت شناسایی، آقایان

نشان‌هاتون رو نشون بدین، آقایان

اسکاتلندیارد بارها با دکتر کاولی مشورت کرده

«ام‌آی‌فایو»، «او‌اس‌اس»... چرا؟

منظورت چیه؟

آژانس‌های اطلاعاتی چه مشورتی با یه روانپزشک دارن؟

حدس می‌زنم باید از خودش بپرسین

مارشال دانیلز. دکتر

مارشال اولی

ممنون جناب معاون. دیگه مرخصی

بله قربان. خوش‌بخت شدم آقایان

اون خیلی از شما تعریف می‌کرد

مک‌فرسون آدم خوبیه. به کاری که ما اینجا می‌کنیم ایمان داره

و اون کار دقیقاً چیه؟

یک تلفیق اخلاقی بین نظم و قانون و مراقبت‌های بالینی

ببخشید دکتر. چی بین چی و چی؟

اون نقاشی‌ها کاملاً دقیق هستن

قدیما با مریضایی که اینجا سر و کار داریم

با زنجیر بسته می‌شدن و توی کثافت خودشون رها می‌شدن

اونا رو کتک می‌زدن

انگار که با شلاق زدن و خونی‌مالی کردنشون، روان‌پریشی از بدنشون می‌ره بیرون

ما توی مغزشون پیچ فرو می‌کردیم

توی آب یخ غرقشون می‌کردیم تا از هوش برن

یا حتی غرق بشن

و حالا؟ ما درمانشون می‌کنیم

سعی می‌کنیم خوبشون کنیم، سعی می‌کنیم شفا بدیم

و اگه نشد، حداقل براشون

یه ذره آسایش و آرامش توی زندگیشون فراهم می‌کنیم. آرامش

اینا همشون مجرمای خطرناکن، درسته؟

منظورم اینه که به بقیه صدمه زدن

تو بعضی موارد آدم کشتن. تقریباً توی همه‌ موارد، بله

اونوقت، اگه نظر شخصی منو بخوای دکتر، باید بگم

گور بابای آرامششون

وظیفه‌ من درمان مریضامه، نه قربانیاشون. من اینجا نیستم که قضاوت کنم

پس این زندانیِ زن... بیمار

ببخشید. بیمار

شخصی به اسم ریچل سولاندو تو ۲۴ ساعت گذشته فرار کرده

دیشب بین ساعت ۱۰ تا نیمه‌شب. خطرناک محسوب می‌شه؟

می‌شه این‌طور گفت. اون هر سه تا بچه‌اش رو کشته

توی دریاچه‌ پشت خونه‌اش غرقشون کرد

یکی یکی بردشون بیرون و سرشون رو زیر آب نگه داشت تا بمیرن

بعد آوردشون داخل و دور میز آشپزخونه چیدشون

همون‌جا یه وعده غذا خورد و بعدش همسایه سر رسید

و شوهرش چی؟

توی سواحل نرماندی کشته شد. اون یه بیوه‌ جنگیه

وقتی اولش اومد اینجا، به خودش گرسنگی می‌داد

اصرار داشت که بچه‌ها نمرده‌ان

ببخشید دکتر. شما تصادفاً آسپرین همراهتون نیست؟

مستعد سردردی، مارشال؟ گاهی اوقات. ولی امروز

بیشتر دچار دریازدگی شدم. آه، به خاطر کم‌آبی بدنه

حالت خوبه رئیس؟ آره

در این صورت، حق با شماست. هر چی ساده‌تر، بهتر

خیلی ممنون

ریچل هنوز فکر می‌کنه بچه‌هاش زنده‌ان

همین‌طور فکر می‌کنه اینجا خونه‌اش تو برکشایره

شوخی می‌کنی. اون توی این دو سال حتی یک بار هم

اعتراف نکرده که توی یه آسایشگاهه

فکر می‌کنه ما همه‌مون پیک، شیرفروش یا پستچی هستیم

برای حفظ این توهم که بچه‌هاش نمرده‌ان

یه ساختار داستانیِ پیچیده برای خودش ساخته

و به همه‌ ما نقشی داده تا توی اون داستان بازی کنیم

پس تا حالا محوطه رو گشتین؟

رئیس زندان و آدم‌هاش وجب‌به‌وجب جزیره رو گشتن

هیچ اثری نیست

و چیزی که بیشتر نگران‌کننده است اینه که نمی‌دونیم چطوری از اتاقش خارج شده

در از بیرون قفل بود و تنها پنجره هم حفاظ داشت

انگار درست از بین دیوارها بخار شده و رفته

من بعد از گروه‌درمانی مستقیم آوردمش اینجا و در رو قفل کردم

وقتی برای گشتِ نیمه‌شب برگشتم، نبود

جدی دکتر، چطور ممکنه حقیقت هیچ‌وقت به گوشش نره؟

منظورم اینه که اون توی یه بیمارستان روانیه، درسته؟

به نظر میاد چیزی باشه که آدم هر از گاهی متوجهش بشه

به مریض‌ها چند جفت کفش می‌دن؟

دو جفت

سلامتِ روان یه انتخاب نیست مارشال. نمی‌تونی همین‌طوری تصمیم بگیری که خوب بشی

پس، پابرهنه از اینجا رفته؟

بیخیال دکتر، اون توی این زمینِ ناهموار ۱۰ متر هم نمی‌تونست بره

جناب مارشال؟

این قطعاً خطِ خودِ ریچله

ولی هیچ ایده‌ای ندارم «قانون چهار» چیه

این یه اصطلاح روانپزشکی نیست؟ متاسفانه نه

«۶۷ کیه؟»

از کجا بدونم آخه

باید بگم این حرفت خیلی به نتیجه‌گیری بالینیِ من نزدیکه

فکر می‌کنی فقط یه مشت خط‌خطیِ الکیه؟

اوه، نه، اصلاً. ریچل باهوشه. در واقع، نابغه‌ است

این کاغذ ممکنه مهم باشه

ببخشید دکتر، ولی ما باید اینو پیش خودمون نگه داریم

البته

و شما می‌گین که اون باید از اینجا رد می‌شده؟

بعد از خاموشی، بهیارها اینجا ورق‌بازی می‌کنن

دیشب هفت نفر پایین اون پله‌ها نشسته بودن

و پوکر بازی می‌کردن

با این حال، ریچل یه جوری تونسته از کنارشون جیم بشه

چرا؟

چطور؟ مگه نامرئی می‌شه؟

دکتر، ما باید به پرونده‌های پرسنل دسترسی داشته باشیم

تمام کادر پزشکی

پرستارها، نگهبان‌ها، بهیارها؛ هر کسی که اون موقع شیفت بوده

در خواستتون رو بررسی می‌کنیم

این یه درخواست نیست، دکتر

اینجا یه مرکز فدراله و یه زندانی خطرناک

بیمار. ...بیمار

فرار کرده. حالا یا همکاری می‌کنین یا

تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که ببینم چیکار می‌تونم بکنم

دکتر، ما باید با کارکنان صحبت کنیم. متوجهی؟

بعد از شام همه‌شون رو توی اتاق عمومی جمع می‌کنم

اگه سوال دیگه‌ای دارین

راحت باشین و برای جست‌وجو به معاون زندان ملحق بشین

تا نزدیک‌ترین خشکی ۱۱ مایل فاصله است

و آب هم یخ‌بندونه

دیشب جریان آب قوی بود و جزر و مد به سمت ساحل می‌زد

یا غرق می‌شده یا روی صخره‌ها خرد و خاکشیر می‌شده

و جسدش دوباره به ساحل برمی‌گشت

اون غارهای اون پایین چی؟ اونا رو چک کردین؟

More Farsi Persian subtitles for Shutter Island

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left