முதல் 200 வரிகள்.
کانپور ۲۰۰۶
هی، بنارسی! برای چهار نفر پاریچانا آماده کن، رفیق!
جای سیارام، مدیر آقا. جای سیارام، جای سیارام.
تا تو میای، میفهمم ساعت هفت و نیم صبحه.
اون پسر ازم ساعت رو پرسید، گفتم:
"هنوز هفت و نیم صبح نشده، چون مدیر آقا اینجا نیست."
وقتی نوبت پاریهاش میشه همیشه سر وقته!
واقعاً وقتشناسه!
آخه من چطور میتونستم دیر کنم؟
از جاجماو تا بیتهور، همه کانپور رو بگرد،
هیچکس بهتر از بنارسی پاریچانا درست نمیکنه.
کاش مغازه بزرگتری داشتم،
پاریهای من بهترین میشد!
خوب گفتی! آفرین! آمادهن؟
عجله کن! گوجهفرنگی هم اضافه کن.
بله.
بفرمایید.
"لبهات رو مثل قوطی توتون پلمپشده ببند،
بذار پدال گاز حرف بزنه. تو خفه شو،
زرنگبازی دربیاری، شلیک میکنم تو شقیقت،
اسلحه دستسازه، اگه خوب کار کنه تونل میکنه..."
"اگه نکنه، مغزت همه جا پخش میشه."
چی میخوای، داداش؟
اون طرف.
"من مردی پرهیزگارم، آن ایزدی که تو نگهبانیاش را میکنی..."
با منی؟
"مشتاقم شخصاً با ایشان ملاقات کنم."
باشه. حالا راه بیفت. گاز بده.
وگرنه من ماشه رو میکشم.
جای سیارام! جای سیارام!
خداحافظی کن!
خداحافظی نیست، موفق باشی!
باشه. بده به من.
ممنون.
بیست دقیقه دیگه برمیگردم.
هی آقا، بانک بستهست.
چرا در بازه؟ که الهه هوا بخوره؟
در بازه، ولی بانک بستهست.
چطور ممکنه؟
ساعت ۸ صبح باز میشه.
کارکنان داخل دارن صبحونه میخورن.
نمیتونم داخل منتظر بمونم؟ نه.
بشین پیش من. بیا چرت و پرت بگیم.
باشه، پس بیا چرت و پرت بگیم.
هر روز از تاندا میای و میری؟ نه، نزدیک اینجا زندگی میکنم.
کجاست؟
کلکتورگنج. کلکتورگنج؟
تو کانپور زندگی میکنی و برای بانک تاندا کار میکنی؟ چه مسخرهبازی!
چرا تفنگ نگه میداری؟
برای اینکه بانک رو امن نگه دارم.
گلوله داره؟ یا فقط برای قشنگیه؟
دو تا فشنگ کامل داره!
تا حالا با تفنگ شلیک کردی؟ بله.
سال پیش، عروسی خواهرم تو جاده بیرهانا.
آه؟ چهار گلوله شلیک کردم.
اگه یه سرقت از بانک اتفاق بیفته چی؟
با گلوله سوراخ سوراخشون میکنم.
اگه سه تا سارق باشن چی؟
با دو تا فشنگ چطور سه نفر رو از پا درمیاری؟
راجنیکانت رو میشناسی؟
اون میتونه چهار نفر رو با دو گلوله بکشه.
کی؟
راجنیکانت. بازیگر تو فیلم "گرفتار". ندیدیش؟
نمیشناسمش.
مثل آب خوردن. مثلاً همین تفنگ تو،
قفله؟
قفله.
اگه قفل نباشه ممکنه اشتباهی شلیک بشه.
بده به من. بذار چک کنم.
قفله، درسته؟ بله.
مطمئنی؟ بله.
اگه من اینو تکون بدم چی؟
قفلش باز میشه.
حالا پاشو!
آخه چرا باید پاشم؟
بلند شو! چون اگه ماشه رو فشار بدم،
از نافت خون فواره میزنه. پاشو!
این کارو نکن، داداش. زن و بچه دارم.
اینجا بحث کردن فایده نداره. درسته؟
بریم داخل،
و با کارکنان سر چای کنفرانس بگیریم.
یالا.
در رو ببند.
قفلش کن.
مشکل قبل از شروع روز رسید.
تمام؟ یه دقیقه.
زود باش، یالا!
رفیق، صبر کن. دارم از ترس شلوارم رو خیس میکنم.
صورتم رو میبینی؟
نه.
صورتم رو دیدی. اصلا نه.
با عینک دودی تو چطور میتونستم صورتت رو ببینم؟
هیچکس اینجا بهتره ادای باچان رو درنیاره. باشه؟
همه، وسط اتاق کنار هم بایستید.
یالا! عجله کنید.
جونتو سفت بگیر.
میخوای برات پیغام بفرستم؟ نه.
خوش آمدید، آقای کاهن اعظم!
خیلی دلم میخواست الهه رو ببینم.
داداش، کیف رو بگیر.
اینا خانوما هستن
بهش بگو بره کنار
خانم. بله؟
یه اتفاق جدی قراره بیفته
دیگه چند تا کلید مونده؟
الو
یه دقیقه
چی میگه؟
الو؟ الو؟
الو؟ صداتون رو نمیشنوم. الو؟
الو
میتونید بلندتر صحبت کنید؟
یه کتک حسابی میخوری ها.
تا حالا دستم به اسلحه نخورده بود. فقط میخواستم یه لمسش کنم.
وقتی پرتت کردم تو گاوصندوق حسش میکنی.
هیچی نمیشنوم.
نزدیک دستشویی آنتن بهتره.
الو؟ بله، الو.
بگو. پلیس اینجاست. پلیس.
تکون نخور. دارم میبینمت.
مگه کر شدی؟
رینکو-جی. حالا بگو.
پلیس بانک رو محاصره کرده.
حرکت کن!
آقا، قفله. بشکنش!
چه هدفگیری خوبی. عجله کن!
کجایی، رینکو-جی؟
هی، وایسا!
بگیرش!
ولش نکن. لعنتی!
فکر میکردم یه پسر بچهای، باهات خیلی مهربون بودم.
و تو به تمام حیثیتم ریدی.
حرکت کن!
تونی؟ نمیدونم.
مگه با تو نبود؟ همه جا گلوله پرواز میکرد.
فکر کردم بهم گفت فرار کنم. پس فرار کردم. بزن بریم!
چطور میتونیم بدون تونی بریم؟
اون بلده از خودش مراقبت کنه.
لطفا بزن بریم.
پلیس همه جاست. و تونی؟
رینکو-جی، خواهش میکنم، خواهش میکنم.
الو. الو. چک کن.
۱، ۲، ۴
رینکو رانی کجاست؟
اینجاست! شروع کن!
من ادبیات مانتوام.
تو یه کمیک استریپ پران هستی.
من یه فانتزی شکلات تلخ ام.
من یه فانتزی شکلات تلخ ام.
تو یه فلن شیری و شیرین هستی.
تو یه فلن شیری و شیرین هستی.
من یه فیلم شش ساعتهام.
من یه فیلم شش ساعتهام.
تو یه معاملهی سطحی هستی.
این احساس عمیق رو چطور میخوای حس کنی؟
راجا، چطور میخوای حس کنی؟
ببین این بمب چطور منفجر میشه.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
ببین قدرت چطور تباه میکنه.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
ببین زندگی چطور به حالت بدشانسی تغییر میکنه.
ببین این بمب چطور منفجر میشه.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
ببین قدرت چطور تباه میکنه.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
تو از اول بیگناه بودی.
من از روز اول کج و معوج بودم.
بله، کج و معوج ام.
تو از اول بیگناه بودی.
من از روز اول کج و معوج بودم.
بله، کج و معوج ام.
سعی کن منو درک کنی.
مثل شاعران، غالب، خسرو، میر.
من یه شش پروازی هستم.
من یه شش پروازی هستم.
تو از بچگی عمیقی.
تو یه ضربه آزاد، ویکتت رو از دست دادی.
تو از همه درخواست داری.
پرنس، بزن بریم!
ببین چقدر امتیاز میگیریم.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
ببین قدرت چطور تباه میکنه.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
ببین زندگی چطور به حالت بدشانسی تغییر میکنه.
ببین این بمب چطور منفجر میشه.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
ببین قدرت چطور تباه میکنه.
ببین این فیلم چطور پیش میره.
تونی رو که نمیکشن، نه؟
اگه قرار بود بمیره، همون بار اول تو زندان میمرد.
دوباره میفرستنش زندان؟
تا کی؟
بابلو.
شب خوابم نمیبره.
امروز صبح یه خواب دیدم.
تو خواب دیدم داری بانک رو میزنی.
و مثل همیشه، خواب صبح زود درست از آب دراومد.
منم امروز صبح یه خواب دیدم.
تو و آمبیکا پراساد-جی رفتین تو مزرعه دستشویی کنید.
وقتی داشتین میشستینش، اون موقع بود که بهت گفت...
No comments yet. Be the first to leave one.