முதல் 200 வரிகள்.
...آنچه در "روزی روزگاری" گذشت
...رابین
،رابین از لاکسلی
مایلم رسما ورودت به اِستوریبروک رو تبریک بگم
یه برادر دوقلو؟
دادیش به اون مرد؟
این سکهی پدرم بود
باید بفهمم مرگش واقعا یه تصادف بود یا نه
پدرم خنجر خورده بود
و مست هم نبود
این یعنی قاتلش ممکنه یه جایی اون بیرون باشه
خب...؟
خب...؟
چی شد؟
نتونستم برای دارو پولی گیر بیارم
متاسفم، روث
من پسرهام رو ناامید کردم
من دیوید و جیمز رو ناامید کردم
...دیوید و جیمز
چه اسم های قدرتمندی
...ولی با اینحال
چه شش های ضعیفی
داروی خوب این روزا خیلی گرون شده
شاید... من بتونم کمکی کنم
ما چیزی نداریم در ازاش بهت بدیم
پسرهات داستان قبل از خواب دوست دارن؟
خیلی خب، یه دونه تعریف میکنم
روزی روزگاری، پادشاهی بود به اسم جورج
که صاحب ثروت زیادی بود ولی پسری نداشت
و بعد، مزرعهداری به اسم رابرت بود
که گدای دو قرون پول بود ولی دو تا پسر داشت
میتونین پایان داستان رو حدس بزنین؟
!برو بیرون
پسرهای ما فروشی نیستن
پس از زمستون جون سالم بدر نمیبرن، عزیزجان
ببین،شما یا میتونین ...یه پسر سالم داشته باشین
.یا دو تا پسر مُرده
راه دیگهای نیست
باید اینکارو بکنیم، روث
انتخاب معقولانهایه
حالا فقط باید تصمیم بگیریم کدوم پسر میره پیش پادشاه
میدونم، تصمیم گیریش غیرممکنه
پس بیاین سادهش کنیم
شیر اومد، دیوید رو میبرم
خط، جیمز رو میبرم
!خط
!پس شد شاهزاده جیمز
پدرت خیلی دوستت داره
اوه، پسرم
کلماتت رو با دقت انتخاب کن
،این معامله باید مخفی باقی بمونه ...که یعنی این پسر
دیگه پسر شما نیست
میخوام یه چیزی بگم
اِما، بخاطر کاری که امشب کردی خیلی بهت افتخار میکنم
،شکست دادن گیدیون به همهمون یادآوری میکنه که
،با کمی امید
هیچی نمیتونهاین خانواده رو متلاشی کنه
...مایلم بنوشیم
به سلامتی خانواده
به سلامتی خانواده- به سلامتی خانواده-
ممنونم، بابا
خونه بودن حس خوبیه
حالت خوبه؟
ای کاش تمام اعضای خانواده اینجا بودن
میفهمم
این طلسم رو میشکنیم
من آیندهم رو پس گرفتم و حالا تو و مامان هم پس میگیرین
درسته. معلومه
...دیوید
پدر؟
!دیوید، هی
!ذیوید! حالت خوبه؟
!خوبم، خوبم
به نظر خوب نمیای
وقتشه جات رو با برفی عوض کنی
برفی رو بیدار کنی و یکم بخوابی، لامصب
!گفتم خوبم
،اگه نصیحت میخواستم
بعید میدونم از یه دزد دریایی نصیحت میگرفتم
فقط میخوام کمکت کنم
«روزي روزگاري» قـسـمـت دوازده از فـصـل ششم "شنیعترین قتل"
مترجم: شيرين Shirin DC
بیدار شدی
با وجود اون جعبهی پلید
،که هی سرم داد میزنه خوابیدن مشکله
اسمش ساعت زنگداره
ببخشید
...بگذریم. من
برات کمی لباس تمیز آوردم
ممنونم
خیلی خب، پس
میرم که لباس عوض کنی
رجینا، چی تو فکرت بود؟ آخه برای چی اونو اینجا آوردی؟
تو اونجا نبودی که درک کنی
...توی دنیای خودش وضعیتش اسف بار بود و
یه شروع تازه میخواست و منم فقط سعی دارم کمکش کنم
ولی تو نمیدونی اون کیه
چون شبیه رابین هوده دلیل نمیشه همون آدم باشه
بهم اعتماد کن یه بار برادر دوقلوی دیوید رو بوسیدم
یه دنیا تفاوت داشتن
ما به زحمت دو کلام حرف زدیم چه برسه به بوسه
خب پس یه سری چیزا هست که شاید باید بهش بگی
برای مثال... اون یه دختر داره
دختر اون نیست که
دقیقا منظورم همینه اونا دو تا آدم متفاوتن
ولی ممکنه بخش از رابین توی وجودش باشه
اون تونست به دنیای واقعی بیاد
این... حتما یه معنایی داره
رجینا،من از ته دل میخوام شما دو تا بهم برسین
تو لیاقتشو داری
فقط نگرانم
آره
منم همینطور
غافلگیرم کردی
چی باعث شده به اینجا بیای، کاپیتان
راستش در مورد دیویده
...نگرانم که به چشم اون
من هنوز همون آدم سابقم
یه دزد دریایی
خب، از لحاظ فنی من هنوزم یه دزد دریاییام
ولی، خودت که میدونی، از نوع خوبش
...با اینجال، گاهی اوقات
فکر میکنم یه آدم بهتر برای اِما میخواد
به نظر پیچیده میاد
آره
...خب
قراره خیلی پیچیدهتر هم بشه
حالا فهمیدم
...خیلی
واقعی خیلی خبر خوبیه
...نمیتونم برای دادن این به اِما صبر کنم
ولی اول باید اجازهی پدرش رو بگیرم
فقط میخوام بفهمم چجوری و چه موقع
باید ازش بپرسم
کاپیتان هوک یه حلقه خریده
همین نشون دهندهی پیشرفته
...ببین، کیلیان
حالا داری به صدای وجدانت گوش میدی
و همه اینو میبینن
فکر نکنم دیوید ببینه
ولی اگه تنها چیزی که
...بین تو و اِما ایستاده همینه
پس صبر نکن
زندگی خیلی ارزشمنده
و اگه میخوای بدونی ...دیوید در موردت چه فکری میکنه
از خودش بپرس
سلام، دیوید
امیدوارم خوب خوابیده باشی
هر روز سختتر میشه، نه؟
...دلم برات تنگ شده
و خیلی عاشقتم
آره، منم همینطور
...خانواده
...یعنی
همهچیز
چرا اینجایی؟
پددرت رو فراموش کردی
تو به زحمت پدرم بودی
تو یه دائم الخمر بودی که وقتی !شیش سال داشتم مُردی
!من هیچ دِینی به تو ندارم
واقعا اینطور فکر نمیکنی
بخاطر این اینجایی؟
هان؟
تمام عمرم سعی کردم فراموشت کنم
!بهم بگو چی میخوای
حقیقت
باید اون پول رو خرج خانوادهت کنی
پسرت الان چند سالشه؟
دیوید؟
پسر خوبیه
لیاقتش بیشتر از پدری مثل منه
یه نوشیدنی بهم بده
!همهی شما نادونها یالا زانو بزنید
!به پادشاه جورج ادای احترام کنین
...میدونم به چی فکر میکنید
پادشاه کشور همسایه"
"اینجا توی این میخونهی کثیف چیکار میکنه؟
ببینین، تنها پسرم
شاهزاده جیمز
دزدیده شده
هرکس که اطلاعاتی بهم بده
پاداش خواهد گرفت
...هر کس که اطلاعاتی رو ازم مخفی کنه
بهای سنگینی میپردازه
دیوونه شدی؟
،جیمز پسر ماست
توی دردسر افتاده و باید نجاتش بدم
فکر میکنی حاضر میشه اینجا برگرده؟
به این مزرعهی بایر و پیش این پدر دائم الخمر؟
نمیدونم
ولی باید سعیمو بکنم
باید برای اون پسر مرد بهتری بشم
...من
باید دست از این کارام بردارم
قسم میخورم، روث با درست کردن این خانوادهی از هم پاشیده
بلاخره خودم رو سربراه میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.