முதல் 139 வரிகள்.
ببخشيد ، ببينم الان گفتي دختري که حرفشو ميزدي ، ريچله ؟
. آره
تو ؛ از ريچل خوشت مياد ؟
. آره ، از ريچل خوشم مياد
! ريچل ؟
. . آره ، ولي ، ببين ، ميدوني
ميدوني ديگه از کي خوشم مياد ؟ ! از تو
. و هرچي هم که بگم بازم کمه ! ازت خوشم مياد ؛ راس
ريچل ؟ ريچل ؟ - . موضوع مهمي نيست -
مهم نيست ؟ . . ببخشيد ، من الان
پس اون چيزايي که گفتي چي ؟
که يه لحظه هم از ذهنت بيرون نميره ؟ که خوابت نميبره ؟
من بازيگرم ، ميدوني ؟
. هنرپيشه ها همشه مقدار زيادي هيجانزده و نمايشي رفتار ميکنن
منظورت از ريچل ، همون ريچليه که بچه منو حامله است ؟
. ميدونم وضعيت خرابيه و ميدونم هم که اشتباهه ، خوب ؟
. چيزي که بينمون اتفاق نيفتاده
. فقط يه مشت احساسات و اين چيزا بوده . اونا هم ميرن پي کارشون
. بايد برم
. . راس
. . الان يه ! ريچل ؟
! ريچل ؟
The One Where Joey Tells Rachel
تمام حقوق ترجمه متعلق به سايت WwW . Free - Offline . CoM . ميباشد
مترجم " وروچـک "
. داره لگد ميزنه
. داره داخلت رشد ميکنه
. يه لگد بزرگ بود - . جوون ترين دختريه که تابحال منو پس زده -
! سلام بچه ها - . سلام -
. بذارين يه چيزي ازتون بپرسم شماها به نيمه گم شده اعتقاد دارين ؟
. من بهش اعتقاد دارم
. براي هرکسي ، يه نيمه گم شده توي دنيا وجود داره
ميدوني بايد چطور پيداش کني ؟ . دنبالش نگرد
. بخاطر همينه که من ديگه دنبال راسل کرو نميگردم
. خودش بالاخره يه روزي پيدات ميکنه
و ، تو ؟
نه ، به نظر من ، بعضي آدمها ، براي بعضي آدمها . . مناسب تر هستن ، ولي
. فکر نکنم چيزي به اسم نيمه گم شده وجود داشته باشه - . خوبه -
چرا ؟ - ! ديشب نيمه گم شده مونيکا رو ديدم -
چي ؟
. ديشب با يه مَردي قرار داشتم . قسم ميخورم نيمه دوم مونيکاست
فکر نميکني که آدم بهتر از من هم براي مونيکا وجود داشته باشه ؟
خوب ، چه شکلياست ؟
. بلنده ، موهاش قهوه ايه - . البته -
يه آدم قدبلند که موهاش ؛ رنگ موهاي منه ! محاله همچين موجودي تو دنيا پيدا بشه
. تو زمينه غذا کار ميکنه - حتما ، مسنتره ؟ -
. معلومه ؛ و ؛ انگليسيه - ! ميخواستم همين الان اينو ازت بپرسم -
و آدم خيلي مورد توجه و بالغ و . با اعتماد به نقس بالاييه
. خيلي ناراحتم که هيچوقت نشد همديگه رو ببينن
از خوش شانشيت ، مردي که مونيکا ميخواد باهاش باشه . نميتونه حرفايي که ميزني رو بشنوه
. خيلي متاسفم . شايد من اشتباه ميکنم
. دوباره ميخوايم باهمديگه بريم بيرون . سعي ميکنم چيزاي بيشتري ازش بفهمم
تو فکر ميکني سرنوشت اين يارو اينه که با يکي ديگه باشه و با اينحال هنوزم باهاش بيرون ميري ؟
شايد نيمه گم شده ام نباشه ؛ ولي ! آدم بالاخره بايد غذا بخوره ديگه
. با جويي حرف زدم . ميخواستم بيينم اوضاعت چطوره
. هنوزم باورم نميشه جويي و ريچل ؟
مثل اين ميمونه که تو و من بريم بيرون ، فقط ! يه مقدار عجيب و غريب تره
. . ميدونم احساساتت جريحه دار شده
. ولي اين حرفو ديگه تکرار نکن . . .
اگه ازدواج کنن چي ؟ ! اونوقت ، اون ميشه ناپدري بچه ام
. نگران نباش
. هيچوقت احساساتشو براي ريچل بروز نميده
تازه ، حتي اگه بهش بگه که دوستش داره ؛ . نميدوني که ريچل چه واکنشي نشون ميده
. حتما ، آخه هيچ زني از جويي خوشش نمياد . من که فکر کنم تا حالا با هيچ زني سکس نداشته
. به اين فکر نميکنه که با ريچل بيرون بره - فکر نميکنه ؟ -
تنها چيزي که فکرشو مشغول کرده اينه که . تو به اين قضيه چطور واکنش نشون ميدي
. بدجوري ترسوندتش . ميخواد بره ورمونت زندگي کنه
چرا ؟ - ! آخه گفت که ميخواد کشورو ترک کنه -
. فکر ميکنه تو ازش متنفري
ازش متنفرم ؟
. نه ، ازش متنفر نيستم
موضوع ؛ ريچله ، ميدوني ؟
حتي امکان تصور اين که اين وضعيت چقدر برات سخته . . برام وجود نداره ولي
نميخوام سر اين موضوع . . . دوستيتو با جويي از دست بدي
در حال حاضر ، چيزي که ميخواد بدونه اينه که آيا هنوزم دوستش هستي يا نه ؟
. باشه ، باهاش حرف ميزنم
. اگه من جات بودم ، هرچي زودتر باهاش حرف ميزدم
! ازم خواسته که دلاراشو به پول کشور ورمونت تبديل کنم
! سلام - . سلام -
. چندلر ، مونيکا ، ايشون ، دان هستن - . سلام -
. " نيمه گم شده "
چيکارا ميکردين ؟ - . يه ناهار مزخرف توي رستوران آدرياتيکا خورديم -
اون گوجه فرنگيهاي تو آفتاب سرخ شده ديگه چه کوفتيه ؟ - ! ميدونم ! مگه سال 1985 هستيم -
منم همينو گفتم ،فيبي ، عجيب نيست ؟ - . راستش ، نه -
مگه گوجه فرنگي تو آفتاب سرخ شده چشه ؟
البته به شرطي که گوجه سرخ شده رو ! روي پيتزاي مرغ استفاده کنيم
نه ؟
دان ، حالا از چه رستوارنهايي خوشت مياد ؟ - . . . اوکتاويو " ؛ " 27 و 7 " ؛ " -
. " و يه رستوران ديگه به اسم " آلکساندرو . . - ! خداي من ! من سرآشپز اونجام -
! شوخي ميکني ؟ ! غذاهات حرف ندارن
. ميخوام درمورد منوي غذاهات باهات حرف بزنم کسي قهوه ميخوره ؟
اگه منظورت به منه ؛ . باهات ميام
داري چيکار ميکني ؟
. قسم ميخورم که نميدونستم شماها هم اينجايين
. . خوبيش اينه که ، تو به نيمه گم شده اعتقادي نداري ، پس
من به مردهاي خوش تيپ و قدبلند که ! با زنم لاس ميزنن اعتقاد دارم
فقط به خاطر اينکه من فکر ميکنم اونا براي همديگه آفريده شدن . دليل نميشه که اتفاقي بخواد بيفته
فيبي ؟ ! خوب تيکه ايه
. حرف نداره ! عاشقشم
. خودتو ناراحت نکن ، يکي ديگه رو برات پيدا ميکنيم
درک ميکنم که اگه اومدي اينجا که منو بزني ! حقمه که ازت کتک بخورم
. نه ، نميخوام تو صورتت بزنم
پس چي ؟ ميخواي لقد بزني ؟
. نه
ميخواي گازم بگيري ؟
. نميخوام هيچ کاري باهات بکنم
. . فقط خواستم بهت بگم از دستت عصباني نيستم
. و با اطمينان بگم که ازت متنفر نيستم . .
. اومدم همينو بگم
وايسا ، راس ؟
ميخواي بياي تو يه آبجويي چيزي بزنيم ؟
. آره ، حتما
تو آبجو همرات داري ؟
من فقط همين نوشيدني با طعم خربزه - هندونه . رو دارم که ريچل اينجا گذاشته
. باشه
. بايد يه چيزي رو درک کني
هيچوقت دنبال اين که با ريچل باشم ، نميرم ، خوب ؟
هيچوقت کاري نميکنم که . دوستيم با تو رو به خطر بندازه
. ازت متشکرم
. . به هر حال
. يه مدت طول ميکشه که فراموشش کنم
. البته نميدونم چطوري بايد فراموشش کنم . . آخه قبلا نشده بود که عاشق کسي شده باشم
چي ؟
عاشقشي ؟
. آره ، فکر کردم ميدوني - . نه -
اگه کمکي بهت ميکنه ، بايد بگم که اصلا نميخوام . همچين احساسي بهش داشته باشم
همش دارم به اين فکر ميکنم که بالاخره فراموشش ميکنم " ؛ ميدوني ؟ "
. ولي هرچقدر سعي ميکنم ، فراموش کردن سخت تر ميشه
نميدونم بايد چيکار کنم ، ميدوني ؟
چيکار کنم ؟
. بايد احساساتتو باهاش درميون بذاري - . اين نوشيدني رو خوردي قاطي کردي اين طوري حرف ميزني -
. جدي ميگم . بايد بفهمي اون چه احساسي به تو داره
اگه اون ، به اندازه تو ، تو رو نخواد . ميتوني باخيال راحت فراموشش کني
ولي ، اگه ؛ . . نميگم اونم منو ميخواد ، ولي
. . اگه اونم عاشق تو بود
اونوقت احساس عجيب و غريب من به رابطه شما دونفر . . . نبايد جلوي راهتونو بگيره
مطمئني ؟ - . آره -
. . اگه بخواد با يکي ديگه بجز من باشه
واقعيت اينه که . . . کسي ، بهتر از تو نميتونه گيرش بياد
No comments yet. Be the first to leave one.