Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Marvel's Agents of S.H.I.E.L.D.

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Marvel's Agents of S H I E L D -02x08-720p WEB DL x264 IFR
கருத்துரை வழங்கியவர் Micaeil
SUNNY II|Resync Micaeil||ParsNevis.in

குறிச்சொற்கள்

web
x264
720p
720
TS
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2014-11-21
பதிவிறக்கங்கள்: 53
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

... آنچه در " مأموران شيلد " گذشت

، " برادر بزرگتر من ، " کريسشن

اون برادر کوچيکترم رو نزده بود

اون ظالم تر از اين حرفا بود منو مجبور کرده بود که بزنمش

اگه براش طناب بندازي ، تو رو هم ميندازم اون تو

براي چي جستجوي سراسري براي پيدا کردن " وارد " انجام نشده ؟

اون از دست نيروهاي فدرال فرار کرده

فقط مي خواستم مطمئن بشم که هديه ام به دستت رسيده

بهش يه قرار ملاقات رو در رو با " کالسن " رو دادم

شنيدم که دنبال اين هستي

" آبليسک "

... ما دشمن مشترکي داريم " مردي به اسم " فيل کالسن

همه ي کارايي که کرديم ، همشون ... به اينجا ختم ميشن

اين يه شهره کار ما اينه که ... قبل از اينکه کس ديگه اي پيداش کنه بتونيم پيداش کنيم

زيباست ، اينطور نيست ؟

گروه شما به هنگام شب داشتن زمين رو مي کندن

اينکه چطوري از اين قضيه با خبر شدين يه معماست بهمون بگو چطوري فهميدين

ما هم داستانهايي که شما شنيدين رو شنيديم

... خب ، هر دوتامون مدت زيادي

صرف گشتن چيزي کرديم که به سختي درکش مي کنيم ...

اگه دوست داري ميتوني نگهش داري خواهش ميکنم

روي اين يکي سريعتر اثر کرد

... بسيار خب ، جنسيت عامل تأثير گذاري نيست ، و نژاد هم همينطور

هيچ الگويي ديده نميشه جالبه

بزارينش کنار بقيه بعدش نمونه ي بعدي رو بيارين

لطفاً بشين

نترس

مي توني برش داري ، امتحانش کن خواهش ميکنم

! نه ، خواهش ميکنم اين کارو نکنيد

! اين کارو نکنيد

اکتشاف نيازمند آزمايش هست

فوق العادَست

چي باعث خاص بودن تو شده ؟

به نظرم بهترين کار اينه که براي جراحي آماده اش کنيم

بايد بررسي کنيم ببينيم دقيقاً چي باعث شده که روي اون تأثير متفاوتي داشته باشه

آقاي دکتر " راينهارت " ، " جمجمه ي سرخ " سقوط کرده

اون مرده متفقين نزديک شدن

دنيا يک ذهن بزرگ رو از دست داد

بندازينش تو قفس بعداً اين معما رو حل مي کنيم ، باشه ؟

اکتشاف نيازمند آزمايش هست

و انجام اين آزمايشات وقت مي بره ...

... با وجود علم روز

و ميليون ها دلاري که در اختيارتون بود

اين نتيجه ي کارتون هست ؟ ...

من اين اطلاعات رو چندين دهه هست که در اختيار دارم

بيارينش تو

... وقتشه که ادعاي خودت رو ثابت کني

که در مورد اين " ديواينر " مهارت داري ...

و مي تونستم جلوي هفته ها کار بيهوده ي شما رو بگيرم

به جاش شماها مدام مثل ميمون روش رو خراشيدين و چنگ انداختين

... و انتظار داشتين که نتايج جديد بدست بياد که مفهوم واقعي ديوانگي هستش

ناپديد شدن آقاي " بخشي " باعث شده که همه عصبي بشن

اين افراد همينجا مي مونن تا اگه خُلقت عوض شد در دسترس باشن

بهتون اطمينان ميدم که نيازي بهشون نيست

من آرومم

عقل شرط ميکنه که با احتياط عمل کنيم

بهم بگين که چي مي دونيد قربان و منم اونايي که نميدونيد رو بهتون ميگم

ميدونم که يه عده ي خاصي ميتونن بدون صدمه ديدن بهش دست بزنن

... اما با اين حال بايد بفهمم که اين سلاح چطوري ميتونه

سلاح ؟ بسيار کوته فکري هست

آه ، براي فردي با همچين ذهن بزرگي

اين يه کليده ... بدون شک ميتونه بکشه

اما تنها براي حفاظت از خودش ... در مقابل افرادي که جزو پيشگوئيش نيستن

... براي همين اسم جالبي داره* ارزشش رو داره

من به علم علاقمند هستم دکتر ، نه افسانه هاي قومي

ارزش باز کردن قدرت واقعيش رو داره

اوه ، پس توجهتون رو جلب کردم

... يه جايي هست

و اگه يکي از اين افراد خاصي که در موردشون گفتين

ديواينر " رو به اون جاي خاص ببره " نه تنها خواهد کشت

... بلکه کاري ميکنه که ... به زبان علمي

خيلي خيلي باحال تر هستش

نميفهمم که چطوره که بايد پايگاه رو اداره کنم

و تو بري به هاوايي ...

زيادي حسادت نکن فکر نکنم اصلاً حتي بتونم جاده ي سنگ فرش هم ببينم

کاراي زيادي هست که بايد انجام بديم وارد " هم هنوز اون بيرونه "

جوابي از برادرش به دستتون رسيده ؟

اون افراد خودش رو براي پيدا کردن " وارد " فرستاده ما از نظر سياسي سمي هستيم

و ازمون خواسته که از اين پرونده دور بمونيم

اونا هيچ وقت پيداش نميکنن

به چند تا از افرادمون خبر ميدم که گوش به زنگ باشن

اوضاع مأمور " مورس " با " بخشي " چطوره ؟

... هشت ساعت اول رو حرف نميزد

اما داره روش کار ميکنه ...

اگه پيشرفتي حاصل بشه بهت خبرش رو ميدم (آلوها ( خداحافظي در زبان هاوايي

نمي خواستي خودت به حرف بياريش ؟

بابي " کارش درسته "

کار من حالا اينه که حواسم به مسئله ي اصلي باشه

و يه چيزي پيدا کردي که دنبالش باشي

" فيوري " ... به اين مسئله زياد فکر کردم که

چي باعث شده که اون يه مدير خوب باشه ...

مهارتهاي ارتباطي اون ... مشکل داشت

... اما هميشه پنج قدم جلوتر رو مي ديد

که براي يه مرد يک چشم شگفت انگيز هم هست

اون دشمنانش رو مي شناحت

و مهم نيست که چه اتفاقي ميفتاد اون مي تونست مثل اونا فکر کنه

وايت هال " سلاحي داره که غير قابل پيش بيني هست " ولي خودش غير قابل پيش بيني نيست

نميخوام پا به پاش حرکت کنم تا متوقفش کنم

ميخوام آخر خط منتظرش بمونم - يعني توي شهر -

فکر ميکنم که " آبليسک " هم هايدرا رو به همونجا هدايت ميکنه

... ما هر روز قوي تر ميشيم

در حالي که شيلد به دنيايي سخت چسبيده که ديگه درکش نميکنه

ما شليد رو از ميان دستانتون نابود ميکنيم - من جزوه ي هايدرا رو خوندم -

... مادرت بهت ياد نداده که

وقتي ميخواي حرفي بزني ، چيز درست و حسابي اي بگي

ميتونم دوباره ساکت بشم

خب اگه حرفي از خودت نداري بهتره که ساکت بشي

... نمي فهمم چطوري ميتوني براي يکي کار کني که

هرچقدر که ميخواي ميتوني شيطان صفت خطابش کني - نه ، مي خواستم بگم ... کسل کننده -

خوب داره پيش ميره

ديدن اينکه براي يه بارم که شده يکي ديگه داره از دستش زجر ميکشه خوبه

در مورد اتفاقي که هفته ي پيش افتاد با کسي حرفي زدي ؟

هر هفته اتفاقات زيادي ميفته ، رفيق - آه ، منظورم اتفاقيه که در مورد مدير افتاد -

تو چيزي رو که من ديدم رو نديد اون خشن شده بود

به نظر من که مشکلي نداره

نه ، نه ، اون عقلش سر جاش نبود مرد ... و ميگن که

براي اينه که " فيوري " با مغزش ور رفته بود يا همچين چيزي

... من

اومدي که به جشن ملحق بشي ؟

آقاي " بخشي " چندين بار من رو تا پاي کشتن برده بود

خب ، يه صندلي بردار بشين - برام غافلگيرکنندَست که اون اينقدر ... آرومه -

ميخواي ببيني که سرش رو مي کوبونه به ميز ؟

اين کار اشتباهه ، اينطوري نيست ؟

اما هيچ وقت نميتونم کنارش اونطوري بشينم و لبخند بزنم

بابي " ميتونه وانمود کنه که از هر چيزي خوشش مياد "

چطوري ميتوني از " وايت هال " پيروي کني ؟

اون يه جورايي تو مايه هاي مديراي درجه ي دوي کم رو هستش

... اما به جاش تو ... تو تمام خصوصيات

مربوط به يه تبه کار نمونه رو داري ...

براي چي رئيس نباشي ؟ - زمان من هم فرا خواهد رسيد -

مثل " وايت هال " ، منم نگران اتفاقات و شرايط آينده هستم

منم نگران اينم که تو شستشوي مغزي شده باشي

وايت هال " روي تو هم از پروژه ي " ام-کي اولترا *" استفاده کرده ؟

من جزو اون ديوونه هايي که هايدرا کنترلشون ميکنه نيستم

" دکتر " هايدرا " شاگرد " جمجمه ي سرخ همون مؤسس هايدرا هستش

که رؤيا و بصيرت خودش رو باهاش به اشتراک گذاشته

من قسمتي از يه تاريخ عظيم هستم

... يه سر رو ببر و به جاش دو تا - دو تا به جاش رشد ميکنن ، آره ، آره ، آره -

... اگه به جاي سر " وايت هال " چيزي بياد

خودم شمشير رو تقديم بهت ميکنم ...

... وايت هال " شاهد اين خواهد بود که دوستانت تبديل به سنگ ميشن "

اونايي که هنوز تبديل نشدن ...

پس فکر ميکني که " بخشي " شستشوي مغزي شده ؟

نه ، اما بزار براي مدتي اين فکر ديوونه اش کنه

هر کدوم از اعضاي هايدرا مي تونست شستشوي مغزي شده باشه نميشه فهميد

بله ، درسته اوه

... يه چيزي " بخشي " گفت کلامش درست به نظر نميومد

اون " وايت هال " رو " شاگرد جمجمه ي سرخ " خطاب کرد

واژه ي عجيبي رو براي توصيفش انتخاب کرد اون نگفت که " تحصيل کرده ي " هايدراست

و گفت که " رؤيا و بصيرتش رو باهاش به اشتراک گذاشته " ؟

از فعل زمان گذشته استفاده کرده ... کلماتش به نظر

* دست اول ميومد - همينطوره -

به نظرم از دهنش در رفت

شايد " وايت هال " و جمجمه ي سرخ يه ارتباطي با هم داشته باشن

... به نظر منطقي مياد ، البته به جز اين قسمتش که

جمجمه ي سرخ بيشتر از 70 ساله که مرده

که دقيقاً دور و بر همون زماني هست که " ن.ا.ع * " آبليسک رو دوباره بدست اورد

مشخصاً هر کاري که جمجمه ي سرخ براي بدست اوردن آبليسک " انجام داده ، روي " وايت هال " تأثير گذاشته "

اينجا قبل از اينکه " فيوري " ترميمش کنه پايگاه " ن.ا.ع " بوده

پر از فايلهاي " ن.ا.ع " هستش - دست به کار بشين -

همونطور که " کالسن " ميگفت دشمنانت رو بشناس

متأسفم عزيزم

سعي ميکنم که اين آخر هفته بيام خونه

... اما با وجود جلسه هاي استراتژي ، فقط

باشه دوست دارم

منم

آره ، کاملاً بازه

تو خونه ي تابستوني خانوادگيم هستم

کادوم به دستت رسيده ؟

البته خوب متوجه شدي

نکته ي اصليش هم همينه

! واو

سلام برادر بزرگ

شنيدم که دنبالم مي گردي

قراره چي کار کنيم ، به جزيره ي " اواهو " حمله ميکنيم ؟

هنوز نميدونيم - اسلحه ها رو کنار بزارين ، اينو بگير -

اين چيه ؟ - يه ساعته -

اينو به دست " کم " ، صاحب مغازه ي تعميرکاري " کاهانانوي" برسون ، بگير

... به اين کد نوشته براي عمل کردن احتياج پيدا ميکنه

درن عزيزتر از جان ، ثانيه هايي که از هم دور هستيم رو مي شمارم "

عشقم ، گل جزيره اي تو " فهميدي ؟

گل جزيره اي " ... فهميدم " ديگه چيزي نيست ؟

اگه ديدي که مايعي ازش چکه ميکنه بندازش و فرار کن

اين زياد شبيه به يه ساعت نيست

" اينو ببر به خشکشويي " کا پوا " در خيابون " ماکيمومو

ماکا چي ؟ اوني که تو " هوکلوا " هست نه -

وقتي توي جيبم هست مشکلي پيش نياد ؟

بستگي داره ، دوست داري بچه دار بشي ؟

و کراوات آبي رو هم برگردون - بله قربان -

فوراً برگردين همينجا

اين هواپيما بايد تا 40 دقيقه ي ديگه پرواز کنه

چشم - دريافت شد -

کاري براي من ندارين قربان ؟

مي خواستي دوباره برگردي به کار عملياتي ؟ اين شانست براي اين کار هست

اين يه ... دستگاه فرستنده يا حداقل قسمتهايي ازش هست

... ميخوام که اين رو

در حالي که زير فشار و در حين انجام عمليات هستيم در کمتر از شش دقيقه نصب کني

مي دونيد که فقط يه دست دارم که خوب کار ميکنه

براي همينه که دوباره و دوباره تمرين ميکني

تا اينکه بتوني از پسش بربياي

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left