முதல் 200 வரிகள்.
آنچه گذشت
دیدی مگی چه شکلی نگاهم کرد؟
.مگی طور خاصی نگاهت نکرد میدونه چی شده
ولی نمیدونه طرف کی بوده
خب، دیر یا زود میفهمه
.بهنظر حال اسبها بهتر شده پس میرم
بهتره روبن رو هم با خودت ببری - مگی، نمیدونم -
داری میگی نمیخوای با شوهر زنی
که باهاش سکس منظم داشتی بری
تو بایستی مگی باشی - این ستوان اولسنه -
وظیفه اصلی من، شناسایی
و قرنطینه کردنِ کارمن ناوارو بود
اونی که میگه نیست و این تجهیزات
،واسه هرچی که هست چیز خوبی نیست
ادوارد - کسی اینجا نیست؟ -
کارمن! برایان
یا خدا
آهای؟
آهای؟
یا خدا
این یه معماست
چون نمیدونم اومدی کمکم یا اومدی کار رو تموم کنی
باید یه دلیل خوب بهم بدی
که چرا نباید سیگار رو تموم کنم و مغزت رو متلاشی
«فنجان چای»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
اومدی کارم رو تموم کنی؟
حالا من کارت رو تموم میکنم
قسم میخورم واسه کمک اومدم
.بهت که گفتم ...یه مرد نقابدار
مکنب رو میگی - آره -
.اومده بود سمت خونهمون همین نزدیکیها زندگی میکنیم
چرا دست از دروغ گفتن برنمیداری؟
!دروغ نمیگم خدا شاهده دروغ نمیگم
دروغ نمیگم! باور کن پسرم حالش بده
خیلی حالش بده
.داری چرند میگی دیگه چرا اومدی اینجا؟
...چون - چرا نرفتی بیمارستان، هان؟ -
هان؟ - لطفا -
لطفا، لطفا، لطفا
لطفا
کیر توش
خیلیخب
...باور کن سعی کردیم بریم شهر، ولی
میدونم باورش سخته
ولی یه خطی هست
یه خط آبی روی زمین کشیده شده
یهجور... نمیدونم چه اسمی میشه روش گذاشت
یهجور میدان نیرو رو ایجاد کرده
اگر از خط رد بشی، میمیری
اینجا رو باش
وانمود میکنی که داری حقیقت رو میگی
انگار که من سادهلوحم
نمیدونم از چی حرف میزنی - خودت رو زدی به خریت -
یه تیر توی شکمت، خالی میکنم - دروغ نمیگم -
چه درباره پسرم، چه درباره خطه و چه درباره میدان نیرو
اینقدر نگو میدان نیرو
اگر واقعا مکنب رو دیده باشی
میدونی که میدان نیرو نیست
.خیلیخب، باشه پس چه کوفتیه؟
گفتم که یه تلهست
یه قفسه
یه قفس تله مرگ نامرئیه
نحوه کارکردش از درک من خارجه
و اینکه اصلا اهمیتی هم نداره
مهم اینه که واقعی
و بده و نمیشه دیدش
یهکم آروم باش
هی تازهوارد، تراویس
چه غلطی میکنی؟
...شرمنده، صرفاً
خدایا
حتی نمیفهمی تله پهن شده تا اینکه کار از کار بگذره
به خیال خودت میری قدم بزنی
!و بعدش بوم ...به همین راحتی
میمیری
یعنی اینجوری طراحیش کردن تا کسی نفهمه که تله اونجاست
فکر میکنن خیلی باهوشن
ولی من که میفهمم
...یهویی - وایسا -
کیها؟
بازدیدکنندگان
درسته، درسته
من آدم فضایی صداشون میکنم
تو بازدیدکنندگان
...و هرکدوم از ما میتونه
یکی از این بازدیدکنندگان باشه
حتی تو. درست نمیگم؟
ممکنه باشم
آره
هوم
از من به تو نصیحت
نذار مکنب تا دستشویی بیاد دنبالت
مگر اینکه بخوای تفتیش بشی
اوه
آره، بامزهست
ولی یه لطفی بکن
سعی کن به این بخندی
یا خدا - آره -
همین فکر رو میکردم
فقط یه تماسی با لبه تله داشتم
یه کوچولو لمسش کردم - کسی دلش نمیخواد این رو ببینه -
این واقعیه
داره اتفاق میافته
در آینده نه
همین الان داره اتفاق میافته
اینجان
و میان ما قدم میزنن
.بسه دیگه، بسته بهت که گفتم
سوئیچت رو بده
یالا، زود باش
چطور برم خونه پس؟
مشکل من نیست، مکنب
گندهبک، الان که سوئیچم رو
ازم گرفتی، مشکل تو به حساب میاد
اون چی؟
باشه. تازهوارد؟ بیا
بگیرش
اون زخمه
چهشه؟
چه اتفاقی برات افتاد؟
گفتم که
و اصلا نمیدونی که نحوه کارکردِ این تله مرگ نامرئی چطوره؟
به معنای غیرواقعی بودنش نیست
آره، ولی بایستی یه چیزی داشته باشه، نه؟
یهجور نیرو یا منبع انرژیای
یه منبعی داره
مشابهش رو به عمرت ندیدی
رنگارنگه
و حیات داره
اگر نزدیکش بشی، مثلِ
یک آواز دلفریب، فرا میخونتت
مثل چی؟
مثل چراغ حشرهکش
میکشتت سمت خودش
مسحورت میکنه
...میکشتت نزدیکتر و نزدیکتر
تا اینکه تق
بگو انگیزهم از دروغ گفتن چی میتونه باشه
خیلیها به انگیزه نیازی ندارن
میخوای یه راز کوچولو بهت بگم؟
من مثل اکثر مردم نیستم
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
اوه! هی
محض رضای خدا
حالت خوبه؟
دارم میام تو
چه کسشعرها؟
...هی، صرفاً
صرفا خواستم بهت سر بزنم
...فقط
برام مهم نیست
...اگر همه فکر کنن که دارم
دروغ میگم هم برام مهم نیست
...بذار بگن دروغگو
و دیوونهم
...ولی تو
از توی چشمهات مشخصه، تراویس
چی مشخصه؟
...داری از خودت میپرسی
اگر این حرومزادهی پیر، راستش رو بگه چی؟
من یه آدم فضایی در جلد انسان نیستم
اگر یه آدم فضایی در جلد انسان بودی
دقیقا همین رو میگفتی
فقط خفه شو و تکون نخور
چطور؟ هی
چطور ثابت کنم که بازدیدکننده نیستم؟
مسئله همینه
نمیتونی
اگر مکنب رو دیده بودی بهت میگفت
خب، با من حرف نزد
صرفا رومون اسلحه کشید و روی یه تخته یه چیزهایی نوشت
گوش کن، نمیدونم چی شده
یا قضیه چیه، ولی هی
.میدونم به کمک نیاز داری مطمئنم
زنم دکتره. ما دارو داریم
مگه پسرت به کمک نیاز نداشت؟
بعد حالا زنت دکتر شد؟
همهش داری سوتی میدیها
از اون دکترها نیست، دامپزشکه
.بس کن بابا دکتر، دامپزشک
.پسر مریض نمیدونی هم چی شده
شاید هم دروغ نمیگی و به کمک نیاز داری
یه معماست
تنها چیزی که همیشه میخواستم یهکم اختیار بود
اختیار زندگیم و اوضاعم
...چه احمقیام
که گولش رو خوردم
تو بچه تیز و باهوشی هستی
میدونی از چی حرف میزنم
مردم توی تلویزیون و اینترنت
از بشقاب پرندهها، اشیاء ناشناس پرنده
و کالبد شکافیهای فضایی حرف میزنن
همهشون چرندن
و همهش برگرفته از عینیاته
تصویری که ارائه میدن تصویر مردی با لباس غواصیه
...چیزی که من میگم
اینه که بدن ندارن
هیچ شکلی ندارن
No comments yet. Be the first to leave one.