முதல் 200 வரிகள்.
صبح بخیر اسکات. صبح بخیر وینس
صبح بخیر ولز. صبح بخیر قربان
سلام
گوست رایدر، اینجا بخش ضربته
یه هواپیمای ناشناس داریم
داره میاد سمتمون، موستانگ
بردارت ۰۹۰ به سمت هدف مشکوک
کی اون بالا ست؟
کوگار و مرلین، و ماوریک و گوس
عالیه
ماوریک و گوس
با من حرف بزن، گوس
مفهومه، دارمش. تماس، ۲۰ درجه چپ در فاصله ۳۰ مایلی
سرعت نزدیک شدن ۹۰۰ نات
کوگار، شنیدی؟ مفهومه
مرلین، داریش؟ مفهومه، تماس راداری دارم
میرم واسه شناسایی چشمی. کوگار، تو قلابش کن
مفهومه، ترتیبشو میدم و کارشو میسازم
۲۰۳ موستانگ. موستانگ، اینجا گوست رایدر
۲۷۰ هدف مشکوک رو دارم، داره میاد، جهت
توی ۱۰ مایلی هستیم، سرعت نزدیک شدن ۹۰۰ نات
گوست رایدر، ارتفاع ۱۰ هزار پا، ۳۰ درجه به چپ
قرار بود امروز مهمون داشته باشیم؟
منفیه، قربان
مرلین، ببین تکیه یا نه. مفهومه
گوس، هواپیمای همراه میبینی؟ منفیه، مرلین
به نظر میرسه تکیه
کوگار، میخوام رودررو باهاش شاخبهشاخ بشم
آروم باش ماوریک. از این اوضاع خوشم نمیاد
میکشم بالا و به سمت راست تا ببینم واقعاً تنهاست یا نه
سرعت نزدیک شدن ۱۰۰۰ ناته، ماو
داره مستقیم میاد سمت ما
خب رفیق، تو سرت چی میگذره؟
لعنتی، دو تا هستن
میگ-۲۸. تا حالا هیچکس اینقدر نزدیکشون نشده بود
اینجا چه غلطی میکنن؟ موقعیت چیه؟
فاصله ۲۵۰ مایلی، قربان
مایلی؟ از اینجا دورشون کنید ۲۵۰
کوگار، میگ شماره یک با تو. من میرم سراغ میگ شماره دو
توی نور خورشید گمش کردم
لعنتی. داره چیکار میکنه؟
داریش مرلین؟
داره دور میزنه. داره میاد پشت سر ما
لعنت بهش. این هدف چسبیده بهم
الان فاصلهشون چقدره؟
مایلی، قربان ۲۰۰
اگه به ۱۵۰ مایلی برسن
هواپیماهای آمادهباش ۵ رو اعزام کنید. بله قربان
سرعت هوایی ۳۰۰. برو بگیرش، ماو
میخوام روش قفلِ موشکی کنم
ببینیم میتونیم این یارو رو از اینجا فراری بدیم یا نه
یالا، قفل شو دیگه لعنتی
قفل شو عزیزم، قفل شو
روش قفل کردم. زدم به هدف
گرفتیمش ماو. داره جیم میزنه و برمیگرده خونه
موستانگ، اینجا ماوریکه. میگ دو داره میره خونهشون
بسیار خب، موقعیتشون چیه؟
مایلی در جهت ۰۱۰، قربان ۱۸۰
کوگار، اون رومون قفلِ موشکی کرده. ازش فاصله بگیر
این چه بساطیه دیگه؟ درگیر شده باهام
لعنتی، موستانگ. اینجا گوست رایدره
یک، یک، هفت، این هدف سایهبهسایهم میاد
روم قفل کرده. اجازه شلیک دارم؟
تا وقتی بهت شلیک نشده، شلیک نکن
گوس، اوناهاش، درست زیرِ پامونن
میگ تو بهترین موقعیت شلیکه. درست چسبیده به دُم کوگار
عمراً گوس. اگه میخواست تا حالا شلیک کرده بود. فقط میخواد رو اعصابمون بره
ماوریک، بیا پایین و این عوضی رو از سرم باز کن
آروم باش کوگار
بپیچ به راست، محکم. کمکم کن درگیر بشم. تو راهم
نمیتونم به این لانتوری شلیک کنم
ببینیم میتونیم یکم باهاش تفریح کنیم
تفریحت اینجوریه، ماو؟
ارادت
به دوربین نگاه کن
ایول، خودم خیلی باحالم
عکس خیلی خوبی شد، ماو. باید عکاس میشدم
کوگار
پشتت صافه. میگ یک جیم شد رفت
کوگار، اینجا ماوریکه
واسه امروز دیگه اندازه کافی تفریح کردیم، نه؟
سوختم داره تموم میشه
پس داریم برمیگردیم خونه
روی عرشه میبینمت
کوگار، بنزینمون کمه، باید از اینجا بزنیم به چاک
کوگار
داریم با بخار راه میریم کوگار
بزن بریم
کوگار. یالا کوگار
پسر، بیا برگردیم به کشتی
یالا دیگه کوگار
در سریعترین زمان بنشونیدش رو عرشه. حتماً سوختش کمه
کوگار، باید این قراضه رو بنشونیم. بنزینمون خیلی کمه
میفهمی چی میگم؟
حالت خوبه مرد؟
ماوریک، توی فاصله سه-چهارم مایلی هستی، وضعیت رو اعلام کن
مفهومه. ماوریک تو دیدِ فروده
کوگار وقت فروده. یالا. گوس، کوگار تو دردسر افتاده
یالا ماو، بنزینمون داره تموم میشه
بیا این لامصب رو بنشونیم
کوگار
لعنت بهت، ماوریک
داری چیکار میکنی ماو؟ واسه این کار سوخت نداریم
میریم سراغ کوگار
بهش بگو اون هواپیما رو بنشونه. این یه دستوره
گوست رایدر، بهت ابلاغ شده که فرود بیای
فوراً فرود بیا
بچهها کسی این طرفا ناو هواپیمابر ندیده؟
ماو، اینجا یه مشکل کوچیک داریم
اون میگ حسابی حالشو گرفت. فکر نکنم بتونه برگرده
حالت خوبه کوگار. فقط کنار بال من بمون
خودم تا آخرش همراهتم
فقط با من بمون
آروم باش کوگار. مثل آب خوردنه رفیق
یالا رفیق، بکش بالا
بکش بالا کوگار
همینه. چیزی نمونده
کوگار، خیلی پایینتر از مسیر فرودی، فاصله سه-چهارم مایل. وضعیت رو بگو
مفهومه، تو دیدم
خیلی ارتفاعمون کمه، کوگار
خیلی پایینیم کوگار
گاز بده. یکم بیشتر
بالاتر! بالاتر! لعنتی برو بالاتر
بیا تو
قربان
کوگار، تو باید الان تو بهداری باشی. چی تو ذهنته؟
زن و بچهام، قربان
امروز نزدیک بود بچهمو یتیم کنم، در حالی که هنوز ندیدمش
نمیدونم اون بالا چی شد، ولی خیلی ترسیده بودم
بیخیال، قبلاً هم از این چیزا دیدیم. نه، قربان
بیش از حد به خودم سخت میگیرم
اون برندگی رو از دست دادم
متاسفم، قربان
متاسفم
کوگار
ممنون ماوریک
ماوریک، گوس، بیاین اینجا
چه خبره؟ نمیدونم
لعنتی
ماوریک، تو یه کار فوقالعاده شجاعانه انجام دادی
کاری که باید میکردی این بود که هواپیماتو بنشونی
اون هواپیما مال تو نیست، مال مالیاتدهندههاست
پسر، ادعاهات از تواناییات خیلی بیشتره
کارت تمومه
سه بار صلاحیت سرگروهی رو از دست دادی
دو بار توسط من بازداشت شدی
با سابقه لایی کشیدن با سرعت بالا
از بالای پنج تا برج مراقبت
و دخترِ یه دریادار
پنی بنجامین؟
و تو، احمق
شانس آوردی که اینجایی
ممنون، قربان
بیا چرت و پرت نگیم ماوریک
اسم و رسم خونوادگیت توی نیروی دریایی چندان تعریفی نداره
باید بهتر و تمیزتر از بقیه کار کنی
حالا، دردِ تو چیه؟
فقط میخوام به کشورم خدمت کنم و بهترین خلبان جنگنده نیروی دریایی باشم، قربان
با من بازی نکن، ماوریک
تو یه خلبان غریزی فوقالعادهای
شاید زیادی خوب
دوست دارم حسابت رو برسم، اما نمیتونم
یه مشکل دیگه اینجا دارم
باید یه نفر رو از این اسکادران بفرستم به میرامار
باید یه حرکتی بزنم
هنوز باورم نمیشه
باید فرصت طلایی زندگیت رو بهت بدم
میخوام بفرستمت که با بهترینها رقابت کنی
شما دو تا اعجوبه
دارین میرین به تاپگان
به مدت پنج هفته، قراره مقابل بهترین خلبانهای جنگنده دنیا پرواز کنید
تو نفر دوم بودی، کوگار اول بود
کوگار کم آورد و استعفا داد
حالا شما نفر اول هستید
اما یه چیز رو یادتون باشه
اگه فقط همینقدر گند بزنید
باید با یه هواپیمای باری، فضولات لاستیکی سگ از هنگکنگ جابهجا کنید
بله، قربان
همین و بس
یه وقت دیگه ماجرای میگ رو برام تعریف کن
آقایان
موفق باشید آقایان
ممنون قربان. ممنون
در طول جنگ کره، نسبت پیروزیهای نیروی دریایی ۱۲ به ۱ بود
به ازای هر هواپیمای ما، ۱۲ تا از جتهای اونا رو سرنگون میکردیم
در طول جنگ ویتنام، اون نسبت به ۳ به ۱ کاهش پیدا کرد
خلبانهای ما به موشکها وابسته شدن
بخشی از مهارتهای رزم نزدیکشون رو از دست داده بودن
حالا تاپگان ساخته شده تا آ.سی.ام رو آموزش بده
مانورهای نبرد هوایی
جنگ تنبهتن هوایی
این قضیه خیلی تحریککنندهست
تا پایان جنگ ویتنام، اون نسبت دوباره به ۱۲ به ۱ برگشت
اذیتم نکن
پردهها رو بکشید، لطفاً
حالا میخوام از این فرصت استفاده کنم
تا فرماندهمون توی تاپگان رو بهتون معرفی کنم
اولین کسی که جام تاپگان رو برد
فرمانده مایک متکالف. نام مستعار: وایپر
آقایان
No comments yet. Be the first to leave one.