முதல் 200 வரிகள்.
تنظیم مجدد و ویرایش جزئی از MehdiRCM
صفر دوازده ، جواب بده!
صفر دوازده ، جواب بده!
صفر دوازده هستم، تمام
صفر دوازده چرا سکوت رادیویی داری؟
موتورم اتیش گرفته. اجازه استفاده از سیستم اطفا حریق میخوام؟
!خاموش کننده رُ آماده کن اون موتور رو خاموش میکنه
دریافت شد
هواپیما رُ تا 3000 فوت در جهت میدان هدایت کن
و با چتر از هواپیما بپر، دریافت شد؟
تصدیق میکنم دارم فرود میام
مارکلوف، مقدمات پروازُ چیدی؟ مارکلوف، کَری؟
پینُ از منجنیق برداشتی؟
صفر دوازده چه خبر شده؟ چرا جواب نمیدی؟
اجکت کن! ...بهت دستور میدم که
لعنتی، موتورُ خاموش کرد
چه کوفتیه... مستقیم برو فرودگاه - بله، قربان -
سرهنگ، کمیته رسیده - کدوم کمیته؟ -
ژنرال کمنین
انگار داره موتورُ روشن میکنه
زود باش رفیق، زود باش
انجامش بده
!یالا
لیوها، لیوها
...مارکلوف
مرتیکه رذل
ستوان ژنرال، 294اُمین همکار در حال تکمیلِ عملیات اکتشافیه
!آزاد
اینجا چیکار میکنی؟
اجرای سیرک با جلوه های بصری؟
لیوها خوبی؟
چرا با چتر نپریدی؟ تقریبا ناامید شده بودیم
بگیر ، یه جایی قایمش کن
چی باید بگیم لیوها؟
خب... میگیم داشتیم تو تجهیزاتِ پُرخرجِ شوروی صرفه جویی میکردیم
!بیخیال
تجهیزات جدید نیست موتور از کار افتاده بود
اما تونستیم از پسِش بربیایم و ایرادشُ فهمیدیم
خلبان کیه؟
ستوان لئونوف
به هر حال باید باهاش خصوصی صحبت کرد
روراست، کله خرابه
بفرست بیاد پیشم
ما دنبال کسایی مثل خودشیم
عصر پیشگامان (راهپیمایی فضایی)
ساخت و ساز آزمایشی بخش شماره 1 در سال 1963
شصت و پنجم
در دهه 65اُم
مختارید
گفتم آزادید
در دهه 65اُم چطور؟
چرا؟
قرار بود تو سال 67اُم باشه
تا اون موقع واسخود 2 میتونست صددرصد مهیا بشه چرا 1965؟
به خاطر اینکه آمریکایی ها پروازشونُ به حرکت واداشتن
حالا در حال برنامه ریزيِ سفر به فضا قبل از ما هستن
غیرقابل قبوله
اما مجوز دادن به محصول آماده نشده فضایی
با حروف "اتحاد جماهیر شوروی" روی سطح گسترده ش قابل قبوله؟
اینکه جلوی چشم جهانیان صاف تو صورت خودمون سقوط کنه
و جسد قهرمانانه دو فضانورد زنده برگرده قابل قبوله؟
ما فضاپیماهامونُ با نهایت دقتِ ممکن مهیا میکنیم
اما وقتمون خیلی کمه
دو فضاپیما
اولی نمونه آزمایشی میشه
رو همه ایرادهاش کار میکنیم
بقیه اش دیگه بستگی به مردمون داره
شکر خدا، دوتا از بهترین خلبان ها رُ داریم
چندتا ماموریت پرواز تو جنگ داشتی؟
اذیت نکن، لیوها
داریم به نقطه فرود نزدیک میشیم
ارتفاع بسیار کم و وزش باد در حال افزایشه
چقدر کم؟ - ارتفاع بدون شکافِ نور 1300 فوته -
وزشِ باد با 12 درجه طوفانیه برگردیم؟
برگردیم
چرا؟ وزش باد که لذت بخشه
با همچین بادی، لذت بردن حداقل یک مورد از ده تا بدون پیامد ناگواره ، بیا این سیب رو بگیر
تو فضا هم همینطوره؟
دستورالعمل ها تو فضا فرق داره، لیوش
ما رُ انتخاب کردن؟
چرا ما؟ چرا کس دیگه نه؟
هنوز نظری درباره ش ندارم
برای رسیدگی به امورات غیرممکن
سیبتُ بخور
تو خونه میخورم
لیوش، مثل اینکه متوجه نشدی قرار نیست بپریم
کی گفته؟ - دستوره -
حوصلت زیادی سر نره ، کهنه کار
!ولاد
در رو پشت سر من ببند
آرامش خودت رو حفظ کن ، پاول دسته رو بکش
!بازش کن
!بازش کن
پاهات رو جفت کن
چی؟
پاهات رو بهم بچسبون کن
پا به پام بیا پسرم
بیا دیگه
!لیوها
!دست نزن
پرنده اگه بفهمه به تخم هاش دست زدی برنمیگرده
اینجا خونه شونه؟
آره
همینجا میخوابن؟
چه میدونم
بابا بگو کجا میخوابن؟
اگه میخوای بفهمی دنبالم بیا
!لیوشکا
بیا بریم
باطنا درسته اما ظاهرا نه
تناقض رسمی وجود نداره
ژنرال، اجازه صحبت میدید؟ - نه -
...متاسفم، میتونم بپرسم
حکمی صادر کنید که بتونم سرهنگ دوم بیلیاف ُ ملاقات کنم
پزشک ها تصمیم میگیرن - خودش نمیخواد کسيُ ببینه -
آشفته ست میخوام بهش روحیه بدم
پات چرا لنگ میزنه؟ - خواب رفته موقعی که منتظرتون بودم -
لئونوف
هنوز نمیدونی چرا اخراجت نکردم؟
نه، قربان
خودمم نمیدونم
به فعالیت های آموزشیت ادامه بده - ممنونم -
!ژنرال، موفق میشیم
...پاول از بیمارستان مرخص میشه و شما میبینید
سرگرد خرونوف همکار جدیدته - چطور ممکنه؟ پس پاول چی؟ -
لطفا گوش کنید! تقصیر اون نبود ...من اول پریدم
من اغفالش کردم - میدونم، تو گزارشت خوندم -
نگران نباش، بیلیاف بعد مدتی استراحت معالجه میشه
افسرِ جوانی نیست تقریبا 40 سالشه
مهلت بده سلامتیشُ بدست بیاره
ولی ما حق نداریم سرعتِ برناممونُ کم کنیم
در حال حاضر، با خرونوف آموزش ببین
بله، قربان
غذا داره سرد میشه
شبیهشه
اسوِتا، بهت گفته بودم "شبیشه" بدترین تعریف
برای یه هنرمنده
برای هنرمند شاید ولی برای فضانورد با قلم مویی که
قراره هنرمند خوبی بشه، نه نیست
برو کنار، جلو نورُ میگیری راجع به فضا چی گفتی؟
برای هنرمند واقعی ای که قراره فضا بره
لازم نیست با فضاپیما بری فضا
دوست دارم ستاره ها رُ از ارتفاع ببینم
...البته نه
ارتفاعُ نمیبینم... فقط آسمونُ میبینم
و بعد... با یه دوچرخه به ماه میرسم
اگرچه اونجا هیچ دوچرخه ای وجود نداره
!نهار حاضره
بابا میتونم سیبُ بردارم؟
بعد از نهار میتونی - پس بریم نهار بخوریم -
سلام
خب، میبینم که
لال مُردی
خودم حرف میزنم
...خیلی خب
برنامه رُ برای بازگردانيِ فرم فیزیکی شروع میکنیم
...من یه زندگی و
همکار بیشتر ندارم
من با بقیه نمیپرم
البته الان با خرونوف آموزش میبینم اما این برای ادامه شه
به محض اینکه مرخص شدی پیشِ سرپرست ها میریم
گزارشی برای هیئت پزشکی ارسال میکنیم و همه چی درست میشه
...آخ
خوبه که نشکسته، نه؟
خیلی خوبه
...زخم های قدیمی بدتره اما این
جزئیه و التیام پیدا میکنه
بعضی ها سرشون از وسط به دو نیم شکافته میشه ...اما تو فقط یه پاته
الکسی، به من نگاه کن و گوش بده
من با تو هیچ جا نمیام
چرا انقدر ازم متنفری؟
اینطوری نیست
جسور بودنت چندان خوب نیست
برات داستانِ بچگیمُ تغریف میکنم
برو پی کارت - واسه اولین بار میفهمی که راجع به چی حرف میزنم -
متوجه نشدی؟
مسخره نشو! لئونوف همینطوری نمیذاره بره
کارمُ میکنم و بعد میرم
یواش یواش
خیلی خب، بالا پائین کن
یک دو
یک
...دو
بذار کمکت کنم، دردت گرفت؟
!اه، گم شو
سرهنگ بیلیاف، چه اتفاقی افتاده؟
!از من دور شو
همه چی خوبه
!گم شو
خیلی خب
چیزیه؟ میخوای بخارونمت؟
خودتُ بخارون
چرا در تمامِ جلساتِ بی وزنی
هیچ تلاش موفقیت آمیزی در ورود به هوابند نداشتید؟
مشکل از کجاست، سرگرد؟
خب، درواقع، تعدادی دلایل وجود داره یکیش لباسِ فضاییه
اگرچه طراحِ اصلی اسمشُ "عقاب" گذاشته
اما متاسفانه بیشتر شبیه تابوتِ پنبه نسوزه
یه پیشنهاد دارم، میتونم عنوان کنم؟
!بوریس ویکتورویچ
No comments yet. Be the first to leave one.