முதல் 200 வரிகள்.
«آنچه گذشت»
آزاد کردنش بزرگترین اشتباه زندگیت خواهد بود
اون تهدیدم کرد گفت خودم رو از روزنامهنگاری
بازنشسته کنم وگرنه برمیگرده
برای صدمه زدن بهت باید اول از من و سوپرمن رد بشه
و این غیرممکنه
کمکی از دستم برمیاد؟
هر بار که بمیری قویتر میشی
بذار بکشمت تا هیچی توی این دنیا ...نتونه جلوت رو بگیره
هیچی
تا حالا به مردن فکر کردی، سوپرمن؟
چون قراره بمیری
چه بلایی سرت آورده؟
وقتی کارت تموم شد قلبش رو برام بیار
نیاید
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
چه اتفاقی داره میافته؟
دیگه صدای تنفسش رو نمیشنوم
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
«سوپرمن و لوییس»
اون موجود توی خونهمون بود
از کجا میدونست باید بیاد اینجا؟
نمیدونم
این رو نزدیک انبار پیدا کردم
فرستنده مکان اضطراری بابابزرگه
حتما بعد از گم شدنش پدرتون اومده اینجا
دنبالش بگرده
به نظرت بابابزرگ اینجا بوده؟
نه ولی لوتر بوده
و حدس میزنم ازش برای تماس با وروجک جدیدش استفاده کرده
پس برای همین دنبال بابابزرگ بود دنبال فرستندهش بود
وقتی وزارت دفاع و سوپرمن پشتـتن
شجاع بودن، آسونه
ازت میخوام دنبال صدای پدربزرگت بگردی
چرا دنبال بابا نگردم؟ - خودت که شنیدی چی گفت -
اون نمیخواست هیچکدوم از ما درگیر بشیم
روی پدربزرگت تمرکز کن
باید همینالان پیداش کنیم
جدی؟
این هتل مال منه؟
به اسم صنایع اکورث خریدمش
تا مجبور نباشیم جواب پس بدیم
بیشتر از حد پول دادی
نه، اشتباه میکنی
بیشتر از یه ماهـه که از زندان آزاد شدی
چرا هنوز برنگشتی به لوترکور؟
اینجا یه سری کار دارم
این کارهات تا چند وقت طول میکشه؟
هیئت مدیره داره کلافه میشه
به من ربطی نداره
همهشون یه مشت چاپلوس ترسو هستن مخصوصا بَش
دستوری برای اداره امور
براشون داری؟
لازم نیست چیزی تغییر کنه
همهچی توی ۱۷سال اخیر همونطوری که میبایست، پیش رفته
مطمئنم از دستور گرفتن از من خسته شدن
که این یعنی داری کارت رو خوب انجام میدی
یه دلیلی داره که تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم
خیالت راحت باشه
خبری از الیزابت نشده؟
قبل از آزاد شدنت، لندن رو ترک کرد
به گشتن ادامه بده
غیرممکنه آب شده باشه رفته باشه زیر زمین
میشه بذاری برات یه دستی به سر و روی اینجا بکشم؟
همهچی اینجا هست
حداقل بذار برای پنجرهها پرده بذارم
آماندا، همین که سلول زندان نیست
برام کافیه
اما میخوام میلتون برام یه چیزی بسازه
الان میارمش
من یکی که نمیرم
هنوز قرارمون تموم نشده
...همه صداها خفه و مبهمه
بهنظرت صدای پدربزرگه؟
نمیدونم
امکانش هست
عزیزم، میدونم سخته ولی باید ادامه بدی
کمکش کن
کجا میری؟ - میرم فکر کنم -
تشعشعات نمیذاره درست فکر کنم
چهطوری این کار رو میکنی؟
ضربان قلبت هیچوقت بالا نمیره
فقط نباید ترس به دلت راه بدی
ذاتم اینجوریه دیگه
بابا چهطور میخواد اون موجود رو شکست بده؟
شکست میده
قیافهش رو دیدی؟
بابا ترسیده بود
اگه میدونست نمیتونه شکستش بده، چی؟
شکست میده
باید به این باور داشته باشیم
فکر نکنم باور داشته باشم
این دفعه، نه
و بدون بابا من آمادگی انجام این کارها
رو بدون اون ندارم
خوبی؟
یه لیوان شراب میخوای؟
یا یه چیز قویتر میخوای
کلی سوال دارم
میدونم
و مامانم گفت احتمالا نیاز به فضا داری برای همین هم رفته به شهر
تا بتونیم با هم تنها باشیم
پس من جواب هر سوالی که داری رو میدم
چرا الان داری بهم میگی؟
چون من عاشقتم
از هر عاشقی، عاشقترم
پس موقع مصاحبه سوپرمن وقتی شنیدی
...که به جنت گفتم عاشقم
بهترین روز زندگیم بود
حتی وقتی بهت گفتم خنگ؟
بعضی اوقات یهکم خنگم
عصبیای؟
قطعا عصبی نیستم
...اوه، میخوای
برو رو تختـت، همینالان
خیلیخب
گفتی میخواد تنهامون بذاره، درسته؟
آره، نه اون برنمیگرده
...فقط آخه، من هیچوقت
توی تخت خواب بچگیت انجامش ندادی؟ اشکالی نداره
چیزی نمیشه
بابا کله کل ریپکن رو اونطرفی میکنم که نگاه نکنه
منظورم این نبود
...من
...من تاحالا
اوه
دوستـت دارم
هیچکس دیگهای به چشمـم نمیاد
من هم دوستـت دارم
خوبه
پس آماده بهترین روز جدید زندگیت بشو
کجایی، کلارک؟
...کریسی، پوشه پرونده
کریسی نیستش
سر پدرم چه بلایی آوردی
من اومدم خونهت و یه پیشنهاد بهت دادم
تو تهدیدم کردی
اگه خودت رو بازنشسته میکردی تهدید محسوب نمیشد
ولی منظورم رو واضح رسوندم
بعد از کاری که کردی
حق نداری دیگه روزنامهنگاری بکنی
بعد از این که اون موجود رو صدا زدی این رو توی خونهم جا گذاشتی
جدی؟
ثابتش کن
این یه بازی نیست
اگه نمیخواستی اینطوری بشه باید پیشنهادم رو قبول میکردی
پدرم کجاست؟
دیگه نمیتونه ازت محافظت کنه
سوپرمن هم همینطور
من نیازی به محافظت ندارم
تمام مدت فعالیت حرفهایت
پشت سوپرمن و ژنرال قایم شده بودی
ولی اون روزها دیگه تموم شد
میخوای از کارم کنار بکشم؟
باشه
باشه، کنار میکشم
حتی دروغگوی خوبی هم نیستی
اگه بلایی سرش آورده باشی به خدا قسم
کاری میکنم تا آخر عمر لجنت توی زندان بپوسی
این شهر کوچیک رو دوست داری؟
کبابها و پای سیبهاش رو دوست داری؟
بهت حس امنیت میده؟
بهنظر من که یه حس کاذبه
شاید اقامت توی اینجا نظرم رو عوض کنه
یعنی میخوای توی اسمالویل سکونت کنی؟
خونهم اونجاست اونطرف خیابون
ویوی خیلی نازی داره
من ازت نمیترسم
خواهی ترسید
تنها بودن توی زندان
نزدیک بود کسب و کاری که ساخته بودمش به باد بره
دخترم بهم پشت کرد
همه این اتفاقات طوری من رو آزمایش کرد که نمیتونی حتی تصورش کنی
البته فعلا نمیتونی
تیتر خوبیه
از زمان حمله تا الان
هیچکس خبری از سوپرمن نداره
از اون موقع مردم اینجا تجمع کردن
و دنبال نشونههایی از مرد پولادین هستن
گزارشات تایید نشدهای هستن که میگن مهاجمان
از سلاحهای کریپتونایتی استفاده میکردن
پلیس به تحقیق خود در صحنه جرم ادامه میدهد
من میتونم اون گزارشات رو تایید کنم
چی شد؟
لوتر
اونجا بود؟
بیشتر افراد اینترگنگ اونجا بودن فکر کنم چندتایی یاکوزا هم بودن
ولی اسلحههاشون قطعا مال لوتر بود
زخمی شدی
ها؟
چهجوری اینقدر کریپتونایت گیر میارن؟
بذار بارت باند بیارم
...چیزی نیست. فقط
آره
خیلی نگرانم کردی
تازه ازدواج کردیم من آمادگی بیوه شدن رو ندارم
این اتفاق هیچوقت نمیافته
این رو کسی داره میگه که توسط دو تا گروه گانگستر
با اسلحههای کریپتونایتی بهش حمله شده
No comments yet. Be the first to leave one.