முதல் 200 வரிகள்.
آنچه گذشت
.19سال حبس برای یه تکه نان
حدسم اینه تا کمتر از یه سال دیگه .بر میگردی همین داخل
.و دفعهی بعد حبس ابد میخوری
.هرگز نمیتونی ببری
قول میدی باهام خوب باشی، فیلیکس؟
.به جونم قسم
سه اسب سریع
.میبرنمون خونه پیش مامان و باباهامون
.داریم میریم .رفتیم
کوزت، حالا چیکار کنیم؟
.اینجا اشیای گرونقیمتی هست
.جونم رو نجات دادی کی هستی؟
.تناردیه، قربان
،ژان والژان، برادرم
با اون نقرهجات و این شمعدانها .روحت رو خریدم
.تو به خوبی تعلق داری
شما 40 سوی من رو ندیدین، موسیو؟
!گم شو !برو
.پولم رو برداشتی !تو یه دزد کثیفی
!پتیت ژروی
.مامان، خسته شدم
...دو، سه
.آفرین دختر خوب
.خیلی خب
.مامان دوستت داره
.خیلی زیاد
بـینـوایـان
امیرعلی با افتخار تقدیم میکند
.دو بچهی دوست داشتنی دارین، مادام - .درسته -
،آره، ولی به نظرم .نباید داشته باشم
.اِپونین و آزلما افتخارهای من هستن، مگه نه، دخترها؟
.ولی تو هم یه بچهی دوست داشتنی داری
.و چه لباسهای خوبی داره
،میخوای بیای بشینی به پاهات استراحت بدی؟
.ممنون، مادام - .ببین، دخترت میتونه با دخترهای من بازی کنه -
اسمش چیه؟ - .کوزت -
.مسیر زیادی رو اومدی؟ انگار خیلی خستهای - .از پاریس اومدم -
.دارم میرم مونتروی
شنیدم قراره کارگرهای .زیادی بخوان
شوهرت کجاست؟
.اون... فوت کرده
.وای عزیزم
.پس به جرئت میگم اوقات سختی داشتی
.بله، داشتم
،ولی وقتی یه شغل ثابت گیر بیارم .به زودی دوباره سرپا میشم
.آره، البته که همینطوره
با اینحال، نگه داشتن شغل آسون نیست وقتی یه بچهی کوچیک داشته باشی، نه؟
.نه
شما مسئول مسافرخونه هستید؟
.آره، درسته، عزیزم .اسمم تناردیه است
اون تابلو رو میبینی؟ .شوهرمه
.اون قهرمان واترلو بوده .جون یه کلنل رو نجات داده
وسط میدون تیر .گذاشتهاش رو کولش و حملش کرده
شوهرت احیاناً ارتشی نبوده؟
.نه
.شاعر بود
.خیلی خوبه
،ولی پول خاصی توش نیست .برام جای تعجبی نداره
!ببینشون
بچهها خیلی سریع دوست پیدا میکنن، مگه نه؟
!مامان
،هر کی رد بشه .قسم میخوره خواهرن
میشه یه مدت مراقب بچهام باشی، مادام؟
.ببین، حق با تو بود
کار گیر آوردن سخته، خصوصاً .وقتی همراهت یه بچه داشته باشی
آره، خصوصاً وقتی .تنها باشی
وقتی بچههات رو دیدم که خیلی مرتب ،و در رفاه بودن
میدونستم خدای خوب .من رو به اینجا هدایت کرده
حاضری؟
.میتونم پول بدم
.ماهی 6 فرانک
.هفت تا
.صبح بخیر، مادمازل - .موسیو -
باید 7 تا باشه. دلت که نمیخواد ،تو وعدههای غذاییش خساست به خرج بدیم
،پس 7 فرانک .6ماه پیش قسط
،قبل از اون بر میگردم دنبالش .مطمئنم، موسیو
در اون صورت پولت رو پس میدیم، ولی .شرایط اینها هستن، متأسفانه
نمیتونیم استثنائی قائل بشیم وگرنه الان به کجا رسیده بودیم؟
.شش در هفت، میشه 42 فرانک
.آره
و البته باید به هزینههای آغازی هم .فکر کنیم
قیمت پایین 15 فرانک چطوره؟
.15بعلاوه 42، میشه 57 فرانک
57؟
.پرداختش میکنم
ازش مراقبت میکنید و مثل بچهی خودتون دوستش میدارید؟
،الانش هم دوستش داریم مگه نه، تناردیه؟
.البته که داریم چطور میتونیم نداشته باشیم؟
.بیا اینجا .زودباش
،باور کن، مادمازل
بچهی عزیزت در آغوش محبتآمیز ما ،کم و کاستی نخواهد داشت
.آره
.ممنون
.بیاید اینجا. بیاید، کوچولوها .بیاید و با بابایی بازی کنید
ببینید! چه فنجون چای .قشنگی دارید
،کوزت، حالا باید دختر خوبی باشی
و این خانوم مهربان و آقای محترم
.یه مدتی مراقبت خواهند بود
.نه - .و مامان خیلی زود بر میگرده دنبالت -
.نه، مامان
.چیزی نیست، عزیزم
!مامان !مامان
!مامان، لطفاً
.مامان
.مامان - .بر میگردم، عزیزم -
.اینطوری بهتره، خودت میبینی - !لطفاً، نه -
نمیشه بذاریم هر کاری میخوان بکنن، نه؟ - !مامان -
.باشه، خدافظ، مامان - !مامان -
!مامان، لطفاً !خواهش میکنم
.زودباش
!مامان
.موسیو مادلین
،اسمی که خیلیهاتون با اون میشناسیدش ،پر مادلین
.سه سال پیش به مونتروی اومد
،در همون روزی که اومد
با عجله وارد یک خونهی سوزان شد
،و دو کودک رو خارج کرد .جونشون رو نجات داد
صنعت جدید به منطقه آورده
و کارخونهاش سرمایههای شهر ما رو .متداول کرده
همه وضعمون به خاطر پر مادلین .بهتر شده
او کارفرمایی عاقل و .سخاوتمند بوده
با اینکه همیشه ،به ارجح قرار دادن خودش بیمیل بوده
بالأخره به درخواست شهروندان قدردان ترغیب شده
که دفتر شهرداری مونتروی رو .قبول کنه
،خانومها و آقایون .موسیو مادلین
!موسیو مادلین
،شهروندان مونتروی ...دوستان من
...ازتون برای نشون دادن اعتمادتون
.بهم تشکر میکنم
.روز بخیر
!موسیو مادلین
.ببخشید .دنبال یکم کار میگردم
.بیا
.بیا .چیزی واسه ترسیدن نیست
.اینجا بشین
اسمت؟
،فانتین، موسیو
.فانتین تیبو
و تازه به شهر اومدی؟
.بله
.تو پاریس زندگی میکردم - اونجا کارت چی بود؟ -
خیاط بودم توی .یه کارگاه لباس
خب، کار اینجا هم ،به انگشتهای فرز نیاز داره
پس، فکر میکنی بتونی یادش بگیری؟ - .بله -
،و اگه قبولم کنید .خیلی سخت کار میکنم
.پشیمون نمیشید
.خوبه
،خب شرایط خانوادگیت چطوره؟
.تنهای تنهام، آقا
شوهر نداری؟ - .نه -
معشوقه چی؟
بچه هم نداری؟
...همونطور که گفتم، آقا، من
.تنهای تنهام
برای من و خودت ،خیلی مهمه، فانتین
.که باهام کاملاً صادق باشی
حرفم رو باور نمیکنید؟
اصلاً چرا باید به زندگیم اهمیت بدین؟ - .من به تمام کارگرهام اهمیت میدم -
...خب
تنهای تنهایی؟...
.بله، موسیو
.یه ماه کارآموزی انجام میدی
،و اگه خوب کار کنی .میتونی اینجا بمونی
.ممنون، موسیو .ممنون
مادام ویکتورنین، یه میز کار براش آماده میکنید؟
میتونی از همین الان شروع کنی؟
.بله، البته، موسیو مادلین - .خوبه -
.خب، دیگه برو - .بازم ممنون، موسیو -
.ممنون
تابلوی سر تختش باید .کامل از طلا باشه
فرشتههای حکاکی شده روش، بالهاشون .همه چیز
من که بدم نمیاد بالهام رو .تو تختش باز کنم
!چیه؟
.یکم آرومتر انجامش بده، فانتین .نمیخوای گره بخوره
.خوبه، فانتین
.داری راه میافتی
!موسیو شهردار
خوبید، پسرها؟
.بفرما
باشه؟
.بیا، بگیر .پسر خوب
،و امیدوارم این نامه به خوبی به دستتون برسه ...موسیو و مادام تناردیه
و دخترم کوزت اذیتتون... .نکرده باشه
بهش بگید مامان دوستش داره
،و براش هزارتا بوس فرستاده
.و امیدواره بتونه خیلی زود بره سراغش - .بره دنبالش -
.دنبالش
.ممنون
.و برات هزار تا بوس فرستاده
و امیدواره خیلی زود .بیاد دنبالش
"...مادر بسیار فروتنت باقی"
.و غیره، و غیره
!چه زبان خیلی شیکی پول فرستاده؟
یکم پول بیشتر میفرستادی .تا واسه کوچولو کادو بخریم
شدنی نیست. اگه به قدری داره ،که یکم بیشتر بفرسته
.فکر کنم وقتشه نرخ رو بیشتر کنیم نظرت چیه؟ 12 فرانک؟
.نه، 15 تا. امروز براش نامه مینویسیم - .یه کادو هم من بگیرم بد نیست، تناردیه -
.و یکی هم برات میگیرم، کبوتر کوچولوی من
،همه چیز به وقتش .وقتی اوضاع یکم بهتر شد
No comments yet. Be the first to leave one.