Ghosts Australia

Ghosts Australia

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Ghosts Australia S01E07 Such Is Death 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 Ghosts Australia 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-12
பதிவிறக்கங்கள்: 83
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

سلام؟

فقط منم، لیندی داروین-پل

همیشه خوشحالم که یه دوست جدید پیدا می‌کنم

روزت بخیر، عزیزم

پولت یا جونت؟

ای بابا! تو که ند کلی هستی

اکسیژن گرانبها از محفظه به بیرون می‌ریخت

میروندو به سمت پنج همراه نامتعارفش برگشت

یواش‌تر. اینقدر تند نمی‌تونم تایپ کنم

وحشت کرده بودند. هذیان می‌گفتند

صورت‌های فلس‌دارشان با رگه‌هایی از ترشحات بنفش آغشته شده بود

اوه، هی، شاهکارت چطوره؟

می‌تونم بخونمش؟ نه

ام... هنوز نه... هنوز نه

این یه پیش‌نویسه. هنوز آماده نیست

این... تو که به هر حال نمی‌فهمیش

نه، نه، نه. نه!

تو کی هستی که بخوای منو قضاوت کنی؟

فقط می‌خواستم اگه باهاش کمکی خواستی...

از یه علاقه‌مند به علمی تخیلی مثل خودم؟

نه، نکن. الان نه، نه

و علمی تخیلی هم نیست

چرا شما استرالیایی‌های امروزی باید همه‌چیزو کوتاه کنید؟

اسم درستش علمی-تخیلیه

خب، کجا بودیم؟

دوباره داری اونا رو می‌خونی؟

هوم؟

ام، «بنیاد». ام

آره، آره

فقط... یه شاهکار تمام‌عیاره

همیشه می‌خونمشون

تا وقتی که رمان من باعث بشه اون «بنیاد»...

واقعاً خیلی لرزان به نظر بیاد

به خاطر همینم هست که تو نویسنده‌ای

ممنونم، کیت

خوبی؟ اون کیه؟

ام، اوه، هیچی

فقط... این... فقط... اسپمه

ها! ام... آره. آره

به هر حال، من نمی‌ذارم بقیه ارواح...

رمانت رو وقتی آماده شد بخونن

خب، نصفشون که بی‌سوادن

و نصف دیگه...

خب، تو که فرهنگ و شعورت...

بین انگشتای پات بیشتر از اونا رشد کرده

اوه، چه چندش

ولی چرا؟ فکر می‌کنی خوششون نمیاد؟

فقط فکر می‌کنم کنایه‌اش خیلی واضحه، میراندا

نه؟

قهرمان اندرویدت، میروندو...

توی یه سفینه فضایی با پنج تا موجود فضایی بی‌مصرف گیر افتاده

و تو با چند تا روح گیر افتادی؟

پنج تا

چهار تا یا همچین چیزی. ام

یک، دو، سه... ام

شش تاست؟

پنج تا. من نشمردم

من ارتباطی نمی‌بینم

هوم. خب، شلیندی داشت می‌رقصید

آره، خب شلیندی داشت می‌رقصید یا بالا و پایین می‌پرید

تو لباس فضایی صورتی و بنفشش مثل همیشه، التماس توجه می‌کرد

بذارید شما رو ببرم به سال ۱۸۸۰

اونجا منم توی زندان ملبورن

به جنازه خودم خیره شده بودم

که از طناب دار آویزون بود

چقدر وحشتناک

خودتو خیس کردی؟ شنیدم خودتو خیس کردی

من تبدیل به یه روح، یه شبح شده بودم

تموم نکردی

اما عذاب‌های من...

تازه داشت شروع می‌شد

منو یه دسته بزرگ از سربازهای روح محاصره کرده بودند

همون پلیس‌های کثیفی که بهشون شلیک کرده بودم

و از اون موقع تا حالا در حال فرارم

چقدر تنها به نظر میاد

می‌تونه باشه

و گرم

ام. و تنها

بعضی وقتا، عزیزم. ولی مجبور نیست اینطور باشه

با یه زن خوشگل کنارم

بارم یه کم سبک‌تر می‌شد

و اسلحه‌هات، شلیک می‌کنن؟

نه، مهمات تموم کردم. گلوله‌هامو شلیک کردم

اشکالی نداره. چیزی نیست که ازش خجالت بکشی

برای خیلی از مردا پیش میاد

می‌خوای برگردی خونه و همه رو ببینی

و شاید، مثلاً، اتاقمو ببینی یا چیزی؟

نه، من یه یاغی صحرایی‌ام، عزیزم. آدمایی هستن که باید ازشون دزدی کنم

آها، باشه.

اوه

خب، پس شاید بتونم اینجا بمونم

و یه کم بیشتر با هم آشنا بشیم.

خب، من واقعاً خیلی چیزای بیشتری دارم که در مورد خودم بهت بگم.

و کلی راز دارم که باید برات بگم.

میشه لطفاً بشینی؟ بشین و گوش بده.

آره، عمرم کوتاه بود

ولی داستان زندگیم، عجیب غریب، طولانی بود.

اِ... اِ

اوه، میراندو، تو خیلی بامزه‌ای.

هوم

وای!

وای!

چی شد؟

از یه پیچش داستانی غافلگیر شدی؟

که خودت نوشته بودی و یادت رفته بود، بعد خوندی و یادت اومد

و بعدش تعجب کردی که چرا یادت رفته بود؟

داره چیکار می‌کنه؟

من که قبلاً بهت گفتم، شان.

هنوز آماده خوندن نیست... اوه!

حس می‌کنم یه انتقاد از کارمه.

اوه! این برای بابای منم پیش اومد.

فکر کنم تو خواب راه می‌ره یا تریاک کشیده.

بابات تریاک کشید؟

فقط یه بار.

هر روز.

اوه

شاید بهتره کیت رو بیدار کنیم قبل از اینکه به خودش آسیب بزنه.

نه، این برای بابای منم پیش اومد.

تا وقتی سرپا بمونه مشکلی نداره.

اوه!

آخ.

خوبه.

اوه! اوه!

اوه، اوه!

اوه!

خوب نیست.

عالیه. اون مرده.

کیت داغدار میشه.

حالا دیگه کی رمان منو برام می‌نویسه؟ روح که نداریم!

این یه سوال بی‌پاسخه

یعنی لازم نیست جواب بدی

آها

آخ... آخ!

آخی، طفلک.

چرا این اتفاق افتاد؟ نمی‌دونم

یعنی، وقتی بچه بودم یه عالمه اتفاق می‌افتاد

و بعدش یهو قطع شد

هیچ‌کس واقعا نمی‌دونه دلیلش چی بود

به خاطر کلیسا نرفتنه

خودآزاری

تسخیر شدن توسط شیطان

و گناهانی که به دنبالش میاد

خرافات محضه

احتمالاً یه لگد خورده تو سرش

از یه اسب خوشگل و عضله‌ای

اصلا نزدیک هیچ اسبی نبوده

الان داریم اسب می‌گیریم؟

شاید فقط به ورزش بیشتری نیاز داره

چی؟ لیندی اینجا نیست که

من که میگم اونم همین رو می‌گفت

جون، فقط بگو بابات چی کار کرد

که خواب‌گردیشو درمان کنه

هر کاری کرد. آره؟

تریاک. اوه.

بعد یه روز فهمیدیم که شرط‌بندی می‌کرد

روی مسابقات جنگ خروس محلی.

تقصیر عذاب وجدان بود.

همینی که من الان گفتم.

تسخیر، گناه، عذاب وجدان.

زیادی با فلان چیزت ور میری.

علمیه دیگه.

روح‌ها یه کم خرافاتی شدن.

فکر می‌کنن شاید تو راجع به یه چیزی یه کم عذاب وجدان داری؟

من... من راجع به چی باید عذاب وجدان داشته باشم؟

آره.

ولی خواب‌گردی واقعاً خطرناکه.

اوم.

شاید بتونی به تراپیست قدیمیت زنگ بزنی.

نه بابا! پیر شده، بازنشست شده.

احتمالاً فقط یه بار اتفاق افتاده.

اگه اینطور نباشه چی، کاترین؟

یه ویولونیست جوان روی کشتی اچ‌ام‌اس «آپریشن»

دچار این گرفتاری بود

و یه صبحی تلوتلوخوران از ننوش زد بیرون

و افتاد تو آب

اوه!

واقعاً خونه بزرگیه عزیزم.

به نظرت میشه با یکی تماس بگیری، لطفاً؟

آره، باید با یکی صحبت کنم، مگه نه؟

آدم همیشه به یه نوازنده چیره دست نیاز داره.

آره، مخصوصاً تو مهمونی.

مخصوصاً تو مهمونی. می‌تونه همه رو بچرخونه.

هوم!

خب کِیت، حالا بیا در مورد پالت رنگ حرف بزنیم.

فکر کنم یا قرمز اسپانیایی یا سرخی غروب.

اوه، سلام.

هی، هی، من... امم... یه دقیقه دیگه میام کمکت.

من تازه اولین جلسه تراپی‌م رو دارم.

اوه، به همین زودی؟ چه عالی. آره.

اون دختره یا پسره یا اونا؟

اون.

مثل دلقک شیطانی؟

نه، مثل دلقک شیطانی نیست، نه.

یه اپلیکیشن درمانی هوش مصنوعیه و امتیازات پنج‌ستاره می‌گیره.

ولی خودش به خودش امتیاز داده؟

هی، خدا رو شکر پیدات کردم.

هی، اِم، یه لحظه وقت داری؟

صبر کن ببینم، جدی جدی داری هوش مصنوعی‌درمانی می‌کنی؟

می‌دونم، می‌دونم بحث انتشار کربن هست.

چند تا درخت می‌کارم.

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left