Christmas in the Caribbean

Christmas in the Caribbean

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Christmas in the Caribbean 2022 YouTube 101 Films
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Christmas in the Caribbean (2022) YouTube 101 Films زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

other
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-09
பதிவிறக்கங்கள்: 14
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

اسم من ریچل وِبه و اعتراف می‌کنم که

یه آدم به شدت رمانتیکم. می‌دونم که

با این همه اتفاقی که

توی دنیا داره می‌افته، یکم احمقانه به نظر میاد، و لابد فکر می‌کنید

با این سن و سالم، دیگه باید تا الان درس عبرت می‌گرفتم

ولی

من عاشق عشق و عاشقیم

چند ماه پیش، یه اتفاق

خیلی فوق‌العاده افتاد. خب، من منتقد

تئاترم. و اونجا داشتم

نمایش «شب دوازدهم» رو نقد می‌کردم که اون پسره

که نقش «سر اندرو» رو بازی می‌کرد، چشمم رو گرفت. و

خب، همون لحظه

یه دل نه صد دل عاشقش شدم

و از اون موقع تا حالا از هم جدا نشدیم

عالیه. و امشب

امشب، فکر می‌کنم قراره اون

سوال اصلی رو بپرسه

>> منظورت از سوال اصلی چیه؟ امیدوارم

منظورت این باشه که برای شام

مارتینی می‌خوری یا نوشیدنی

مامان، اون بازیگره. پولش به

نوشیدنی‌های گرون نمی‌رسه

نه، منظورم اون سواله. واقعاً فکر می‌کنم

ممکنه همین الان بخواد ازم

خواستگاری کنه. اوه، خدای من

ریچل عزیزم، من سال‌هاست دارم سعی می‌کنم

تو رو شوهر بدم، ولی واقعاً یه

بازیگر؟ بیخیال. تو کلاً

دو ماهه می‌شناسیش. فکر نمی‌کنی یکم زوده؟

مامان، من و گرگوری

عاشق همیم

>> آره، و یادمه همین حرف رو

درباره اون قبلی هم می‌گفتی. همون

آم

سیاستمدارِ کسل‌کننده. خب، حداقل اون

یه شغل واقعی داشت

مامان، می‌شه حداقل وانمود کنی که

برام خوشحالی؟ ببخشید عزیزم

البته که هستم. دلم می‌خواد خوشبخت باشی

ببین، شاید بهتره با همین ازدواج کنی

هر چی باشه، دیگه داریم

پیر می‌شیم

>> ممنون از این همه روحیه، مامان. خوش بگذره

>> به من که خوش می‌گذره

کریسمس مبارک، کریسمس مبارک

کریسمس مبارک

کریسمس مبارک و سال نو مبارک

خبرهای خوش براتون داریم، برای شما و

خانواده‌تون. کریسمس مبارک

و سال نو مبارک

برام دعا کن. وقتشه

سلام عزیزم

>> عشقم

>> عزیزم

>> یه خبر خیلی خوب دارم

>> اوه، بگو. توی تئاتر «دزدان دریایی پنزانس»

توی تماشاخانه کولیسئوم نقش گرفتم

>> گرگوری، فوق‌العاده‌ست! خیلی برات

خوشحالم

>> نقشِ بزرگیه؟

>> خب، می‌دونی، یه جورایی

>> آره، یه نقش کلیدیه. آره. در واقع

دیالوگی ندارم، ولی گفتن

شاید یه چیزی برام بنویسن که بگم

>> باز هم عالیه

>> به همون خوبی که

>> آره. آره. آره

>> می‌خوام یه گیلاس بنوشم

آم

>> خب، چیز دیگه‌ای نیست؟

>> چی؟

>> هیچی. فقط توی پیام‌ت

گفتی که

می‌خوای یه چیزی ازم بپرسی

>> وای خدای من، نزدیک بود یادم بره

ببخشید. ببخشید همگی. من

معذرت می‌خوام. ببخشید که مزاحم

شامتون می‌شم. آم، ببخشید، ولی امشب

یه شب خیلی خیلی مهمه

می‌دونم شاید بعضی‌هاتون من رو از

تئاترهای «وِست اِند» بشناسید. آره

آره

بگذریم، همین امروز

فهمیدم که قراره ستاره

اجرای بعدی «دزدان دریایی پنزانس»

توی تماشاخانه کولیسئوم باشم

>> ممنونم. ممنونم. آره

اوه، یه لحظه فکر کردم امشب از این

بهتر نمی‌شه. ولی می‌دونی، امیدوار بودم

که بشه

ریچل وب

می‌دونی، تو باعث می‌شی حس کنم

شبیه

یه بازیگر برنده کلی جایزه هستم

که البته یه روزی می‌شم

>> با من ازدواج می‌کنی؟

بله. بله. بله. بله. بله. ایول

>> گفت بله

>> عاشقتم. عاشقتم

بالاخره شد. دارم ازدواج می‌کنم

>> عزیزم، خیلی برات خوشحالم، بالاخره

بعد از این همه وقت

درست وقتی که دیگه ناامید شده بودیم. مامان، امروز

روز عروسیمه. ببخشید عزیزم. بیا

اوه، خیلی خوشگل شدی

ببین، نمی‌خوام نفوس بد بزنم، ولی

مطمئنی؟

تو دختر منی و من عاشقتم، ولی

کلاً ۳ ماهه این «آقای بازیگر» رو می‌شناسی

مامان، اسمش گرگوریه، و در واقع

سه ماه و نیم شده

در واقع

>> زیاد توی کارهای برنامه‌ریزی

کمک نمی‌کرد

>> آره، آره، ولی مامان، سرش با

تمرین‌ها شلوغ بود. خودت که می‌دونی

چقدر وقت‌گیره

>> فقط می‌خوام مطمئن شم که داری

کار درستی می‌کنی

>> مامان

دارم کار درستی می‌کنم. عاشقشم

و دلم خانواده می‌خواد. می‌خوام همسر

و مادر باشم

تو مادر فوق‌العاده‌ای می‌شی

بیا دیگه

>> ممنونم

>> بریم که عروس شی

بفرما

بریم

وای

>> گرگوری. اوه

صبر کن. نباید عروس رو قبل از

رفتن به کلیسا ببینی، بدیمنی میاره. صبر کن، داری

کجا می‌ری؟ تو باید

اون تو ایستاده باشی و حسابی

استرس داشته باشی

>> آره، درسته. خب، راستش موضوع اینه

ریچل. می‌دونی که عاشقتم عزیزم. واقعاً

دوستت دارم

>> اوه، می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه

>> فقط نمی‌تونم

>> نه

نه

>> اونجا منتظرت بودم و

یهو حس کردم یه جای کار درست نیست

>> می‌فهمی چی می‌گم؟ ما اصلاً همدیگه رو

نمی‌شناسیم. کلاً کی همدیگه رو دیدیم؟ دو ماه

پیش؟

>> در واقع سه ماه و نیم، گرگوری

>> واقعاً؟

آخه خیلی درگیر

تمرین‌ها بودم عزیزم. این یه نقش

خیلی بزرگ برای منه

>> تو که حتی یه خط دیالوگ هم نداری

>> آره، ولی گفتن ممکنه یه چیزی

برام بنویسن. باید

آماده باشم. عزیزم

>> بیا به نویسنده‌ها زنگ بزنیم و بخوایم

برات دیالوگ بنویسن، باشه؟

>> می‌شه بریم یه جای دیگه و

حرف بزنیم؟ عزیزم

>> ببین، به من نگو عزیزم. همین‌جا می‌تونیم

حرف بزنیم. خیلی ممنون. پس داری بهم

می‌گی بعد از اینکه من این عروسی رو توی

کمترین زمان ممکن ردیف کردم، اونم وقتی که تو

داشتی تمرین می‌کردی که تهِ صحنه

مثل یه سیاهی‌لشکرِ از خود راضی وایسی

حالا حس می‌کنی یه جای کار می‌لنگه؟

آخه دو روز پیش بهم گفتی که

برای ازدواج و بچه‌دار شدن لحظه‌شماری می‌کنی

چه مرگت شد یهو؟

>> خیلی خب

دیشب داشتم با بچه‌ها

یه چیزی می‌خوردم

>> اوه، شروع شد

>> و داشتم فکر می‌کردم، من توی اوج جوونی‌ام

باید آزاد باشم تا دنبال رویاهام برم

و اگه ازدواج کنم و بچه داشته باشم

فکر کنم جلوی فوران چشمه خلاقیتم

گرفته می‌شه و دیگه هیچ‌وقت

یه نقش درست و حسابی نمی‌گیرم. رفقا هم

می‌گفتن همه می‌دونن که پشت

هر بازیگر بزرگی، یه زنِ غُروغُرو هست

>> صبر کن

پشت هر بازیگر بزرگی یه زنِ

غروغروئه؟

>> خب، اونا این‌طوری

>> خب، می‌دونی چیه؟ دیگه لازم نیست

نگران اون موضوع باشی چون اولاً

تو بازیگر بزرگی نیستی و دوماً، منم

قرار نیست زنت باشم

>> عزیزم

حتی فکرش رو هم نکن، آقای

بازیگر

یه سال دیگه دور از خونه. امروز

روز کریسمسه. وقتی که

تنهایی، درخت روشنه. جادوییه

خب، بالاخره. هی دارم بهت

زنگ می‌زنم

Christmas in the Caribbean subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left