Change of Life

Change of Life (Mudar de Vida)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

ChangeofLife(1966) WEB-DL PersianSubtitle
கருத்துரை வழங்கியவர் hamlethamletian

குறிச்சொற்கள்

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2024-01-06
பதிவிறக்கங்கள்: 36
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

«« تـغـيـيـــرِ زنـدگـــي »»

!عجب

!ببين کي اينجاست

مگه اون کيه؟

.«آدِلينو»

!بعد از اين‌همه سال

.نمي‌دونه که الان چي در انتظارشه - .ژوليا» و «رايموندو» هم همينطور» -

.لااقل صحيح‌و‌سالمه

!«آدِلينو»

.سلام پسرم حالت خوبه؟

اينو زمان .مشخص مي‌کُنه

.تويِ ميخونه، اخبار رو داخلِ روزنامه خوندن ... و اسمِ تو

ما و بچه‌هايِ ماهيگير .هميشه صحبتِ تو رو مي‌کرديم

.گذشته‌ها گذشته

هيچکس اينجا نيست؟

برادرت رفته .«ماتوزينيوش»

... و «ژوليا» هم

... رفته به ماسه‌زارِ

.کنارِ ساحل

و «رايموندو»؟

«کار و بارِ «رايموندو رويِ کرجي‌هايِ ماهيگيري چطوره؟

بهتر از زن‌داداشت .تويِ ماسه‌زاره

خودت چي؟ قصد داري چکار کُني؟

مي‌دوني «ژوليا» کجاست؟ - .نه -

زن‌داداشِ منو نديدي؟ - اوه سلام. کِي رسيدي؟ -

.همين‌تازه - حالت خوبه؟ -

مگه تويِ ماسه‌زار کار نمي‌کُنه؟ - .هر وقت که بتونه -

امروز رفته جنگل .تا شاخه جمع‌آوري کُنه

،از اون سمت رفت .همراه دختر بزرگه‌اش

!«ژوليا»

!«ژوليا»

چيه؟

چيه؟ آخه تو ديگه چه‌جور زني هستي؟

مگه کَري؟

.بيا بريم

.پس اينجايي

.نگران نباش

.چيزي که فاسد شده، نمي‌تونه خراب بشه - مگه تو فاسد شدي؟ -

.وقتي که مي‌رفتم، به‌اندازه‌يِ‌کافي سالم بودي - .و هستم -

.که اينطور

يا نکُنه دليلش اينه که من برگشتم؟

.اينم يکي از دلايلشه

دکتر ميگه ... از قلبمه

.و بايد استراحت‌کُنم

.آروم باش

من دنبالت نيومدم که بهت ... شرّي برسونم

و شرط مي‌بندم که .هيچ خيري هم

مي‌خواستي من چکار کُنم؟ .بهم بگو

،وقتي آدم عاشقِ کسيه .منتظرش مي‌مونه

منتظر؟

.البته

خيال مي‌کُني برام مشکلي بود که زنِ خارجي بگيرم؟

و تو هم خيال مي‌کُني من عجله‌اي داشتم؟

.من به‌اندازه‌يِ‌کافي مشکلات داشتم - .ولي ازدواج‌کردي -

.نه با غريبه‌ها

چه فرقي مي‌کُنه که يارو .برادرم باشه يا نه

،تو نتونستي منتظر بموني .و ازدواج‌کردي

.تو عاشقم نبودي - !از دستِ شما مردها -

يادمه که ما .کُلي حرف‌زديم

،تو گرسنه بودي .و کلبه‌تون در حالِ فروريختن بود

،از همون موقع هم مشکلِ قلبي داشتي .و موهات داشت سفيد ميشد

.فقط چند تارِ مو

هميشه برايِ هرچيزي .يه جواب داري

حالا بايد باهات چکار کُنم؟ - .هر کاري دوست‌داري بکُن -

نترس، قرار نيست هيچکس .بهمون صدمه‌اي بزنه

بسّم نبود که از منزل دور بودم؟ غصه مي‌خوردم، و در انتظارِ نامه بودم؟

!نامه - .انگار اينها بسّم نبود -

... اگه مثلِ ديگران عمل مي‌کردم - ... اي‌کاش تو هم -

،مثلِ ديگران .آدمِ موفقي مي‌شدي

فقط زن‌هايِ محترم هستن .که سرِ قول‌شون مي‌مونن

آره، اونها رو خيلي خوب .مي‌شناسم

،بهم بگو ضعيف‌النفس .هر جور که دوست‌داري خطابم‌کُن

دلت مي‌خواد بگم که کارِ درستي کردي؟ نکُنه مدال هم مي‌خواي؟

تمامِ چيزي که مي‌خوام اينه که .بذارن در آرامش باشم

منم همينطور. يا نکُنه فکر مي‌کُني فقط کمرِ خودته که شکسته؟

.شاخه‌ها رو ول‌کُن - .حالم بهتره -

.شاخه‌ها رو ول‌کُن

نميذارم ازم .چيزي طلبکار باشي

.بالسِمينا»، چنگک رو بيار» .زود باش

،مي‌دونم، مي‌دونم .هرکسي صلاحِ خودشو بهتر مي‌دونه

هرکسي بايد بدونه .تويِ زندگيش چي مي‌خواد

لابد فکر مي‌کُني که من .يه فريب‌خورده‌ام

من تويِ آفريقا .کُلي چيز ياد گرفتم

،منم اينجا کُلي چيز ياد گرفتم .بدونِ هيچکسي که بهش اعتماد کُنم

.تو برادرم رو داشتي .تو اونو انتخاب‌کردي

تو برگشتي تا .کلکِ منو بکَني

.من با خيلي چيزها ساختم

.برايِ سال‌ها .تا فراموش‌کُنم

.اما بدتر و بدتر شد .هميشه وابسته‌ات بودم

،دوست‌داشتم تويِ منزلِ خودم ببينمت .اونجا يا اينجا

خودت خوب مي‌دوني که .زندگي‌مو نابود کردي

خودمو که نمي‌تونم .غرق‌کُنم

حالا بچه‌هايي دارم .که بايد به فکرشون باشم

.«و همينطور «رايموندو - .اون رويِ سگمو بالا نيار -

.به‌اندازه‌يِ‌کافي نگراني دارم - .تقصير از خودته -

مي‌دونم. حالا هِي تويِ صورتم .پرتابش نکُن

.هيچ علاجي وجود نداره - .هميشه علاجي وجود داره -

نمي‌خوام پشتِ سرم .حرف دربيارن

.ديگه بسّمه - واقعاً؟ -

لااقل شرمنده نيستي؟

وجدانت عذابت نميده؟ - .ديگه نمي‌تونم تحملش‌کُنم -

.ديگه تقريباً رسيديم

.متشکرم

.دستتو بذار همونجا .هيچکس قرار نيست تو رو بخوره

.ولم کُن

مگه مي‌خواي تويِ دردسر بندازيم؟

برادرزاده‌هات چي ميشن؟

هرگز نميذارم .در آرامش باشي

"«شرکتِ «سائو پدرو"

!«مانوئل فريرا پاچکو»

.مبلغِ 87 اسکودو

!«ژوزه ژستا»

،کارِ تو هم تمومه .درست مثلِ ديگران

آخه کي همچين زندگي‌اي رو مي‌خواد؟

دريا داره مدام بي‌رحم‌تر ميشه .و ماهي هم کمياب‌تر

.به برادرت «رايموندو» نگاه‌کُن

بهترين کارو کرد که .«دَر رفت به «ماتوزينيوش

يعني نمي‌تونم رويِ کرجي کار گير بيارم؟ - .تا ببينم چطور ميشه -

.ولي برو ببين شايد تويِ ماسه‌زار لازمت داشته‌باشن .هر کارِ کوچيکي مي‌تونه کمک‌کُنه

ماسه‌زار؟ - .اين کاريه که همه دارن مي‌کُنن -

.«يا اصلاً يه سَر برو ميخونه‌يِ «دومينگوش .رئيسِ‌مون الان اونجاست

.سلام

.«سلام، «رايموندو - .چقدر سياه‌سوخته شدي -

حالت خوبه؟

«پس چرا «ژوليا به استقبالم نيومده؟

موضوع چيه؟

اون رفته واسه شام .شراب بياره

تقريباً 4 سال !بدونِ حتي يک کلمه

چرا وقتي از خدمت مرخص شدي نيومدي خونه؟

.همينطوري ديگه

،رويِ يه کرجيِ ماهيگيري کار مي‌کردم .«تويِ «لوآندا

يعني اصلاً دلت واسمون تنگ نشد؟ .لابد فراموش‌مون کردي

چه‌کسي فراموش‌تون کرده؟

دلم حتي واسه پاروها هم .تنگ شده بود

.آره، خيلي سبُکن

نظرت درباره‌يِ بچه‌هام چيه؟

.به مادرشون رفتن

واسه عموت .کمي شراب بريز

.«بخور ديگه، «آدِلينو

غذا مشکلي داره؟

.خيليم خوبه

... خُب پسر جون

پس دوباره اينجا هستي .«تويِ «فورادورو

ماسه‌هايي که بوسيله‌يِ موج جابجا شدن رو ديدي؟

و چه بلايي سرِ اون .چند تا کلبه آورده

يه‌روز هم .نوبتِ ما ميشه

اگه دريا شديداً .متلاطم بشه

سيگار مي‌خواي؟ - از اون خارجي‌هاست؟ -

!چقدرم درازه - سوپ مي‌خواي يا نه؟ -

.نمي‌تونم بخورم، سيرَم - .دوباره بدخُلقيش گُل‌کرده -

.مسخره‌بازي درنيار

،اون الان تويِ منزلِ خودشه .و اينجا مي‌تونه هروقت دوست‌داره غذا بخوره

!چقدر اين خوبه

از مارکِ «پرُويزوريوس» و .کنتاکي»هايِ جديد خيلي بهتره»

.ولي نبايد سيگار بکِشي

.درسته، سرمنشاءِ تمامِ شرارت‌هاست - !ببين کي داره اينو ميگه -

!آره والا

به‌هر‌حال بذار فعلاً .لذتشو ببريم

،مامان قراره پيشِ کي بخوابم؟

.صبر کُن

.بگيرش

نمي‌خواي؟

حتماً دوباره دست‌هات پينه بستن؟

.لااقل از دستشون ندادم - .فقط يه اظهارِ نظر بود -

مالِ پدرم اندازه‌يِ .ميخ بود

حتي تا سنِ پيري .داشت‌شون

بچه‌هايِ خدمه چطورن؟

.خوبن

از شنيدنِ وراجي‌شون .خوشم مياد

دلم براشون .تنگ شده‌بود

لازم نيست بهم بگي که وقت‌شونو .به جر‌و‌بحث مي‌گذرونن

.و هرکس واسه خودشه

عرق‌ريزانِ بيشتر .و پولِ کمتر

اونها نمي‌دونن قايق رو ... چطور به دريا بلغزونن

يا چطور خودشونو تويِ امواج .به کُشتن ندن

زمانِ پدرم ،مثلِ يه مرد کار مي‌کردن

.مثلِ مورچه‌ها

.من بايد برم

.منم همينطور

حالا لزومي نداره .اينقدر سخت کار کُني

بذار خودشون .تورها رو بکِشن

پس هنوز يادته .چطور بايد انجامش داد

اين دست‌ها برام .کُلي خير داشتن

تنها چيزي که واسه ثروتمند شدن دارم .فقط همين دست‌هاست

لابد برگشتن به اين زندگي .برات خيلي مشکله

،ولي تو تنهايي .مجرد هستي

اگه منزلي داشتي ... که مي‌بايست اداره‌اش مي‌کردي

خودتم نمي‌دوني .مي‌خواي به کجا برسي

مي‌دونم دارم درباره‌يِ چي .حرف مي‌زنم

.شوخي نمي‌کُنم

چرا قبلاً بهش فکر نکردي؟

،تا وقتي ازدواج نکرده‌باشي .شاد نيستي، مگر اينکه ازدواج‌کُني

چونکه آدم بايد کسيو داشته‌باشه .که ازش مراقبت‌کُنه

ولي ما کيو داشتيم؟

تو رو؟

نمي‌دونم چطور تونستم پارسال رو .سر کُنم

چرا؟

.آخه سينه‌پهلو کرده‌بودم

و اگه بخاطرِ زن‌داداشت نبود .مُرده بودم

حسابي پوست و استخون .شده بودم

Change of Life subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left