முதல் 200 வரிகள்.
صبح بخیر
سلام
باورم نمیشه اینجام
منم همینطور
چطوری خوابیدی؟
- خوب - خوبه
- آره - خوب
خوبه
باید برم دوش بگیرم
لعنتی
همونجا وایسا
خیلهخب میتونی بری
بیخیال
وای خدای من، تو یه روانی... تو یه روانیِ مریضی
تو واقعا یه روانی خر گاو گاوـــــــــی!
چه مرگته تو؟ خاک بر سرت
- اونجا حالت خوبه؟ - بعله
ریدی... خیلی گاوی
به اندازه همه روانیا، روانی و گاوی
سلام مامان
سلام
مترجم: iredprincess
بذار نگاهت کنم
جودی ان، اصلا هیچ تغییری نکردی
خوب بنظر میای
هنوزم خیلی خوشگلی
بیخیال
- میدونم شبیه فسیل شدم - نه
واقعا توی این روپوش جذاب شدی رو مُده الان
خب با چیزی که دارم سر میکنم
من... اسم کتاب چی بود؟
«متمایل»
فکر نمیکنم این موضوع اون کتاب باشه، اما...
آره، نخوندمش اصلا
منم همینطور
چرا اینجایی؟
اخیرا چند نفری رو از دست دادم
و نمیخواستم دیگه قبل از دیدنت هیچ کاری بکنم
تو مادرمی
و دلم برات تنگ میشه
منم دلم برات تنگ میشه
پونزده سالی شده
یه جورایی فکر میکردم دیگه هیچوقت قرار نیست ببینمت
من فقط فهمیدم که دلت نمیخواست با من کاری داشته باشی
مامان...
کلی نامه برات فرستادم
به تلاش کردن ادامه دادم
فقط فکر کردم دیگه نمیخوای من رو ببینی
جوابت رو دادم
دادی؟
معلومه که آره
هیچوقت به دستم نرسیدن
- و بعدش دیگه هیچوقت بهم زنگ نزدی، منم... - نه نگو، بیخیال نگو
ببین کار خوبی کردی که ازم دور موندی
و من هیچوقت نگرانت نبودم
دنیا همیشه نگهدارت بوده
با اون قیافه
این دفعه چند وقت اینجا میمونی؟
نمیدونم، پنج یا ده سالی ممکنه بشه
هنوز تصمیم نگرفتم
اما خوبم
واقعا خوبم
هشیارم
بیشترین آرامش رو در همین لحظهی زندگیم تجربه کردم
- واقعا؟ - اوهوم
میدونی چقدر سخته که مخفی بشی و دروغ بگی؟
وقتی اینجا اومدم
فکر کردم بالاخره میتونم نفس بکشم
درسته
بدترین اتفاق نیست
تقاص پس دادن
آره
میتونم ببینم که چجوری آسودگی به بار میاره
سلام، من هنوز اینجام
آره
و تو داری وحشت میکنی
نه نمیکنم
چرا، یکم وحشت کردی
و میفهمم
الا با یه آدم جدیدی و ترسناک و عجیبه
فکر کنم تنها کاری که میشه بکنیم...
اینه که با رقص استرسمون رو دفع کنیم
نه، چی؟
فکر میکنم باید برقصیم
بجنب خانم کوچولو
آره قراره همینکار رو بکنیم
- بیا باهم بچرخونیم - داریم چیکار میکنیم؟
دیگه نمیتونم برای شگفتانگیزی همقافیه پیدا کنم
- من نمیتونم اینکار رو بکنم - آها «ماندگاری» میخوره
خواهش میکنم بن، من...
متاسفم، فقط یه اشتباه بزرگ بود
چی؟ چرا؟
دلیلش اهمیتی نداره
برای من مهمه چون فکر نمیکنم که اشتباه بوده باشه
حس میکنم تموم زندگیم منتظر موندم تا با آدمی مثل تو آشنا بشم
کسی که من رو به چالش میکشه و یهو وارد زندگیم میشه...
و ترکیب شگفت انگیزی از مهربونی و استقامت و
زیباییـه
منظورم زیبایی واقعیـه
ظاهر و باطن
بن جدی میگم
- خدای من - جن، چیه...
نه، روحتم خبر نداره که واقعا من کی هستم
و تو مستحق کسی هستی که الان توصیفش کردی
و من بهت اطمینان خاطر میدم که...
...اون شخص من نیستم
جن، دیو...
دیوونگیه. چی داری میگی؟ ما فقط...
کمکم کن که بفهمم
بخاطر اینه که زوده بعد از مرگ همسرت...
- نه - ...پس چیه؟
نه اینطوری نیست
- خیلهخب، حداقل میشه درموردش حرف زد... - نه نمیتونیم، اصلا نمیتونیم خب؟
فقط خواهش میکنم، فقط...
خواهش میکنم فقط برو
باشه
باشه، خواهش میکنم
میدونی، من نمیدونم...
مشکلت چیه اما...
واقعا امیدوارم یه روزی دیدگاهی که من نسبت بهت دارم رو به خودت داشته باشی
چون واقعا...
واقعا خاصه
لعنتی
سلام بن
سلام چارلی
داشتم میرفتم
همهچیز مرتبه؟
آره همهچیز خوبه. من...
با مامانت قرار دارم قرار صبحگاهی
آها
...تموم شد
هی...
از خودت مراقبت کن، خب؟
باشه
و...
از مامانتم مراقبت کن
حتما
- توی لاگونا زندگی میکنی؟ باکلاسه، باکلاس - آره
اون آقا کیه؟
نه نه هیچ آقایی نیست
من با دوستم جن و دوتا پسراش چارلی و هنری زندگی میکنم
خودت خونواده نداری؟
نه
اما اونارو دارم
خب دیگه خیلی مادر شدنم بزرگش کردن
دو دقیقه تموم شد
فرنکی، نمیشه یکم بیشتر بهم وقت بدی؟
دارم با دخترم حرف میزنم؟ خوشگل نیست؟
شباهتتون رو دارم میبینم
میتونید 5 دقیقه حرف بزنید، فقط همین یه بار
ممنون. فکر نکن مدل موهات رو ندیدم
- نمیدونم چطوری اینکار رو میکنی - اوهوم
و همچنان هرجایی که میری دوست پیدا میکنی
اوهوم، اینجا بهشون نیاز دارم
چیشد که کارت به اینجا کشید؟
واقعا نمیتونم درموردش حرف بزنم
اما سیستم همینه
وقتیکه وارد بشی، کاری میکنن که رها شدن ازش غیرممکن بشه
درسته
متاسفم مامان
ببین...
تو بچه بودی
نباید میذاشتن که شهادت بدی
همیشه بهش فکر میکنم
من فقط...
مجبور بودم که حقیقت رو بگم
آره
اصلا نمیدونستی داستان چیه
ببین، اون مال گذشتهست
بیا برای آینده زندگی کنیم
باشه
واقعا دوست دارم که بیشتر ببینمت مامان
عزیزم، منم همینطور
شایعه شده که یه دادرسی برای آزادی مشروط من قراره برگزار بشه
شاید بتونم زودتر بیام بیرون
واقعا؟
مخصوصا اگه این دفعه وکیلی داشته باشم که مدرکش رو از کاستکو نگرفته باشه
- اما وکلای درستودرمونم دستمزدشون کم نیست - نه
خدیا، خوشحال میشم که کمکت کنم مامان اما هیچ پولی ندارم
نه نه ببین
نباید اینطوری من رو شرمنده کنی، نمیتونی
خب شاید بتونم تلاش کنم
برام خیلی باارزشه
صبح بخیر
- سلام مامان - سلام
خب یکم قبلتر دیدم بن داشت از پلهها میومد پایین
بن اینجا بود؟
آره، یه لحظه اومده بود تا درمورد یه موضوع ملکی باهام حرف بزنه
توی اتاقت؟
بله
خب وقتیکه داشت میرفت ناراحت بنظر میومد
جدی؟
آره
خفه شو!
من چیزی نگفتم
نه عزیزم متاسفم با تو نیستم...
شورای شهر درخواست نصب تابلوی ایست من رو رد کرد
- جدی؟ - چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.