முதல் 200 வரிகள்.
در سپتامبر ۱۹۳۹، آلمان نازی به لهستان حمله کرد .و مناطق غربی آن را به تصرف خود درآورد
یهودیها ناچار به زندگی در گِتوها شدن چون شایعاتی .دربارهی تبعیدشون به سمت شرق پخش شده بود
هی، بلند شو
!پاشو
اونا ما رو نمیبینن
نه ولف، نکن
!کفشت
!انگشتاتو بپوشون وگرنه از دستشون میدی
نگران نباش، قبل از اینکه بریم یه کفش جدید برات پیدا میکنیم
چرا قایمش کردی؟
اگه رسیدی به کولو
به زنم کلارا بگو، میام دنبالشون
خودت امشب بهشون بگو
آمادهای؟
آره
نه، میبینتت
روسها خیلی دور نیستن
تا بهار میرسن اینجا
بهار؟
ما تا آخر هفته هم دووم نمیاریم
هیچکس نمیاد دنبالمون
هممونو میکشن - ما که دیگه مُردیم -
بیا
مونیک، نکن لطفا - مونیک الان -
الان، حرکت کن
!جناب رئیس پلیس! بیلم! بیلم
!بیل ببخشید منو ببخشید
!منو نکشید، میخوام کار کنم
میخوام... میخوام کار کنم ببخشید لطفا منو ببخشید
خرابه؟ هان - لطفاً -
!خراب شده
واقعاً میخوای کار کنی؟
آره
خب پس با دستات بکن، باشه؟
!لنز - چیه؟ -
سه نفر دیگه واسه مرتب سازی لازمه
باید قبل از بارگیری کار چاله تموم شه
به فرمانده بگو
بارگیری کجاست؟
دارن رو کامیون کار میکنن !برشون گردون
برشون گردونم؟
!خودت بیا برشون گردون
روز شانس توئه مگه نه؟
همم
!هی صبر کنین
تو و تو
!منتظر چی هستین؟ بکَنین
!حرکت کنین
!بکن! بکن
توی راه برگشت امشب
دیوونه شدی؟
با چاقو کنارههای کامیون حملونقل رو میبُرم
تو قبلاً اینو امتحان کردی با سنگ حالا یه تیغه داریم
بعدش چی؟
اونا دیگه همه یهودیها رو از اینجا تا لودز جمع کردن
دقیقاً کجا میخوایم بریم؟
کسی رو دیدی که از گرابو اومده باشه؟
فقط چند کیلومتر اونور رودخونهست میتونه شدنی بشه
نه، نمیتونه
اونجا هنوز یه گتو هست
من ربی شولمن رو میشناسم
اون با گروه زیرزمینیه، باور کن، میتونه کمکمون کنه
ولی اگه گلدمن راست بگه چی؟
چی؟ - اگه فرار کنیم، همه رو میکشن -
!اگه فرار نکنیم همه رو میکشن
خیلی خطرناکه
هر صبح که مارو میبرن بیرون، نصفمون برنمیگردن
!ما نمیدونیم که امروز زنده میمونیم یا نه
شنیدم که لهستانیها میگفتن روسها تا بهار میرسن اینجا
روسها رو فراموش کن ما هیچکس رو جز خودمون نداریم
...گلدمن میگه اگه فقط یه کم دیگه طاقت بیاریم
یه کم دیگه؟ برای چی؟
دفن کردن پدر و مادرت، خواهرات کافی نبود؟
...ببخشید شلمون، من فقط منظورم این بود که
اگه میخوایم زنده بمونیم باید از ترسیدن دست بکشیم
یا اگه فقط میخوایم جون سالم به در ببریم
وایسا! هی
حرف نزنید باشه؟
باشه اسکار
این سری آروم تر میگم
هر چهارتا پسر من یک خواهر دارن
حالا من چندتا بچه دارم؟ - هشت تا -
چیه خب؟ چهار بعلاوه چهار میشه هشت تا
!میشه پنج تا
همشون خواهرشون یکیه
مشکلش چیه؟
وقتی داری ماشینو میرونی قطعات همه به عقب میوفتن و سنگینی میکنن
وقتی میخوای حرکت کنی، تا ته کلاچ رو فشار بده، بعد کمکم ولش کن
!اینجوری موتور خوب کار میکنه
!کلاهاتونو دربیارید
قبلاً کارای مرتبسازی کردی؟
نه، ارشد
تو - نه، ارشد -
بله، ارشد - کدوم بخش؟ -
لباسها، ارشد
اگه چیزی بدزدی
اگه بخوای فرار کنی
...اگه حتی بخوای با کسی حرف بزنی
به ارشد گوش میدی پدرسگ؟ - بله -
چی؟ - بله جناب رئیس پلیس -
همهچیز باید توی دسته درست مرتب باشه
وسایل رو برمیداری میبری داخل برای مرتبسازی
خیلی سادهست - بله، جناب ارشد -
حرف زدن ممنوع ارتباط چشمی ممنوع
!نه حرف بزن نه ارتباط چشمی بگیر
بیاید، همه همه پیاده بشید
اشکالی نداره حالا دیگه در امانید
برید اون طرف - بیاید این این طرف -
بیاید یکم نزدیک تر بله، لطفاً
اونجا وایستید
بیا، بیا
میدونم چه سختیهایی شما یهودیها از شروع جنگ تحمل کردید
و توی گتوها
شرایط زندگی وحشتناک
بیماریها
کمبود غذا
ولی بهتون قول میدم
رنجهاتون بالاخره تموم شد
اینجا مرکز ترانزیت کولمهوفه
بذارید اولین نفری باشم که بهتون میگم که همتون برای یه کار درست و حسابی انتخاب شدید
از اینجا مستقیم میبرنتون
به یه کارخانه مدرن و خفن توی لایپزیگ
که اونجا بهتون غذای گرم، جای خواب
و حقوق منصفانه مثل کارگرای آلمانی میدن
خب، همونطور که شاید بدونید، یه ترس از تیفوس توی گتوها بوده
و ما نمیتونیم بذاریم این به کارخانه سرایت کنه
برای همین، قبل از شروع ماجراجویی طولانیتون، باید دوش بگیرید
و همه لباسها و چمدوناتون ضدعفونی شه
طلا، پول، ارز خارجی، و جواهرات باید در ازای یه رسید تحویل بدید
رسیدتونو گم نکنید
چون وقتی به لایپزیگ برسید ازتون میخوان که نشونش بدید
حالا لطفاً، وسایلتونو جمع کنید
زود این کارو کنید تا گرمه که بتونید برید توی قلعه
اونجا میتونید لباساتونو دربیارید و دوش بگیرید
یادتون نره چمدوناتونو درست علامتگذاری کنید
تا بعداً بشه پیداشون کرد
گلدشتین؟ گلدشتین
حواستون باشه همه وسایل با ارزشی که توی لباساتون قایم کردید تحویل بدید
بخار فر ضدعفونیکننده همهچیزو خراب میکنه
حیف میشه اگه وسایل باارزشتون خراب بشه
شمارتون
همهمون میدونیم این دوره چقدر میتونه استرسزا باشه
ما فکر میکنیم اینجوری بهتره اگه به خانوادتون نامه بنویسید
که به مقصدتون رسیدید و سالم و سلامتید
بیاید اینطرف
شما دوتا
شلمون؟ شلمون وینر؟
منم، آرون از کولو
یادم نمیاد - من بابای مویشهام -
آره، آره، یادم اومد
مویشه رو دیدی؟
دو هفته پیش توی کامیون حمل بود
رسید به لایپزیگ؟
توی یه کارخانه با هم کار میکنیم؟
...اوه، مویشه
وسایل این آقا رو ببرید داخل برای ضدعفونی
بله - الان -
نامهتو نوشتی؟ - بله -
میتونی بری داخل - ممنون -
برو
وایسا
!مامان! مامان
یکیشون خوشگلتر از اینه که بخوایم بندازیمش تو کامیون
چرا که نه؟ بیا یکی دو شب ازش لذت ببریم
اینو قایم کن قایمش کن
جیبام پارهست، قایمش کن
برای یه مداد داری زندگیمونو به خطر میندازی؟
اگه مردم بدونن اینجا چه خبره، آلمانیها دارن چیکار میکنن
میان کمکمون
حالا بگیرش، لطفاً، بیا
حرکت کن
بیاریدشون بیرون
وایسا
منتظر چی؟
که خودشون خودشونو دفن کنن؟
از هر سانتیمتر استفاده کن جمع و جور بچینشون
خوبه
توی دهنشو نگاه کن
خوبه
هی، هی نه، نه، نه
چاقا پایین، لاغرا بالا
!کلارا! کلارا
!کلارا
!کلارا
!گوتا! آبوس
!بچهم، بچهم! کلارا
!منو بُکشید! الان بُکشید لطفاً بذارید پیش خانوادم باشم
بذارید پیش خانوادم باشم
باید ولشون کنی
نه، نه - ولشون کن -
منو بُکشید لطفاً
!التماستون میکنم لطفاً منو بُکشید
...آره
!مرد قوییه، هنوز میتونه کار کنه
آره بنظرم
به کار ادامه بدید! یالا
!د یالا
!یالا! بجنب
برگرد سرکار - بجنب -
باید ادامه بدیم - ادامه بدیم؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.