The Horseman on the Roof

The Horseman on the Roof (Le Hussard sur le toit)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Le hussard sur le toit 1995 720p BluRay DD5 1 x264-playHD
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian Le hussard sur le toit 1995 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-03-17
பதிவிறக்கங்கள்: 14
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

۱۸۳۲ اکس-آن-پرووانس، جولای

کارلا؟

آنجلو

فرار کن

برو، از اینجا دور شو

خدا به همراهت

سوارکار روی پشت‌بام

بر اساس رمان ژان ژیونو (انتشارات گالیمار)

اتاق می‌خوای؟ نه، فقط کمی استراحت

اما اسبِت از پا افتاده به نظر می‌رسه

کمی شراب توی جویِ علوفه‌ش بریز

خواهرم مریضه... همون کاری رو که گفتم بکن

چرا ناقوس‌ها رو می‌زنن؟ برای دکتر

اون رفته و ۵ نفر از اهالی دهکده مریض شدن

آبِ ما گندیده. تا مانوسک راه زیادیه؟

امشب نمی‌رسی. یک روز طول می‌کشه

تو هم حالت خوب نیست؟

سردمه

یه نفر داره شرابِ داغ درست می‌کنه. می‌خوای؟ حال می‌آره

سردمه. بیا. اینو بخور تا عرق کنی

«مادرِ عزیزم، همیشه بهم می‌گفتی که هیچ‌وقت احتیاط نکنم

«خب، حتماً بهم افتخار می‌کردی، چون باز هم مجبور شدم فرار کنم

«اکس رو ترک کردم، دیگه اونجا برام نامه نفرست

«جاسوس‌های اتریشی در فرانسه‌ان و ردِ ما رو زدن

«تمام میهن‌پرستانِ ایتالیاییِ اینجا در خطرن

«باید سعی کنم بهشون هشدار بدم

«دارم می‌رم به سمت مانوسک

«اونجا دوستای تبعیدی‌ای دارم که جونشون در خطره

«امیدوارم این نامه به دستت برسه

«هنوز توی تورین هستی؟

«ایتالیا خیلی دور به نظر می‌رسه

خطراتِ زیادی بینِ ما فاصله انداخته.»

ماجیوناری

رفتم می‌رارگ تا پیدات کنم

قبلش توی اکس بودم. جاکومو رو گرفتن

ماجیوناری

تو نه، پائولو

ماجیوناری، کجایی؟

اینجا

«همیشه در حالِ فرار

«کِی می‌تونم بجنگم و نشون بدم که پسرت چه کارهایی ازش ساخته‌ست؟

«تو به من یاد دادی چطور زندگی کنم و هر روز بابتِ این ازت ممنونم

«تک‌تکِ حرفات توی گوشمه و حس می‌کنم داری نگاهم می‌کنی

برای شادیِ دلِ تو، یک‌تنه ایتالیا رو آزاد می‌کنم و دوباره پیدات می‌کنم.»

دراز بکش

تکیه بده. پاهات سرده؟

خوبن. بذار برم

آروم باش. رنگت مثل گچ سفید شده

بذار چشمات رو ببینم

این نیشگون رو حس می‌کنی؟

بس کن

اینو بنوش

من دکترم. بنوشش

بخور. همین منو ۳ روزه سرپا نگه داشته

توی دهکده بودی؟ بله

کسی هم مریض بود؟ فقط جنازه بود

بهشون دست زدی؟ نه، من

همین‌جا بمون. مواظب اسب‌ها باش. من یه نگاهی می‌ندازم

اما بهت گفتم که همه‌شون مُردن

بعضی‌ها قایم می‌شن. یکی‌شون رو توی لونه‌ی کبوترها پیدا کردم

همه‌جا همین بساطه. چی همین بساطه؟

وبا. از آسیا اومده. تو کجا بودی؟

این بدترین همه‌گیری‌ایه که تا حالا دیدم

بس کن. منو نمی‌شناسی؟

نترس. من هوات رو دارم

کمکت می‌کنم. نه، برو. خودت رو نجات بده

فقط بگو چیکار کنم. باشه. نگهش دار

محکم بگیرش. خدای من، بدنش همین الان هم کبود شده

خیلی زود سرایت می‌کنه

فقط بدنش رو بمال

اون کبودی‌ها رو با مالش از بین ببر

نگهش دار، نذار تکون بخوره

من تک‌تکِ این‌ها رو می‌شناختم. اینجا دره‌ی منه

زمستون و تابستون می‌اومدم اینجا و حالا دارم از دستشون می‌دم

باید خودم رو به لا گاردول برسونم. دیگه اینجا کاری از دستم برنمی‌آد

منم دیگه باید برم. اون بالا

شاید هنوز کسی زنده باشه

چه نفرینی

برو حیوون‌ها رو آزاد کن

وگرنه از گشنگی می‌میرن

یکی می‌خوای؟

چرا که نه؟ توی این اوضاع و احوال

تا حالا سیگار نکشیدم اما

مثلِ اعیون‌ها سیگار می‌کشی

چکمه‌های نجیب‌زاده‌ها هم که پاته‌

من سرهنگم

منو ببخش

در هنگِ هوسار

نه اینجا. توی ایتالیا

توی جنگ بودی؟

هیچ‌وقت

مادرم درجه‌م رو برام خرید

مادرِ دست‌ودل‌بازی داری، نه؟

به هر حال، الان دیگه هیچ کاره‌ام

یه یاغی؟

یه یاغی. بله

محکوم به مرگ

ایتالیای بیچاره

اتریش چنگ انداخته به گلوش

دور شو

بهم دست نزن

برو، برو به سمت شمال

آروم باش

بخور

کی داره گریه می‌کنه؟

کسی کمک می‌خواد؟

نترسید

جواب بده. کجایی؟

اینجام... موسیو

اهلِ آرنو هستید؟

اصلاً

خدا رو شکر! مردمِ آرنو مثلِ راهزن‌ها می‌افتن به جونِ مسافرا

توی زیرزمین حبسشون می‌کنن. شما اینجا چیکار می‌کنید؟

جایی رو نداریم بریم. قرار بود پدرشون رو توی اوبینوسک ببینیم

من دارم از بیماری فرار می‌کنم و برمی‌گردم مانوسک

اما تمامِ جاده‌ها رو بستن

اون حتماً نگرانه که ما کجاییم

یه روز برمی‌گردی خونه؟ امیدوارم

برای جنگیدن؟ البته که آره

برای بیرون راندنِ اتریشی‌ها

اونجا، وقتی از راه رسیدی

سوار بر اسب، میونِ شعله‌های آتیش

یادِ «اورلاندو فوریوزو» افتادم

خوندیش؟

توی ایتالیا

توی مدرسه می‌خوندیمش

وقتی اورلاندو خشمگین می‌شه

درخت‌های بلوط رو از ریشه درمی‌آره

خب، این‌ها فقط توی کتاب‌هاست

کتاب خوندن درمونِ همه‌ی دردهای منه

برای همین هم استخدام شدم

تا به بچه‌ها کمک کنم از کتاب لذت ببرن

کیفم همیشه پُر از کتابه

کامیل! ادموند

نگاه کنید، مانوسک

شما کی هستید؟ داریم می‌ریم خونه‌مون

نمی‌تونید. هیچ‌کس حق نداره واردِ شهر بشه

چقدر باید اینجا بمونیم؟ ۳ روز. برای اطمینان

تقصیرِ منه. اگه ما نبودیم، تو الان خیلی دور شده بودی

بهتره همین‌جا بمونم. خب، کسی گشنه‌ش نیست؟

اگه نظرت عوض شد، بهم بگو

توی منو چی دارید؟ همه‌چیز

مرغ؟ چرا که نه؟

تا مرغِ بریون. شراب، نون، پنیر و سیگار برگ ۲

ما قانون داریم. هیچ‌چیز جز تخم‌مرغِ آب‌پز وارد نمی‌شه

ما مرغ می‌خوایم، مگه نه؟ مرغ ممنوعه

همین جلوی در می‌خوریمش. قبوله

پس پولش رو بده. ۳۰ فرانک بیعانه

هزینه داره. کارِ راحتی نیست

پول نده. این دزدیه. خوشم نمی‌آد چونه بزنم

یه دکتر صدا کن. باید فریاد بزنی

چرا؟ امروز صبح فلنگ رو بست و در رفت

ببرش بیرون

توی آفتاب

کی کمکم می‌کنه؟

دورتر

صبر کن

الکل

مادام تراسون

بطریِ مشروبتون رو بیارید

برای چی؟

عجله کن

همه برگردید تو

خدمتکار لبخندِ مرموزی زد

او رازِ بیدار کردنِ عشقِ تریستان رو در سینه داشت

و تا ابد مراقبِ ایزولد بود

جام رو به سمتِ اون گرفت

تریستان فکر کرد شرابِ مخصوصی برای شاه مارکه

تا قطره‌ی آخرش رو سر کشید

بعدش چی شد؟

شنیدم که با کشتی از هند اومده

دارن چیکار می‌کنن؟

شب‌ها چند تا نگهبان دارن؟ دو نفر جلوی در

من حسابشون رو می‌رسم. همه‌تون می‌تونید برید

بریم؟ کجا بریم؟ توی دشت و صحرا

باید فرار کنید. اونا هیچ‌وقت از وسیله‌هاشون دل نمی‌کنن

اونا غذای شماست

تا دو روز دیگه بهمون جواز عبور می‌دن. تا دو روز دیگه همه‌تون مُردید

کمی می‌خوای؟ نه... واقعاً نه

اونجا نمون. بقیه چی؟

کدوم بقیه؟ اونایی که باهاش بودن

ما فقط این رو پیدا کردیم. می‌شناختیش؟

اسبِ توئه؟

حیف شد

خدای من! اونجا نمون

بیاید تو بچه‌ها

توی هوا پشه‌های خیلی ریزی هست

دهنتون رو ببندید

مادام مارگریت

آقا اینجا یه دوست داره. یه ایتالیایی

اهل پیمونت. یه کفاش

پشتِ کلیسا. جوزپه

باید از وسط شهر رد بشی

پیداش می‌کنم. ممنون

خداحافظ، مادمازل

خداحافظ، موسیو. خدا به همراهت

کتاب «رینالدو و آرمیدا» رو بگیر. بعداً بهم برگردونش

بله، اما در حال حاضر

در آخر، وقتی برای نجات اورشلیم می‌ره

اون زن حرفِ قشنگی بهش می‌زنه

More Farsi Persian subtitles for The Horseman on the Roof

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left