முதல் 200 வரிகள்.
دیر کردی
یه خرس، یه خرس و یه درخت
یه اسفنج زرد؟
یه موش و یه ستاره
یه مرد لخت با ریش
یه سرباز سبز
یه پسر... اون برگزیده است
یه اسفنج زرد؟
خفه شو مادر
مرد چهارم سوار یه اسب سفیده
یه چراغ سبز روی سرش
۲ با یه ۱ یا یه
اون یه تاکسیه
خورشید، کلی خورشید
کار بزرگ
سکه طلا
طلا کلیده
طلا، طلا
طلا
فاحشه بزرگ بابل
با هفت تا سرش اینجاست، بین ما
سعی میکنه با دروغهاش ما رو گول بزنه
ولی فقط میخواد روحمون رو ببلعه
نذارید اون هرزه گولت بزنه
تنها خواستهاش
اینه که حکومت کفر رو برپا کنه
طلا، طلا به وزن
اونا اینجان
تکون خوردی
مامان
«امنیت ترابری»
صبح بخیر
چطوری، خوشگله؟
اون چشمهای آبی
ناتی
بریم اتاق پشتی؟
یه چیزی بگو. تو خیلی جذابی، ناتی
گرم، ۴۰۰ یورو. اما ماله مادرم بود ۲۰
همیشه به فکرتم
بازه. اونا تو هستن
همه روی زمین! این یه دستبرده
کیف رو پر کن! زود
سرجیو، همهاش رو بریز تو. ساعتها رو هم؟
نه، اونا ارزشی ندارن
انگشترها رو بردار. طلای اصلن
سرجیو، اسلحهها! بزن بریم
خیلی باید پستفطرت باشی که یه بچه رو قاطیِ این کار کنی
یه کلمه دیگه حرف بزنی میکشمت
حق با اونه
بچه باید مدرسه باشه
خفه شو، سلیطه! سرتو بگیر پایین
چه خبره؟ ها؟
ها؟
تقریباً تمومه
بچه رو آوردی؟ مگه روانیای؟
سهشنبهها و یه آخر هفته در میون نوبت منه، باشه؟
حتی به خاطر یه دزدی هم یه روز با اون بودن رو از دست نمیدم
هر اتفاقی ممکنه واسش بیفته. این راهش نیست
برو تو، پولو بردار و تمام
این کثافتکاری رو به خاطر اون میکنم تا بتونیم با هم باشیم
سرجیو، بیا اینجا
میدونی که دارم این کار رو واسه تو میکنم، مگه نه؟
آره بابا، آره
میخوای با مامانت باشی یا من؟
با تو، بابا
دیدی؟ میخواد با من باشه
شنیدم. من واسه پسرم هر کاری میکنم
اگه مجبور شم برم زندان هم، میرم
حالم از این نفقهی لعنتی به هم میخوره
از قاضیها و اون مادرِ جادوگرش
راست میگه
قاضیها همیشه طرف زنها رو میگیرن
با وجود نفقه و شهریه مدرسه و بیمه
حتی نمیتونم کرایه خونه رو بدم
باید قبلش به این فکر میکردی
شرط میبندم داشتی ولمیگشتی
چطوری؟ وقتی دارم توی ماشینم زندگی میکنم؟
دیگه بسه
تکون نخور
حرومزاده
فرار کن
بپای
یالا! مرتیکهی عوضی
برو کنار
برو کنار، لعنتی
برو کنار
برو
بدو، بدو
بدو، مسیح
برو کنار، خانم
بدو مسیح، تو رو خدا
نمیدونم کجاست. حدس میزنم خوابه
بچه رو بگیر، مسیح
بهش چی گفتی؟
خیلی احمقی
البته، آره
گوش کن، باید برم
ایست
همونجا نگه دار
صدات رو نمیشنوم
سونیا! سونیا! کجا داره میره؟
من دارم رانندگی میکنم
میشناسیش؟ دوستدخترمه
ماشین رو برد
باز کن، مادر به خطا
بزرگراه ام-۳۰... یالا لعنتی گازشو بگیر
برم سمت مندز آلوارو یا از تو تونلها؟
هر قبرستونی که میخوای! خفه شو
هر چی خودت صلاح میدونی
مرتیکهی الدنگ! من؟
چرا به دوستدخترت گفتی ماشین کجاست؟
نگفتم! خودش همهچیز رو میفهمه
مثل اون روز توی دیسکو، حدس میزنه
میام بیرون، میبینم دمِ دره
منتظر منه
بابا، یه مرد اینجاست
الان نه، قهرمان
من باید برم. شماها سرتون شلوغه
کمک
تکون نخور
مسیح! مسیح
تاکسی پر بود
باید منتظر تاکسی خالی میموندم؟
اگه مشکلی نداری از طرف ویسنته کالدرون میریم
این ساعت ترافیک کمتره
لعنتی
حرومزادهها
هیچی نمیبینم
اون سلی— مادرت
مامان؟ چطوری عزیزم؟
عالی! عصرونهات رو خوردی؟
نه، نخوردم... چرا نه؟
مشقهام رو هم ننوشتم. واسه چی؟
تو تاکسیام با بابا
کجا دارین میرین؟
پلیس داره دنبالمون میکنه. چی؟
گوشی رو بده به من. سرجیو
به یه مغازه دستبرد زدیم
اون چی بود؟ سرجیو، گوشی رو بده، لطفاً
یه کیف پر از طلا داریم
گوشی! بابات رو بفرست پای گوشی
سیلویا؟ هی، چطوری؟
با چندتا از بچهها تو پارکه
الان دیگه میخوایم بریم سراغ مشقها و عصرونهاش
یه لحظه صبر کن. ببخشید
داری چیکار میکنی؟
من دارم پیاده میشم
کمک! پلیس
منو از اینجا بیارین بیرون، لطفاً
پلیس
عوضی
مگه این در قفل نداره؟
آره، قفل کودکه. خوزه، تو رو خدا
گوشی رو بده. چه خبره اونجا؟
سیلویا، ببخشید
صدامو میشنوی؟ آره
داری به بچه چی میدی؟
ساندویچ و شکلات داغ
من ازت میپرسم بهش چی میدی بخوره؟
بدخلق بازی در نیار
بدخلق بازی در نمیارم! تو داری دیوونهام میکنی
«با بچه چیکار میکنم؟» چرت و پرت نگو
لازم نیست به تو توضیح بدم
من باباشم
حالش پیشِ من خوبه
گازشو بگیر وگرنه مغزت رو میترکونم
باید برم. فعلاً
گازشو بگیر
گازشو بگیر
سرجیو، خوبی؟
مثل بازی جیتیای: سن آندریاس شده
برم سمت بورگوس، ساراگوسا
یا بزرگراه اکسترمادورا؟
بریم جنوب؟ جنوب
چرا جنوب؟
راه فرار همیشه به جنوبه، به سمت مکزیک
اون تو فیلماست. پرتغال؟
داریم میریم فرانسه. چرا فرانسه؟
میخوایم بریم دیزنیلندِ پاریس زندگی کنیم
من نگفتم قراره اونجا زندگی کنیم
گفتم میریم اونجا، بعدش ببینیم چی میشه، باشه؟
منو تو دیزنیلند تصور میکنی؟
هر گوری میخوای برو
این راهش نیست
بچه رو بردی دزدی، حالا اون مخفیگاه رو انتخاب میکنه؟
نباید به هر سازی که میزنه برقصی
اینطوری بیشتر دوستت نداره! بهش بگو
بهش بگو
ببخشید، اگه قراره بریم فرانسه
میتونم به زنم زنگ بزنم بگم واسه شام نمیام خونه؟
گوشی رو بده به من
خیلی عصبانی میشه
دستا تو! قبلاً هم بهت گفتم
هیچی
میدونه وقتی جواب نمیده از کوره در میرم
شاید آنتن نداره. آنتن؟
چیزی که اون نداره شرمه
میدونی چقدر نفقهاش دیر شده؟
سه ماه
یه قرون هم واسه پسرش نداده
No comments yet. Be the first to leave one.