முதல் 200 வரிகள்.
فقط نفس بکش
قراره بمیریم. آروم باش
قراره بمیریم! آده، حالمون خوب میشه. طوری نیست
خواهش میکنم، یکی کمکمون کنه! هیس
نمیتونم نفس بکشم! ساکت باش
میخوان بکشنمون
میخوان بکشنمون
خودشونن
چرا پلیس نمیاد؟ چرا پلیس نمیاد؟
چون ما گروگانیم
وگرنه پلیس خیلی وقت پیش اینجا بود
لعنتی
دارن میان تو
پلیس! در رو باز کنید
کارتهای شناساییتون رو از زیر در بفرستین. پلیس! در رو باز کنید
هر چی میخوان انجام بدین! کارت من رو بهشون بده! آلینا، بگیرش
اونا پلیس نیستن، باشه؟ نه، نیستن
کارتها رو بدین بهشون! فقط همونجا نگهش دار
پلیس نیستن. چارهی دیگهای نداریم
همین الان در رو باز کن! اونا پلیس نیستن
همگی آروم باشین. خونسرد باشین، آروم، آروم. حالمون خوبه
نگران نباشین. حالمون خوبه. یک، دو، سه
همه بخوابین زمین
بخوابین رو زمین! رو زمین
پلیس! بخوابین رو زمین! همین الان
همین الان بخواب رو زمین. ساکت! بشین
دستها بالا! دستها بالا! زود بخواب زمین
برو، برو، برو
کارتون حرف نداشت. ممنون
هی
پسر، کارت عالی بود
دمت گرم! آره؟
شنیدی چی گفتم؟ کارت درسته! ممنون
خب، گوش کن چی میگم. بهم نگاه کن. هلیکوپتر رو میبری کجا؟
ساحل کنعان، همین الان. ساحل کنعان، باشه؟
بقیه اونجا منتظرتن، همونجا هم هلیکوپتر رو ول میکنی
حتماً! باشه، اونا هوات رو دارن
باشه؟ آره
خونسرد باش و مراقب خودت باش، باشه؟ آره
آره؟ خوبه
بیا، این رو بگیر
سوار شو
برو، برو، برو! سوار شو
گاز بده، برو، برو
باشه
اونا میان سراغت. میان سراغت. میان سراغت
میان سراغت
آره، آره، آره
آره
اون کیه؟ قرار نبود سه نفر باشن. چرا
هی، اونا گفتن... باید دو نفر باشن
باید... الو؟ الو؟
۲۵ تماس ۳-۰، به تمام واحدها. تمام واحدها به جز واحد
خبری جدید از سرقت انبار G4S در وستبرگا داریم
اونا با هلیکوپتر از صحنه فرار کردن
اِ، به سمت بوتکیرکا
اونجا بوتکیرکاست
۳-۰، تمام
هی، ببخشید. ببخشید
در سرقتی که به عنوان یکی از بزرگترین سرقتهای
تاریخ سوئد توصیف شده
هنوز دقیقاً مشخص نیست سارقها چقدر پول
بهم دست نزن
اما گمانهزنیها از مبلغی بیسابقه خبر میدن
بفرما. بیا، بیا. سوار اتوبوس شو
یا خدا
خیلی پایین پرواز میکنه
همه جا پُر از خونهست
فقط همین خونههای لعنتی
ایول. آره، آره، آره، آره، آره، آره
در حال بازیابی ماهوارهها
لعنت، لعنت
چی شده؟
چی؟ چیه؟
این کی اینطوری شد؟
ها؟ نمیدونم
دو جفت دستکش دستت بود، مگه نه؟
خب، پس احتمالاً فقط دستت با یکی از اسکناسهای دستگاه پولشمار بریده
یا توی انبار اینطوری شده. لعنت، لعنت
لعنتی
باشه. باشه، گوش کن
احتمالاً چیزی نیست ولی نباید ریسک کنیم
پاسپورتت همراهته؟
آره؟ کجاست؟
توی کیفمه. باشه
این کار رو میکنیم
با اتوبوس یا قطار برو آلمان و از اونجا با پرواز برو خارج از اروپا، باشه؟
چی؟
چی؟ خونوادهم چی؟
میفهمم. بچههام
رامی، داداش
شنبه تولد جانه. خب، ببین، حالش خوب میشه
من بهش سر میزنم، از طرف تو یه کادوی خوب براش میبرم. حواسم هست که عالی باشه
نباید حماقت کنیم
مگه نه؟
اوم؟ بیا اینجا
فقط تا وقتی که اوضاع آروم بشه. احتمالاً چیزی نیست
آگاهی منطقه از اینکه خبر نداشته شاکیه
خب، خودشون عملیات رو لغو کردن
آهان
تا پنج دقیقهی دیگه جلسهی توجیهیه. لنا میخواد هر دوتامون اونجا باشیم
الان وقت نداریم درگیر بازیهای سیاسیِ داخلی بشیم
منم از این وضعیت خوشم نمیاد
ولی نمیدونیم این پرونده مال ماست یا آگاهی منطقه
تا وقتی بیرونمون نکردن مال ماست. پس ادامه میدیم
اون همه سختی که کشیدیم
باید بذارین برم خونه
کی قراره ازشون بازجویی کنه؟ فکر کنم اداره آگاهی
باید یکی از آدمهای خودمون هم اونجا باشه، وگرنه از هیچی خبردار نمیشیم
متخصصهای چهرهنگاری در راهن؟ لنا تاییدشون نکرده
چی؟ چرا؟ نمیدونم. فقط گفت نه
خب، زوران پتروویچ چی؟ میدونیم کجاست؟
نه، ولی آدمهامون دنبالش میگردن
ببین، من میرم جلسه. بعدش باهات تماس میگیرم
باشه
لئونی! سلام. سلام
پس بالاخره انجامش دادن. آره، میدونم
انگار حق با تو بود. این در مورد کسایی که باهاشون طرفیم چی میگه؟
اینکه یه نقطهضعف بزرگ دارن
اونم چیه؟ غرور کاذب
من پیش تیم تو میشینم
همسیک! بله؟
واحد خنثیسازی بمب در میتینگ میخوان باهات صحبت کنن
باشه
فیلمهای مداربستهی انبار هم همین الان به دستمون رسید
داریم چِکش میکنیم. میتینگ، خط سه
باشه
سلام، همسیک هستم
یه بمب قلابی کار گذاشتن
فرماندهتون کیه؟ پیتره
آره، گوشی رو بده بهش، منتظر میمونم. باشه، حتماً
هید، میتونی ترتیب زمانی وقایع رو دربیاری؟
آره، حتماً. رفتم تو کارش
میتونم فیلم رو ببینم؟ اوم
به نظر نمیاد پتروویچ بینشون باشه. هیچکدوم قدش به اون نمیخوره
همسیک
هلیکوپتر رو پیدا کردن. کجا؟
اسکاولوتن
اونجا کجاست؟ تبی
آره
ممنون
پس ظاهراً خیلی حسابشده بوده، مثل فیلم «یازده یار اوشن»
هرچند دارم فکر میکنم چند نفر توی یه هلیکوپتر جا میشن
نمیدونم، پنج یا شش نفر، یه چیزی تو همین مایهها
پس شده «شش یار اوشن»
واقعاً چشمگیره
در مورد زنگ زدن چی بهت گفته بودم؟
میدونم، ولی زوران... اون تازه رفت
کی رفت؟ داری چی میگی؟
خلبان، اون رفت
حتی فرود هم نیومد
خب، چی گفت؟ باهاش حرف زدی؟
نه بابا. اون دیگه برنمیگرده. فقط تیکآف کرد و رفت
چرا بهم نگفتی؟ منتظر چی بودی؟
نمیدونستیم... گوش کن ببین چی میگم
بهت گفته بودم فورا بهم زنگ بزنی، مردیکهی احمق
لعنتی
منم
چطور پیش رفت؟
خوب. چقدره؟
یه ذره بیشتر از ۳۹ تا
سی و نُه تا؟ اوم
بد نیست
میتونست دو برابر باشه
حتی چهار برابر
دیگه همینه که هست
سهم تو
یه چیز دیگه هم مونده، بچهها
یه مشکلی داریم
هلیکوپتری که امروز صبح استفاده شد
موقع سرقت از انبار امنیتی در وستبرگا، جنوب استکهلم
سلام، سلام. اِ، فارستا، لیدینگو. بریم؟
باشه
منطقهی اسکاولوتن در تبی
میریم سراغ بیورن انگستروم، سخنگوی پلیس استکهلم
ما داریم میریم اونجا تا بررسی کنیم که، اوم، اِ
هلیکوپتر مظنون اونجا فرود اومده یا نه
گزارشهایی از طرف مردم دریافت کردیم که یه هلیکوپتر سفید رو دیدن
که جایی فرود اومده که معمولاً هلیکوپتر اونجا نمیشینه
صبح زود امروز بود که سارقها یه هلیکوپتر رو
روی پشتبوم شرکت امنیتی G4S فرود آوردن
فرودِ پرخطری توی این فضای باز بوده. اوم
خیلی هم به درختا نزدیک بوده. اوم
یه کم عجیبه که آتیشش نزدن، نه؟
آره، خیلی چیزهای این ماجرا عجیبه
به نظر میرسه عجله داشتن، چون کلی وسیله جا گذاشتن
از جمله یه جیپیاس
اگه بخواین، میتونیم همین امروز بازش کنیم و ببینیم مسیر فرارشون رو ثبت کرده یا نه
ولی اونطوری ممکنه شواهد دیاناِی از بین بره
نه، بازش کن و بهم خبر بده
سلام، لنا
چرا نمیتونم چهرهنگارها رو بیارم؟ نمیفهمم
تو این مرحله چهرهنگار به چه کارت میاد؟
میخوام ترافیک مکالمات تلفنی رو تحلیل کنن
اول روی صحنههای جرم تمرکز کن. تند نرو
باشه، خداحافظ
سگها چیزی پیدا کردن؟ ردهایی پیدا کردن که به چهار جهت مختلف میره
پس لابد سارقها از هم جدا شدن
منم همین فکر رو میکردم ولی معلوم شد یگان ویژه
قبل از رسیدن آگاهی، با سگهاشون اینجا بودن
No comments yet. Be the first to leave one.