முதல் 200 வரிகள்.
«هدفهای کوچیکِ دستیافتنی» همکاریشون رو اعلام کردن
با استارتآپ سلامتیِ «گلووی»، توی جشنواره «کستفست»
آمار بازدید و مشارکت بدجوری ترکونده
از وقتی که همکاریمون رو شروع کردیم
مدرکیه بر اینکه زنها به «هدفهای کوچیکِ دستیافتنی» اعتماد دارن
یعنی به صداقت و درستیمون
لحظهشماری میکنم تا درباره همهی محصولات فوقالعادهشون بهتون بگم
قراره عالی بشه
از خودم متنفرم
مامان، برای پروژهی تروریسمِ محیطزیستیمون یه کیسه زباله میخوایم
باشه
میتونم ببینمش؟
آره
وای، اینو نگاه
با اون نوشتههای خونیِ کوچولوت
اشکالی نداره، چون واقعی نیست
البته اگه یه ارهبرقی هم بذاری اون وسط، باحال میشه
چون اونا میتونن چیزا رو ببرن
ولی باید از اون لباسکارای مخصوص بپوشی
اگه یه وقت خواستی ازش استفاده کنی
و همهی حیوونای جنگل دارن میرن توی چرخگوشت
و همهشون دارن برای جونشون جیغ میکشن
ولی کاملاً درکت میکنم
چون «میو»، تو گیاهخواری
این خیلی خوبه. آره
میدونی، اینکه آدمها خودشون رو به یه کوفتی زنجیر میکنن
بهخاطر چیزی که بهش باور دارن، خیلی باحاله
آره، خیلی باحاله که آدم به یه چیزایی باور داشته باشه
خیلی باحاله که مثلاً صمیمیترین دوستت رو
مجبور نکنی کاری رو انجام بده که دوست نداره
و تنش لباس واژن نپوشونی
واقعاً متأسفم. میدونی چیه؟
لقمهی تخممرغ میخوای عزیزم؟ لقمهی تخممرغ میخوای؟
نه. نه ممنون
مامان، وقت نداریم
باید برم مدرسه
باشه، راه بیفتیم
خب، امشب که خونهی باباتی
منم جمع کردنِ وسایل رو تموم میکنم
منظورت اینه که تازه شروع میکنی؟
حالا چه فرقی میکنه، همونه دیگه
باشه. دوستت دارم
آره، منم دوستت دارم
کار احمقانهای نکنی. فعلاً
خداحافظ، کریس
تو منو میترسونی. آره، واقعاً
اوه، چیزی جا گذاشتی؟
نه
کریس، داشتم فکر میکردم که آیا این افتخار رو بهم میدی که
اوه نه. یعنی
که بله
بریم یه قرارِ واقعی... یعنی یه قرارِ دونفره؟
قرارِ رسمی؟
میخوای باهام بیای بیرون؟
قرار. قضیه اینه؟
داری اینو میگی؟
داری... داری از من میپرسی؟
با اینکه همهی اون
چیزا رو میدونی؟
باشه
اوم
خب
امشب کلی وسیله برای جمع کردن دارم
برای همین فکر نمیکنم بتونم بیام
من میتونم کمک کنم
نه، خودم از پسش برمیام
غذای ایتالیایی دوست داری؟ اوه، عاشقشم
باشه. باشه
خب عالیه. پس قرارمون فیکس شد
باشه
میبینمت. باشه، بعداً میبینمت
بعدش یه بشقاب برمیداره
و تکیهاش میده به یه ماگ
ولی اصلاً امکان نداره که فوارهی آب
بهش بخوره
جولی؟ جولی؟
جولی؟
دارم از نحوهی چیدمانت توی ماشین ظرفشویی شکایت میکنم
نمیخوای بپری وسط حرفم؟
نه. احساست کاملاً محترمه
نمیخوای از کار ناله کنی
و اینکه چقدر خوششانسم که با آماندا ازدواج نکردم؟
خودت ازم خواستی اینجا دربارش حرف نزنم
پس حرف نمیزنم
آره، خب دیگه اصلاً هیچجا دربارش حرف نمیزنی، مگه نه؟
یعنی دارم وحشت میکنم
مم
اوضاع کار چطوره، جولی؟
خب، اوم، دو هفته پیش
در حالی که لباس یه واژن غولپیکر تنم بود
جلوی همه خودم رو به فنا دادم
چون قبول کردم سخنگوی شرکتی بشم که ازش متنفرم
خودم متوجهِ تناقضش هستم
و چرا این کار رو کردی؟
کریس ازم خواست
و حس کردم نمیتونم بگم نه
و حالا چه حسی بهت میده؟
خستهام
فقط از جنگیدن خستهام
میبینی با چی طرفم؟
ترجیح میدی جولی باهات دعوا کنه؟
بله
بله، راستش رو بخوای، دقیقاً همین رو میخوام
ترجیح میدم که بجنگه
منظورم اینه که شخصیتش اینطوریه
نمیتونه همینطوری شخصیتش رو بذاره کنار
اونم بعد از بیست سال رابطه
منظورم اینه که داریم به سمت بازنشستگی میریم، خب؟
داریم خونه رو کوچیکتر میکنیم
داریم میریم حومهی شهر زندگی کنیم
مم
نه نه، فقط داشتم فکر میکردم که
ناهار چی بخورم
نه، اصلاً هم اینطور نبود. این کار رو نکن
خودت میدونی که نداشت به اون فکر میکرد
به اون فکر نمیکرد
بذار افکار واقعیت بیان بیرون
هر وقت میگم داریم میریم حومهی شهر
اون از این حرف متنفره
متنفره
دشتهای باز
کلافهات میکنن، نه؟
باز بهتر از کشتارگاهه
ها؟
چی گفتی؟
دارم با گاوها همردیف میشم، پیت
ترجیح میدم خوشحال باشم تا اینکه حق با من باشه
تو دیگه کی هستی؟
جلسهی خیلی پرباری بود
پس این درمانی که داریم براش تبلیغ میکنیم، یائسگی رو خوب میکنه؟
نه-نه
نمیتونیم بگیم «درمان»
«ریورسیتِرول» از شرکت گلووی
علائم رو در ۹۸ درصد از زنانی که تستش کردن، کاهش میده
مثل این میمونه که نمیتونیم بگیم «ضدآب»
ولی میتونیم بگیم «مقاوم در برابر آب»
پس ریورسیتِرول در برابر یائسگی مقاومه؟
ما بهتون متن دادیم
متن رو گرفتن دیگه، مگه نه؟ متن دستشونه
آره؟ البته
من متن رو دارم، ما متن رو داریم
فقط مسئله اینه که من و جولی دوست داریم
میدونی، درباره چیزها تحقیق کنیم
و واقعاً درکشون کنیم
قبل از اینکه ازشون حمایت کنیم
و کار ما هم همینه
مگه نه، جولی؟
تو اینطور فکر نمیکنی جولی؟
کارمون همین نیست؟ یه چیزی بگو؟
چیزی نمیگی؟ نه؟ باشه
اوم، و این خانم اینجا
کلاً گیر داده به یه چیزی به اسم «داوریِ همتا»
همتا
داوریِ همتا شده
مطمئنم دکتر تحقیقاتش رو انجام داده
به نظر میاد از اون آدمایی باشی که اهل تحقیقه
این حاصلِ کلِ زندگیِ منه
شاخصهای گروهِ آزمایش
توی دفترمه
کاملاً واقعیه
سازمان بهداشت کانادا به داروی قلابی مجوز نمیده
یعنی به این مجوز دادن؟
توپ توی زمین اوناست
ولی هر لحظه منتظر خبرهای خوب هستیم
و در این حین
همکاریِ ما با «هدفهای کوچیکِ دستیافتنی»
یه تکونِ حسابی بهمون داده
کامنتهای دو قسمتِ آخر
فوقالعادهان
خیلی خیلی باحاله
یعنی به لطفِ برنامهی شما
یکونیم میلیون سفارشِ پیشفروش داشتیم
واو
این به خیلی از زنها کمک میکنه
آره، عالی به نظر میاد. خیلی ممنون
چه صندلیهای نازی
مرسی
جولی، فکر نکنم اون واقعاً دکتر باشه
فکر نمیکنم درمانی برای یائسگی داشته باشه، تو چی؟
خب، این کوفتی از سیبزمینی شیرین درست شده
چه ضرری میتونه داشته باشه؟
نمیدونم
جولی، واقعاً معذرت میخوام
میدونم که داری این کار رو
بهخاطر من انجام میدی
نه، همونطور که خودت گفتی
من کی هستم که بگم چی برای زنها درسته؟
منظورم اینه که نظراتم منو به هیچجا نرسوندن
و راستش، از جنگیدن خستهام
پس
باشه
کمک میخوای؟ نه
ممنون
برم که خوشحال باشم
هی، خبر خوب رو میخوای یا خبرِ خیلی خوب رو؟
اوه، با خبرِ خوب شروع کن
خب، بخشِ تو توی «کستفست» بدجوری ترکوند
بهتر از این نمیشد. یس
واو! خب، پس خبرِ خیلی خوب چیه؟
اوه! آماندا میخواد پخشتون رو بندازه برای پاییز
No comments yet. Be the first to leave one.