முதல் 200 வரிகள்.
ميتونيم نجاتشون بديم؟
.امکان نداره ، مگر اينکه دکتر خدا باشي
!هست ، اعليحضرت !يه دکتر خدايي هست
اگه وارد دروازه بشين ميتونين !با هواتا ملاقت کنين
.من ميرم
.من چويي يانگ هستم .از زمين اومدم
.يه مسئله ي ضروري پيش اومده
.آوردمش. اين زن دکتر خداست
.سرنوشت کشور من به زندگي ايشون بستگي داره
.اين يکي عجيب تره
!دست نگه دارين
دکتر خدا نميتونه برگرده
اوني که ميخواد خواسته منو ناديده بگيره..کيه؟ بياد جلو
اين خواسته ي امپراتوره
ايشون به من گفتن که جلوي بازگشت دکتر رو بگيرم
!دلم ميخواد بکُشمت
چيکار دارين ميکنين؟
من بايد روي شکمش شکاف بدم
بايد شکمش رو پاره کنم
شما گفتين که ميخواين زخمشو معالجه کنين ولي حالا دارين شکمش رو پاره ميکنين؟
من فقط ميخوام از زير جناغ سينه تا ناحيه شکمشُ ببُرم
اونوقت ميتونم ببينم کدوم اُرگانهاي داخليش صدمه ديدن
گوش کن جناب دکتر، اگه اون همينطور خونريزي داشته باشه، قبل از اينکه عملش کنم ميميره
پس بذار کارمو بکنم
چطور پيش رفت؟- کاپيتان حالش خوبه؟-
دکتر خدا داره درمانش ميکنه ، مگه نه؟
.فعلا که دارن با هم دعوا ميکنن- چي؟-
يعني ميتونم به کسي که با شمشير ميخواسته اونو بکُشه اعتماد کنم؟
!بهم اعتماد کن - چطوري؟ -
من...همون کسيم که از آسمون اومده
پس بهم اعتماد کن
.چون ايوم جا هستم ميتونم بيام داخل؟
پس، شاهزاده خانم يوان هنوز زنده است؟
!نبايد زنده ميموند
.دارم رو يه نقشه ي ديگه کار ميکنم
چجوري؟
...فورا- فورا؟-
من سال هاست دارم رو اين نقشه کار ميکنم ، حالا ميخواي فورا برام نقشه جور کني؟
.احساس حماقت ميکنم
،اين همه سال رو اين نقشه وقت گذاشتم اونوقت تو ميتوني فورا بفهمي چي به چيه؟
. حرف اشتباهي زدم
يه امپراتورُ از تخت به زير کشيدم حالا يه امپراتور ديگه داره ميره که .به تخت بشينه
در اين چند روز گذاشته ، به خاطر .اجراي اين نقشه خواب درستي نداشتم
حتي نتونستم از يه وعده ...غذا هم لذت ببرم. با اين حال
شاهزاده خانم يوان هنوز زنده است؟
.بله- .نبايد زنده باشه-
.سام هائه براي تکميل نقشه رهسپار اون جا شده .فقط يک روز ديگه تحمل کنيد
.سام هائه هيچوقت اشتباهي مرتکب نميشه
که اينطور؟
.شما اون دخترُ ميشناسين .هوا سو اينه
.شاهزاده خانم بايد بميره .نبايد پاش به کاخ گوريو برسه
هيچ تناسبي با طرحي که من کشيدم .نداره
.متوجه ام
...اون مرد- .بله-
.زيادي شنيده
.بله
.خوشبختانه معده اش آسيبي نديده
.هيچ نشاني از اتوديجسشن* ديده نميشه
حالا بايد قسمتهايي از کبد که آسيب ديده .رو بخيه بزنم
خيلي راحت ميتونم با بخيه زدن رگهاي اصلي جلوي خونريزي رو بگيرم، مشکل اصليم .جلوگيري از خون ريزي رگهاي کوچيکه
دستگاهي براي احياي بافت هاي .از کار افتاده نداريم
سوزن هاي طبي که همراهتونه کدوم يکي از همه بزرگتره؟
.اين يکي زيادي بزرگه .اون يکيو بهم بده
.گيره رو محکم نگه دار .ميخوام رگهاي کوچيکو بسوزونم
.حالا ميخوام زخمُ ببندم
!تکون نخور
...شمشيرتُ بنداز ، وگرنه - ميخواين چيکار کنين؟-
شما منُ با شمشير مجروح کردين . تمام شب در حال معالجه ي من بودين
ميخواين دوباره زخميم کنين و تمام شب درمانم کنين؟
!کاپيتان
چند وقته که خوابيدم؟
.فقط يک روز .الان صبحه
اعليحضرت کجان؟ از اينجا رفتن، مگه نه؟
.هنوز اينجان
چي؟
اعليحضرت گفتن که منتظر ميمونن حال شما بهتر که شد ، با هم از اينجا .ميريم
.لعنت به اين وضع
چيکار ميکني؟ کجا ميري؟
.کاپيتان
حالتون خوبه؟
اعليحضرت کجان؟- .طبقه ي بالا-
.کاپيتان- .کاپيتان-
درسته با اين وضعتون حرکت کنيد؟- .خيلي نگرانتون بوديم-
.فکر ميکرديم قراره به زودي از پيشمون برين
نشنيدي چي گفتم؟ .به هيچ عنوان نبايد حرکت کني
من زخماتُ بخيه زدم ولي اگه اينجوري راه بري و بخيه هات باز بشن چي؟
.ته مان- .بله-
.تول به- .بله-
.همين الان از اينجا ميريم .برو سراغ کشتي
.قايقران ، کشتي داره- .بله ، قربان-
فکر کردي يه زخم سطحي و بيخودي رو بخيه زدم؟
من بريدگي کبدتو با بخيه زدن دونه دونه .رگهاش، بستم
.چو سوب- .بله-
.بايد همين الان از اينجا بريم- !هي، واقعا که -
.همين الان برگرد تو اتاق روتختت
تا فردا صبر ميکنيم. اونوقت .بهت ميگم ميتوني حرکت کني يا نه
.و باد معده ميدوني باد معده چيه که ، مگه نه؟
تا بادي از معده ات خارج نشده نميتوني .چيزي بخوري.نبايد هيچ چي بخوري
.بعد از يک هفته ميتونيم بخيه هاتو بکِشيم
تا اون موقع بايد به حرفهاي من گوش ...بدي،ولي مشکل اينه که
مشکل اينه که اگه هر چه سريعتر .از اينجا دور نشيم ، همه مون ميميريم
.من نميتونم با اين وضعيت مبارزه کنم
چ...چي؟
بهم گفتي تا باد معده ام خارج نشه .نميتونم چيزي بخورم
چجوري بايد مبارزه کنم؟
منظورم اين بود که براي چي قراره بميريم؟ کي قصد کشتن ما رو داره ؟ و چرا؟
!هي ، تو
اونا سعي کردن شما رو بدزدن. اين .يعني اينکه از هويت شما اطلاع دارن
اونا؟
نميدونم که اطلاعاتشون در مورد شما .تا چه حده
بايد قبل از اينکه بهمون حمله کنن- .فرار کنيم فرار؟ کجا ؟ چرا؟-
."شد يه بار بهم بگين "باشه
...دارم ميگم که
بايد زنده بمونين که بتونم به قولم براي .برگردوندن شما عمل کنم
.تا اون موقع ازتون محافظت ميکنم ...پس، فقط
.فقط کنار من بمونيد
.ميريم امپراتور و ملکه رو بياريم .کجاوه رو آماده کنيد
کجا داري ميري؟
دروازه اي که ميتونم باهاش برگردم .تو اين شهره
.من نميتونم هيچ جايي برم
.قرار نيست جايي برم .نميتونم
.ته مان- .بله کاپيتان-
.يه تکوني بخور
.اين کالسکه اصلا راحت نيست
.ضربان قلبش ثابت شده
.ظاهرشم که خوبه
.اون احمق، خنگ رواني
.حتي اگه زخماش عفونتم بکنه ربطي به من نداره
من تمام تلاشمُ کردم ، اگه ميخواد باهام بحث کنه ، بياد جلو!منم .تا دلش بخواد براش جواب دارم
.ميبخشيد- .بله-
لطفا برام ماهي کبابي و بهترين .مشروبي که دارين بيارين
بله بانو
.ميگه با قايق رفتن
من هر چي قايق و کشتي بودُ مخفي کردم ولي انگار قايقران يکي رو ...پيدا کرده
.اوه خداي من
.اصلا خوب نيست
...اگه فورا حرکت کرده بودين ،اگه نيمه شب به اينجا رسيده بودين
.ميتونستيد بکشيدش
ما منتظرتون بوديم، حتي يه کبوتر .نامه بر هم فرستاديم
حتي موقعي هم که کاپيتان زخمي شد .مراقب بوديم
...ولي
کاري از دستم بر نميومد، ديشب کمي .سرم شلوغ بود
براي چي سرم شلوغ بود؟ توضيحش براي .آدمي مثل تو مايه ي خجالته
يعني از دستشون دادم؟
من ؟- ...نبايد زياد از اينجا دور شده باشن. پس-
اگه اعضاي تيمم اين خبرُ بشنون تا 3 سال .منو مضحکه ي خودشون ميکنن
و تو داري بهم ميگي که چون .دير رسيدم از دستشون دادم
...نه ، نگفتم
.خيلي نارحت شدم - ...اگه همين الان ردشونُ بگيرم-
.حرفي براي گفتن ندارم
.بهتره بريم
.تو به ما خيانت کردي
چي؟
چرا بهمون خيانت کردي؟
ازشون پول گرفتي؟ يا اينقدر زدنت که زبون باز کردي؟
...به هر حال
وقتي که رسيدم ، ديگه خيلي دير .شده بود
.چون تو بهشون خبر داده بودي که دارم ميام
.براي همين فرار کردن
.نگاه کن. هيچ کي نمونده
تو آدم بده اي ، مگه نه؟
.براي همين مجبورم بُکشمت
.معذرت ميخوام
اسمت چيه؟
من ايون سو ام . فکر کنم از تو بزرگتر باشم.اسم تو چيه؟
.بولِجي بوتاشيلائه
چي؟
.من دختر امپراتور يوان ام
.خب اگه دختر امپراتور باشي، يعني شاهزاده اي
اين ديگه چجور خوابيه؟
صبر کن. پس اوني که تو اون يکي- ...کالسکه است .امپراتوره-
...امپراتور، شاهزاده
تو گفتي يوان؟
منظورت چينه؟
صبر کن ببينم ، اگه تو به چين ميگي "يوان" يعني اينکه من الان تو دوران گوريو ام؟ شيلا؟
.من ديوونه ي علوم طبيعي بودم .براي همين از تاريخ چيزي سرم نميشه
...پس اينجا- .چند لحظه پيش وارد گوريو شديم-
يعني ميخواي بگي که من با يه جور ماشين زمان به اينجا اومدم؟
من از گنگام تو کره ي جنوبي به گوريو منتقل شدم؟
يعني من تو سال 2012 بودم و الان ...تو سال الان گوريو تو چه ساليه؟
انگار صد سال قبله؟ صبر کن ببينم ، نکنه هزار سال قبل باشه؟
من از کساني که شما رو ديدن .شنيدم که از دروازه ي آسمان اومدين
و شنيدم که وو دال چي شما رو .به زور آورده اينجا
.ميدونم که همش به خاطر من بوده
.خانم ، خيلي متاسفم
آخه چه جور خوابي اينقدر طول ميکشه؟
بايد چيکار کنم؟
.امپراتور به زودي ميرسن
تمام تلاشموُ براي به تاخير افتادن .سفرشون انجام دادم ولي ظاهرا سودي نداشته
بايد با درباريان در مورد ميزان .وفاداريشون به امپراتور صحبت کنيم
.دلم ميخواد بدونم
...منظرتون اينه که
قراره چقدر نسبت به امپراتور جديد وفاداري نشون بدن؟
منظورتون در مقايسه با شماست؟
اونها تو زمين ها و با برده هايي که بهشون .داده شده به اينجا رسيدن
.هيچ وقت طعم سختي رو نچشيدن
ميدوني قوي ترين سلاحي که دارن چيه؟
.دارم گوش ميدم
.غريزه
از غريزه شون استفاده ميکنن تا بفهمن که ،کدوم سمت زندگيشون امنيت بيشتري داره
No comments yet. Be the first to leave one.