முதல் 200 வரிகள்.
...اين داستان دو خواهر است
.که کاملاً شبيه هم هستند...
.اسم من بريجيت ـه
.من شاهد يه قتل بودم
فقط برو توي جايگاه و .به قاضي اون چيزي رو که ديدي بگو
.ما ازت محافظت ميکنيم - .تو نميفهمي من چي ميگم -
،اگه بوداووي بخواد من بميرم
.پس اين اتفاق ميفته
من رفتم پيش خواهرم، شوان، که .کمکم کنه
!شوان؟ !شوان؟
شوان خودش رو کشت .و من از هويتش استفاده کردم
.خيلي راحت بود
يه راه فرار ديدم
.ازش استفاده کردم
و الان همه فکر ميکنن .که من اونم
...شوهرش، معشوقه ش
.انتخاب کن، اون يا من
،بهترين دوستش...
.نا دختريش
،من فکر ميکردم اين کار امنه
.ولي معلوم شد اشتباه ميکردم - !منو اشتباه گرفتي -
خيلي چيزا درباره ي زندگي شوان هست
.که من نميدونم...
شما با پروفسور .مالکوم وارد تماس گرفتيد
.لطفاً پس از شنيدن صداي بوق پيغام بگذاريد
.مالکوم منم کجايي؟
.ميدونم که گفتم نبايد با هم حرف بزنيم ...فقط
.من به يه نفر شليک کردم
.دفاع از خود بود .اون فکر کرد من شوان ام
من از شهادت دادن فرار کردم
چونکه فکر ميکردم .اينطوري امن تره
.ولي خب، ميبينم که نيست
.اگر پيغام خود را گذاشتيد، شماره 1 را فشار دهيد
اگر ميخواهيد پيغام را پاک کرده .و دوباره ضبط کنيد، شماره 2 را فشار دهيد
من چه غلطي دارم ميکنم؟
.پيغام شما پاک شد
.لعنتي
.اوه، خداي من
،من بهش گفتم حفاظ بذاره رو ديوار
.نه که ديوار رو بياره پايين
چي؟
.اون پيمانکار احمق رو ميگم
.ببين چه گندکاري اي شده .دارم ديوونه ميشم
فکر ميکني الان وقت مناسبيه بخوايم پيمانکار جديد استخدام کنيم؟
آره. ولي خب کاراي ساخت و ساز .واسه چند روز عقب ميفته
پس کسي نمياد اينجا؟
نه، ولي خب فکر ميکنم که آخرش ارزشش رو داشته باشه، مگه نه؟
.تو مهندسي .ميدوني بهترين انتخاب چيه
چيه؟
...هيچي. اين
خب، فقط ميخواستم بدونم .واسه چي گفتي بيام اينجا
.تو ازم خواستي اينجا همديگه رو ببينيم
.بالاخره با اون فولاد زره روبرو شدم
بخاطر همين دير کردي؟
تو تنها کسي بودي که فکر ميکرد .اون با شوهرم ميخوابيده
.مهم نيست .هر جفتمون اشتباه ميکنيم
دوست دخترش بهم گفته بود که .هنري اوني نيست که اون ميخواد
پس طرف کيه؟
.دارم ديوونه ميشم، نميدونم اون با کيه
من ديوونه ام؟
.خيلي ممنون
...نه، من
تا حالا به اين فکر کردي که اصلاً شايد هنري با کسي رابطه نداشته باشه؟
من...من...من ديگه نميدونم .درباره ي چي فکر کنم
ميدوني چيه، تو فقط .به يه خوابِ شبِ کامل نياز داري
.آره، هم اين هم يه مقدار قرص
.من ميخوام يه تاکسي بگيرم تو هم مياي؟
.آره
سلام؟ کسي خونه نيست؟
اندرو؟
اندرو؟
پيغام منو گرفتي؟
کدوم...کدوم پيغام؟
.من و جوليت باز با هم دعوامون شد
.يهويي قاطي کرد
الانم که هيچ کدوم از اس ام اس هاش .رو جواب نميده
.نميدونم کجاست
چيکار داري ميکني؟
من، آم، داشتم لباسا رو جمع ميکردم .ببرم بدم خشکشويي
حالت خوبه؟
.آره
.ولي اينطور بنظر نمياد
.بيخيال، دير وقته .وقتشه يه مقدار استراحت کني
.ميدوني، من واقعاً خسته نيستم
من...من داشتم فکر ميکردم .برم يه ذره قدم بزنم
چي، نصفه شبي؟ اونم تو که حامله اي؟ .من که فکر نميکنم
.فقط ميخواستم هواي تازه بهم بخوره
.خب برو تو بالکن
.اين تو نيستي، شوان
.الان ديگه بايد فکر کنم دوتا شدي
.ميدونم
پس لطفاً، واسه يه بارم که شده همون کاريو بکن که بهت گفتم، باشه؟
.فکر کردم بهتر باشه جفتتون بيشتر بخوابين .اگه جوليت اومد خونه بهم زنگ بزن " اندرو "
.جوليت
.خواهش ميکنم حرف نزن .سرم درد ميکنه
.بابات داره دنبالت ميگرده
.بايد بهش زنگ بزني - .ميدونم -
فکر کنم يه 100 باري .بهم اس ام اس داد
.تو مستي
.مست بودم
.حالا هم تو حالت خماري ام
.هي، حواست باشه داري چيکار ميکني
.اتفاقي بود
.نبايد اينطوري رفتار کني
ميتونم يه آبجو ديگه و يه پيک بوربان (نوعي شراب) بخورم؟
.فکر نميکنم بتونم انجامش بدم عزيزم
.هرکار ميخواي بکن .اينجا حالمو بهم ميزنه
.ببخشيد
...الان کليدامو پيدا ميکنم و
.هي، بريجيت - چيه؟ -
.تو رانندگي نميکني کسي داوطلب نميشه؟
.موفق باشي
.من به کمک تو نيازي ندارم
.خيلي خب .من به خواهرم زنگ ميزنم
اون تنها کسيه که .يه چِرتي تحويلم ميده
کمک ميخواي؟
.ازت ميخوام تنهام بذاري
.ميتونم اين کار رو بکنم
فکر ميکنم تجارت با سود بالا خطرناکه؟
.من فکر ميکنم لازمه
.کامپيوترها دارن جايگزين همه چي ميشن
،من دارم روي تکنولوژي رو کم ميکنم
.تو هم بايد همينکار رو بکني
.همکارم همين الان رسيد
ميخواي اينو بعد از ناهار تمومش کنيم؟
.عاليه .پس بعد از ناهار ميبينمت
تو توي دفتر من چيکار ميکني؟
دارم دنبال اون ليستي که توش .اسم تاجراي الگوريتم بود ميگردم
اوه، از هفته ي پيش .ديگه چيزي بهش اضافه نکردم
الان وقت مناسبي نيست که .بخوايم آدماي جديد استخدام کنيم
.سرمايه گذارا مثل گوشت تازه ميمونن
خب، پس بيا وقتمون رو روي پيدا کردن ...سرمايه گذاراي جديد مترمرکز کنيم
.نه استخدام کارمند
خب همه چي براي امشب آماده ست؟
من همين الان داشتم با .آماندار سوهو حرف ميزدم
.ميتونيم بريم .ساعت 8 ـه
با شوان حرف نزدي؟
چرا بايد حرف بزنم؟
.چونکه اون برنامه رو ريخته
و منم ميذارم اون .دستمال ها رو انتخاب کنه
،ولي از اينجا به بعدش با منه .خيلي ازت ممنونم
مالکوم؟
بريجيت، چي شده؟ - .هرچي که فکر کني -
.دقيق تر بگو ببينم چي شده
.نميدونم بايد پشت تلفن بگم يا نه
.خيالاتي نشو .منم
.من يه نفر رو کشتم
.دفاع از خود بود
!چي؟
.يکي دنبال شوان بوده
.نميدونم چيکار کنم
.بايد به پليس زنگ بزني
.نميتونم .من يه فراري ام
.بريجيت يه فراريه
.ولي شوان نيست
.بعنوان شوان برو پيش پليس
شوان همين الان يه نفر رو با يه اسلحه دزدي کشته
.که ميتونه ردگيري بشه و برسه به بريجيت
.در هر حال وضعيتم بيريخته
.پس اونجا نمون
و کجا برم؟
.نميتونم برگردم راک اسپرينگ
،بهت که گفتن .من ميام دنبالت
.باهم اين قضيه رو حلش ميکنيم
!نه .تو نميتوني بيايي اينجا
بريجيت، اينقدر بهم نگو .چيکار نميتونم بکنم
.بذار کمکت کنم
چطوري؟
،اگه من نميتونم بيام دنبالت .پس تو تا نصفه ي راه بيا
و بعدش چي؟ ...من
.هنوز نميدونم
.ولي کمکت ميکنم يه راهي پيدا کنيم
.بريحيت، من واسه کمک به تو اينجام
.دوست، سرپرست
.هرچي که لازم داشته باشي
.بايد اينو بدوني
.ميدونم
.پس همديگه رو ميبينيم
.خيلي خب
کي ميتوني از اونجا راه بيفتي؟
.بزودي
...جسد رو مخفي کردم
.فعلاً
فقط اميدوارم قبل از اينکه پيداش کنن .بتونم به اندازه کافي دور شده باشم
خانم مارتين؟ اينجايين؟
،خانم مارتين .مأمور ماچادو هستم
.خدمتکارتون گفت ممکنه اينجا باشين
.من ميتونم شما رو ببينم
!ببخشيد .اين قفلا يه مقدار مشکل دارن
.عيبي نداره ميتونم بيام تو؟
.راستش، داشتم ميرفتم بيرون
خب، ولي ميشه سريع از دستشوييتون استفاده کنم؟
من نميدونم چرا پليسا اينقدر قهوه ميخورن، شما ميدونين؟
.نميدونم
ولي خب، اگه راستشو بخواين، بخاطر ساخت و ساز و اينجور چيزا
.يه جواريي اون تو خيلي بهم ريخته س
.آم، يه شيريني فروشي اونطرف خيابون هست
ميشه بريم يه جايي که حرف بزنيم؟ - .اوه، جداً نميتونم -
.همين الانشم واسه قرار با دکترم ديرم شده - .خب، ميتونم برسونمتون -
.ماشينم اونطرف خيابونه - .مرسي. توي شهره -
No comments yet. Be the first to leave one.