முதல் 200 வரிகள்.
آنچه در قسمت قبل «سرآشپز مرحله بعد» گذشت
عجب غولماهیه، رسماً «کادزیلا»ست
روی این سکو کلی هیولا هست
بشقابی که باعث میشه
تیمشون در امان بمونه رو... اندی درست کرده
اوه! بفرما، عالیه
خدای من، خیلی سریعه. الیز، واقعاً متاسفم
من پادشاهِ بازگشتم
و امشب
سکو توی طبقه شما توقف نمیکنه
یا عیسی مسیح، خودت کمک کن
سکو اومد! بردارید، بردارید
داره میآد، داره میآد
و بالا
و پایین
گفتم که نگه نمیداره
نمیشد یه ذره سرعتشو کم کنین؟
یا سنگ تمام بذار یا برو خونه، عزیزم
اه، نمیدونم این چیه
نمیدونم باید چیکار کنم
رسماً هیچی ندارم
بریم که داشته باشیم
همگی خوش اومدین
وو
بله. عاشق این انرژیام
چطوری رفیق؟ چطوری
بزن بریم. بزن بریم
حالتون خوبه؟ بله سرآشپز
دفعه قبل، ما سه نفر واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتیم
از روشی که همهتون اون ماهیها رو تیکهتیکه کردین
لطفاً امروز هم همونقدر خوب عمل کنین
بله سرآشپز. تیم رمزی
به لطف اندی
ما توی آشپزخونه طبقه بالا هستیم، جایی که بهش تعلق داریم
دقیقاً
زود باش! اون نشان معنیش چیه؟
فقط تاییدیه اینه که جای درستی ایستادم
فقط باید به خودم اعتماد کنم و غذای خوبی بپزم
عالیه. آره
به هر چهار نفرتون افتخار میکنم. ممنون سرآشپز
دخترای گوردون اون بالا میمونن
تیم آرینگتون
به لطف جناب امرسون
امروز توی آشپزخونه میانی هستیم
آخیش! راضیام. عالیه
امرسون بیشتر از هر شرکتکننده دیگهای آشپزی کرده
اون عاشق مرحله حذفیه، مگه نه؟
گفتی: «اگه قرار باشه کسی برگرده، اون منم.»
معلومه که آره
امروز یه شروع دوبارهست
میخوام دور و بر مرحله حذفی نرم
نمیخوام دوباره اونجا آشپزی کنم
از اینجا به بعد فقط میریم بالا
خب، تیم بلیس، ما توی زیرزمین هستیم
اما این قرار نیست جلوی ما رو بگیره
من اون پایین رو دوست دارم
خوبه، چون به نظر میرسه قراره
بیشتر فصل رو همونجا بگذرونی. طبق معمول
ای بابا، بیخیال
خب، بریم سر اصل مطلب، موافقین؟
برای چالش امروز، همهتون ۳۰ دقیقه وقت دارین
تا یه کاسه پروتئینی «مرحله بعد» درست کنین
باید یه غذای کامل درست کنین؛ پایه، پروتئین
چاشنیهای خیرهکننده و البته، سسی که
همه اجزا رو به هم وصل کنه. اوه
از دکهها و خیابونهای بانکوک
تا میزهای صبحانه در بروکلین
این کاسهها طعمهای بینالمللی رو نشون میدن
و خلاقیتی که معرف رستورانهای غیررسمی امروزیه
از کاسههای «پوکِ» گرفته تا «بیمبیمباپ»
اینا رو همهجا، سر هر نبشی پیدا میکنی
حتی توی منوی رستورانهای مجلل هم الان دیده میشن
ساده به نظر میرسن اما هر لایه
باید حسابشده و منطقی باشه. تعادل حیاتیه
بله سرآشپز
یه چیز دیگه هم هست که باید بدونین. اوه اوه
چون میدونیم کاسههای غذا برای آدمهای پرمشغلهست
که مدام در حال دویدن هستن
امروز... بفرما، شروع شد
سکو در حال حرکته
و توی طبقه شما توقف نمیکنه
باید همونطور که رد میشه وسایلتون رو بردارین
چی؟
این واقعاً بیانصافیه. با ۳۰ ثانیه وقت خودش به اندازه کافی سخت بود
چه برسه به اینکه مدام بره بالا و پایین
وای خدای من. عجب داستانی شد
تیم رمزی، برین سمت آسانسور، بزودی میبینمتون
بله سرآشپز! و موفق باشین
لطفاً همین انرژی رو حفظ کنین
درسته
از پسش برمیآیم
وو! برد تو جیبمونه دختر
آره
هی هی
بیایین تمرکزمون رو حفظ کنیم. حله
فقط یادتون باشه سریع بردارین، بردارین، بردارین
چون اون لامصب قراره در حال حرکت باشه
شروع شد! بزن بریم
از اینکه سکو توقف نمیکنه خیلی استرس دارم
باشه، باشه! همون جای همیشگی
واقعاً یه ایستگاه کاری میخوام
که نزدیک سکو باشه
وای، نه نه! من همینجام
من همینجام، همینجا
من اینجام. من اول رسیدم رفیق. من زودتر اومدم داداش
اوهوهو! عجب رقابت بیرحمانهای
هی، من اول اینجارو گرفتم
این ایستگاه منه. تکون نمیخورم
شرمنده. من رسیدم اینجا و
من زودتر رسیدم رفیق. واقعاً داری این کارو میکنی؟
برام مهم نیست دیروز کجا بودی پسر
این ایستگاه مال تو نیست
هی، چرا همهچی رو بهم میریزین؟
مثلاً چه خبره اینجا؟
پسر، من اول اومدم! وو! چه تنشی، چه تنشی
این مثل یه رویارویی تو غرب وحشیه
متاسفم، من سر ایستگاه خودم هستم
امرسون، من زودتر رسیدم
مگه ایستگاه همینجا نیست؟ منظورم اینه که
منظورم اینه که، من
منظورم اینه که من سر اجاق بودم، پس
این حرکت خیلی خزی بود! اصلاً حرکت تیمی نبود
حرکت خیلی ضایعی بود
برمیگردیم همونجایی که شروع کردیم
خیلی خب، بریم. ایستگاههاتون رو بگیرین
باشه، من میرم همینجا. آره، پس همینجا میمونم
عالیه
پسرا برگشتن
وو
بزن بریم. بزن بریم پسرا
چطوریم؟ آمادهایم؟ خوبه
آمادهایم که بترکونیم؟ بیایین اینجا صف بکشین
تا بتونیم یه گپ کوتاه قبل مسابقه بزنیم، خب؟
این چالش خوراکِ خودتونه، مگه نه؟
من که از خواب پا میشم، صبحونهم یه کاسه پروتئینه
ورزش میکنم
بعدش هم باز یه کاسه پروتئینه
بعدِ شام هم که وقت دسر میشه
حالا دیگه نوبت کاسه ماسته
تنها نکتهش اینه که من معمولاً
لایه لایه پروتئین رو روی پروتئین میذارم
قهرمانها همین پایین ساخته میشن. آره
آمادهایم؟
آره! آمادهایم
یک، دو، سه... بزن بریم
آخ تیم، عاشق این انرژیام. بزن بریم رفیق. بزن بریم
تنها تیمی که پنج عضو براش باقی مونده
بله، بله. پنجتاییِ خفن
زمان رو چک کن
بزن بریم خانوما. بجنبین! سلام سرآشپز
چقدر این آشپزخونه بالا باحاله، نه؟
وقتی سکو راه بیفته، ما زود میرسیم بهش
میره پایین، اما دوباره برمیگرده بالا
پس اول پروتئین رو بردارین
بیایین یه کادوی کوچولو برای ریچارد بفرستیم
بله! بله
ریچارد! بله؟
وای، خدای من
استیک «واگیو»ئه؟
اون... اوه، لعنتی
نه، تخممرغ خام بود
اوه، عجب
بفرما، شروع شد
سکو شروع کرد به حرکت کردن
بزن بریم! بزن بریم
برو بریم، برو بریم، برو بریم
سکو اومد پایین. گوشت شکم خوک
اونقدر سریع حرکت میکنه که وقت انتخاب ندارم
ماهی «کاد» سیاه، هشتپا
فقط با خودم میگم: «وای خدا! وای خدا!»
خانوما! منم اینطوریام که: «آخ، هشتپا!»
خب، انگار نصیبم بازوهای هشتپا شد. بردار
سکو هنوز داره میره، هنوز داره میره
دستهم رو دراز میکنم پایین
همهچی داره از بین انگشتام سُر میخوره
پسر، خیلی سریع بود! ...و من واقعاً هیچی ندارم
ای لعنت
برو
برو، برو، برو
اون تیکه گوشت رو میبینم. میخوامش
من و کانر با هم میپریم روش. اون از دستم میکِشه بیرون
پسر، هیچی نتونستم بردارم
یه تیکه گوشت خوک میبینم
گوشت رو برمیدارم. میآم پایین
گوشت لُخم نیست، دندهست
تو ۳۰ دقیقه اصلاً نمیشه دنده پخت
تمام. یه پروتئین بردار
این لامصب داره سریع میره
میبینم که این میگوها دارن از جلوی چشمم رد میشن
آخ! سکو رفت
پروتئین ندارم
به محض اینکه دیدیش! بزن بریم! برو، برو، برو
بزن بریم! خب، پروتئین، سس، پایه
توی زیرزمین، میگوهای قرمز رو میبینم
با خودم گفتم «اوه، عجب چیزی هستی تو!»
دیگه همهچی ردیف شد
انگار میگوهای قرمز یه هدیه بودن
شکم خوک، کاد، اردک! اردک؟ شوخی میکنی؟
برای داشتنش آدم میکشتم، ولی لازم نشد
پروتئین، سس، پایه
No comments yet. Be the first to leave one.