முதல் 200 வரிகள்.
از اون موقعی که
،من و هربی هانیکات باکستاپهامونُ جمع کردیم
و فرستادیمشون در عوض اون انگشتر رمزشکنه .و پریسکوپه بره، همچین حس مورمورکنندهای نداشتم
چرا؟ این چه حسیه؟
.تو عاشق گنجی دیگه، ریموند
بعد تو نیستی؟ .معلومه که هستی
.همه عاشق گنجهای مخفیان
،طلاهای یاماشیت
چالهی پُر پول اُوکآیلند ،این که هیچی، حتی دیبی کوپر
که بیشتر داستان مرموزانهای داشت .و کمتر به گشتن دنبال گنج ربط داشت
.آدم هم همینُ دوست داره دیگه... رمز و رازش
رمز و راز؟ میدونی چرا؟ .رابرت لوئیس استیونسون
.آره! ادگار اَلن پو ."داستان "حشرهی طلایی
.چه داستانی محشری ...همه چیز هم داره
،یه جستجوی دیوانهوار بهدنبال گنج
،کمکم به جنون کشیده شدن
،بهعلاوهی رمزنوشته، و حشرات .جمجمهای که میخکوبش کردن به درخت
.چه قصهی بینظیری اگه جداً طرف آدرس بقیهی
،سکهها رو هم داشته باشه
.این میتونه یه کشف خیلی بزرگ بشه
ممنونم، آقایون، دیگه میتونید برید
.چیزی که میخواستمُ برداشتم
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
« شمارهی 100 »
::. مترجمین: سـروش ، امیرعلی .:: « illusion, SuRouSH AbG » :زمانبندی مجدد .:: MehdiRCM ::.
.رابرت ناوارو، پلیس واشنگتن
.لطفاً در رو برامون باز کن
.یالا، بابی، درُ باز کن
.با مدیر ساختمون اومدیم خودمون داریم میایم تو، میشنوی؟
مردک همش با خودم آدم میاورد و کُلی رفت و آمد .داشت تموم شب آهنگ میذاشتن
.آقا، اگه میشه لطفاً بیرون بایستین
،من جایی نمیرم خودم خوب قوانینُ میدونم
چیکار کرده؟ مواد؟ تو کار مواد بوده، آره؟
.کسی تو آپارتمان نیست
.اگه مشکلی بود باید به منم بگین
.اصلش هم همینه
.از مرکز به واحد 8637، وضعیتتون چیه؟ واحد 8637 به مرکز .مزاحمت خونگی توی فرنویک
.ثبت کنید، صحت نداشت
.دریافت شد، 8637
.یه موقعیت "کد 10-33" توی محوطهتون داریم، درخواست نیروی پشتیبانی
خیلیخب، همهچی روبهراهه دیگه، نه؟ .نمیخوام مشکلی با پلیس داشته باشم
ازت دزدی کردن؟ از تو؟
خوشحالم که بدشانسیِ من .باعث شادی و سرگرمیات شده
.آخه...این پارادوکسِ قضیه غافلگیرم کرد ...خیلیخب، پس
،پنی لینکلن خیلی کمیاب 1943 ...که من از دست
،گریسون بلیز آزاد کرده بودم .به سرقت رفته
سارق میدونسته که کجا میتونسته پیدام کنه ،میدونست که سکهه دست منه
حالا هم افتاده دست خودش و یکم کمک میخوام که پسش بگیرم
یه بار گولمون زدی که کمکت کنیم .اون پنی رو بهدست بیاری
فکر کنم این دفعه دیگه .نخوایم کمکی بهت بکنیم
...مردی که دنبالشایم .این مرد الان دنبال چیزیه
خبرای معرکهای دارم اعضای هیئت وامدهی با .اضافه وام موافقت کردن
...اینم تقویم جدید پرداختیها
حتماً بهت کمک میکنه که ،هزینههاشُ پرداخت کنی
.و وانتت رو تعمیر کنی
شنیدم یه تصادفی شده بوده
،اونم برای رسیدن به چیزی که دنبالشه .دستش به خون آلوده شده
و مگه اینکه جلوشُ بگیریم، آدمای دیگهای هم قراره بمیرن نمیخوای بیشتر برات بگم؟
تو سالهای اخیر، چکهای تضمینی بانک آمریکا
،که توی دههی 30 ساخته شدن .سر و کلهشون توی مانیل و سنگاپور پیدا شده
،ایالت متحدهی آمریکا"، به دارندهی این چک" .100هزار دلار عندالمطالبه پرداخت میکند
چندتا از این اسکناسها ریخته تو خیابونها؟
.طبق گفتههای دولت، صفر
هر گونه صادر کردن ،همچین چکهایی رو رد میکنه
و اصرار داره که اگرم تعدادی ازش وجود داره .همه جعلی و تقلبیان
فکر میکردم موضوع اون پنیای که میگفتی باشه
همینطوره چونکه بدون اون پنیها ،هیچوقت نمیتونیم این چکها رو پیدا کنیم
یا اون مردی رو که داره بخاطر .پیدا کردنشون، آدم میکشه
...این هیچوقت آسون نمیشه
ولی صورتهای مالیتون .هم اصلاً جلوهی خوبی نداره
متأسفانه هیچ چارهای بجز گرفتن وثیقهتون نداریم
خواهش میکنم، هرکاری بگین میکنم
پنیها"...؟" مگه کلاً یه دونه در کار نبود؟
نه، چهارتا از این سکهها داریم .برونز... که توی 1943 ضرب شده
قبل اینکه بدزدیش، حاضر بودی که سه میلیون از پول ما رو خرج کنی
.تا یکی از این پنیها رو توی حراج بخری
کلکسیونرها برای این براشون ارزش قائلن که .فکر میکنن اشتباهی... برونزی ضرب شدن
درحالی که تمام پنیهای دیگه .با مس ضرب شدن
ولی چیزی که کلکسیونرها نمیدونن و چیزی که واقعاً باارزششون میکنه
اینه که اونا در اصل اشتباهی نبودن بلکه یه رمزی پشتشون حک شده
...توسط همون مردی که ضربشون کرده .نقشهی یه گنج بیکران
چکهای تضمینی گمشدهی بانک آمریکا که خزانهداری .ادعا داره اصلاً از اول ساخته نشدن
پیدا کردن اون اسکناسهای گمشده .مأموریتیه برای یافتن "جام مقدس" مالی
،صدها میلیون دلار .رو که میشه با یه درخواست رسمیِ کوچک زندهاش کرد
،و مردی که بهت حمله کرد از اینها خبر داشته؟
.آرام، لطف میکنی
سه تا از مأمورای امنتی .موزهی شرجه توی دوبی به قتل رسیدن
یه کلکسیونر آثار هنری ایتالیایی وقتی که خونهش توی آتش میسوزه میمیره
.آتشی که یه آشوبگر ناشناس راهش انداخته
،و همین دیشب
.یه دلال وسایل عتیقه توی جورجتاون کشته شده
بعد از خبرچینی به عضو لیستسیاهمون که باهاش یه قرار ملاقات ترتیب داده بودم
همینطوری زمان و مکان رو گیر آورد و از اون اطلاعات .استفاده کرد تا برام کمین کنه
،سه تا حادثه ،فرضاً سه تا سکه هم گیر آورده
اینطوری یکی از پنیها باقی میمونه
.تو یه زمانی یه مأمور بررسی بیمه بودی
آره
بامزهست... خودم الان یه داستان شخصی برام پیش اومده .که در رابطه با یه سکهی کمیابه
شاید بشه به همدیگه کمک برسونیم
هیچ نشونهای وجود داره که این بابا بدونه موقعیت آخرین پنی کجاست؟
نه، و اگه دستش بهش برسه دستش به رمز گنج میرسه
که یعنی باید قبل از اون .این آخرین پنی رو ردیابی کنیم
تنها خواستهی ما متوقفکردن این آدمه
گنجه به ما ربطی نداره
.اَه، انقدر ضدحال نباش دیگه .خیلی بهمون خوش میگذره
حس ماجراجوییات کجا رفته؟
بنظر منکه میتونه باحال باشه
،مرسی، آرام .روحیه به این میگن
هارولد، تو هم میتونی یه چیزایی از این فرمانبردارات یاد بگیریها
،آقای چرچ
.اینها همون افرادیان که براتون تعریف کرده بودم .از شرکت بیمه
،فرانک دابز ."از شرکت "فیربنکس اَند هاینز
.ما وسایل کلکسیونی نادر رو بیمه میکنیم
...و ایشون هم... متخصص ...متخصص سک
،متخصص سکهشناس هستم .بن فاربر
دفعهی پیش که اون کلکسیون اِلایسبرگ .رو ضرب کردین هم اینجا بودم
...آره، خب .پاتریک چرچ هستم، مدیر کلکسیونها
...متوجه شدم که موضوع اورژانسیه
موضوع اون پنی لینکلنیه .که به نمایش گذاشتین
جایی هست که بشه خصوصی صحبت کنیم؟
همونطور که گفتم، باهامون تماس گرفته شد مدیر ساختمون هم گذاشت یه سرگوشی آب بدیم
اثری از هیچ مسئله و دردسری نبود
و تمییز بود؟ به این تمییزی؟
.همین جوری
.زیادی تمییزه
.وایمن، سلام، سینگلتونام درسته
آره، خیالت تخت. حکم همین الانی که داریم حرف میزنیم .داره کارای صدورش تموم میشه
.همین الان یه تیم میخوام بفرستی اینجا .میخوام که اینجا رو زیر و رو کنید
.خیلیخب، اینجا رو ببینید
.فکر کنم پنیِ چهارم رو پیدا کرده باشم
خیلیخب، بعد از اینکه سکهها ضرب شده بودن .حدوداً سی سال ناپدید شدن
هیچ گزارشی ازشون توی اون سالها هیچجا نیست
،ولی بعد، توی سال 1975 کمکم توی حراجها سر و کلهشون پیداش شد
پنی گمشده آخرین بار تو .سال 1984 فروخته شده بوده
،و، طبق رسید فروش
خریدارش 2 سال پیش فوت شده
،ولی وقتی که مُرد دستش بوده؟
بله، و توی یه حراج گستردهای که برای دانشگاه پنسیلوانیا به جا گذاشته بود
.به حراج گذاشته شده بوده
پس، سکهه دست اوناست؟ - .آره، و نه -
من با مسئول اهداییهای دانشگاه ،یه صحبتی کردم
و میگه که اون پنی رو فعلاً .اجاره دادن به موزهی گاربور
.رسلر و نوابی، برین به این موزهه
.ببینید چی میدونن
از کجا باخبر شدین؟
یه حراج آلمانی یه دونه از این .سکههای تقلبی سیسیلیایی رو فروخته
ما هم به دلایلی فکر میکنیم که اون جاعل
این سکهی 1943ای رو که .اجاره کردین رو هم جعل کرده
اگه همینطور باشه، میتونید بهمون کمک کنید که پروندهای رو حل کنیم
که کَل اون کلکسیون قالبهای برقی رِدی رو که توسط .موزهی بریتانیا فروخته شد رو بخوابونیم
اصلاً امکانش هست؟
،این افراد... خب خیلی ماهر بودن
ولی ایالت صحت و اعتبارش رو تأیید کرد
،اگه حرفی که میزنین حقیقت داشته باشه الان باید بریم یه شکایت کلاهبرداری بکنیم؟
بیاید آروم آروم پیش بریم سکه اینجاست؟
میتونم ببینمش؟
.البته، آمبر
میخوام از همهچیز اثر انگشت بگیرین
.از زمین گرفته تا لامپها
اگه اینجا رو یکی تمییز کرده، میخوام بدونم که چطوری
چهجور مادهی شیمیاییای؟
چه جور پارچه و دستمالی؟ تموم سطوح
از زمین گرفته تا لامپها رو چک کنید ...چونکه یکی اینجا بوده
.و میخوام بدونم که کی
.مأمور کین .لطفاً... لطفاً بگین که برگشتین
مسلماً، اینجایین پس بعنی برگشتین
،ولی واقعاً برگشتین سر کار یا فقط اومدین سر بزنین؟
منم دلم برات تنگ شده بود
آقای ردینگتون یه پروندهای برامون ترتیب داده ...یه شکار گنج بینظیر
.بنظر عالی میاد
نه، اونی سکهی پنیای که با اون نقشهی ...استادانهاش گیر آورد رو یادتونه
راستش فقط اومدم اینجا که یه چیزی از تو پروندهها بردارم
درست
هی، اون دیگه چیه؟
.باید برگردین
.ببخشید ...تقصیر من بود، ندیدم
.خودم برش میدارم .من... خیلیخب
میدونین، حواسپرتیِ خوبی میشه
حواس پرتی؟
.از گشتن دنبال قاتلین تام
جداً فکر نمیکنم گشتن دنبال یه گنج .بتونه خیلی آرومم کنه
...پنیِ آقای ردینگتون .چهارتان
حالا، این عضو جدید لیستسیاهمون تونسته سهتاشُ گیر بیاره
و مأمور رسلر و نوابی هم رفتن دنبالش توی موزهی گاربور تا چهارمی رو پیدا کنن
شنیدم که رابطهات با .مأمور نوابی خوب پیش میره
.چه حواسپرتیای
.من اینجام. ولی برنگشتم
.کارآگاه سینگلتون چی شد که افتخار حرفزدن باهاتون نصیبم شد؟
.رابرت ناوارو - خب، چی؟ -
دفعهی قبلی که صحبت کردیم کاملاً معلوم بود که
داشتین دنبالش میگشتین
و برای منم کاملاً معلوم بود که نمیخواستین دنبالش بگردم
پس نگشتین، حتی با اینکه فکر میکردین
اون کارمند کسی بود که شوهرتون رو کشت؟
.فکر نمیکنم، مطمئنم یه گزارش مزاحمت خونگی
.از خونهی ناوارو گزارش شده بوده
،وقتی که رسیدیم به آپارتمانش دیگه کاملاً تمییز شده بود
اثری هم از ناوارو نبود
فکر میکنید من کسی رو که میتونست قاتل شوهرم رو شناسایی کنه رو کشتم؟
حالا کُشتین؟
No comments yet. Be the first to leave one.