Crossroad Springs

Crossroad Springs

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Crossroad Springs S01E06 Sunrise and Still Water 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-Kitsune
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Crossroad Springs 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-16
பதிவிறக்கங்கள்: 62
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

آره.

نه، من کاملاً می‌فهمم که با چه چیزی طرفیم.

نه، السا می‌دونه چیکار می‌کنه، خب؟

آره، هر اتفاقی افتاد بهت خبر می‌دم.

خداحافظ؟

هی.

هی.

به نظر میاد سنگینی دنیا رو

امروز صبح روی شونه‌هاته.

آره، فقط یه شب بی‌قرار بود.

هوم.

آره، این مزرعه هم باعث شده

که منم خیلی شب‌ها بی‌خواب بشم.

فقط مزرعه نیست.

یه جورایی سخته که یه پام اینجا باشه

در حالی که زندگیم تو شیکاگوئه.

آره، می‌دونم که داری با این موضوع کلنجار میری.

از رفتارت معلومه.

فقط وقت بذار. تصمیم درست رو می‌گیری.

آره.

خب، قضیه همینه. من تصمیمم رو گرفتم.

باید برگردم شیکاگو.

باید برگردم.

کلیسام به من نیاز داره.

البته. جماعتت حتماً دلشون برات تنگ شده.

من فقط مدام این ایده رو مرور می‌کنم

که با اینکه این مزرعه میراث خانوادگی ماست،

خدمت به خدا، هدایت مردم، وظیفه اصلی منه.

این یه انتخاب تقریباً غیرممکنه.

مطمئنی نمی‌تونی کمی بیشتر بهش زمان بدی؟

اگه برنگردم شیکاگو،

ممکنه منو به یه منطقه دیگه منتقل کنن.

حتی ممکنه منو به یه شهر دیگه بفرستن.

و اون جماعت اونجا، اونا خانواده من شدن.

نمی‌تونم همینجوری اعضای کلیسام رو رها کنم و برم.

این رسالت واقعی توئه.

ما واقعاً ممنونیم

برای تمام کارهای فوق‌العاده‌ای که اینجا انجام دادی.

سامان دادن به ناتان و بازگرداندن لوئیس به جمع‌مون،

ما بهت نیاز داشتیم و تو واقعاً حمایتمون کردی.

خیلی خوشحالم که تونستم اینجا باشم.

و خوشحالم که اوضاع معدن داره بهتر میشه.

اوف!

حل شدن اون (مشکل) خیالم رو راحت می‌کنه.

و امیدواریم که

برای سال‌های طولانیِ پیش رو، مسیر مثبتی رو رقم بزنه.

دلم برای اینجا تنگ میشه.

و حالا فقط باید بفهمم

چجوری این خبر رو به بابا بدم.

خب، فقط یادت باشه هر جا که هستی،

تو همیشه یه بخش بزرگی از این خانواده هستی.

ولی تا وقتی که اینجا هستی، می‌خوام حسابی به کارت بگیرم.

امیدوارم اینو بدونی.

جدی میگی؟

آره، جدی می‌گم.

نگرانی‌هامون درباره آب گاوها

قراره دیگه تموم شه.

چاه جدید می‌زنیم؟

نه، نمی‌زنیم.

خب، وقتی زمانش رسید، خودت می‌فهمی.

مدت‌هاست که اسیر سهمیه گله‌ایم.

اون سهمیه گله.

و حالا می‌تونیم بدون اینکه خوابمون خراب شه، کارمون رو گسترش بدیم.

اون اینجا چیکار می‌کنه؟

ویلیس.

چیه، گم شدی؟

در واقع، تازه از مزایده برگشتم.

حالا ۲۰۰ تا گاو بیشتر داریم.

خب، چطور می‌خوای بهشون آب بدی؟

حتی پول نیومن هم نمی‌تونه بارون بخره، دنیل.

آه، اینجا دیگه حرفت حساب بود.

آره، ولی ممکنه زمین زیر پاهات رو بخره، نه؟

خب، وقتی فصل داغ کردن دام‌ها برسه، می‌بینیم کی به کیه.

آره، می‌بینیم.

آه، اونا یه روزی یاد می‌گیرن.

دامداری فقط پول زیاد نمی‌خواد.

آدم‌های خوب می‌خواد که شانه به شانه و همدل کنار هم باشن.

خب، الهی آمین.

من میرم به اسطبل.

اگه چیزی خواستی بهم خبر بده.

خوبه، ممنون.

هی شما دو تا.

می‌خواید بیاید یکم لیموناد با هم بخوریم؟

عالیه.

کوچولوی ما چطوره؟

بالاخره خوابید.

الان آرومه. ولی وقتی بخواد، می‌تونه حسابی شلوغ کنه.

آه، اون فقط داره بزرگی‌شو زودتر نشون میده.

چیزی که هر روز باید به خاطرش جشن گرفت.

در این مورد...

اوم، می‌خواستیم یه چیز مهمی ازت بپرسیم.

آره، هرچی. بگو.

می‌خواستیم اونو غسل تعمید بدیم.

و امیدوار بودیم که شما بتونید مراسم رو انجام بدید.

حتماً. البته.

خیلی خوشحال می‌شم که این کار رو برای شما و خانواده جدیدتون انجام بدم.

آه، چه دلنشین.

می‌تونیم مراسم رو تو انبار برگزار کنیم.

این اولین غسل تعمید تو کلیسای کابوی‌ها خواهد بود.

زیاد زحمت نمی‌شه؟

داری شوخی می‌کنی؟ نه.

ما اینجا رو انقدر قشنگ تزئین می‌کنیم

که برای پسر کوچولوت عالی میشه.

ممنون عمه امی.

و بابت هر کاری که تا الان برامون انجام دادین هم ممنون.

اوه، چیزی نیست. این مراسم برکتی خواهد بود.

بی‌صبرانه منتظرم که شروع کنم به نوشتن سخنرانی.

همیشه خوبه وقتی که میشه شخصی‌سازیش کرد.

و حالا که شما رو بهتر میشناسم، عالی میشه.

این خیلی بیشتر از چیزیه

که می‌تونستیم تصورش رو بکنیم. ممنون.

و اشکالی نداره اگه چند نفر رو دعوت کنیم

از اهالی شهر که بهمون کمک کردن؟

البته. بله.

ما درهای مزرعه رو به روی کل جامعه باز می‌کنیم.

بیا تو.

این چیه؟

این طعم جدید دنیش (شیرینی دانمارکی) هست.

دارم یه نظرسنجی غیررسمی از مشتری‌ها می‌کنم.

و تو هم که داوطلب شدی، البته من داوطلبت کردم.

خب، من کی باشم که غذای مجانی رو رد کنم؟

باشه، هیچی از دست نمیدیم.

باشه.

هوم. این چیه؟ تمشک؟

اوه، نزدیک بود، توت‌فرنگی.

واقعا خوشمزه است.

شما، امم...

فقط...

من برمیدارم.

ممنون.

آره.

واقعاً خوشمزه است.

چند دقیقه وقت دارین؟

می‌خواستم خبری رو بهتون بدم.

البته. چی شده؟

تصمیم گرفتی بمونی؟

راستش، از شیکاگو باهام تماس گرفتن.

و تصمیم گرفتم که برگردم.

آه.

خب این خبر خیلی خوبیه، مگه نه؟

آره. شما فکر می‌کنین؟

آره، البته.

یعنی، شما همیشه می‌گفتین چقدر کلیساتون رو دلتون تنگ شده.

و کار کردن با مایکل.

و مطمئنم که در موردش دعا کردین و تصمیم درستی گرفتین.

آره، یعنی من این کارو کردم.

فقط اینکه واقعا از بودن اینجا لذت بردم.

از وقت گذروندن با همه.

این یه سبک زندگی متفاوته که واقعا بهش عادت کرده بودم.

مطمئنم که می‌تونین تمام این تجربیات زندگی رو

با خودتون به شیکاگو برگردونین.

آره، حق با شماست.

کی می‌رین؟

هفته دیگه.

بعد از اینکه بچه‌ی تینا و لوئیس رو تعمید دادم.

اوه، راستی شما هم باید بیاین.

اوه. واقعا؟

اونا حتما دوست دارن شما اونجا باشین.

عالی میشه.

شما از همون اول پشتیبانشون بودین.

آره.

مگی، فقط می‌خوام بدونی که من واقعا خیلی

خوشحال شدم که دوباره باهات آشنا شدم.

منم همینطور.

می‌دونی، قبل از رفتنت، نظرت چیه یه ساندویچ روست‌بیف دیگه

با خیارشور اضافه بخوریم؟

عالی میشه.

اوه، مگی.

راستی، پنج ستاره.

خب، این کوچولوی ما رسماً داره رشد می‌کنه و عالیه.

از نظر وزن و قد کاملاً تو مسیره.

رفلکس‌هاش هم خوبه.

از نظر رشدی هیچ چیز نگران‌کننده‌ای وجود نداره.

و برنامه خواب عجیب غریبش. طبیعیه، درسته؟

کاملاً طبیعیه. هرچند برای مامان و بابا زیاد خوب نیست.

دلم برای تینا میسوزه که مجبوره تمام شیفت‌های شب رو بیدار بمونه.

چون من الان وظایفی در مزرعه دارم.

عیبی نداره، لوئیس.

بذار هر وقت برگشتم سر کار نگرانش میشیم.

و بعدش می‌تونیم نوبتی بی‌خوابی بکشیم.

هر دو تون چه روحیه فوق‌العاده‌ای دارین.

و کافئین، حدس می‌زنم.

آره. فقط فکر می‌کنم بیدار موندن با یه بچه

بهترین دلیل برای از دست دادن خوابه.

آره، موافقم. خیلی بهتر از استرس و نگرانیه.

شنیدم یه دستگاه نویز سفید می‌تونه واقعاً کمک کنه

برای شیر دادن‌های شبانه فضا رو آروم‌تر کنه.

کاری هست که بتونم کمک کنم؟

فقط کاری که دارین انجام میدین رو ادامه بدین.

و شاید سعی کنین به مامان یکم فرصت بدین با خودش تنها باشه.

آره، عالی میشه.

شاید حتی بتونم یه حمام کامل کنم.

با نرم‌کننده و همه چیز.

باشه، شما دو نفر.

اگه کاری داشتین، شب و روز، باهام تماس بگیرین.

جدی میگم.

باشه. حتماً.

سوال دیگه‌ای ندارین؟

امم، اه...

خب، امم، در واقع...

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left