The CEO Club

The CEO Club

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

The CEO Club S01E06 More Than a Name 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 The CEO Club 2026 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-24
பதிவிறக்கங்கள்: 20
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

بلیز کلاً غیبش زده

نه، این‌طور نیست. چرا، هست

دارم یه صندوق سرمایه‌گذاری جسورانه ۴۰ میلیون دلاری راه می‌اندازم

و از بلیز هم هیچ خبری نشد

فقط یک ماه وقت داریم، پس زمان داره از دست می‌ره

حدود دو میلیون دیگه لازم داریم

جذب کردن لورن خیلی مهمه

فعلاً نمی‌خوام توی هیچ صندوقی سرمایه‌گذاری کنم

و اگه به ضرب‌الاجلمون نرسیم

صندوق رو می‌بندم و شکست می‌خوریم

خب، هیچ کاری انجام نشده. باید به امبر زنگ بزنم

سلام. هیچ کاری نکرده

حتی پله‌های بیرون هم تموم نشده

قطعاً حس می‌کنم ازم سوءاستفاده شده

چطور یه تیم کامل رو برای ساخت‌وساز نمی‌فرستین اونجا؟

انگار متروکه شده

واقعاً لحظه‌ی غم‌انگیزیه

با یه فاجعه روبه‌رو هستیم

واقعاً افتضاحه

وای خدای من

بچه‌ها ببخشید دیر کردم

مشکلی نیست

سلام گری. چطوری؟

سلام، لورن رایدینگر هستم. جری، از دیدنت خوشحالم

منم همین‌طور

من و امبر اومدیم میامی

برای مراسم رونمایی برند «موتیوز» توی مهمان‌خونه

خونه‌م دقیقاً همون بغل در حال ساخت‌وسازه

الان حسابی به هم ریخته و شبیه یه ویرانه‌ست

ما خونه‌های زیادی داریم ولی میامی محل اصلی اقامتمونه

و حالا تصمیم گرفتم یه پیمانکار جدید پیدا کنم

به این امید که کسی رو پیدا کنم که واقعاً کار رو پیش ببره

پس فقط می‌خواستم درباره‌ش صحبت کنیم

همه رو دور هم جمع کنم چون نمی‌دونم

اصلاً تهِ این کار معلوم هست یا نه

می‌دونم برای تموم کردنش باید هزینه‌ی بیشتری بپردازم

اینو می‌دونیم

باید تمام تمرکزم رو بذارم تا اوضاع رو تغییر بدم

و دوباره برگردم به خونه‌م

خیلی خوشحالم که این جلسه رو داریم

ما هم هیجان‌زده‌ایم. اصلاً نمی‌تونی تصور کنی چقدر

طبیعتاً دیدن خونه تو این وضعیت خیلی ناامیدکننده بود

چون تو این پنج ماه، هیچ اتفاقی نیفتاده بود

اما می‌خوام از همه‌ی این‌ها بگذرم و سعی کنم

آینده‌ی روشن رو ببینم چون اینجا می‌تونه

باید زیباترین خونه‌ی میامی بشه

قبل از اینکه شروع کنیم، همین‌طور بود

شوهرم دو سال پیش فوت کرد، برای همین این موضوع برام خیلی مهمه

این خونه‌ای بود که ۲۵ سال توش زندگی کردیم

ما سه تا نوه و یه دختر زیبا داریم

و آرزوش این بود که این خونه برسه

به اون بچه‌هایی که از وقتی به دنیا اومدن

تمام مراسم‌های تخم‌مرغ‌بازی عید پاک رو توی همین خونه گذروندن

می‌خوام آرزوش رو برآورده کنم

باید این پروژه رو به خاطر اون، بی‌نقص انجام بدم

ما هم همین رو می‌خوایم

می‌خوایم توی این پروژه‌ی ماندگار بهت کمک کنیم

می‌خوایم این یه تجربه‌ی عالی باشه

و از اینجا به بعد فقط انرژی مثبت باشه

و می‌خوایم خودت هم مشارکت داشته باشی

یکی از کارهایی که دوست داریم انجام بدیم اینه که فقط طبق نقشه‌ها پیش نریم

می‌خوام باهات توی اتاق‌ها قدم بزنم. منم همین‌طور

راستی، بذار درباره‌ی جایی که نشستیم بهت بگم

اینجا جاییه که من و «جی.آر» هر روز می‌نشستیم

اینجا همون‌جاییه که بچه‌هامون روی مبل‌ها بالا و پایین می‌پریدن

و زندگی می‌کردن

و با اینکه کسی نباید اینجا چیزی می‌خورد، ولی همه می‌خوردن

و اینجا جاییه که من یه مبل گرد و زیبا رو

تصور می‌کنم، با میزی که بتونم روش پوکر بازی کنم

و کریستین رو ببرم و پول‌های مری رو ازش بگیرم

می‌دونی، جی.آر همیشه می‌گفت: «لورن، بحث فقط من و تو نیستیم.»

«بچه‌هامون هیچ‌وقت نمی‌تونن یه روزی از پسِ هزینه‌ی یه همچین چیزی بربیان.»

«بیا مطمئن بشیم که این رو برای همیشه حفظ می‌کنیم.»

اینجا جایی بود که اون برای مهمونی‌های شام بزرگ تصور کرده بود

خب، من هنوزم می‌خوام

اینجا مهمونی‌های بزرگ بگیرم

یا مراسم‌های بزرگ خانوادگی

پس فکر کنم ساختن یه میز بهترین راه باشه

هدفش این بود که فضاهای بزرگتری اضافه کنه

می‌خواست من یه کمد دیواری مجلل داشته باشم

همیشه می‌گفت: «تو لایق بزرگترین و بهترین کمد هستی.»

می‌خواست یه زمین فوتبال درست کنه

می‌خواست هر کاری بکنه تا اینجا شبیه یه مجموعه‌ی واقعی بشه

خونه‌ای که توش صدای خنده و بازی بچه‌ها بیاد

و جایی که بتونیم کنار هم کار کنیم

البته این اتاق رو یادمه، این

هیچ‌کس شبیه‌ش رو نداره. هیچ‌کس

می‌خوام اینجا رو به اتاقی تبدیل کنم که واقعاً خانوادگی ازش استفاده کنیم

نمی‌خوام فقط از کنار این اتاق رد بشم و دیگه ازش استفاده نکنم

درسته، نمی‌خوای اینجا تبدیل به موزه بشه

دقیقاً

این پیمانکار بهم اعتمادبه‌نفس کافی داده تا باور کنم

که می‌تونن کار رو تموم کنن

فکر کنم به سرانجام رسوندن این کار

و اسباب‌کشی به اینجا، یه نقطه‌ی عطف باشه

توی مسیر جدید زندگی‌م

دو سال گذشته پر از تردید و دودلی بود

در حال کشف دوباره‌ی خودم، یعنی لورن هستم

این دختر جدید رو نمی‌شناسم. دارم کشفش می‌کنم

دلم برای لورنِ قبلی تنگ شده؟ همیشه. دلم برای زندگی قبلی با شوهرم تنگ شده

بچه‌هام بزرگ شدن و دخترم دیگه برای خودش خانمی شده

همه زندگی خودشون رو دارن

و از خوشبختیشون خوشحالی، ولی من کجای این زندگی قرار دارم؟

همه چیز واقعاً به خودم برمی‌گرده

این دیگه رابطه‌مون رو رسمی می‌کنه

حالا فقط به یه قرارداد نیاز داریم و بعد من براتون پول می‌فرستم

سلام مامان

مامانی، می‌تونی برای بعدی بهمون کمک کنی؟

باشه، برگه رو بیار اینجا

همین هفته مشق‌هاش شروع شده

این خیلی سخته

بهم گفت این کار رو بکنم

جمله‌ی بعدی کجاست؟

دقیقاً، واسه همین دارم ازت کمک می‌خوام

باشه. واسه همین ازت کمک می‌خوام

اصلاً نمی‌دونم باید چیکار کنم

باشه، باشه، حله

تو این مقطع، کلی اتفاق توی زندگی‌م داره می‌افته

برندم هست، رنجل هست

بچه‌ها هستن، شوهرم هست

مخصوصاً جواهراتی که هر هفته طراحی می‌کنم

باید پنج تا گردنبند «تنیس» با یه طرح خاص طراحی کنم

یعنی دور تا دورش الماس باشه

با یه قفل قشنگ پشتش

سرم خیلی شلوغه

آره، می‌بینم. تقریباً درسته

فقط باید آخرش یه «ب» بذاری. «بَرّه»

خوبه. تمومه. درسته

اما در عین حال می‌خوام برندم رو توسعه بدم

می‌خوام خرده‌فروشی‌ها رو بیشتر کنم

مشتری‌ها الان به جایی رسیدن که بیشتر می‌خوان

و آدم‌های بیشتری میان تا کارهای بیشتری ببینن

همیشه درباره‌ی جواهرات می‌گم «هرچی بیشتر، بهتر»

و اصلاً وقتش نیست که معمولی باشیم

پس تا جای ممکن از جواهرات بیشتری استفاده می‌کنیم

سَم یه گربه‌ست

سم یه گربه‌ست؟ می‌خوای اینو بنویسی؟

فکر نکنم باشه

حرفه‌م و چیزی که به دنیا عرضه می‌کنم

برام خیلی مهمه چون باور دارم

می‌خوام یه آینده‌ی عالی برای دخترهام بسازم

بحثِ به‌جا گذاشتن یه میراثه

فقط باید ادامه بدم و از تمام توانم مایه بذارم

«من یه سیب داشتم.»

«الف-ن.»

چون نمی‌تونی دو تا «آ» رو کنار هم بذاری

باید یه «ن» بذاری

خوبه. حله؟

خب مامان، من یه نوشیدنی کیوی-توت‌فرنگی دارم

کیوی-توت‌فرنگی؟ اون دیگه چیه؟

خب، یه جور الکترولیته

ولی فقط می‌خوام مطمئن بشم که کلاژن نداره

نمی‌تونم کلاژن... آره

چون بیشتر کلاژن‌ها از گاو گرفته می‌شه

نوشته «محافظ کلاژن»

ولی فقط معنیش اینه که پوستت رو هیدراته و شاداب نگه می‌داره

خب، منم باید هیدراته باشم و دوست دارم شاداب به نظر برسم

تو همین الانشم شادابی مامان. بیا اینو بگیر

شاید از این طعم خوشت بیاد

می‌دونی، من واقعاً هیجان‌زده‌ام

برای کاری که داری انجام می‌دی، هانا

آسون نیست

در واقع، فقط «آسون نبودن» نیست

واقعاً سخته

مامانم همیشه بزرگترین طرفدارم بوده

می‌دونی، وقتی پدر و مادرم طلاق گرفتن خیلی کم‌سن‌وسال بودم

و به مامانم فکر می‌کنم که به عنوان یه مادر تنها ما رو بزرگ کرد

اون توی «برادوی» بازیگر بود

پدرم خیلی سفر می‌کرد

و مامانم یه جوری اوضاع رو ردیف می‌کرد

و حالا، خیلی به بچه‌های ما می‌رسه

حس می‌کنم خیلی خوش‌شانسم که کسی رو دارم که این‌قدر فدای آرامش منه

من تمام مهمونی‌ها رو از دست دادم

یا حداقل نصفِ همه‌شون رو

چون فکر می‌کردم وقت گذروندن با شماها مهم‌تره

زمانه عوض شده

و فکر می‌کنم روشی که ما باهاش بزرگ شدیم فرق داشت

یه نسخه‌ی واحد برای همه وجود نداره

آره، منظورم اینه که الان شرایط واقعاً چالش‌برانگیزه

برای جذب سرمایه. بله

و به نظرم دیدارهای حضوری خیلی تأثیرگذاره

مهمه. بله

جمع‌آوری سرمایه واقعاً وقت زیادی ازم گرفته

روزهای اول همه‌اش دنبال ایجاد انگیزه و قدرت گرفتنی

و گرفتن تایید از آدم‌های کله‌گنده‌ی صنعت

خیلی وقت‌ها حس می‌کنم این تلاش جدید داره منو می‌بلعه

و پر از موانع و... می‌دونی

درهایی که توی صورتت بسته می‌شن

توی روزهای بد، با خودم می‌گم «ارزشش رو داره؟»

حتی توی روزهای خوب هم گاهی خودم رو زیر سوال می‌برم

فشار همیشه هست

حس می‌کنم همیشه تحت فشار بودم. آره، بودی

روشی که من با فشار بزرگ شدم قطعاً متفاوت بود

با روشی که تو باهاش بزرگ شدی

کسانی بودن که فکر می‌کردن من هیچ‌وقت به جایی نمی‌رسم

درها هنوز کاملاً باز نشده بودن. اوهوم

خیلی‌ها می‌گفتن «فکر کرده کیه؟»

و این دقیقاً همون حسیه که

در مورد ورود به حوزه‌ی سرمایه‌گذاری جسورانه دارم

مردم خیلی وقت‌ها ما رو نادیده می‌گیرن

The CEO Club subtitles in other languages

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left