முதல் 200 வரிகள்.
زيرنويس از مهدي shine021
گروگانها رو آزاد کن.
بیا بیرون و دستهات رو بالای سرت نگه دار.
خفه شو.
راه فراری نیست.
بیا بیرون و دستهات رو بالای سرت ببر.
گمشو!
زيرنويس از مهدي shine021
خوب به نظر میای.
هوم؟
خب، تو مهربونی.
نه، من... جدی میگم، تام.
تو... به نظر میاد فرق کردی، البته از نوع خوبش.
ممنون.
من... امیدوارم همینطور باشه.
فکر کنم من...
باید تغییر کنم.
متأسفم.
خیلی متأسفم و... و... فقط میخوام بگم...
ممنون که حرفم رو باور کردی.
این... خیلی برام ارزش داره.
اشتباههایی کردی و اگه همهشون رو به روت میآوردم،
اوضاع برات راحتتر نمیشد.
اوه، لعنتی. گندش بزنن. اوه، لعنتی.
اوضاع خرابه.
خیلی خراب شده، رفیق.
باید تسلیم بشیم.
این گزینه نیست.
منظورت چیه؟
دیگه تمومه.
خودت رو ببین، همهجات داری خونریزی میکنی.
الان تسلیم میشیم، رفیق...
گفتم تسلیم شدن اصلاً گزینه نیست!
من... حس میکنم فرق کردم، میدونی؟
انگار... نمیدونم، میتونم
از نو شروع کنم.
عالیه.
من دیگه بریدم، داداش.
هر کاری میخوای بکن.
هی، دارم میام بیرون.
مسلح نیستم. شلیک نکنید.
بلند شو، برگرد
و دستهات رو بذار روی سرت.
آرومآروم از در بیا عقب.
هوم.
هوم.
خدای من.
به دنیای واقعی خوش برگشتی.
خوبه که برگشتم.
به درک.
نه، نه، نه! نه!
چی؟
نه، این... خیلی کلیشهایه.
-بیخیال. -تام، ولش کن.
هیچی. فقط... حس میکنم خوشحالم.
نزدیک بود یادم بره حسش چهجوریه.
هی، ستوان.
برای دسر جا نگه دار.
اینجا پای گیلاس خیلی خوبی دارن.
اوه، یادم نیست آخرین بار کی یه پای گیلاس واقعی خوردم.
میدونم.
فکر میکنی چرا...
بدینوسیله این جلسه را رسماً آغاز میکنم.
پرونده شماره ۴۳-۲۱۹۹۷، مکسول جیمز فیکا،
شما ۱۲ سال از محکومیت ۹۰ سالهتان را سپری کردهاید
که بابت هرکدام از اتهامهای آدمربایی، سرقت مشدد
و قتل درجهدو صادر شده است.
گریگوری وین پالسن، شما پنج سال از محکومیت ۴۷ سالهتان را سپری کردهاید
که بابت چندین فقره کلاهبرداری در اوراق بهادار،
کلاهبرداری مخابراتی و شهادت دروغ صادر شده است.
هر دوی شما برای شرکت در برنامه مشارکت در پاسخگویی به تکرار جرم
در پاسخگویی به تکرار جرم درخواست دادهاید؛ که از این پس
برنامه «رَپ» نامیده میشود.
درسته؟
بله.
آره.
آیا هر دوی شما میفهمید و موافقید که در صورت پذیرفتهشدن،
از امروز، شما دو نفر بهعنوان
شریک پاسخگویی در کنار هم قرار میگیرید؟
بله.
بله.
از امروز،
باقیمانده محکومیتتان لغو میشود
و در عوض، حکم اعدام تعلیقی دریافت میکنید.
این احکام جدید به مدت
پنج سال معلق خواهند بود.
در طول این پنج سال، هیچکدام از شما نباید
به هیچ جرم جدیدی متهم شوید.
همچنین باید در این ایالت بمانید و در جلسات اجباری
گروهی هفتگی شرکت کنید و بیشتر از سه بار غیبت نداشته باشید.
اگر هر دوی شما در تمام مدت پنج سال کاملاً به شرایط برنامه پایبند باشید،
احکامتان لغو میشود
و دیگر مشمول مجازات نقض شرایط نخواهید بود.
آیا هر دوی شما این شرایط را کاملاً میفهمید و با آن موافقید؟
بله.
بله.
آیا هر دوی شما میفهمید و موافقید
که مسئولیت کامل
اَعمال مجرمانه یکدیگر را در تمام مدت
اجرای این برنامه بر عهده دارید؟
هرگونه نقض شرایط از طرف هرکدام از شما،
نقض شرایط از طرف هر دوی شما محسوب میشود؛ که در این صورت، هر دوی شما
احکام اعدامِ معلق فوراً اجرا میشن.
بله.
بله.
اعضای هیئت اعتراضی دارن؟
-اعتراضی نیست. -اعتراضی نیست.
این هیئت، شرکت نامزدها رو
در برنامه مشارکت پاسخگویی به تکرار جرم تأیید میکنه.
آقایون...
یه نصیحت دوستانه.
حواستون خوب به همدیگه باشه.
وقتی از اینجا رفتین، شما دو نفر
پشتیبان همدیگهاین.
به هم کمک کنین دوباره با جامعه کنار بیاین.
بیشترین موفقیت ما در این برنامه وقتی به دست میاد که
شرکتکنندهها تقریباً همیشه با هم در تماس باشن
و این تماس رو تا پایان دوره حفظ کنن.
اینکه چطور پیش برین به خودتون بستگی داره، ولی یادتون باشه،
جونتون دست همدیگهست، پس لطفاً اون بیرون
مراقب باشین.
اگه حرف دیگهای نیست، این جلسه ختم میشه.
موفق باشین، آقایون.
پس تو مکس هستی، درسته؟
من گرگم.
فکر کنم قراره زیاد همدیگه رو ببینیم، نه؟
کسی میاد دنبالت یا...
آها، ماشین سفارش دادی.
خب، انگار برای ما
جاهایی نزدیک به هم در نظر گرفتن.
شاید بتونیم...
هی، مکس.
ببین، شاید بهتر باشه قبل از
اولین جلسه گروه هفته بعد، یکم بیشتر با هم آشنا بشیم.
بریم یه نوشیدنی بخوریم؟
اوه، خب، من... من...
فکر کردم شاید با توجه به اینکه... قهوه بهتر باشه.
این یکی برای آپارتمانه.
این برای ساختمونه، باشه؟
-فهمیدم. -باشه.
راپ قبلاً پول یه ماه رو بهم داده.
اگه میخوای بیشتر بمونی، باید خودت پول بدی.
-فهمیدی؟ -بله.
-به من گفتن که باید... -نه، نه، صبر کن، صبر کن.
گوش کن، من دردسر نمیخوام.
تو برای من دردسر درست نکن، منم برای تو درست نمیکنم.
اگه برای من دردسر درست کنی، مجبورم به راپ زنگ بزنم و اونا
بهت میدن...
اخطار تخلف.
فهمیدی؟
-بله. -بله.
بگیرش.
بیا عزیزم.
باید تند راه بریم.
تند راه رفتن یعنی چی؟
یعنی همون سریع راه رفتن.
چرا باید سریع راه بریم؟
- چون... - ریچل.
عزیزم، من... باید یه لحظه با این آقا حرف بزنم.
میشه لطفاً اونجا منتظرم بمونی؟
باشه.
ایمی، لطفاً جایی بمون که بتونم ببینمت.
اصلاً چطوری اومدی بیرون؟
وای خدای من.
گفته بودی هیچوقت نمیذاری منو پشت میلهها ببینه.
حالا دیگه لازم نیست.
اوه، به این سادگیها نیست، گرگ.
یعنی اگه تو... اگه کسی که باهاش جفتت میکنن...
خطرهاشو میدونم، ولی یا باید این کارو میکردم
یا تمام دوران بچگیش رو از دست میدادم.
همین حالا هم خیلی چیزهاشو از دست دادم.
اون تنها چیز خوبیه که توی زندگیم مونده.
و اگه حالا اینو ازم بگیری،
دیگه فرقی نمیکنه زنده باشم یا مرده.
و میدونم با این قضیه هم مشکلی نداری،
ولی بحث من و تو نیست.
بحث اونه.
و مهم نیست دربارهٔ من چه حسی داری،
اون حق داره منو بشناسه.
کار داری؟
- جایی برای موندن داری؟ - جا دارم.
بهزودی کار هم پیدا میکنم.
بیا مامان.
باید تند راه بریم.
من... این قضیه خیلی سنگینه، گرگ.
خیلی سنگینه.
- باید بهش فکر کنم. - میتونم بهت زنگ بزنم؟
وقتی کار پیدا کردی.
بیا عزیزم.
من معمولاً افراد آراِیپیپی رو استخدام نمیکنم،
ولی بیخیال، چرا که نه؟
- یعنی، به نظر آدم درستوحسابیای میای. - واقعاً؟
خب، برای مصاحبه کتوشلوار پوشیدی، لعنتی.
میدونی این دوروبر چند وقت یه بار همچین چیزی پیش میاد؟
به فال نیک میگیرمش.
ممنون.
خب، از فردا شروع کن.
شیفتت از هفت تا چهارونیمه، نیم ساعت هم وقت ناهار داری.
سؤالی داری؟
راستش آره، یکی.
No comments yet. Be the first to leave one.