முதல் 200 வரிகள்.
اگهچه همه کشورهای دنیا دلشون میخواد این واقعیت رو انکار کنن
ما فرانسویا حقیقت رو میدونیم
بهترین غذای دنیا تو فرانسه درست میشه
بهترین غذای فرانسه تو پاریس درست میشه
و بعضیا میگن بهترین غذای پاریس رو سرآشپز آگوست گوستو درست میکنه
رستوران گوستو افتخار پاریسه
از پنج ماه قبل رزرو شده
و اوجگیری خیرهکنندهاش به قله آشپزی عالی فرانسوی
باعث حسادت رقباش شده
اون جوونترین سرآشپزیه که تا حالا تونسته پنج ستاره بگیره
کتاب آشپزی سرآشپز گوستو: «هر کسی میتونه آشپزی کنه!»
به صدر لیست پرفروشترین کتابها رسید
ولی همه موفقیتش رو جشن نمیگیرن
عنوان جالبیه، «هر کسی میتونه آشپزی کنه!»
آنتون اگو - منتقد غذا "خورنده عبوس"
و جالبتر اینه که گوستو واقعاً بهش باور داره
من در عوض آشپزی رو جدی میگیرم
و نه، فکر نمیکنم هر کسی بتونه این کار رو بکنه
این منم
فکر کنم واضحه که باید یه کم تو زندگیم تجدید نظر کنم
مشکل من چیه؟
اول از همه، من یه موشم
یعنی زندگی سخته
و دوم اینکه، حس چشایی و بویایی خیلی قویای دارم
آرد، تخم مرغ، شکر، دونه وانیل
اوه! یه کوچولو هم رنده پوست لیمو
!وای، تو میتونی همه اینا رو بو کنی؟ یه استعدادی داری
این امیل، برادرمه. اون زود تحت تأثیر قرار میگیره
خب که چی، میتونی مواد رو بو کنی؟ که چی بشه؟
این پدرمه. اون هیچوقت تحت تأثیر قرار نمیگیره
ضمناً، اون رهبر قبیلهمونه
خب، داشتن حسهای خیلی قوی چه ایرادی داره؟
وای، وای، وای! اونو نخور! اینجا چه خبره؟
معلوم شد اون بوی عجیب سم موش بوده
ناگهان، بابا دیگه فکر نمیکرد استعدادم بیفایدهست
خیلی از استعدادم خوشحال بودم
تا اینکه بابا بهم یه کار داد
تمیز کن
تمیز کن
درسته. سمشناس
!تمیز عالی
!تمیزینه
نزدیک به پاکی الهی
...یعنی تمیز بودن. میدونید، پاکیزگی نزدیک به
بیخیال. بریم جلو
خب، این کار بابام رو افتخارآفرین کرد
حالا حس بهتری نداری، رمی؟ تو به یک هدف والا کمک کردی
والا؟ ما دزدیم، بابا
و چیزی که میدزدیم، روراست باشیم، زبالهست
اگه کسی چیزی رو نخواد، دزدی محسوب نمیشه
اگه کسی نمیخوادش، چرا داریم میدزدیمش؟
بذار بگیم ما دیدگاههای متفاوتی داریم
این قدر رو میدونستم
اگه تو همونی هستی که میخوری، پس من فقط میخوام چیزای خوب بخورم
ولی برای بابام
غذا سوخته
اگه تو انتخاب چیزی که تو باک میریزی وسواس به خرج بدی، موتورت از کار میافته
حالا ساکت شو و زبالههاتو بخور
ببین، اگه قرار دزد باشیم
چرا چیزای خوب آشپزخونه رو ندزدیم؟
جایی که هیچ چیز مسموم نیست؟
اولاً، ما دزد نیستیم
ثانیاً، از آشپزخونه و آدما دور بمون
خطرناکه
میدونم قراره از آدما متنفر باشم، ولی یه چیزی توشون هست
اونا فقط زنده نمیمونن. اونا کشف میکنن، خلق میکنن
منظورم اینه که فقط ببین با غذا چیکار میکنن
چه جوری میتونم توصیفش کنم؟
غذای خوب مثل موسیقیه که میتونی بچشی، رنگیه که میتونی بو کنی
برتری همه جاست
فقط کافیه آگاه باشی تا متوقف بشی و ازش لذت ببری
اوه، گوستو حق داشت
آره، آره
اوه، محشره
هر مزهای کاملاً منحصر به فرد بود
ولی یه مزه رو با یه مزه دیگه ترکیب کنی
یه چیز جدید خلق میشد
خب، حالا من یه زندگی مخفی داشتم
تنها کسی که ازش خبر داشت امیل بود
هی، امیل. امیل
یه قارچ پیدا کردم
بیا، تو تو قایم کردن غذا ماهری. کمکم کن یه جای خوب براش پیدا کنم
اون منو نمیفهمه ولی من کنار اون میتونم خودم باشم
چرا اینجوری راه میری؟
نمیخوام مدام مجبور باشم پنجههام رو بشورم
تا حالا فکر کردی که ما با همون پنجههایی راه میریم
که باهاشون غذا رو دست میزنیم؟
تا حالا فکر کردی چی تو دهنمون میذاریم؟
همیشه
وقتی غذا میخورم، نمیخوام مزه جاهایی که پنجههام بوده رو حس کنم
خب، باشه
ولی اگه بابا تو رو اینجوری ببینه، خوشش نمیاد
چی داری اونجا؟
پنیر پیدا کردی؟
!و نه فقط هر پنیری. تام دو شِوِر دو پِی
این با قارچ من فوقالعاده میشه
...و
!این رزماری! این رزماری
شاید با چند قطره از این علف شیرین
خب، فکر کنم بندازش رو اون تپه و بعد... خودت که میدونی
.نمیخوایم اینو بندازیم دور با آشغالها. این خاصه
.ولی ما باید برگردیم به کلنی
...قبل از غروب آفتاب وگرنه، میدونی، بابا
!امیل
.اینجا امکاناتی هست که کشف نشده
.باید اینو بپزیم
...حالا اینکه دقیقاً چطور بپزیمش، اینه که
.آره
.رمز کار اینه که هی برگردونیش
.تا طعم دودی خوب و یکدست بشه
.اون طوفان داره نزدیکتر میشه
...هی، رمی، فکر نمیکنی شاید نباید اینقدر
!باید اینو بچشی
.این... یه جورایی... تند و تیزه، و آب میشه تو دهن
...واقعاً طعم دودی نیست. یه جور خاصیه... یه چیزی شبیه
یه جور طعم "بوم! زاپ!" داره. اینطور نیست؟
این طعم رو چی میگی؟ رعد و برقی؟
.آره. رعد و برقیه! باید دوباره انجامش بدیم
.باشه، دفعه بعد که طوفان اومد، میریم بالا پشت بوم
...میدونم این چی میخواد. زعفران. یکم زعفران اینو
...زعفران. چرا حس میکنم
.تو آشپزخونه است؟ تو آشپزخونه است
.زعفران. خوب نیست
.زعفران
.دوست ندارم. بیدار میشه
.من میلیونها بار اومدم اینجا پایین
.کانال آشپزی رو روشن میکنه، بوم، هیچ وقت بیدار نمیشه
تو میلیونها بار اینجا بودی؟
.دارم بهت میگم، زعفران بهترین چیزه. گوستو بهش ایمان داره
باشه. گوستو کیه؟
.فقط بهترین سرآشپز دنیا. این کتاب آشپزی رو نوشته
صبر کن. تو کتاب میخونی؟
خب، نه زیاد. اوه پسر. بابا میدونه؟
.میتونی یه کتاب رو، کلی کتاب رو با چیزایی پر کنی که بابا نمیدونه
.و همین کارو کردن، واسه همینه که من میخونم. که رازمون هم هست
.من رازها رو دوست ندارم
...تمام این آشپزی کردن و کتاب خوندن و تلویزیون دیدن
.در حالی که ما میخونیم و آشپزی میکنیم
.انگار داری منو تو جرم شریک میکنی و من بهت اجازه میدم
چرا بهت اجازه میدم؟
این بچهها چرا انقدر طولش دادن؟
زعفران لاکویلا. ایتالیایی. ها؟
.گوستو میگه عالیه. خوبه که پیرزنه عاشق غذاست
.رمز و راز رو فراموش کن. این در مورد آشپزی توئه
.هی! این گوستوئه. امیل، نگاه کن
.آشپزی عالی برای افراد کمدل نیست
.باید خلاق و دلیر باشی
.باید چیزایی رو امتحان کنی که ممکنه کار نکنه
.و نباید اجازه بدی کسی حد و مرزت رو تعیین کنه
.بخاطر اینکه از کجا اومدی
.تنها محدودیت تو، روحت است
.چیزی که میگم راسته. هر کسی میتونه آشپزی کنه. اما فقط بیباکها میتونن عالی باشن
.شعر محض
.اما این قرار نبود دوام داشته باشه
.رستوران گوستو یکی از پنج ستارهاش رو از دست داد
.بعد از یک نقد تند و تیز از طرف منتقد برتر غذای فرانسه، آنتون ایگو
.این ضربه سختی به گوستو بود
.و سرآشپز دلشکسته کمی بعد از دنیا رفت
.که طبق سنت، به معنی از دست دادن یک ستاره دیگه بود
گوستو مرده؟
!فرار کن
!نه، اینجوری اونو میبری سمت کلنی
!کمک، رمی، کمک! امیل! شروع کن به چرخوندن چراغ
!میخواد بگیردت
.امیل، تاب بخور به سمت من
!تخلیه کنید! همه به سمت قایقها
!اجازه بدید رد بشم! کتاب
!ببخشید. برو، برو
!برو، برو، برو، برو. بجنب، بجنب، بجنب
!پل رو بالا بکشید! عجله کنید، عجله کنید
!هی، جانی! عجله کن
.هل بده! بیا
!محکم بگیر
.بچه رو بگیر. بفرما! دستت رو بده به من
!هی، وایسا منم بیام
همه اینجا هستن؟ همه رو داریم؟
.یه دقیقه صبر کن. رمی کجاست؟ همینجام. دارم میام
!دارم میام
.محکم بگیر، پسر. یه چیزی بهش بده که بگیره
.بیا، پسر. پارو بزن، پسر
.بیا. دستت رو دراز کن
.میتونی انجامش بدی
!رمی! بابا
.بیا. میتونی برسی. میتونی برسی
!بچهها، وایسید. وایسا
.رمی. بیا. پارو بزن
.محکم بگیر! وایسا منم بیام. محکم بگیر
بابا؟
بابا؟
از کدوم طرف؟
.منتظر موندم
.برای یک صدا
.یک ندایی
.یک نشانه
.چیزی
.اگه گرسنهای، برو بالا و اطراف رو نگاه کن، رمی
چرا منتظر میمونی و غصه میخوری؟
...خب، من تازه خانوادهام رو از دست دادم، همه دوستام رو
.احتمالاً برای همیشه
...تو از کجا میدونی؟ خب، من
No comments yet. Be the first to leave one.