56 Days

56 Days

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

56 Days S01E06 720p AMZN WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 56 Days 2026 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-18
பதிவிறக்கங்கள்: 277
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

یا عیسی مسیح، گندش بزنن

صندوق یادبود نرو ریور؟

صبر کن، تو واقعاً فکر می‌کنی خانواده‌ی سنت لجر قراره همین‌طوری... چی؟

بهش به چشم یه-یه جور اعانه یا یه همچین چیزی نگاه کنن؟

شایلا، این پولا واسه اون مثل یه قطره توی دریاست

پول. باید می‌فهمیدم

من یه منبع معتبر می‌خوام، که حرفاش ثبت بشه

بین خودمون بمونه، من عاشق قاتل نرو ریور شدم

و امروز، اون قراره بهم بگه

اون روزی که پل اسپارلینگ مُرد، واقعاً چه اتفاقی افتاد

نمی‌تونم، نمی‌تونم... نمی‌تونم تو چشمات نگاه کنم

نمی‌تونم باهات حرف بزنم، نمی‌تونم بهت بگم

نمی‌تونم بهت بگم

هنوزم ادامه داره؟

نه

نه، تموم شده

کجا می‌خوای بری؟

هیچ‌جا

دکتر، بر اساس چیزایی که دیدی

سرنخی، چیزی داری بهم بدی؟

مقتول

مَرده

حقیقت رو بهت می‌گم

باهات صادق نبودم

م-من، می‌ترسیدم اگه بهت بگم چیکار کردم، خب

تو... تو

فقط فرار می‌کنی

هر چی که هست، اشکالی ندارد

این رو نگو. تو نمی‌دونی

نمی‌دونی من چیکار کردم

وقتی دبیرستانی بودم، یه بچه غرق شد

توی رودخونه‌ی نرو در رود آیلند، و خب

من هم، ام

پام وسط بود

رودخونه، اون... نزدیک مدرسه‌ام بود

پاتوق بچه‌ها بود که برن اونجا... وقت بگذرونن و، ام

خلاصه، سال آخر، با دوستام پل و... شین رفتیم اونجا

ما سه تا با هم صمیمی بودیم ولی همیشه بین‌مون تنش بود

مخصوصاً بین من و پل

فکر کنم اون موقع‌ها می‌گفتم که اون به من حسودی می‌کنه

به پول و-و آزادی‌ای که داشتم، ولی موضوع این نبود

من بودم، اونی که حسودی می‌کرد من بودم

من هیچ‌کس رو نداشتم

و پل، اون فقط

اون پل بود، اون

خیلی اعتمادبه‌نفس داشت

و یه وقت‌هایی بود که

با هم بودیم و همه‌چی خوب پیش می‌رفت

و بعد یهو یه شوخی بی‌موقع

باعث می‌شد بیفتیم به جون هم

و یه بار

این یه بار

کار به کتک‌کاری کشید

پل همین‌طوری به شین حمله کرد

و واقعاً می‌خواست بهش آسیب بزنه

بعدش افتادن توی رودخونه و-و

و بعد شین رفت روی پل

و شین مدام سر پل رو زیر آب نگه می‌داشت

فقط فشار می‌داد و فشار می‌داد و فشار می‌داد

و من، اه

من فقط، ام

فقط تماشا کردم که چطوری شین غرقش کرد

تنها چیزی که می‌خواستم این بود که فقط

فراموشش کنم، ازش بگذرم، و همین کار رو هم کردم

اه

من... من باختم

من تک‌تک رابطه‌های مهم زندگیم رو از دست دادم

به‌خاطر همین یه اشتباه، و

به‌خاطر همون، زندگیم فقط

خالی بوده

و غم‌انگیز

و بعدش با تو آشنا شدم، و، اه

تو فقط

امید رو به زندگیم برگردوندی

و، اه، باید بهت می‌گفتم

باید زودتر می‌گفتم ولی می‌ترسیدم، می‌ترسیدم

واقعاً می‌ترسیدم

ام

ولی الان دارم بهت می‌گم

و م-من... م-من امیدوارم

با هم، و

م-ما بتونیم، بتونیم ازش بگذریم

نه

نمی‌تونیم

چون تو یه دروغگوی لعنتی هستی

سیارا، صبر کن

داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

هی. هی

هی، می‌خواستی حرف بزنی، پس بیا حرف بزنیم

سیارا، بیخیال

اه، هر چی که هست، هر مشکلی که هست رو می‌تونیم فقط

حلش می‌کنیم. می‌تونیم از پسش بربیاییم

لعنت بهت

دنبالم نیا لعنتی

لعنتی

صدات درنیاد لعنتی

خواهش می‌کنم

هی. هی، اینجایی. یا عیسی مسیح

آره، هی، ببخشید. ام، من

بعد از اینکه رفتی، اینجا معطل شدم

خب باشه، گوش کن، بیخیالش. پیامم رو گرفتی؟

هی. معلوم شده که ضمیر اون «خوراکِ توی وان» مذکره

من نیستم

آره. آره، گوش کن، اگه این جنازه

مالِ سنت لجر باشه، اونوقت باید بیخیالِ دوست‌دخترش بشیم

و بریم سراغ انتقام

شاید بد نباشه با خونواده‌ی پل اسپارلینگ، قربانیِ نرو ریور، حرف بزنیم

پدر و مادرش سال‌ها پیش طلاق گرفتن

و، اه، مامانش هنوز توی ناراکانست زندگی می‌کنه

منظورم اینه که راه زیادی نیست. به نظرم همین‌طوری بریم

بدون خبر غافلگیرش کنیم

چی میگی؟ بریم ببینیم چه خبره؟

آره

هی، اونجایی؟ اوه

قطع شدی؟ ام

هی، آره، ببخشید دستم خورد صدات رو قطع کردم

اه، من... فقط گفتم «فکر خوبیه، عالیه»

آره، ممنون لی، لطف داری

منظورم اینه که، اه، بذار یه چیزی بپرسم

دقیقاً همین الان کدوم گوری هستی؟

مشکلات با اون همکارِ صمیمی‌ت؟

آره

آره

اون امروز دید که داشتیم حرف می‌زدیم

خب

اگه کِی-داگ بفهمه

اونوقت کل اداره ممکنه خبردار بشن، نه؟

یعنی

هر لحظه ممکنه لو بریم

من نمی‌خوام... گوش کن، بهم دست نزن

جدی میگم، من

نمی‌تونم آینده‌ی شغلیم رو واسه هر کوفتی که

این رابطه‌ی لعنتی هست به خطر بندازم، من

دیگه نمی‌خوام صدات رو بشنوم، باشه؟

هیچی برام نخر، هیچی نگیر

هیچ تماسی نباید با هم داشته باشیم. فهمیدم

می‌دونی

نمی‌دونم چطور

تونستیم تا الان قسر در بریم

می‌دونی چی میگم؟

دیگه نمی‌تونم. آره

این خیلی خطرناکه

هر لحظه ممکنه مچ‌مون رو بگیرن

چون تو خیلی چیزا واسه از دست دادن داری، مگه نه؟

سیارا وایز؟

اینجا چیکار می‌کنی؟

بهت گفته بودم که دارم برمی‌گردم خونه

«سیارا». این... همون اسمی بود که روی عروسک باربی‌ت که موهاش سوخته بود گذاشته بودی

داری با اون زندگی می‌کنی، درسته؟

واو، واقعاً داری این کار رو می‌کنی. پس جواب آره‌ست

من این کار رو واسه تو کردم

واسه من؟ آره، واسه تو

واسه خاطرِ تو، واسه خاطرِ مامان، واسه خاطرِ خونه این کار رو کردم

ما بابا رو از دست دادیم

عقل مامان رو

کل آینده‌مون به باد فنا رفته

و من فقط وایسادم و نگاه کردم. کاری از دستم برنمی‌اومد

واسه همین، آره، اومدم اینجا تا الیور سنت لجر رو پیدا کنم

و تقاص کاری که با خونواده‌مون کرد رو ازش پس بگیرم

حرفات تموم شد؟

چی، جلوی یه آینه‌ی لعنتی تمرینش کرده بودی؟

خب، پس تو با یه نقشه‌ی کلاهبرداری احمقانه خامِش کردی؟

قضیه اینه؟

الان دیگه اصلاً مهم نیست چون تموم شده

و تو باید ازم ممنون باشی لعنتی

فکر می‌کنی مامان به اون خونه اهمیت میده

وقتی بفهمه تو با خوابیدن با یه روانی نجاتش دادی؟

اون روانی نیست

اوه، نیست؟

واقعاً؟ از کی تا حالا؟

می‌دونم چه فکری درباره‌ش می‌کنی چون منم همین فکر رو می‌کردم، ولی شایلا

قضیه به این سادگی‌ها نیست

عذاب وجدان داره از تو می‌خورتش

نه خونواده‌ای داره، نه دوستی

رسماً نمی‌تونه بخوابه

حتی نمی‌تونه اتفاقی که افتاده رو به زبون بیاره

و از نظر روانی داغون شده

توسط همون روانشناسی که توی شهر خودمون بود

اون هنوز میره پیش دن تراکسلر

دن تراکسلر؟ آره

جدی میگی لعنتی؟ آره

و هر چی اون بهش میگه رو انجام میده

ولی من... بهت قول میدم شایلا، اون داره تقاص میده

داره چوب اشتباهاتش رو می‌خوره

«اشتباهات»

تو عاشقشی، نه؟

نه

نه، ازش متنفرم لعنتی

به من دروغ نگو

تو نمی‌فهمی

راست میگی، من... من نمی‌فهمم

من نمی‌فهمم

ولی اگه فکر می‌کنی

که می‌تونی از الیور سنت لجر و خونواده‌ی سادیسمی‌ش دزدی کنی

و همین‌طوری قسر در بری

مگان، اگه همین الان یه کاری نکنیم

دقیقاً همین الان لعنتی

می‌فتی زندان

این دیگه چه غلطیه شایلا؟

این رو از کجا آوردی؟

More Farsi Persian subtitles for 56 Days

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left