முதல் 200 வரிகள்.
آنچه در «تازهکار» گذشت
حالا شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
روز اول ماه عسل
فقط یه ماه عسل معمولی میخواستم
وقتت تمومه، تازهکار. جایی واسه زندگی پیدا کردی؟
بذار صاحبخونه جدیدم رو بهت معرفی کنم
بنال ببینم قضیه چیه
قضیه تو و لوسی چیه؟
داره واسه امتحان گروهبانی آماده میشه
تا شما دوتا بتونید دوباره برگردید پیش هم
خیلی فکر کردم
خب
و تو باید بیای با من زندگی کنی تا بتونیم یه
یه شانس واقعی به خودمون بدیم
ساده بگم، از دولت آمریکا آتو گرفتن
کی آتو گرفته؟
مونیکا. دلت واسم تنگ شده بود؟
همین الان رسیدن به هتل
خوبه
ظهر بخیر
من مأمور ویژه ارشد افبیآی، متیو گارزا هستم
و ایشون کارآگاه نایلا هارپر هستن
از اداره پلیس لسآنجلس
خب، الان در لحظه حساسِ شروع یه عملیاتِ
چند کشوری و پرسرعت هستیم
لطفاً تمام چمدونها رو بذارید کنار هم
رزرو به نام استیونز
میدونی، هنوز نمیفهمم
چرا نمیتونم اتاق جدا داشته باشم
چرا، خوبم میدونی
#ما_بهت_اعتماد_نداریم
به عنوان بخشی از توافق مصونیتش، مونیکا استیونز موافقت کرده
به افبیآی، پلیس لسآنجلس و اینترپل کمک کنه
تا چندین مجرم دونهدرشت
و هدفهای تروریستی که داخل
و خارج از آمریکا فعالیت میکنن رو ردیابی و دستگیر کنیم
میدونی، فکر کردم دارم بهت لطف میکنم
که با پول دولت آمریکا برات یه سفر اروپایی جور کردم
بله، چون حس خیرخواهی تو زبونزده
باشه. اصلا هر چی میخوای نق بزن
ولی چه باور کنی چه نکنی
من فقط اینجام تا به مجریهای قانون کمک کنم
یه قاچاقچی اسلحه کلهگنده رو از خیابونا جمع کنن
آره، با این حال بازم مثل عقاب چهار چشمی میپاییمت
با توجه به دوروییِ بیپایانِ مونیکا
افسر جان نولان
و ستوان بیلی نون رو برای نگهبانی ازش مامور کردیم
اولین هدفمون
لوکاس وگنر
بعضیهاتون از قبل وگنر رو میشناسید
اون از سال ۲۰۲۳ به خاطر فروش موشکهای
استینگر FIM-92J اعلان قرمز داره
و همچنین ۱۲ تا حکم بازداشت فعال در کالیفرنیا
مونیکا هفته پیش با وگنر تماس گرفت
از طرف یه خریدار خیالی
تا برای خرید واسطهایِ
تسلیحات سنگین به اندازه یه گردان هماهنگی کنه
جلسهشون هنوز تعیین نشده
ولی شنودهای سیگنالی نشون میده
که وگنر فردا وارد شهر میشه
مشخص شده که اون
با یه تیم امنیتی خیلی سرسخت جابهجا میشه
پس لازم داریم که این عملیاتِ دستگیری
سریع و غافلگیرکننده باشه
همزمان، پلیس لسآنجلس، MI5
و پلیس برلین به مقرهای
عملیاتیِ وگنر در شهرهای خودشون حمله میکنن
رویهمرفته، این باید بینقصترین عملیاتی باشه
که تا حالا هر کدوم از ما انجام دادیم
و همهاش بستگی به توانایی ما
در کنترل کردن مونیکا استیونز داره
که نمادِ زندهِ تئوری آشوبه
پس دعا کنید
اوه
اتاق بزرگتر واسه منه
هی. بذار بره
به هر حال قراره نوبتی بخوابیم
آها، میشه اون یکی اتاق رو...؟
دِکویو. متشکرم
میدونی، حرف مونیکا پر بیراهم نیست
میتونیم چند روز
به آخر مأموریتمون اینجا اضافه کنیم
و این سفر رو به یه ماه عسل دوم واقعی تبدیل کنیم
عاشق این فکرم
منظورم اینه که معلومه باید دنبال
یه اتاق هتل ارزونتر بگردیم، ولی پایهام
این مخمله؟
هی
شیفت شب چطور بود؟
در سه کلمه: استریپرها علیه دلقکها
کلی سوال دارم، اولیش اینکه چطوری، چرا
و، اه، کی برد؟
کی میدونه؟ کی میدونه؟
و خب، معلومه دیگه، استریپرها
و محض اطلاع، یه دلقک گریان
در واقع ترسناکترین نوع دلقکه
عالیه
خب، منم دارم ورزش قبل شیفتم رو تموم میکنم
میخوای بیای؟
کمک میکنه قبل خواب آروم بشی
واقعا باید این کار رو بکنم
منظورم اینه که، مگر اینکه بخوای انرژیت رو
واسه یه خوشگذرونیِ دمصبح نگه داری
بیخیال. همچین خبری نیست
وایسا، تیم هنوز ازت نخواسته با هم برید بیرون؟
حالا که هر دوتون سرگروهبانید؟
نه
آخه مگه میشه؟
سه روز از وقتی که برات سوروسات چید و رفت گذشته
خب خداییاش من خوابم برد
مهم نیست
درست نیست اینطوری تو رو معلق بذاره
میخوام باهاش حرف بزنم
نه، این کار رو نکن
پس خودت باید حرف بزنی
جدی میگم، جفتتون رو دوست دارم
ولی جفتتون دقیقا یه مشکل دارید
عرضه ندارید در مورد مسائل سخت با هم حرف بزنید
من اینطوری نیستم
باشه، ببین، اگه خوابیدنِ لوسی
یه نشونه از طرف کائنات بوده باشه
که یعنی واسه پیشنهادِ همخونه شدن داشتم خیلی تند میرفتم چی؟
کائنات؟ داری شبیه سلینا حرف میزنی
خدا نکنه
پشت سر اون دختر حرف نزن
اون با احساساتش رو راسته
و ارتباطگیرندهی خوبیه، در حالی که تو افتضاحی
قبلا هم گفتی
گوش کن چی میگم
طبیعت از خلأ متنفره
پس اگه تو به رابطهات نرسی، من میرسم
خب، به جز اینکه یه زنگوله به گردن مونیکا ببندیم
بقیه جهات کل شب تحت نظره
اوضاع کارگروه چطوره؟
فعلا که همه دارن خیلی خوب با هم همکاری میکنن
هی مامان. پراگ چطوره؟ - خیرهکننده
غذاهاش به نسبت سلیقه من یکم پرخامه است
ولی بازم دارم بیش از حد میخورم
جیمز هنوز واسه کمک زنگ نزده؟
نه. اون حرفهایه
حسابِ بچهها رو رسیده
خیلی خب، خیلی خب
میشه لطفا روی مأموریتی که داریم تمرکز کنیم؟
بعدا بهت زنگ میزنم
اینجا همه چی داره سریع پیش میره
وگنر ممکنه واسه تعیین وقت جلسه زنگ بزنه
همین فردا
این میتونه مشکلساز بشه
هنوز نتونستیم جای
پایگاه اصلی عملیاتی وگنر رو پیدا کنیم
فکر کردم اطلاعات موثق داشتیم که داره
از بندر لسآنجلس فعالیت میکنه
داریم، ولی اون بندر ۷۵۰۰ هکتاره
با ۲۵ تا پایانه باربری، ۱۵ تا اسکله تفریحی و ۵ تا ایستگاه قطار
مثل پیدا کردن یه کنه ریز روی یه گوزن بزرگه
این استعارهات رو نفهمیدم
آخه ببین، گوزنها بزرگن
و کنههای نوزاد خیلی کوچیک
بسه دیگه. - باشه
بدم میاد بگم سریعتر کار کنید، ولی واقعا سریعتر کار کنید
اگه وگنر رو حذف کنیم ولی سرشاخههای آمریکا رو ول کنیم
شبکهاش و اون اسلحهها بدون اون هم به کارشون ادامه میدن
مفهومه. بیشتر پیگیری میکنیم
خوبه
بسیار خب، برنامه چیه؟
بیشتر پرسوجو میکنیم تا ببینیم میتونیم آدرسی پیدا کنیم یا نه
اگه این کار رو بکنیم، خطر این هست که وگنر بفهمه
دنبالشیم
ایده بهتری داری؟
شرط میبندم وگنر تو بندر آدم داره
همون چشم و گوشهایی که امنیت عملیاتشون رو تامین میکنن
اسمیت، اتفاقا فکرِ خیلی خوبیه
منم گاهی مخم کار میکنه
میتونم عکسِ سوابقِ همه همدستهای شناختهشدهاش رو دربیارم
بعد تو بندر کمین میکنیم
و اولین چهره آشنا رو میگیریم
خیلی خب، خوبه. انجامش بدید
همه لباس شخصی بپوشن
و آماده یه اضافه کاریِ حسابی باشید
حالا بریم سر وقتش
هی پسر. یه لحظه وقت داری؟
راستش نه قربان. عالیه
گوش کن، میخواستم بهت خبر بدم
«شانگریلا» داره صنف تشکیل میده و قراره حق شارژ بگیره
وایسا ببینم... همون پارکینگی که همهمون توش میخوابیم
داره انجمنِ مالکان راه میندازه؟
همین الان گفتم دیگه
و تو میخوای از من کرایه بگیری؟
نه، کرایه نه
این هزینه زندگی تو اونجاست
خب این هزینه چقدر هست حالا؟
ماهی ۹۰۰ تا
تا؟ ۹۰۰
میدونم زیاد به نظر میرسه
ولی قراره کلی تغییرات اساسی داده بشه
تازهکار، بجنب
باید پروندهها رو دربیاری. بله قربان. ببخشید
بعدا در موردش حرف میزنیم
اسمت رو به عنوان موافق رد میکنم
نه، نمیکنی
No comments yet. Be the first to leave one.