Fire Country

Fire Country

Farsi/persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 3

வெளியீட்டு விவரம்

Fire Country S03E16 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
கருத்துரை வழங்கியவர் filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

குறிச்சொற்கள்

webdl
amzn
flux
web
filamingo
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-08-08
பதிவிறக்கங்கள்: 0
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi/persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه گذشت... ‏ ‏این خواهرمه.‏

‏ راسته که بابات ‏

‏ موادفروش بوده؟‏ ‏پدر و مادرمون ‏

‏وقتی نوجوان بودیم با هم ازدواج کردن،‏

‏بعد هم خیلی بد تموم شد.‏

‏در حد یورش اف‌بی‌آی بد.‏

‏من رو قضاوت می‌کنی.‏

‏می‌گی اگه فقط بتونی‏

‏برای بچه‌هات الگوی خوبی باشی،‏

‏همه‌شون بی‌نقص از آب درمی‌آن‏

‏مثل اسکای.‏ ‏اسکای رفته ترک.‏

‏ما یه خانواده بودیم و چون هیچ نسبت خونی نداشتیم،‏

‏وقتی پدر و مادرمون جدا شدن، ما هم از هم جدا شدیم.‏

‏ولی حالا اینجاییم.‏

‏دعوا می‌کنیم.‏

‏عذرخواهی می‌کنیم.‏

‏تقریباً مثل خواهرهای واقعی.‏

‏ هی برچ. داداش، بیدار شو. ‏

‏ بگو با ۹۱۱ تماس بگیره. ‏

‏منی، چی شده؟‏ ‏درست مثل برچ.‏

‏آزمایش‌هات مقدار قابل‌توجهی‏ ‏مسمومیت با آفت‌کش نشون می‌ده.‏

‏بگین اردوگاه رو آزمایش کنن.‏

‏استخدام شدم.‏ ‏اسم اون شرکت دوباره چی بود؟‏

‏شرکت آکسالتا.‏

‏ فهمیدم چی باعث شیوع شده. ‏

‏آب. منبع چاه‌مون از تالاب‌های واسپاره.‏

‏پس می‌فهمیم زمین مال کیه.‏ ‏آره.‏

‏برای هلدینگ بین‌المللی آکسالتا کار می‌کنم.‏

‏ همون شرکتی که وکیل فرستاده ‏

‏ سراغ چند آتش‌نشان. ‏

‏افسر کارسون.‏ ‏باید دربارهٔ آزادی مشروطت حرف بزنیم، بُدی.‏

‏می‌خوام بدونم چرا‏

‏با مجرم‌های شناخته‌شده معاشرت می‌کنی.‏

‏پیتزا رسید.‏

‏می‌خوای بازش کنی؟‏ ‏حتماً.‏

‏گفتم چقدر خوشحالم دوباره توی زندگیمی؟‏

‏فقط دائماً.‏

‏دیگه یه کم داره عجیب می‌شه.‏

‏اوه. تو پیتزا نیستی.‏

‏نه. و نمی‌مونم.‏

‏هی، میک.‏ ‏اوه. تو هم پیتزا نیستی.‏

‏آره، همین رو تازه گفتیم.‏

‏یعنی چی نمی‌مونی؟‏

‏کجا می‌ری؟‏

‏بابام زنگ زد. سرگیجه داره و...‏

‏اونجا می‌خوان دوازده دلار بگیرن‏

‏فقط برای اینکه فشار خونش رو بگیرن، پس...‏

‏نمی‌دونستم شما دو تا برنامهٔ خواهرانه دارین.‏

‏آره، به مشاورهٔ تخصصی من نیاز داره.‏

‏آره، فردا با شرکتی جلسه دارم‏

‏که تری راک رو مسموم کرده،‏

‏و اون توی سروکله‌زدن با آدم‌بدها خیلی خوبه.‏

‏نباید بذاری ببینن دستپاچه‌ای، می‌دونی؟‏

‏باید خونسرد بمونی.‏

‏خب، این یکی قرار نیست اتفاق بیفته.‏

‏اِم... کلانتریِ خفن‌بازی‌ها چطوره؟ خوبی؟‏

‏زندگی عالیه.‏ ‏همه‌چیز عالیه.‏

‏کاملاً خوب و عالی.‏

‏خوب به نظر نمی‌آی.‏

‏یه کم عجیب و عصبی‌ای.‏

‏نه‌خیر.‏

‏پیتزا.‏

‏آره.‏

‏خوبم.‏

‏ولی واقعاً عجیب و عصبی به نظر می‌آی.‏

‏نه.‏

‏باشه، اسکای دوباره لغزش کرده.‏

‏اوه خدا، متأسفم. باشه.‏ ‏دوباره رفته مرکز ترک.‏

‏اشکالی نداره.‏ ‏همه‌چیز خوبه.‏

‏هی، میک.‏

‏این آقا می‌گه تو رو می‌شناسه.‏

‏آزی، اینجا چی‌کار می‌کنی؟‏

‏گفت یه خواهر داری.‏

‏تو شارونی؟‏

‏نمی‌دونم. هستم؟‏

‏ببین، من برنمی‌گردم اون بالا.‏

‏کاری که می‌کنه خلاف قانونه و من کلانترم.‏

‏اون نمی‌خواد تو رو ببینه.‏ ‏می‌خواد اون رو ببینه.‏

‏سوار شو.‏

‏شوخی می‌کنه؟‏

‏به نظرت قیافه‌ش شبیه شوخیه؟‏

‏نه.‏

‏هی، بابا.‏

‏فکر... فکر نمی‌کردم دوباره بیای این بالا.‏

‏نمی‌ذاشتم تنهایی این کار رو بکنه.‏

‏هی، فشفشه.‏

‏من رو «فشفشه» صدا نکن، وس فاکس!‏

‏می‌خوای من رو ببینی، بعد‏

‏دست راستت رو می‌فرستی من رو بندازه پشت‏

‏یه ون باری، انگار گروگانم؟‏

‏وقتی این‌طوری می‌گی، واقعاً عجیب به نظر می‌آد.‏

‏و می‌گه قبل از اینکه ون داشته باشی،‏

‏می‌ذاشتیش توی صندوق عقب؟‏

‏یه بار.‏ ‏اوه.‏

‏ببین، فقط پنج مایل آخر بود.‏

‏باشه.‏

‏مردم فکر می‌کنن ماری‌جوانای غیرقانونی می‌کارم.‏

‏نمی‌کارم.‏

‏ولی هنوز دوست دارم جای خونه‌م مخفی بمونه.‏

‏مخصوصاً از کلانتر.‏

‏دختر خودت کلانتره.‏

‏خب، می‌بینی چه موقعیت بدی برام درست می‌کنه.‏

‏اون وانت جدیده، بابا؟‏

‏باز شروع نکن دربارهٔ وانت‌هام.‏

‏بیا. یه غافلگیری برات دارم.‏

‏شارون، تو با من بیا.‏

‏آزی، تو و میکی اون یکی رو بیارین.‏

‏کجا می‌ریم؟‏

‏می‌ریم بانک.‏

‏افسر آزادی مشروط مهربونت اومده‏

‏برای یه تست مواد سرزده.‏

‏پاکم.‏

‏خوبه. و دیگه برای اون پرورش‌دهندهٔ علف کار نمی‌کنی؟‏

‏ببین مرد،‏

‏دارم سعی می‌کنم به خانواده‌م کمک کنم.‏

‏برای پدربزرگم کلی خرج داریم.‏

‏راه‌های زیادی برای پول اضافه درآوردن هست.‏

‏تمام کاری که می‌کنم اینه که به وس کمک می‌کنم‏

‏بوته‌ها رو پاک کنه و درخت‌ها رو بندازه.‏

‏برام مهم نیست داری کمکش می‌کنی سرطان رو درمان کنه.‏

‏اگه به کار برای وس فاکس ادامه بدی، برمی‌گردی زندان.‏

‏اوه، این دیگه چیه؟‏

‏بابا، من نباید این رو ببینم.‏

‏چشم‌هات رو ببند.‏ ‏چقدر توشه؟‏

‏نیم میلیون.‏

‏بفرما، رئیس.‏

‏ببین، دربارهٔ والتر شنیدم.‏

‏و می‌خوام این رو داشته باشی.‏

‏اوه، هی، من... نمی‌تونم قبولش کنم، وس.‏

‏پنجاه هزار دلار.‏

‏من می‌تونم قبولش کنم؟‏

‏نه.‏

‏می‌دونی، بهترین بخش ازدواج با مادرت‏

‏این بود که یه دختر اضافه هم نصیبم شد.‏

‏وقتی طلاق گرفتیم، کاش...‏

‏کاش بیشتر تلاش کرده بودم ارتباطمون رو نگه دارم.‏

‏پول راه منه برای اینکه بگم متأسفم.‏

‏خیلی سخاوتمندانه‌ست، وس.‏

‏بالاخره باید یه کاری باهاش بکنم.‏

‏نمی‌ذاره به اسکای کمک کنم.‏

‏اوه، ظاهراً متوجه طنزش نیست‏

‏که داره هزینهٔ ترک رو با پول مواد می‌ده.‏

‏از کجا می‌دونی پول مواده؟‏

‏من محصولات زیادی می‌کارم.‏

‏آره، با فروش گوجه‌فرنگی این همه پول نقد درنمی‌آد.‏

‏بحث پول نیست!‏

‏حتی نمی‌ذاره با نوه‌م حرف بزنم.‏

‏نه، به مرکز ترک گفته من «آدم امنی» نیستم.‏

‏باشه بابا، اگه از من عصبانی‌ای، با خودم حرف بزن، نه شارون.‏

‏خب، نمی‌دونستم اجازه دارم باهات حرف بزنم یا نه.‏

‏شاید تحریک بشی.‏

‏نه. این کار رو باهاش نکن.‏ ‏داره از بچه‌ش دفاع می‌کنه.‏

‏ببین، اسکای الان خیلی آسیب‌پذیره.‏

‏می‌دونم، و دارم سعی می‌کنم کمکش کنم.‏

‏با گفتن اینکه مشکل منم؟‏ ‏اینکه همه‌چیز رو بیماری می‌بینم؟‏

‏اون گفت، نه من.‏

‏داشت خالی می‌کرد.‏

‏داشت درد دل می‌کرد و من... می‌خواستم بدونه‏

‏من طرفشم.‏

‏چطوره یه بار طرف من باشی؟‏

‏دیگه بهش نگو من آدم‌بدم.‏

‏د... دیگه بهش نگو من آدم‌بدم.‏

‏تو مواد غیرقانونی می‌کاری!‏ ‏عملاً خودت آدم‌بدی!‏

‏باشه، با آدم‌بدها خونسرد می‌مونیم.‏

‏ببین، می‌خوام ببینمت، می‌خوام بیام این بالا، واقعاً،‏

‏ولی بعد این چیزهای دیگه رو می‌بینم‏

‏که اصلاً نباید ببینم.‏

‏مثل بوتان پشت ون‌هات‏

‏برای استخراج روغن حشیش،‏

‏و این همه وانتی که می‌خری تا پولت رو بشوری.‏

‏واو، من فقط یه وانت خیلی باحال دیدم.‏

‏من کلانترم، بابا.‏

‏حرفم اینه که من رو توی موقعیت بدی می‌ذاره.‏

‏مجبورم می‌کنه چشم‌پوشی کنم.‏

‏و وقتی پای دخترم وسطه، نمی‌تونم چشم‌پوشی کنم.‏

‏اون تحت‌تأثیر همهٔ این چیزها قرار می‌گیره.‏

‏ماشین‌های گرون، پول راحت و خودت.‏

‏می‌تونی توی زندگی من باشی.‏

‏ولی نمی‌ذارم اون تبدیل به تو بشه.‏

‏بریم.‏

‏هی، آزی، می‌شه... می‌شه ما رو برسونی؟‏

‏وقتی بمیرم، همهٔ اینا رو برای اسکای می‌ذارم.‏

‏به وکیل می‌گم رسمی‌ش کنه.‏

‏پس تو... تو می‌تونی کنار بکشی.‏

‏اسکای نمی‌تونه!‏

‏نمی‌ذارم، نمی‌ذارم، نمی‌ذارم این‌طوری بشه.‏

‏هی.‏

‏چه... چه خبره؟ همه کجان؟‏

‏اِم، دیشب اومدن و همه رو منتقل کردن.‏

‏شارون امروز با وکلا جلسه داره.‏

‏می‌خواد منم اونجا باشم.‏

‏بعدش میان و من رو هم منتقل می‌کنن.‏

‏کجا؟‏

‏نمی‌دونم.‏

‏یه اردوگاه آتش‌نشانی دیگه؟‏

‏هیچ‌وقت حس می‌کنی دنیا افتاده به جونت؟‏

‏ اوه، دخترم. ‏

‏من نزدیک بود بمیرم.‏

‏ولی نمردم.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left