முதல் 200 வரிகள்.
امیدوارم با دیدن پا مشکلی نداشته باشی
انگشتهای پام شبها در حد مرگ ورم میکنن
اِدبل میخوای؟
نه، خوبم. ولی ممنون
ببخشید. یعنی تو مثلاً با بابام رفیقی؟
نمیتونم دقیقاً بگم رفیق
من واحد طبقه بالام
من و بابات یه جورایی با هم توافق داریم
توافق؟
اه، چندش. ربطی به مسائل جنسی و این حرفها نداره
اوه، اصلاً همچین فکری نکردم. چی؟
وقتی نیست به گل و گیاههاش آب میدم
کجاست مگه؟
فکر کنم با هم صمیمی نیستید، نه؟
از وقتی بچه بودم به اینور، نه
آخرین بار که دیدیش، به نظر مریض میومد؟
به نظر من که حالش خوب بود
البته الان که فکر میکنم
راحت باش. این زود اثر میکنه
میدانم هفتهای که گذشت بدون دکتر نَش
و مارکوس چقدر سخت بود
ولی ما هم مثل مغز، توانایی تطبیقپذیری داریم
و تطبیقپذیری هم نیاز به همکاری داره
با این حال، میدانم که کاملاً واضحه
که بین من و دکتر پورتر تنش وجود داشته
برای همین میخوام این رو بگم که
من همون دکتری هستم که مادرش رو درمان کرد
اون سخنرانی که دکتر پورتر توی جشن انجام داد، درباره من بود
مـ... من متاسفم
چارلی، خب، تو مثلاً برای چی اومدی اینجا؟
انتقام؟
اومدم اینجا تا یه دکتر خوب باشم
باشه. اوم
دارن کد میزنن. باید بریم
حرکت هوشمندانهای بود که اهرم فشارم رو ازم گرفتی
این یه بازی نیست، دکتر پورتر
من دشمنت نیستم
چـ... چطور اون آپارتمان رو پیدا کردی؟
با پول کافی هر چیزی رو میشه خرید
تنها چیزی که از کنجکاویت درباره زندگی من بیشتره
دکتر پورتر، به نظر میرسه شکنندگی زندگی خودته
میتونی بری
خب، ساختن پروفایل دوستیابیت تموم شد
فقط یه عکس لازم دارم
اه. نمیشه بعداً؟ مریض دارم
میفهمم داری چیکار میکنی
قضیه "ثورن" توی گالریه؟
کدوم قضیه؟ اوکی، ببین
اون مرد یه نفرِ سادهتر رو ترجیح میده
کسی که دردسرهای گذشتهش کمتر باشه
نه، نه، نه. ثورن فقط میدونه
تو از اون زنهایی نیستی که بخواد برای فراموش کردن عشق قبلیش باهات باشه
شاید بد نباشه بیرون از بیمارستان دنبال کسی بگردی
یه فرصتی به این اپلیکیشنها بده
وارد بازارِ دوستیابی شدن مزخرفه
ولی میارزه که کسی رو داشته باشی که وقتی میای خونه منتظرت باشه
من این رو برای تو میخوام
اوم
نه اینکه تنها بودنِ یه زن اشکالی داشته باشه ها
آره جون خودت. تلاش خوبی بود
بهش فکر میکنم
بتسی! ببینتت. داری میدرخشی
اوخ، خب این اواخر واقعاً حالم خوبه
ولی وقتی خبر تعلیقت رو شنیدم خیلی نگران شدم
چون از وقتی اون ساختمون فرو ریخت، تو مثل یه روزنه امید بودی
مگه نه؟ هیچوقت فهمیدی کی لوت داده؟
حالا از کجا میدونی کسی گزارشم رو داده؟
خودت که میدونی پرستارها چقدر حرف میزنن
اوه، واقعاً؟ آره دیگه
خب. متاسفانه وقت زیادی نداریم
امروز برنامهم خیلی فشردهست. چی شده اومدی اینجا؟
ببخشید. یادم رفت ادب رو رعایت کنم
این جیگر منه، دیآنجلو
وای، چه بامزهست
از وقتی به سرپرستی گرفتمش زندگیم کلاً عوض شده
شبها بهتر میخوابم
دیگه اونقدرها کابوس نمیبینم
اما مشکل اینجاست که دیآنجلو گاهی نعره میزنه
و همسایههام رفتن پیش صاحبخونهم
و حالا دارن حکم تخلیهم رو میگیرن
مگه اینکه بتونم ثابت کنم دیآنجلو حیوان حامیِ عاطفیِ منه
ببین بتسی، من نمیتونم همینطوری گواهیِ حمایت عاطفی صادر کنم
اوه، نه، نه، ازت نمیخوام این کار رو بکنی
نه، نه. یکم دیآنجلو رو بشناس
بعضی روزها حس میکنم اون تنها دلیل منه که از تخت بیام بیرون
فنجون سوم قهوه؟
اوم، چه کاری از دستم برمیاد پرستار سیلوا؟
خب. میبینم که امروز گوشیِ پزشکیِ بداخلاقت رو انداختی گردنت
ولی فکر کنم از این یکی خوشت بیاد
بنسون بومن، یه گاوچرون که با گروه رودیو اومده شهر
چند روزی هست که بعد از زمین خوردن اومده اورژانس
متوجه ضعف توی قسمتهای بالاییِ پا شدن
ولی سیتی، ایکسری و تست اعتیادش همگی نرمال بود
واسه همین امروز یه نوبت براش باز کردم
و محض اطلاع بگم که من یه جورایی از گاوچرانها خوشم میاد
کمربندهای بزرگ، چکمههای خاص. پس اگه غش کردم
امیدوار باشیم کسی باشه که بگیرتت
گاوچرانون کجاست؟ بیا دیگه
آقای بومن؟ من دکتر ولف هستم
بله
از دیدنت خوشحالم
عجب نوازندهای هستی
آره، از یه بنده خدایی توی نیواورلئان یاد گرفتم
میگفت موسیقی ذهن رو تیز نگه میداره
واقعاً همینطوره
خب، من چیز مشکوکی نمیبینم
توی این اسکنهای مغزت
ولی با اورژانس موافقم. طرز راه رفتنت عجیبه
ممکنه عضلانی یا اسکلتی باشه
میبینم که استخونهای زیادی ازت شکسته
آره، تو این کار طبیعیه
یه گاوچران قراره بیفته، ولی تازگیها حس میکنم
حتی قبل از اینکه درِ قفس باز بشه هم ممکنه بیفتم
فکر کنم فقط باید بیشتر آب بخورم
تو دچار پلینوروپاتی حسیحرکتیِ شدیدی هستی
اوه! تو از این حرفها چیزی میفهمی؟
یعنی دستها و پاهات دچار آسیب عصبی شدن
اوه لعنتی، لازم نبود از این کلمات قلمبهسلمبه استفاده کنی
تا این رو بهم بگی. این میتونه نتیجهی
سابقه طولانیِ آسیبدیدگیهات باشه
ولی دلم میخواد چندتا آزمایش اضافه انجام بدم
فقط برای اینکه احتمال هرگونه علت عصبی رو رد کنیم
حتماً. ممنونم ازت دکتر
ببخشید. دنبال بنسون میگردم؟
کسی میدونه کجاست؟ بنسون، عزیزم؟
سلام. من دکتر ولف هستم
ای وای من، شما چقدر خوشتیپی مرد
دکتری؟ بله، هستم
شنیدم دنبال آقای بومن میگشتی؟
شما خانمِ...؟
اون پسر تو خوابش ببینه. من گریسآن هستم
گریسآن استیونز. بنسون مالِ منه
بسیار خب. از این طرف، گریسآن
من دکتر بنسونم. میتونم اتاقش رو بهت نشون بدم
درست همینجاست
سرده. ای وای
بنسون؟ بنسون، عزیزم
سیلوا، میای کمک؟ آره
سـ... سرده. سرده
ضربانش داره میره بالا. دچار کاهش دمای بدن شده
درجه. افت شدیدی داشته ۳۴
باشه بنسون، باید گرمت کنیم. باشه رفیق؟
پتوهای گرم و رینگر لاکتاتِ گرم بیارید
با دوتا آنژیوکتِ بزرگ. باید این مایعات رو
سریع تزریق کنیم. همین الان
یکی بیاد کمک. بنسون، یالا
بلندش کنیم. بلندش کنیم
باشه
درجه. کاملاً نرمال ۳۷
بنسون، میتونی برامون بگی چه حسی داشتی
قبل از اینکه دمای بدنت بیاد پایین؟
آره، یه جورایی گیج بودم فکر کنم
ببین، چیز مهمی نیست، خب؟
این... این اتفاق بعضی وقتها میافته. بنسون یخ میکنه
مخصوصاً بعد از اینکه، میدونی، دفع مزاج میکنه
درسته. این
حدود یک سالی هست که اینطوری میشه
سریع شروع میشه، سریعتر هم تموم میشه
ولی قبلاً هیچوقت اینطوری نبود
این یکی فرق داشت
تاکیکاردی سینوسیِ مداوم
چه اتفاقی داره برام میافته دکتر؟
همین الان خانم چن رو مرخص کردم. اتاق ۳۰۳ خالیه
اگه لازمش دارید. مرسی
نمیتونم فکر این قضیه چارلی رو از سرم بیرون کنم
در حد "جان ویک" روش کلید کرده
ولی مثلاً به جای تفنگ، با گوشیِ پزشکی
اون سخنرانیش هم که دیگه نگو، خیلی تاثیرگذار بود
فکر کنم باید اونجا میبودی تا میفهمیدی
امشب بعد از شیفتم میخوام برم پیش وَن شام بخوریم
اگه تو هم میخوای بیای. آره
اوه، تقریباً یادم رفته بود. واسه اون بودجه درخواست دادم
بودجه خدمات سلامت روان
همونی که بیمارستان جنرال برونکس حامیشه؟
مـ... من نمیدونستم تو به این چیزها علاقه داری
برای مصاحبه قبول شدم
امشب کمکم میکنی تمرین کنم؟
اه، آره. الـ... البته. حتماً. اوم، خیلی عالیه
تبریک میگم. مرسی
پس اریکا هم دنبال همون بودجهایه
که من برات توصیهنامه نوشتم؟
آره، ولی اگه میدونستم اونم درخواست داده، اصلاً بهش فکر نمیکردم
اگه میفهمیدم اونم داره اپلای میکنه
چرا نه؟ طرح پیشنهادیِ تو عالیه
این بودجهها مثل یه ستاره طلایی توی رزومهت میمونن
میدونی چقدر سخته که بعد از دوره رزیدنتی
بدون داشتن یکی از اینها استخدام بشی؟ میدونم
ولی اریکا توی این کارها خیلی خبرهست
کینی یه کمالگرایِ در حدِ انفجاره
معتاد به موفقیته
یه رقابت جانانه شاید براش خوب باشه
بتسی بازداشت شد. چی؟
با همسایههاش دعواش شده. پلیسها اومدن
دیدن کل خونهش پر از گربه است، مثلاً دهها تا
وقتی گفتن این برای سلامت عمومی خطرناکه، بتسی از کوره در رفت
۴۴ کجاست؟ کلانتریِ
هی، هنوز برای "توکسوپلاسما گوندی" تست نگرفتی؟
یه انگلِ که از طریق مدفوع گربه منتقل میشه
همونی که باعث میشه موشها عاشق گربهها بشن؟
درسته. بعضیها میگن شاید همین توکسو باشه که
No comments yet. Be the first to leave one.