All About Eve

All About Eve (이브의 모든것)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

All About Eve S01E01 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MrHulk
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 All.About.Eve زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-11-14
பதிவிறக்கங்கள்: 84
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

همه چیز درباره ایو

قسمت اول

دو پیام داری

یون هیونگ-چول، من جو-هی هستم

مردی؟

چرا زنگ نزدی؟

نه اینکه فکر کنم این حرف درسته ولی...

از بس درس خوندی، نیفتادی بمیری که، آره؟

مادرت این روزا خیلی داره زجر می‌کشه

به خونه زنگ بزن، باشه؟ خداحافظ.

پدرتم. چرا زنگ نزدی؟

هیونگ-چول

مادرت... فوت کرد

به محض اینکه این پیام رو گرفتی، برگرد

بابا!

بابا، بیدار شو!

چطور شد این؟

تو این کارو کردی؟

تو این بلا رو سر بابام آوردی؟

بی‌سواد بودن گناهه؟ اون واقعاً می‌خواست گول بخوره؟

چطور می‌تونید حقوقشو ندید؟ اون توی زمستون اینقدر سخت کار کرد!

و سرکارگرش همینجوری فرار کرد!

اگه جای بابام بودید اعتصاب نمی‌کردید؟ نمی‌کردید؟

من حرف شما رو می‌فهمم

اما وضعیت شرکت هم سخته

نجاتش بدید

گفتم نجاتش بدید. نجاتش بدید!

شما چی می‌دونید؟!

شما آدم‌ها چی می‌دونید ما چی می‌کشیم؟!

اگه بابام بمیره، فکر می‌کنید من ساکت می‌شینم؟

جون بابامو نجات بدید!

پدرتون غرامت می‌گیره

چون با شرکت بیمه داره

اما

در مورد حقوقش، حرف دیگه‌ای ندارم

این دیگه خیلی زیاده

چطور می‌تونید این کارو بکنید؟

این دیگه خیلی شورشو درآورده

مهم نیست چقدر بی‌اهمیت بود

مادرت چی؟ مامان من رفت...

وقتی شش سالم بود

دیگه هیچ‌وقت برنگشت

گریه کن

اشکاتو نگه داشتن خوب نیست

منم یه دختر دارم که داره میره دانشگاه

ببخشید، یه ماهی چنده؟ ۲۹۰۰ وون

تازه‌ن؟ بله.

لطفاً دوتا بدید. یه لحظه صبر کنید.

ممنون بابا

نمی‌دونستم شهریه‌مو پس‌انداز کرده بودی

کاملاً شبیه خودته

تو کسی هستی که منو اینجوری کردی

وقتی که با تو گذروندم...

برام خیلی سخت بود

کاش دیگه بیدار نمی‌شدی

من هیچ‌وقت... هیچ‌وقت دیگه تو رو نمی‌بینم

خانم

سان-می، اومدی؟

می‌خواستم یه سوپ و سبزیجات بپزم

خوش به حالت

تو خیلی شادی‌آوری. بفرما.

ممنون. لطفاً بعداً بیایید.

حتی یه مهمونی بزرگم نیست

اگه می‌خواد منو ببینه، باید دعوتم کنه

باشه

پدرت باید زود ازدواج کنه

تو چی؟ تو هم باید این کارو بکنی

زنا می‌تونن تنها زندگی کنن

لطفاً بعداً بیا و طعمشو چک کن

پدرت غذای تو رو بیشتر از مال من دوست داره

حالا هرچی

وو-جین باید تو اداره باشه

فکر می‌کردم بعد از ترخیص از سربازی بیشتر می‌بینمش

درباره یه مسابقه‌ای چی گفت؟ این روزا خیلی مشغوله

اوه، من الان میرم

مواظب باش. باشه؟

جدیدا اومدن؟

چیزی جدید از جو سونگ-مو هست؟

کیه؟

ببخشید! نمی‌دونستم شمایید

باید در می‌زدی

به خاطر من خراب کردی؟

نزدیک بود. ده سال از عمرم کم کردی

ببخشید

برای جبرانش یه شام مفصل درست می‌کنم

پدرت میاد؟

وای، واقعاً سرت شلوغ میشه

می‌خوای کمکت کنم؟

راستش، به خاطر همین اومدم

می‌دونستم

جون-مو اینجا نیست؟

رفته کون-سان برای عکس گرفتن از پرنده‌ها

باشه. عجله کنیم! بریم!

خیلی خوبه. تند و تیزه؟

معلومه که هست

نمی‌تونی پیاز خام رو خرد کنی چون گریه‌ت می‌گیره

ولی اگه بعد از آب کشیدن خردشون کنی، اونقدر بد نیست

شرط می‌بندم نمی‌دونستی، آره؟

این رو از ده سال کنار مادرم بودن یاد گرفتم

اگه ما رو می‌دید دعوامون می‌کرد

چرا؟

چون ما دو نفر اینجا تنهاییم.

آخه می‌دونی، اون خیلی قدیمی‌فکره.

مامانم هیچی نمی‌دونه.

حتی اگه ما دو نفر رو به هم ببندی هم هیچی نمی‌شه، درسته؟

این چیزیه که تو فکر می‌کنی.

الو؟ بابا؟

کجایی؟

چرا نمی‌آی؟

بازم؟

باشه.

کاریش نمی‌شه کرد.

مراقب خودت باش و...

من گریه نمی‌کنم. من که بچه نیستم.

بابا؟ وو-جین هستم. نمی‌تونید بیاید؟

بله. سون‌می گریه نمی‌کنه.

نگران نباشید. من اینجام.

کارتون رو تموم کنید و بیاید خونه. عجله‌ای نیست.

بله بابا. زیاده‌روی نکنید، باشه؟

باشه. خداحافظ.

حتماً یکی سر کار مرده.

تو شرکت ساخت و ساز هرچیزی ممکنه اتفاق بیفته. کار خطرناکیه.

می‌خوای بریم بیرون غذا بخوریم؟

مامان سون‌می!

سون‌می کجاست؟

پدرش زنگ زد.

چرا؟ نمی‌تونه بیاد؟

ای وای، اون مرد واقعاً رو اعصابه.

گفت یکی فوت کرده. کاری از دستش برنمی‌اومده.

با این حال، به خاطر این شام رو کنسل کرده؟

چه حیف.

بهش بگو بیاد پایین، باشه؟

کارتو خوب انجام بده. بله آقا.

یونگ‌می! یونگ‌می!

بیچاره!

آخه چطور تونستی چشماتو برای همیشه ببندی و اونو تنها بذاری؟ طفلک!

یونگ‌می، چه حیف.

چیکار کنیم؟

خانم!

یه لطفی ازتون می‌خوام.

همین که پدرم فوت کرده به اندازه کافی برام سخته.

لطفاً کار رو برام سخت‌تر نکنید.

منظورتون چیه؟

همین رو ازتون می‌خوام.

دیگه ازتون چیزی نمی‌خوام.

باشه؟

ممنون.

هی، شنیدم بابات فوت کرده.

مثلاً می‌خوای بگی دختر خوبی هستی؟

چرا اومدی اینجا؟

خب وقتی یه پدر فوت می‌کنه، دامادش باید سر بزنه.

درسته؟

پدر تو؟

درسته. چرا نمی‌خندی؟

وای، لباس عزاداریت سکسیه.

هی، بس کن دیگه.

واقعاً از ته دل تغییر کردی و دختر خوبی از آب در اومدی؟

چرا؟ حالا که مرده یه دفعه دلت براش سوخت؟

بس کن. اون پدر منه.

باشه.

سه سال پیش بود یا پنج سال پیش که...

التماس می‌کردی که کاری برای بابات بکنم؟

مگه یادت نیست؟

وقتی داشتی از دستش کتک می‌خوردی و من قایمت کردم، نزدیک بود منو بکشه.

اون مال اون موقع بود.

باشه. می‌فهمم.

هرچند اون یه بی‌شرف کثیف بود، اما تو دوستش داشتی.

اما حتی اگه این درست باشه، نمی‌تونی این کارو با من بکنی. فهمیدی؟

باید برم داخل.

بعداً بهت زنگ می‌زنم.

چرا داری میای؟

ببین اینو!

منم می‌خوام ادای احترام کنم.

اون قرار بود پدرزن من باشه.

ممنون، ولی لازم نیست این کارو بکنی. اگه تو ادای احترام کنی...

پدرم زنده می‌شه فقط برای اینکه تو رو بکشه.

هی، واقعاً این کارو با من نکن.

تو این دنیا دیگه کی برات مونده؟

پدرت ازم می‌خواست که خوب مراقبت باشم.

حتی اگه سطحی‌نگر هم باشی، باید یه ذره عقل سلیم داشته باشی.

سطحی‌نگر؟!

من الان می‌رم.

هرچی اینجا اتفاق افتاد رو با پدرم دفن کردم.

وقتی از اینجا برم، حتی لباس زیرمم عوض می‌کنم.

می‌خوام هرچی اینجا اتفاق افتاد رو فراموش کنم. می‌فهمی؟

اگه بعداً اتفاقی همو دیدیم، من تو رو نمی‌شناسم.

حتی اگه پدرم زنده بشه، من اونم نمی‌شناسم!

هی، تو دیوونه‌ای؟

آره، من دیوونه‌ام. اونقدر از زندگیم متنفرم که دیوونه شدم.

می‌دونی چرا خودم رو کُشتم تا درس بخونم؟

هنوزم نمی‌فهمی؟

متاسفم. مواظب خودت باش.

این چطوره؟

ممنون بابا!

ما این جسم رو دفن می‌کنیم تا به خاک بازگرده.

تا او روزی با شکوه دوباره برخیزد.

ما خواهرمان را به دست‌های مسیح می‌سپاریم.

بالاخره برگشتی. آره.

حمام رو آماده کنم؟

نگران من نباش.

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left