Boston Blue

Boston Blue

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Boston Blue S01E10 Hard Truths 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 Boston Blue 2025 زیرنویس فارسی سریال

குறிச்சொற்கள்

webdl
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2026-02-28
பதிவிறக்கங்கள்: 35
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

آنچه در قسمت‌های قبل بوستون بلو گذشت

اگه اینو قبول کنم، معنیش اینه که

باید از پلیس نیویورک بازنشسته بشم

چی شده؟ فیلیپ بیکمن، معاون دادستان

ممکنه تمام پرونده‌هاش باطل بشن

قاتل بابا ممکنه آزاد بشه

حکم این دادگاه بر این است که

محکومیت رونان فِلاهرتی بدین‌وسیله لغو می‌شود

من این پرونده‌ها رو دوباره می‌سازم

همین الانش هم دارم آمارِ هم‌دست‌های شناخته‌شده‌شو درمیارم

به هر حال، نصفش تقصیر اونه

باید تمومش کنی

تو تنها کسی نیستی که بابا رو از دست داده

همه از دستش دادیم. پس چرا حس می‌کنم

که فقط منم که واقعاً براش مهمه؟

از حرفایی که الان سرِ میز می‌شنوم خوشم نمیاد

لعنت به این وضع

فلاهرتی! سیلور

پلیس بوستون! حرکت

داری چه غلطی می‌کنی، هان؟

اون بابای منو کشت، لعنتی

هی. چی شده؟ هی

قرار بود جونا رو توی «باسکو» ببینم. اصلاً نیومد

دنبال رونان فلاهرتی می‌گرده. مطمئنم

ماشینش اونجاست، دقیقاً همون‌جا

باید جدا بشیم

جونا؟

لنا: جونا

جونا

جونا؟

اون رونان فلاهرتیه؟ همون که باباتو کشت؟

آره

چهارچشمی مراقب باش

مـ... من سعی کردم نجاتش بدم. من

جونا، ساکت. لنا، لنا، کار من نبود

یه نفر از اون یکی در اومد تو. هی. هی

اسلحه رو گرفت سمتش... باشه. هیس

هیس. دیگه حرف نزن

اسلحه‌تو بذار تو غلاف. باشه

باید طبق مقررات پیش بریم، خب؟ آره

مخصوصاً چون من خواهرتم

پس اگه قرار باشه ازت محافظت کنم

باید دیگه حرف نزنی

باشه

دیدمش

اون یکی یارو رو

به فلاهرتی شلیک کرد و در رفت، همون‌طور که جونا گفت

باشه، حق با لناست

همه باید ساکت باشن

الانه که گزارش بدم

جونا

حالت خوبه؟

خوبم مامان

با خودت چی فکر کردی؟

ممکن بود اینجا کشته بشی

نمی‌ذارم آخرین حرفام با بچه‌هام از روی عصبانیت باشه

دوستتون دارم

خب، با توجه به شرایط

هیچ‌کس با نام خانوادگی «سیلور» حق نداره روی این پرونده کار کنه

لازمه که تو وارد عمل بشی

فرماندهی عملیات با توئه. باشه

کارهای اداریِ نشانت رو بعداً ردیف می‌کنیم

فعلاً که به نظر می‌رسه رسماً عضو پلیس بوستون شدم

من مسئولیت پرونده رو به عهده می‌گیرم

افسر سیلور

طبق قوانین اداره

بعد از شلیک با اسلحه سازمانی

باید اسلحه‌تون رو تحویل بگیرم

فکر می‌کنم بد نباشه که «شان» رو هم

برای چند روز بفرستیم مرخصی اجباری. صبر کن، چی؟

با توجه به تمام اتفاقاتی که افتاده

فکر کنم یه کم استراحت براش خوب باشه

مفهومه، جناب رئیس

صبر کن. فقط برای چند روزه

تا اسمت توی گزارش‌ها نیاد

وگرنه نمی‌تونی توی حل این معما بهم کمک کنی

شما تنها دو پلیسی هستید که توی این ماجرا بهشون اعتماد دارم

هر کاری لازمه بکنید تا حقیقت رو پیدا کنید

پیداش می‌کنیم

بدرقه‌اش کن. باشه

بعضی وقتا، هرچقدر هم که برامون سخت باشه

وقتی پای خانواده وسط میاد، باید یه قدم عقب بکشیم

باور کن می‌فهمم چه حالی داری

ممنون، دنی

هواتو دارم

بسیار خب، افسر ریگان

چی داریم؟

خب

با توجه به خونی که اینجا و اینجاست

به نظر می‌رسه گلوله از بدنش رد شده

باید همین دور و برا یه گلوله افتاده باشه

و اگه بتونیم پیداش کنیم

اون‌وقت می‌تونیم ثابت کنیم که از اسلحه جونا شلیک نشده

و اون به رونان شلیک نکرده

درسته، و اگه اون به رونان شلیک نکرده باشه

گلوله می‌تونه ما رو برسونه به

کسی که این کارو کرده. درسته

حالا، اون ضارب مرموز دقیقاً کجا بود

که تو و جونا دیدینش؟

یه جایی اون طرفا

یه جایی اون طرفا؟ آره

یا شایدم یادت رفته که من می‌دونم

چطور از همون بچگی‌هات مچتو موقع دروغ گفتن بگیرم

فقط بحث سرِ این نیست که چقدر آب‌نبات

تو و برادرت توی هالووین خوردین

قضیه جدیه. فکر می‌کنی خودم نمی‌دونم؟

نه، فکر نمی‌کنم بدونی

هی. هی

وقتی پلیسی، فقط بارِ یه دروغ رو

توی محیط کار به دوش نمی‌کشی

بلکه اون دروغ رو تا جایگاه شهود هم با خودت می‌بری

و یه دروغ احمقانه مثل چیزی که الان گفتی، می‌تونه

مرز بین آزاد چرخیدن یه قاتل یا دستگیر شدنش باشه

فهمیدم، باشه؟

اونو می‌بینی؟

به نظر می‌رسه همون گلوله‌ایه که دنبالشیم

اگه خودش باشه، یعنی از اون سمت شلیک شده

نه از اون سمتی

که ادعا کردی ضارب رو دیدی

تو اصلاً هیچی ندیدی

خوشبختانه بخش بالستیک می‌تونه چیزی بهمون بده

که واقعاً بشه روش کار کرد، افسر

می‌دونی که توی خونه خودم هم حالم خوب بود، مگه نه؟

مامان می‌خواد اینجا باشی تا بتونه مراقبت باشه

ضربه مغزیِ خفیف داشتی

حالت تهوع، سردرد

حساسیت به نور، یا هر چیز دیگه‌ای شبیه این

باید برگردی بیمارستان

سعی نکن ادای آدمای قوی رو دربیاری، باشه؟

باشه

هر وقت بتونم برمی‌گردم

داری میری؟

باید برم اداره مرکزی

و قبل از اینکه کله‌گنده‌ها سوال‌پیچم کنن، اوضاع رو مدیریت کنم

اما می‌خوام آماده‌ت کنم

قبل از اینکه به بازرسیِ داخلی بیانیه رسمی بدی

واقعاً فکر می‌کنی من اون یارو رو کشتم؟

بحث سرِ این نیست

الان به جای اینکه منطقی باشی، احساساتی شدی

بهم قول بده تا وقتی من نگفتم، با بازرسی داخلی حرف نمی‌زنی

جونا؟

آره. آره، فهمیدم

چقدر طول می‌کشه تا جواب بالستیک بیاد؟

سارا قراره گزارش رو با اولویت بفرسته

ـ همین الان خبری رسید. خواهیم دید

خبرهای فوری درباره فساد

در دفتر دادستان منطقه، «مِی سیلور» داریم

که منجر به لغو چندین محکومیت شده

امشب مطلع شدیم که یکی از اون محکومیت‌ها

حالا شخصاً روی زندگیِ خود دادستان تاثیر گذاشته

چیزی که اینجا می‌بینید، همسرِ خانم دادستان سیلور

قاضی بن سیلوره که کمی بیش از یک سال پیش به قتل رسید

محکومیت اون پرونده اخیراً لغو شده

یه لحظه صبر کن

باید نسخه بدونِ سانسور اون فیلم رو ببینیم

فکر کنم کلش توی اینترنت باشه

چه جور آدمای مریضی توی اینترنت صحنه قتلِ بقیه رو تماشا می‌کنن؟

منظورت غیر از خودمونه؟

بزنش عقب. آره

خوب، همین‌جا نگهش دار

لعنتی. چی؟

اسلحه رو با دست چپش گرفته

می‌دونیم عصبانی بودی

همه عصبانی بودیم، اما

می‌دونی، باید از اون عصبانیت باهوش‌تر عمل کنیم

منظورم اینه که اون نشانی که روی سینه‌ته

ما رو به خانواده‌ای وصل می‌کنه که خیلی بزرگتر از ماست

ما مسئولیت داریم

می‌دونستم یه خبری قراره بشه، برای همین درخواست نیروی کمکی دادم

«برای عدالت، در جای درست باش.»

اینا حرفای خودت بود

منظورم جای فیزیکی نبود، پسرم

منظورم از نظر روحی بود

و مشخصه که تو هنوز به اونجا نرسیدی

جواب بالستیک اومد

گلوله‌ای که از صحنه پیدا شده

از اسلحه جونا شلیک نشده بود

بالاخره. حالا همه راضی‌ان؟

متاسفانه خبرهای دیگه‌ای هم هست

چیه؟ قاتلِ «بن» چپ‌دست بود

رونان فلاهرتی در صحنه جرم پیدا شد

درحالی که اسلحه توی دست راستش بود

به نظر می‌رسه رونان فلاهرتی «بن» رو نکشته

یه لحظه صبر کن

فلاهرتی توافق کرد و اتهام رو پذیرفت، واسه همین دادگاهی تشکیل نشد

اوضاع بدتر هم میشه

گلوله‌ای که رونان فلاهرتی رو کشت

از همون اسلحه‌ای شلیک شده که بابا رو کشت

اما اون رولور هیچ‌وقت پیدا نشد

فلاهرتی گفته بود که انداختش

توی بندرگاه، دقیقاً بعد از قتل

آره خب، یا یکی از آب گرفتتش یا اون داشته دروغ می‌گفته

چون خط و خطوط روی گلوله مربوط به رولوریه که

امشب ازش استفاده شده. این توضیح میده

که چرا هیچ پوکه اضافه‌ای توی صحنه نبود

پس رونان با اسلحه خودش کشته شده؟

یا اینکه توسط همون ضارب چپ‌دست کشته شده

توی ویدیوی قتل بن

اما چرا باید برای قتلی که انجام نداده، بره زندان؟

و اگه رونان فلاهرتی بابای ما رو نکشته

More Farsi Persian subtitles for Boston Blue

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left