முதல் 200 வரிகள்.
قراره این حیوون رو پیدا کنیم
و با هم از پسش برمیآییم
شکار رابرت رسماً تموم شده
کایل رو همین الان لازم دارم. تو هم موسز رو تحویل میدی
کایل رو تا ۲۴ ساعت دیگه میارم بیرون. راه رو صاف کن
چون فرانک موسز داره یه اشتباه مرتکب میشه
لامار "الجی" رو زد
پس میدونی لامار کجاست؟
باید بری به
خیابون ایسترن، پلاک ۸۶۴. واسه چی؟
مچ موسز رو حین ارتکاب جرم میگیری
من نیومدم اینجا که سرایدار باشم
حالا من اینجام
دارم مثل یه بچهی لعنتی آشغالها رو میبرم بیرون
چی شده مایک؟
خیلی حرفه
از پسش براومدی
داری جون برادرت رو نجات میدی
به آدمات بگو بکشن عقب. اونا یکی دیگه رو میخوان
اونی که گند زد رو گرفتن
حالا اونی رو میخوان که
آمار رو به دارودستهی "کریپس" داده
و اونوقت من آزاد میشم
لعنتی
بخواب رو زمین
* موسیقی پرتنش *
مایکی
لعنت، لعنتی، پدرسوخته
یا عیسی مسیح. لعنت بهش
سارا، اسلحهت
چی؟
اسلحهت رو بده به من
کایل. کایل
پایین! بخواب رو زمین
خوبی؟
اون ماسماسک رو بده من، اون اسلحهی لعنتی رو بده من
مایکی
هوی، عوضیا
کایل
کایل. هوی، هوی، هوی، هوی، هوی
کایل، هوی، بیخیال. آروم باش، آروم، آروم
بیخیال، یکیشون رو زنده لازم داریم، خب؟
باشه؟ آروم باش
آرزو میکنی کاش مرده بودی، حرومزاده
سارا؟ آره؟
خوبی؟
آره. خیلی خب، از اینجا برو
از پشت برو. تو اصلاً اینجا نبودی
اما مایک، مایک، مایک
کایل از اسلحهی من استفاده کرد
تو گذاشته بودیش پشت پیشخون
من میدونستم کجاست. آره
هواتو داریم. نگران نباش. برو دیگه
از اینجا برو. باشه
* موسیقی آرام و تعلیقآمیز *
خیلی خب، این فقط یه خراش بود
گندهش نکن دیگه، اسپایدر
آره، دارم سخت تلاش میکنم
که یه راه محترمانه پیدا کنم بهت بگم گمشو
ولی نمیتونم
آره خب، این اثر داروهاست که داره حرف میزنه
باشه؟ زود میبینمت
خیلی خب کاپیتان، قضیه اینجا کاملاً روشنه
باشه؟ این یه جور انتقامگیری لعنتیِ قدیمیِ زندانه
کل قضیه همینه. مگه نه مایکی؟
آره، همینطوره انگار
فقط یه حمله از طرف "ایبی" بود
که کالاهان دستورش رو داده بود
اون همون زندانیِ فراریته
به همین سادگی. درسته
الان دوتا جنازه رو تختِ غسالخونه داریم
آره، آمین و خشاب لعنتی رو رد کن بیاد
شاهدها سه تا تیرانداز رو دیدن
کاپیتان، اونا اشتباه میکنن
واقعاً؟ همهشون؟
تو بهتر از هر کسی میدونی
وقتی خون تو خیابون راه میافته و گلوله تو هواست
حرفِ شاهد عینی پشیزی ارزش نداره
دوتا آدمبد کشته شدن. این چیزیه که من میدونم
چیزی که من دارم میبینم همینه
باشه. فهمیدم
آره
* موسیقی فضاساز *
۱۰-۲۲سی
غذاخوریِ "دان" و اطرافش پاکسازی شد
دو تا جسد با تجهیزات کامل نظامی پیدا شد
در حال انتقال به سردخونه هستن
مفهومه. ۸۰۷ آمادهی خدمت
واسه اون سومی که غیبش زده دعا کن و دلت بسوزه
واسه دردی که باید تحمل کنه
خدا به همراهت برادر
تو والهالا میبینمت
هیس، هیس، هیس
* موسیقی وهمآور *
بله بانی
مشغول شدی؟
الان میخواستم شروع کنم. چطور؟
امروز روز آخرته
و یه مورد دیگه هست که باید تیک بزنیم
و بعد از اون
تو یه آدم آزادِ لعنتی هستی، کوین
جدی؟ میدونی
شاید یه مبلغی هم بابت پایان خدمت بهت بدم
حقوق بازنشستگی نیست، ولی
نه، میفهمم. شروعِ یه چیز جدیده
ممنون بانی
اگه میخوای از کسی تشکر کنی، از شهردار بکن
خیلیا نمیتونن مخ اون پدرسوخته رو بزنن
یه مهارتی داری که از زیر دستم در رفته بود
میدونی امروز باید چیکار کرد؟
آره، حتماً
آهان
اینطوری باهات تماس میگیره، درسته؟
اینطوری بهش زنگ میزنی؟
کجاست؟
و تا وقتی هنوز انگشتی برات مونده که شماره بگیری، حرف بزن
لعنتی. داری این کار رو
سختتر از چیزی که هست میکنی، بیلی
فکر میکنی اگه جاتون عوض میشد کالاهان هم
همین کار رو برات میکرد؟
آره. آره، اون حتماً این کار رو میکرد
اینطوره؟ اومهوم
خب پس کدوم گوریه؟
همین الان میتونه بیاد کمکت، بیلی
گوشت و استخون و خون که چیزی نیست
من اصول خودم رو دارم
چی داری اونجا؟ چی... کوفتِ چی داری؟
من شرف دارم
ریدم به شرفت
آره، و لعنت به اون اصولت، بیلی
هان؟
اونم جزو اصولت بود
وقتی آلت و بیضههای "شیور" رو بریدی؟
اون شرفت بود؟
هان؟ همینه؟
هوی
به من نگاه کن
* موسیقی تیره *
فکر کنم میبینی
که قصدم کاملاً جدیه
و اینکه زمانِ بودنت با من
میتونه به همون اندازهای که خودت میخوای طولانی باشه، باشه؟
پس بیا بیخیال خون و خونریزی
و کلی زجر و عذاب بشیم
و بهم بگی کالاهانِ لعنتی کدوم گوریه؟
برو به جهنم
ای بابا
حالش چطوره؟
زیر عمله. خون زیادی از دست داده، بافتهاش هم آسیب دیده
ولی به شاهرگ نخورده. چیز خاصی نیست
باشه، خوبه
خیلی خب، ما یه حکمِ تحت تعقیب
واسه "مرل کالاهان" داریم. آره، تابلوئه
نه، گوش کن ببین چی میگم
این قضیه رو غیررسمی پیش میبریم، کینو
هر کسی... هر لعنتیای که این پدرسوخته رو دید
باید به من خبر بده؛ پلیس یا غیرنظامی، فرقی نمیکنه، باشه؟
آره، فهمیدم، فهمیدم
هوی، فقط اگه تونستی، منم تو اون کبابخورونِ لعنتی دعوت کن
اگه تونستی، ایان. آره، آره
مردِ خوبی هستی، کینو
نمیدونم قراره چند تا از اعضای بدنت رو
ازت جدا کنیم
تا شبیه یه موجود عجیبالخلقه بشی
الان دیگه بچههای توی خیابون رو میترسونی
حتی مادرت هم دیگه نمیتونه تحملت کنه
من هیچی نمیدونم
واسه چی؟
واسه اون کالاهانِ لعنتی؟ محض رضای خدا
اون یه ترسوی عوضیه
اینو میفهمی؟
اون تو رو ول کرده تا کثافتکاریهاش رو انجام بدی
نه، اون کارهای خودش رو داشت که باید انجام میداد
* موسیقی شوم *
اوه، واقعاً به حالش غبطه میخورم
اون تو رو اینجا رها کرده که بمیری. چرا بهش وفاداری؟
وفاداری به دست میاد و جبران میشه، ای خائنِ حرومزاده
اگه مرل هواتو نداشت، مایک، "برادرها" روزی صد بار از روت رد میشدن
هر روز، اگه مرل مراقبت نبود
اون جونت رو نجات داد و حالا چی؟ هان؟
اینطوریه؟
فکر میکنی مرل کالاهان میدون رو خالی میکنه؟
هان؟ فکر میکنی؟ تو اون مرد رو نمیشناسی
مرل تماشاچیِ لعنتی نیست
اون تو خط مقدمه، پسر
اوه
پس کالاهان تو کینگزتاونه؟
درسته؟
که اینطور
پس چی بود... داشت همهی اینها رو تماشا میکرد؟
داشت از تو سایهها تماشا میکرد که چطوری همهچی نابود میشه؟
قضیه اینه؟ ممکنه اینجا باشه، ممکنه اونجا باشه
اون همینجاست. آره
هر غلطی که فکر میکنی هست
باشه. همونه
منظورت چیه؟
تو داری این کار رو میکنی، رفیق
تو داری این کار رو میکنی. هان؟
چه مرگته
منظورت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.