முதல் 200 வரிகள்.
!رئیس جمهور من نیستی! رئیس جمهور من نیستی
!رئیس جمهور من نیستی- !رئیس جمهور من نیستی-
!رئیس جمهور من نیستی- !رئیس جمهور من نیستی-
مردم عصبانین
نه هفتهی پیش در این کشور رای گیری صورت گرفت
اما چون دو ایالت حاضر نشدن صحت آرا رو تایید کنن
نه من و نه کانوی 270 رای الکترال مستلزم برای پیروزی رو
دریافت نکردیم
به همین خاطر مردم هر صبح اینجا جمع میشن تا حقوق شکوهمندشون رو به کار بگیرن
...همونطور که توسط اولین لایحه تضمین شده
تا صدای خشمگینشون شنیده بشه
و به این ترتیب، عید شکرگزاری، کریسمس
و نیمی از ژانویه اومد و رفت
و هر سه قوای دولت در بحران به سر میبرن
کنگره نابسامان شده
دیوان عالی کشور یک قاضی کم داره و به بیتکلیفی محکوم شده
و قوهی مجریه رئیسی نداره
ببینید، احساس من اینه که
به نظرم پدران بنیانگذار آمریکا فقط خسته شدن
و جداً میتونید اونا رو سرزنش کنید؟ همیشه که نمیشه فکر همه جا رو کرد
اتفاقات نامترقبه و بدشانسیهای پی در پی همیشه پیش میاد
بالاخره در یه مقطعی باید دست از کار بکشی
و یه گوشه بتمرگی و دعا کنی
یا شیر یا خط رو اتخاذ کنی
یه شبه فلسفهی زندگی میگه که مهمترین تصمیمات زندگی
بر پایهی شیر یا خط هستن
اولین بار در کتاب کامیک دیزنی به نام "تصمیم گیری شیر یا خط" معرفی شد
یکی از کتابهای محبوبمه
که در اون "دونالد داک" توسط پروفسور "دتی" ترغیب میشه
تا تمام تصمیمات مهمش رو
بر پایهی شیر یا خط بگیره
زندگی چیزی نیست جز قمار" "بگذار شیر یا خط باشد سرلوحهات در کردار
قبلا از این دسته مشکلات داشتیم
انتخابات سال 1800 جفرسون بر علیه بور
نتیجهش مساوی شد هر کدوم 72 رای الکترال گرفتن
اون زمان همین رقم لازم بود همون موقع بود که کنگره
سعی کرد به چیزی اشاره کنه که پدران بنیانگذار نتونسته بودن تصورش کنن
و اینجوری بود که دوازدهمین لایحه بوجود اومد
و در اون لایحه نوشته، اگر ایالتها آرا رو تصدیق نکنند
کاخ سفیده که رئیس جمهور رو انتخاب میکنه
و مجلس سنا هم نائب رئیس رو انتخاب میکنه
کاخ سفید کمی درهم و برهمه
اما مجلس سنا در مورد نحوهی انتخاب نائب رئیس کمی دموکراتیکه
هر شخص، یک رای
...ولی اگر نتیجه مساوی بشه
،اینجاست که به دونالد داک ربط پیدا میکنه ...نتیجه توسط
شیر یا خط معلوم میشه
روشی به شدت شیک و مجلسی
ولی خب سیاست مدرن که هیچ چیز شیکی نداره بیشترش مثل جهنم میمونه
هویت رئیس جمهور بعدی ایالات متحده
دوباره در دستان یه مشت سیاستمدار خودخواه
طماع، پاچه خوار و تشنهی قدرت قرار میگیره
که اونها رو میشه اغوا، تهدید یا به زور مجبور به اطلاعت کرد
،و تنها چیزی که من لازم دارم یه رای بیشتر از رقیبمه
همونطور که میبینید، پدران بنیانگذار چنین نقشهای نداشتن
ولی من دارم
با آقا بالا سر جدیدتون آشنا بشین
Sorrow و سمیرا DC مترجمین: شیرین
درسته
میتونی حسش کنی، مگه نه؟ انگار اونجایی
درست شبیهش نیست؟
برای من، دقیقا همونجاست
حالت خوبه، مرد؟
هان؟ آره. معلومه
خیلی کمک میکنه. واقعا موثره
آره. خوشحال میشم کمکت کنم بودجه بیشتری براش گیر بیاری
...اگر کمی احساس خستگی میکنی
چی؟
کمی خسته؟
بیشتر از دو ماه پیش من به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شدم
ولی به طریقی، حالا قراره کنگره برای آرا تصمیم گیری کنه
...پس شرمنده که یه کم
...ویل- خستهم...-
فکر نکنم تونی منظور خاصی داشت
البته. خوبه
میرم آماده بشم
نمیخوام با این سر و وضع برم مراسم
درسته
ممنون، تونی
رئیس ستاد رومرو اصرار داره اون خارج از شهره
حرفش رو باور میکنی؟- نه-
ولی رئیس ستادش بیشتراز خودش توی واشنگتن دی سی بوده
بالاخره در یه مقطعی به منفعت خودش فکر میکنه
خب، بهش گفتی هیچ تمایلی ندارم با اون مرتیکه در مورد
اعلامیه کمیته جنگ حرف بزنم؟
تمایلمون برای
یه دیدار متمدنانه و ثمربخش با نمایندهی کنگره رو ابراز کردم
خب پس پیداش کن. اگه میخواد ازم قایم بشه باید بیاد تو صورتم اینو بگه
بله، قربان
داگ
امروز چند تا معترض اون بیرونن؟
بیشتر از دیروز
ولی مامورین دارن نهایت تلاششون رو برای متفرق کردنشون انجام میدن
...نمیدونم چی بدتره
صدای شعارهاشون، یا سکوتشون وقتی شعار نمیدن
میرم سر کار، قربان
صبح بخیر، آگستوس
...اِریک، من
...ببخشید. بهم گفتن بشینم، ولی
اوه، نه، نه، نه ...هیچ اشکلی نداره، من
...نمیتونم کس دیگهای رو تصور کنم که
خب، بیشتر از تو از این لذت میبره
میدونی، بعد از دیدارمون در اسپاتسیلوانیا شروعش کردم
...توجهش به جزئیات... خیلی
همینطوره. آره
...باید
...یعنی، من
ببخشید یه کم هول شدم
...آخه
...یه حسی دارم که انگار
اینو یه جورایی تصور میکنم
...میدونم به نظر خیلی
حتی روی خورجینش دکمه هم گذاشتی
آره
...به نظرم مردم اهمیت
...جزئیات بر روی نمای کلی رو
دست کم میگیرن
آره
کارشناسان زاویهی خونین جنگ اسپاتسیلوانیا اینجا بودن تحت تاثیر قرار میگرفتن
وقتی در اسپاتسیلوانیا ملاقات کردیم ...از کجا
انقدر جزئیات دقیق در مورد ...آگستوس میدونستی
در مورد مرگ آگستوس آندروود از کجا در مورد محل مرگش هم خبر داشتی؟
یا این حقیقت که جمجمهش با یه سنگ خرد شده
اینکه اونو توی یه قبر ناشناس دفن کردن ...منظورم اینه که
اینهمه جزئیاتش
...امیدوارم منو ببخشی
بابت؟
داشتم نائب رئیس فرانسیس آندوود رو ملاققات میکردم
فکر کردم سزوار شنیدن یه داستان خوبه
...اوه... یه لحظه صبر کن. تو
تمامش رو از خودت ساختی؟- ...خب-
یه مقداری
ولی، نمیدونم. وقتی شروع کردم ...همه چیز یهو خیلی شفاف به ذهنم اومدن
اِریک هستی، آره؟- بله، قربان-
جمعیت؟
آره. ببخشید، چی میخواستی بگی؟
...نمیخوام پام رو از گلیمم درازتر کنم، قربان
...ولی مردمی که اون بیرونن
برام مهم نیست چی میگن
...و از نظر من، سرنوشت یک شخص
قبلا تعیین شده
اولین باره چنین وضعیتی رو تجربه میکنیم
خیلی خب. ولی دانی، یه لطفی بهم کن، باشه؟
...بذار قانون اساسي- میتونم حرفم رو تموم کنم؟-
صبر کن. فقط بذار قانون اساسی نقش خودش رو ایفا کنه
خیلی خب، جو، جو میخوام برای اولین بار حرفمو تا آخر بزنم
کاری کردی رای دهنده ها ...هر کدوم جداگانه در تنسی و اوهایو
درسته- دادخواست پر کنن-
و همهشون توی دیوان عالی جمع شدن
،درست مثل بقیهی چیزا
بین کارهای روزمرهی این کشور وقفه افتاده
اره، ممکنه وقفه افتاده باشه ولی حدس بزن چی؟ ...تا جایی که میدونم
همه هنوز دارن چکهای تامین اجتماعیشون رو نقد میکنن
آره، ولی اگه سقف بدهی به حد غایت رسید چی؟
اوه، بیخیال. بذار حرفمو تموم کنم
دوباره میگم، بخاطر همینه که قانون اساسی داریم
میدونم به نظر آشفته میاد دموکراسی آشفته بازاره. ولی حدس بزن چی؟
این آشفتگی ها قاعدهای دارن
نمیدونم، جو. الان بیشتر آشفتگی میبینیم تا قاعده
اگر نظام حکومتی واقعا بسته بشه
اون چکهای تامین اجتماعی ممکنه به باد نرن
،اگر نظام حکومتی بسته نشه
از کجا معلوم کنگره اصلا بتونه یه رئیس جمهور انتخاب کنه؟
هر ایالت در کاخ سفید فقط یک حق رای داره
پس اگه ایالتهای کوچیکتر مثل دلور و رود آیلند
...به اتفاق نظر نرسن
صحیح- نه، حقیقت داره. یعنی اگر یک یا دو تا-
از این اعضای لجباز کنگره
تصمیم بگیرن میخوان وقفه بندازن ممکنه تصمیم گیری ماهها طول بکشه
ببین، منم دارم همین رو میگم رسیدن به 26 رای آسون نیست
درسته. واقعا که روزهای عجیبی رو میگذرونیم، میکا
این شروع داستانهای کوتاهه؟
اوهوم
هنوز چیز خاصی نیست. پراکندهست
تکه تکهست
واضحه که در مورد منه
اوهوم- این مادرمه-
اوهوم- و این ماییم-
...نمیتونی بنویسی- دارم مینویسم-
کارم همینه. من یه نویسندهم
...میدونم مایوس شدی، تام- اسمش رو مایوس شدن نمیذارم-
خب، تهاجمیـه
در مورد تجربیات خودت بنویس- این تجربهی منه-
گوش کن، تام
فقط چون تصمیم گرفتیم من و فرانسیس اینجا بمونیم
به این معنی نیست که توام مجبوری بمونی
پس اگر کاری داری که باید انجام بدی باید بری و انجامشون بدی
منم با متقاعد کردن سنا برای رای دادن به من روزم رو میگذرونم
پس نیازی به سخنرانی نیست
آره، باشه
میدونی چیه؟ کارهایی برای انجام دادن دارم
باید به چند نفر یه سر بزنم
تام
چیه؟
بله؟
آمادهاید، خانم اندروود؟
یه ماشین برات میفرستم
اول خبر خوب رو میخوای یا بد؟
همیشه اول خبر بد
موافق با رئیس جمهوری به 19 درصد کاهش پیدا کرده
No comments yet. Be the first to leave one.