The Lion King

The Lion King

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

The Lion King 1994 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
கருத்துரை வழங்கியவர் warez
Translated subtitle from English to Persian The Lion King 1994 زیرنویس فارسی فیلم

குறிச்சொற்கள்

bluray
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2025-12-30
பதிவிறக்கங்கள்: 129
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

نانتس اینگونیاما

باگیتی بابا

سیتی اوهوم اینگونیاما

اینگونیاما

نانتس اینگونیاما

باگیتی بابا

سیتی اوهوم اینگونیاما

اینگونیاما

سیو نقوبا

اینگونیاما

اینگونیاما ایننگو انامابالا

اینگونیاما ایننگو انامابالا

اینگونیاما ایننگو انامابالا

اینگونیاما ایننگو انامابالا

سِ-تو-کوا

اینگونیاما ایننگو انامابالا

آسانا

اینگونیاما ایننگو انامابالا

سِ-تو-کوا

اینگونیاما ایننگو انامابالا

از همون روزی که به این دنیا می‌آیم

روی این سیاره

و پلک‌زنون، قدم به نور خورشید می‌ذاریم

چیزای بیشتری واسه دیدن هست

بیشتر از اون‌چه که بشه دید

کارای بیشتری واسه انجام دادن هست

بیشتر از اون‌چه که بشه انجام داد

خیلی چیزای زیادی هست

که باید درکشون کرد

چیزای بیشتری واسه کشف کردن هست

بیشتر از اون‌چه که بشه پیدا کرد

اما خورشیدی که اون بالا می‌چرخه

توی آسمونِ آبیِ لاجوردی

همه رو، چه بزرگ و چه کوچیک

توی این مدار بی‌پایان نگه می‌داره

این چرخه‌ی زندگیه

و همه‌مون رو به پیش می‌بره

از میون ناامیدی و امید

از میون ایمان و عشق

تا وقتی که جایگاهمون رو پیدا کنیم

توی این مسیری که پیش رومون باز می‌شه

توی این چرخه

چرخه‌ی زندگی

این چرخه‌ی زندگیه

و همه‌مون رو به پیش می‌بره

از میون ناامیدی و امید

از میون ایمان و عشق

تا وقتی که جایگاهمون رو پیدا کنیم

توی این مسیری که پیش رومون باز می‌شه

توی این چرخه

چرخه‌ی حیات

زندگی عادلانه نیست، مگه نه؟

می‌بینی، من... خب، من هیچ‌وقت پادشاه نمی‌شم

و تو هم دیگه رنگِ هیچ روزی رو نمی‌بینی

الوداع

مادرت هیچ‌وقت بهت نگفته که با غذات بازی نکنی؟

چی می‌خوای؟

اومدم اعلام کنم که پادشاه موفاسا تو راهه

پس بهتره یه عذر و بهونه‌ی حسابی برای غیبتت تو مراسم امروز صبح داشته باشی

اوه، ببین زازو

باعث شدی ناهارم از دستم بپره

وقتی پادشاه حسابت رو کف دستت بذاره، چیزهای بیشتری رو از دست می‌دی

اونقدر شاکیه که نگو، انگار اسب آبیه و فتق گرفته

وای، از ترس دارم به خودم می‌لرزم

حالا، اسکار، اونجوری نگام نکن

کمک

اسکار؟ / هوم؟

بذارش زمین

زمان‌بندی‌تون حرف نداشت، اعلی‌حضرت

به‌به، ببین کی اینجاست، برادر بزرگم که از اون بالا بالاها اومده پایین

تا با عامه‌ی مردم قاطی بشه

من و سارابی تو مراسم معرفی سیمبا ندیدیمت

مگه امروز بود؟

واقعاً حالم گرفته شد

حتماً از ذهنم پریده بود

بله، خب، با اون ذهن لغزنده‌ای که تو داری

به عنوان برادر پادشاه، باید نفر اولِ صف می‌بودی

خب، من نفر اول صف بودم، تا وقتی که اون گلوله‌موی کوچولو به دنیا اومد

اون گلوله‌مو پسر منه و پادشاه آینده‌ت

پس باید برم تمرین کنم که چطوری جلوش تعظیم کنم

به من پشت نکن، اسکار

اوه، نه، موفاسا

شاید این تو باشی که نباید به من پشت کنی

این یه مبارزه‌طلبی بود؟

آروم باش، از کوره در نرو

من اصلاً تو فکر مبارزه با تو نیستم

حیف شد. چرا که نه؟

خب، اگه بحث عقل و هوش باشه، سهمِ شیر به من رسیده

اما وقتی نوبت به زورِ بازو می‌رسه

متأسفانه تهِ صفِ ژن‌های خوب بودم

تو هر خانواده‌ای یکی مثل این هست، قربان

در واقع تو خانواده‌ی من دو تا هستن

و همیشه هم یه راهی پیدا می‌کنن که گند بزنن به مراسم‌های خاص

باهاش چیکار کنم؟

ازش یه قالیچه‌ی خیلی خوشگل درمیاد

زازو

و فقط فکرش رو بکن، هر وقت که کثیف شد

می‌تونی ببریش بیرون و حسابی بتکونیش

هوم

سیمبا

بابا! بابا

زود باش بابا، باید بریم! بیدار شو

اوه! ببخشید

بابا! بابا

پسرت بیداره

قبل از طلوع آفتاب، اون پسرِ توئه

بابا! زود باش دیگه، بابا

قول داده بودی

باشه، باشه. بلند شدم، بلند شدم

ایول

ببین، سیمبا

هر جا که نور بهش می‌تابه، قلمرو ماست

واو

دوران فرمانروایی یک پادشاه، مثل خورشید طلوع و غروب می‌کنه

یک روز سیمبا، خورشیدِ دوران من اینجا غروب می‌کنه

و با پادشاه شدنِ تو، دوباره طلوع می‌کنه

و همه‌ی این‌ها مال من می‌شه؟ همه‌اش؟

هر چیزی که نور بهش بتابه

اون جای تاریک و سایه‌دار چی؟

اونجا خارج از مرزهای ماست

هرگز نباید پات رو اونجا بگذاری، سیمبا

ولی فکر می‌کردم پادشاه هر کاری دلش بخواد می‌تونه بکنه

اوه، پادشاه بودن فقط این نیست که همیشه حرف، حرفِ تو باشه

چیزهای دیگه‌ای هم هست؟ سیمبا

هر چیزی که می‌بینی، توی یک تعادل ظریف کنار هم قرار گرفته

به عنوان پادشاه، باید این تعادل رو درک کنی

و به همه‌ی موجودات احترام بگذاری

از مورچه‌ای که روی زمین می‌خزه تا غزالی که جست‌وخیز می‌کنه

ولی بابا، مگه ما غزال‌ها رو نمی‌خوریم؟

بله سیمبا، ولی بذار برات توضیح بدم

وقتی ما می‌میریم، بدنمون تبدیل به علف می‌شه

و غزال‌ها اون علف رو می‌خورن

و این‌طوری همه‌ی ما توی چرخه‌ی بزرگِ زندگی به هم وصلیم

صبح بخیر سرورم! صبح بخیر زازو

برای عرضِ گزارش صبحگاهی خدمت رسیدم

بگو، سراپا گوشم

خب! زنبورها دارن وزوز می‌کنن که

پلنگ‌ها به بد مخمصه‌ای افتادن

واقعاً؟

داری چیکار می‌کنی پسرم؟

شکار (کمین برای پریدن)

بذار یک کهنه‌کار یادت بده چطوری باید انجامش بدی

به فیل‌ها گفتم بیخیالش بشن، ولی مگه یادشون می‌ره

زازو، می‌شه روت رو برگردونی؟ بله قربان

یوزپلنگ‌ها تو فشارن، اما

بدنت رو نزدیک زمین نگه دار

بارِ کجِ یوزپلنگ‌ها به منزل نمی‌رسه

آره، باشه. نزدیک زمین بمونم، درسته؟ آره

چه خبره؟ درسِ شکار

بسیار عالی. شکار (پریدن)

شکار ناگهانی؟ نه قربان، حتماً دارید شوخی می‌کنید

این خیلی خفت‌باره

سعی کن هیچ صدایی ازت درنیاد

داری چی بهش می‌گی، موفاسا؟

موفاسا؟ سیمبا؟

بسیار عالیه

زازو! بله

اخبار زیرزمینی. خب، این دفعه

قربان! کفتارها وارد قلمرو شدن

زازو، سیمبا رو ببر خونه

ای بابا پدر، نمی‌شه منم بیام؟

نه پسرم

اه! هیچ‌وقت نمی‌ذارن من جایی برم

اوه، ارباب جوان، یه روزی شما پادشاه می‌شید

اون‌وقت می‌تونید اون کفتارهای کثیف و احمق رو

از سپیده‌دم تا دمِ غروب دنبال کنید

هی، عمو اسکار! حدس بزن چی شده؟

من از بازی‌های حدس‌زدنی متنفرم

من قراره پادشاه صخره‌ی افتخار بشم

اوه، چه عالی

پدرم همین الان تمام قلمرو رو بهم نشون داد

و من قراره بر همه‌اش حکومت کنم

بله. خب، منو ببخش که از خوشحالی بالا و پایین نمی‌پرم

خودت که می‌دونی، کمردرد دارم

هی، عمو اسکار

وقتی من پادشاه بشم، تو چی می‌شی؟

عموی یک بوزینه

خیلی عجیبی. — اصلاً روحت هم خبر نداره

پس پدرت تمام قلمرو رو بهت نشون داد، نه؟

همه‌چیز رو

اون پشتِ تپه‌های مرز شمالی رو بهت نشون نداد؟

خب، نه. گفت اجازه ندارم برم اونجا

و کاملاً هم درست گفته

اونجا بیش از حد خطرناکه

فقط شجاع‌ترین شیرها به اونجا می‌رن

خب من شجاعم. مگه اونجا چیه؟

متاسفم سیمبا، اصلاً نمی‌تونم بهت بگم

چرا نه؟

من فقط صلاحِ برادرزاده‌ی عزیزم رو می‌خوام

آره جون خودت! من تنها برادرزادتم

پس دلیلِ بیشتری دارم که ازت محافظت کنم

قبرستون فیل‌ها جای یه شاهزاده‌ی جوان نیست. ای وای

قبرستونِ چی؟ وای

اوه عزیزم، انگار زیادی حرف زدم

خب، گمانم دیر یا زود خودت می‌فهمیدی

بس که تو باهوش و ذکاوتی

فقط یه لطفی در حقم بکن

بهم قول بده هیچ‌وقت پا به اون جای وحشتناک نمی‌ذاری

حله، خیالت راحت

آفرین پسرِ خوب

More Farsi Persian subtitles for The Lion King

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left