முதல் 48 வரிகள்.
چرا؟ چرا نمي توني به هيچ آهنگي فکر کنم؟
خب احمق جون براي همينه که !همش بهت ميگم بايد عاشق شي
،براي خلق کردن هنر نياز به حس کردن داري ...حس کردن
چند دقيقه اي ميرم بيرون
!اما ديگه وقتي نمونده
بايد تا آخر هفته عنوانِ آهنگ رو بسازي
!براي همين مي خوام برم بيرون ديگه
!برون ×اسم سگش به معني قهوه اي×
..سلام! من مي خوام اتاقم رو تحويل بدم
اسمتون لينگ لينگه، درسته؟
تشريف مي بريد فرودگاه؟
براتون تاکسي بگيرم؟
نه، احتياجي نيست، يک ساعت ديگه مي رم فقط ممکنه چمدونم رو اينجا بذارم؟
!البته
ممنونم
مينهو کجاست؟
رفت بيرون
!چي پوشيد؟
خُب .. لباس خيلي راحت و معمولي اي ...پوشيده بود
براي همينه که مردم همش مي گن !طراح لباسش غيرقابل اعتماده
حتما اين دفعه هم دوباره قراره عکساي !عجيب غريب ازش بذارن تو اينترنت
ببخشيد؟
ميشه کمکم کنيد عکس بندازم؟
!عکس! لطفا
آه، خدايا! آخه چجوري من رو شناخت؟ ..!سر تا پام پوشيده است که
!!متاسفم .. نه
!باشه! باشه، عکس بنداز
!آه .. گرفتم چي مي خواي
!!لطفا زودتر
..وايي، چقدر اذيت مي کنه !حالا خوبه؟
!از شما نه، از من !عکس خودم رو مي خوام
تو؟؟
!آها! ها ها ها .. البته
يکي ديگه، با سگت
!بِرون؟
...بِرونِ من با هرکسي عکس نمي اندازه
اسمت بِرونه؟ من لينگ لينگ ـَم
از آشناييت خوشحالم! بيا باهم عکس بندازيم باشه؟
..چيش
...همين طور که نور خورشيد بهت مي تابه
صدات تو عمق قلب من طنين مي اندازه
مهم نيست چقـدر دور باشي، من همچنان صدات مي زنم
"لمسِ قلبم"
!يه آهنگ ساختم ..با تشکر از تو
تو يه آهنگ سازي؟
آره
چه آهنگ دوست داشتني اي
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.