முதல் 200 வரிகள்.
از چشمانداز هواییمون داریم میبینیم
آشفتگی ترافیکی بیسابقهای در کل پایتخت
طبق گفته شاهدان عینی، چندین ماشین ناگهان ایستادن
و موتورهاشون شعلهور شدن
گزارشهایی از مجروحیت هست، ولی هنوز تلفاتی نداشتیم
اطراف این ماشینها ترافیک خیلی شدیدی ایجاد شده
که مانع رسیدن نیروهای امدادی میشه
هنوز خبری از علت این ماجرا نیست
"هو" رو ببرین سلول بازجویی شماره هشت
"جعبه وحشت"؟ آره
من حقوقم رو میدونم. باید با وکیل پدرم حرف بزنم
هیچ تماسی نداری
و اگه هم داشتی، بهتره به خشکشویی زنگ بزنی
و یه دندونپزشک
چرا من باید خبر سوختن ماشینها رو از تلویزیون بشنوم؟
معذرت میخوام، قربان
منتظر بودیم تا مطمئن بشیم چی شده
و مطمئن شدین؟ خب، تروریسم رو رد کردیم
بمبگذاری تو ماشینها نبوده
ظاهراً یه ماده شیمیایی تو سوخت باعث شده موتورها قفل کنن و بیش از حد داغ بشن
و شرکتهای سوخت چی میگن؟
قبول مسئولیت نمیکنن. ادعای خرابکاری دارن
"فرست دسک" داره بررسی میکنه که چطور و کجا این اتفاق افتاده
جدی؟
نمیفهمم
چرا هنوز این همه ماشین آتیشگرفته تو خیابوناست؟
پلیس نمیتونه جابهجاشون کنه تا وقتی شعلهها خاموش بشن
و آتشنشانی هم نمیتونه برسه اونجا تا ترافیک باز بشه
آره، ولی خب...
ببخشید. متاسفم
وِلان
موقع پیادهرویتون دیدمتون
نظری رسمی در مورد گزارشی که داریم منتشر میکنیم دارید؟
برای ستون "دودی گیمبال" قراره منتشر کنیم؟
شما نباید این شماره رو داشته باشید. چطور جرئت میکنید؟
عواقب بدی در انتظار شماست، اینو بهتون قول میدم
عواقبش پای خودته
اگه اینقدر مشغول دنبال زنبازی نبودی
شاید الان تیراندازی و ترافیک نداشتیم
اوضاع ترافیک تحت کنترله؟
آره، حدود ده دقیقه پیش
داشتم آماده میشدم که همه پمپ بنزینهای لندن رو ببندم
پمپ بنزین. پمپ... پمپ بنزین
خوشبختانه متوجه شدیم که تمام پمپ بنزینهای درگیر
سوختشون رو از یک تانکر مشخص گرفته بودن
پس، ترافیک باید تا آخر امروز عادی بشه
حصار انبار سوخت بریده شده بود
پس حدس میزنیم دستکاری سوخت اونجا انجام شده
به احتمال زیاد کار معترضان اقلیمیه
شهردار لندن، ظفر جعفری، با صدور بیانیهای خواستار آرامش شده
در پی چیزی که منابع میگن نتیجه دستکاری سوخته
در حالی که نیروهای امدادی تمام تلاششون رو میکنن
تا جادهها رو باز کنن، من از مردم میخوام که ماشینهاشون رو رها کنن
نگاهشون کن اون پایین، دیوونشون کردیم
و چیزی که قراره بیاد، دیوونهترشون میکنه
چند نفر رو میکشه؟
همهشون رو. یه قتلعام میشه
ترافیک بیشتر اطراف همون ماشینها متمرکزه
مثلاً "ماسول هیل"، "الفنت اند کسل"، "مایل اند" و "سیتی"
فوتی نداشتیم. البته، یه بازنشسته تو بخش مراقبتهای ویژه است
ببخشید، چرا تیم خنثیسازی بمب رو برگردوندن؟
خب، خوب میشد اگه میدونستیم
پس چرا موتورها منفجر شدن؟
خب، وقتی آتیش خاموش شد، تیم تشخیص هویت رو بیارین
اونا باید بتونن بگن اون ماده شیمیایی چی بوده
و از کجا اومده. برنامهمون چیه؟
اینکه من اینجا گیر افتادم هم هیچ کمکی نمیکنه
طبق معمول
یعنی هیچ کاری نکنیم؟
آره. تا وقتی که من در جریان باشم
تاورنر میخواد تو قرنطینه باشن در حالی که خودش هو رو تحت فشار میذاره
اگه دوربین مداربسته چیزی نشون داد، بهم خبر بده
"شرلی دندر" کجاست؟
تو دستشویی پایین چک کن
یا داره یه خطی میزنه یا داره یه چیزی از خودش در میکنه
گوشیها
من به شرلی پول دادم که برای همهمون صبحونه بگیره
البته نه برای تو
این قبل از رسیدن تو بود
هی. کجا میری؟
خب... حرف صبحونه منو کمی گرسنه کرد
پایین کیک تازه و چیپس هست
بشین. انگار صبحونهت داره میاد
ریور؟
چی؟ صداتو نمیشنوم
لعنتی. هی! حواست کجاست؟
بابا ول کن این بازیها رو
و گوشیتو بده به من
کو، قرنطینه است. گوشیتو بهش بده
بده اینو. هیچ ارتباطی نیست، این یه قرنطینه است
این پادکسته. اهمیت نمیدم
یالا، گوشیتو بهش بده وگرنه زنگ میزنه
به اون دو تا سگی که تو دفتر "رادی" هستن
چی؟
هیچی لعنتی رو نمیشنوم. یه لحظه دیگه میبینمت
چرا انقدر همکاری میکنی؟
من فقط... بعضی وقتا واقعاً زیاد پاسخگو نیست
ولی نمیدونم چرا خودمو اذیت میکنم. ادامه بده
با پرونده "اسلو هاوس" آشنایی دارید، درسته؟
خب، پس میدونید که بعضی از ماها مشکلاتی داریم
برو سر اصل مطلب.
خب، آخه موسیقی گوش کردن...
پادکست.
گوش کردن به موسیقی یا پادکست، آقای کو رو آروم میکنه.
اگه چیزی گوش نکنه چی میشه؟
مطمئن نیستم. ما قبلاً هیچوقت جلوش رو نگرفتیم.
باشه، اون موسیقی لعنتی رو گوش بده. هر کوفتی.
پادکسته.
هیچ زندانی ساخته نشده که بتونه منو نگه داره.
تنها زندانی که ازش میترسم، زندان ذهنمه.
و سالها پیش ازش بیرون زدم.
من افسانهای، تاریخی و آیندهگرا هستم.
رادی هو فقط آخرین تجلی نیروی قوی منه.
من رو نمیشه خلق کرد.
و نه نابود کرد.
آقا ایزاک نیوتون، مادرجندهها!
تنها تفاوت بین من و اون اینه که من به قانونها اعتقاد ندارم.
من خود قانونم.
چقدره داره این کارو میکنه؟
حدود ۲۰ دقیقه بیوقفه.
چی باعث این میشه؟
این از کمشیر خوردنه یا پرشیر خوردن؟
هی، بسه دیگه.
مطمئنم حیوانات جنگلی که پیداش کردن، نهایت تلاششون رو کردن.
اسکندر کبیر. چنگیزخان.
اینجا چه خبره؟
چرا این آدمها رو از هاب کشیدین بیرون؟
ببخشید، خانم.
واکنشش به این اتاق عجیب بوده.
واو.
خوش اومدی، کلاریس. نه، رادی.
میذارم پنج دقیقه آروم اینجا بشینی
و به این اتاق فکر کنی.
و به همه کارهایی که اگه کمکم نکنی، میتونم توش انجام بدم.
باشه؟ بهزودی میبینمت.
و تو کی هستی؟
اول تو، حرومزاده.
جا هست واسه یه کوچولو؟
به من دست نزن، کسکش.
ای بابا!
چیه، همینجوری اومدی تو و تسلیم شدی؟
چرا بهم هشدار ندادی که اینجا پر از عوضیه؟
چرا، زنگ زدم بهت.
تمام لندن به هم ریخته.
صدات رو نمیشنیدم.
باشه، خب منم نمیتونستم بشنوم تو نمیشنوی، مگه نه؟
ای بابا، شرلی. با پول من شراب خریدی؟
آره، ببین، من فکر کردم اینجوری برای بقیه ما بیشتر میمونه.
خب، نمیشه به منطقش خرده گرفت.
واقعاً میخوای روز رو با شراب شروع کنی؟
واسه مشروب یکم زوده ولی هر کار دوست داری بکن.
بهت میگم یه چیزی داره اون بیرون اتفاق میافته.
کامل قفل شده.
فلایت در جریانه. شاید افتخار بده و بهمون بگه.
تو چند تا پمپ بنزین حادثه شده.
سه تا.
چه جور حوادثی؟
کار پارکه.
و ما رو پاییدن؟ اونم کار پارکه؟
این کار یکم از شما بعیده.
شماره سه.
کو، چی داری میگی؟
تو لیست.
که اشاره کردم.
قبلاً.
استراتژی بیثباتسازی.
داشتم سعی میکردم بهش تلویحاً اشاره کنم تا اینکه صراحتاً بگم.
جلوی این جمع غیرمنتظره.
آره، خب، دلیل اصلی برای نگفتنش جلوی همه...
فقط از خجالت دیوانگی و حماقت محضه.
شماره سه اینه که حمل و نقل رو مختل کنیم.
فکر میکنه نیروهای شوم دارن سعی میکنن کشور رو زمین بزنن.
آره، ولی مزخرفه.
اصلاً معنی نمیده.
منظورم اینه، چرا ترافیک لندن رو مختل کنی وقتی که خودش همیشه داغونه؟
دوباره رفته تو.
پس اینقدر الگوی کافی هست که یه استراتژی بیثباتسازی باشه؟
نیست. چرا یکی سعی کرد رادی رو بکشه؟
این چیزیه که باید نگرانش باشیم.
و چرا با همون اسلحه سعی کردن بکشنش...
که قاتل ابوتسفیلد رو اعدام کرد؟
چی؟ صبر کن، تو از کجا میدونی؟
تاورنر.
و چرا تازه الان به ما میگی؟
چون داشتم فکر میکردم.
اعدام شد؟ من فکر کردم قاتل ابوتسفیلد خودش رو کشت؟
تاورنر از کلمه "اعدام" استفاده کرد.
و فلایت هم اصلاحم نمیکنه.
ببخشید؟
نمیتونید یه خورده پول خرد بهم بدین؟ میخوام برم مسافرخونه.
روز خوبی داشته باشی.
روز بدی داری؟
هر روز بده، رفیق.
هیچکس پولی نداره.
آره.
همه جا اوضاع سخته، نه؟
منظورم اینه که هیچ سکه یا اسکناسی ندارن.
همه چیز رو با گوشیهاشون پرداخت میکنن.
هی.
برات پول دارم.
No comments yet. Be the first to leave one.